محمدرضا موحدیان عطار

محمدرضا موحدیان عطار

شهرت :

موحدیان عطار
تاریخ وفات :
1360/08/28
مزار :
تکیه شهدا
زمینه فعالیت :
دفاع مقدس

 

 محمد رضا موحدیان عطار

فرزند مهدی در 1 شهریور1329ش در خانواده­ای مذهبی در اصفهان به دنیا آمد. تحصیلات خود را در رشتة زمین­شناسی ادامه داد؛ ولی در صنعت صنایع فولاد مشغول به کار شد. با پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل سازمان جهادسازندگی به این ارگان پیوست. هر چند از او خواسته شد که عضویت شورای جهاد استان را بپذیرد؛ ولی او کار کردن در مکان­های محروم را دوست می­داشت و مسؤولیت جهاد سمیرم را پذیرفت و فعالیت خود را در آن منطقه آغاز کرد. با شروع جنگ تحمیلی وی چند مرتبه به جبهه رفت و در کارهای مهندسی رزمی فعالیت کرد.

سرانجام در عملیات طریق­القدس در کنار رودخانة کرخه در حالی که فرمانده مهندسی رزمی بود و زخمی هم شده بود، در تاریخ28 آبان 1360ش به شهادت رسید و پیکر پاکش را به اصفهان منتقل و در گلستان شهدای اصفهان، قطعة طریق­القدس، ردیف5، شمارة 53 به خاک سپردند.

 

ویژگیهای اخلاقی شهید؛ محمدرضا جهادگری سخت­کوش بود و به کارهای سخت علاقمند بود و هر کجا کار مشکل­تر بود، همانجا می­رفت. عضویت در شورای جهاد استان را نپذیرفت و به سمیرم رفت. وی روحیه قوی و مصمم داشت و بسیار پر کار و کار در گرما برای او دلچسب بود.

 


مشروح زندگی نامه

 

 محمد رضا موحدیان عطار

فرزند مهدی در 1 شهریور1329ش در خانواده­ای مذهبی در اصفهان به دنیا آمد. تحصیلات خود را در رشتة زمین­شناسی ادامه داد؛ ولی در صنعت صنایع فولاد مشغول به کار شد. با پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل سازمان جهادسازندگی به این ارگان پیوست. هر چند از او خواسته شد که عضویت شورای جهاد استان را بپذیرد؛ ولی او کار کردن در مکان­های محروم را دوست می­داشت و مسؤولیت جهاد سمیرم را پذیرفت و فعالیت خود را در آن منطقه آغاز کرد. با شروع جنگ تحمیلی وی چند مرتبه به جبهه رفت و در کارهای مهندسی رزمی فعالیت کرد.

سرانجام در عملیات طریق­القدس در کنار رودخانة کرخه در حالی که فرمانده مهندسی رزمی بود و زخمی هم شده بود، در تاریخ28 آبان 1360ش به شهادت رسید و پیکر پاکش را به اصفهان منتقل و در گلستان شهدای اصفهان، قطعة طریق­القدس، ردیف5، شمارة 53 به خاک سپردند.

 

ویژگیهای اخلاقی شهید؛ محمدرضا جهادگری سخت­کوش بود و به کارهای سخت علاقمند بود و هر کجا کار مشکل­تر بود، همانجا می­رفت. عضویت در شورای جهاد استان را نپذیرفت و به سمیرم رفت. وی روحیه قوی و مصمم داشت و بسیار پر کار و کار در گرما برای او دلچسب بود.