احمد بیان الواعظین

احمد بیان الواعظین

شهرت :

بیان الواعظین
تاریخ وفات :
23/03/1371
مزار :
تکیه بروجردی
زمینه فعالیت :
عالم فاضل,خطیب و واعظ,محقق

   

 

 احمد بیان الواعظین

     احمد بن حسن بن محمد جواد بن محمد هادی احمد بن ادهم بن آقا محمدرضی قزوینی، معروف به بیان الواعظین در سوم صفر 1314ق در اصفهان تولد یافت. از نام آورترین اجداد ملااحمد یا شیخ احمد بیان اصفهانی، محمد بن حسن، معروف به آقا رضی قزوینی، از دانشمندان اواخر دوره صفوی بوده است.

    آقا رضی از شاگردان ملاخلیل قزوینی، صاحب شرح فارسی و اصول كافی بوده و تألیفات بسیاری از وی برجای مانده است. از جمله آثار وی می توان از: ابطال الرمل، تاریخ علمای قزوین، رساله شیر و شكر، رساله نوروز، ضیافة الاخوان، قبل الآفاق، كحل البصر و هدیة الخلان را نام برد. فرزند آقا رضی مشهور به ادهم نیز فاضلی محقق بوده كه به مناسبت نام او، نوادگانش از جمله شیخ احمد، فامیل ادهمی را انتخاب  كرده اند .

    احمد ( بیان اصفهانی ) از همان کودکی با استعداد قابل توجهی كه داشت و نیز كوششهای بی دریغ پدرش توانست در فراگیری و تحصیل علم قدم بردارد. ملاحسن ادهم فرزندش را به معلم سپرد، او نیز تا سن چهارده سالگی با بسیاری از كتب ادبیات فارسی آشنا و به خواندن و نوشتن و تصحیح متون ادبی متعدد این زبان سر و كار داشت. عشق وی به شعر و ادبیات فارسی باعث شد بعدها اشعاری بسراید. وی با علم تجوید به خوبی آشنا شد. نزدیك به شش سال نزد حاج ملاابوالقاسم زفراه ای كه از دانشمندان ادبی و بلاغی، بویژه علوم ادب عربی در اصفهان بود، استفادة وافر برد و دانشهایی مانند صرف، نحو و منطق را فراگرفت و در تحصیل این گونه علوم، دقت كافی را مبذول داشت .

    از جمله دانشمندان بزرگ و وارستة اصفهان در آن زمان كه از جهت مرتبه علمی و سیره عملی موقعیت بارزی داشت، آیت الله شیخ احمد مجتهد بیدآبادی بود كه مدتها از حیث كسب دانشها و معانی از وی بهره برد، بویژه این كه علاوه بر فراگرفتن مقداری از فقه نزد ایشان به تاریخ 14 رجب 1347ق از وی موفق به كسب اجازة روایت حدیث گردید. در آن زمان، با توجه به موقعیت و نفوذ خاندان نجفی مسجد شاهی و مجالس و محافل كه در مدارس واقع در مسجد جامع عباسی ( مسجد امام ) بر قرار می شد، وارد آن حوزه گردید و به نوشته خودش، در عرض پنج شش سال غالب سطوح فقه و اصول را به خوبی مباحثه كرد و در این اثنا، از جلسات درس آیت الله شیخ محمد تقی نجفی (م: 1332ق ) معروف به آقانجفی بهره مند شد.

   از دیگر اساتید وی، عالم فاضل و ادیب شاعر، مرحوم میرزا یحیی مدرس بیدآبادی بوده كه خود مدرس سطح فقه و اصول و ادبیات عرب در مدرسه میرزاحسین در محله بیدآباد بوده است.

    همچنین مرحوم بیان از استاد دیگر خود به نام عالم فاضل مرحوم سیدآقا جان نوربخش كه مطول را نزد وی فرا گرفت، یاد می كند.

    با توجه به پشتوانه های مادی و معنوی كه با وجود شیخ محمدتقی برای طلاب اصفهان بویژه، طالبان علم در حوزة درسی ایشان فراهم آمده بود، پس از فوت آقانجفی، مشكلات و مسائلی در اصفهان بروز كرد، بویژه، گرانی و كمبودهایی كه در سال 1335ق در اصفهان به وجود آمد، نابسامانی و خللی در امور مادی مردم حاصل کرد و این موضوع رنجش بسیاری از مردم از جمله اهل علم را در برداشت؛ به طوری كه تعداد بسیاری از طلاب و جویندگان دانش از فعالیتهای خود دست كشیدند، اما برخی چون شیخ احمد بیان، با تمام مشقت و سختیها به كار خود ادامه دادند و این مسایل باعث از  رونق افتادن حوزه علمیه اصفهان و ركود قابل ملاحظه در آن جا گردید.

    صاحب عنوان در قسمتی از شرح حال خود گله مندی را متوجه كسانی می كند كه در آن زمان، متولی املاك و مستغلات موقوفه بوده و به جای این كه منافع آن را صرف امور محصلان و فراگیران علوم دینی و احداث و مرمت مدارس نمایند، در جهت سودجویی خود و اطرافیانشان كوشیده اند.

    شیخ احمد بیان الواعظین بارها به دلیل گرفتاریها، بویژه قروض خود به این صاحب منصبان و متولیان مراجعه می نماید، ولی همواره جز جواب منفی پاسخ دیگری نشنیده است.

    شیخ احمد از اوان جوانی به مطالعه و تحقیق عشق می ورزید و در آن ایام نیز اوقات زیادی را به خواندن كتاب و رسائل اختصاص می داد و این باعث جمع آوری كتاب و ایجاد كتابخانه ارزشمند شخصی وی شد. نفاست كتابخانه او بیشتر به دلیل آشنایی وی با كتابهایی گرانسنگ و منابع بود كه سبب گردید از بهترین و نفیس ترین كتابخانه های شخصی محسوب شود. همچنین وی از صدایی رسا و قدرت بیان فوق العاده  بهره مند بود و بیانی ملیح داشت؛ بدین جهت به ملیحی بیان نیز معروف بود، ضمن این كه منبرش جالب، متقن و همراه با مستندات تاریخی بود .

    در سال 1351ق بویژه پس از فوت پدرش و با توجه به برخی ناملایمات كه بخصوص نسبت به اهل علم می دید، از وعظ و خطابه دست كشیده و بیشتر در منزل به مطالعه، تحقیق و تألیف پرداخت. او در همین خصوص نوشته است: رشتة علاقه را از خلق گسیخته و با كتاب و مطالعه مأنوس گردیده و افسردگیهای خاطر به سیر، سیر و تواریخ  زدوده.

    تلاشها و زحمات وی، ثمراتی را در برداشت كه از جمله تألیفات و تقریرات شیخ احمد بیان بود كه به دو زبان عربی و فارسی نگاشته شده و عبارتند از :

1اصل الكلام.2-ران ملخ: در دو جلد، 3-ضیاءالنحو: در امهات مسائل علم نحو كه از تقریرات درس استادش مرحوم حاج ابوالقاسم زفره ای و به زبان فارسی است.4-جوهر مقصود 5-دیوان اشعار.6-النوادر و المتفرقات.7- خُلدبرین یا تاریخ گویندگان اسلام از خطبای واعظین كه به ضمیمه دو جلد پایانی در الكنی و الالقاب مجموعاً ده جلد می شود.

    از بین كتابها و رسایل نامبرده، تنها جلد اول كتاب خلدبرین در سال 1367ق چاپ شده كه انصافاً از نظر محتوا و نگارش ارزشمند است. این اثر علاوه بر این كه تذكره ای محققانه برای شناخت وعاظ جهان اسلام از شیعه و سنی، از قرون اولیة هجری تا دورة معاصر محسوب می شود، در اهمیت سخن و خطابه و تأثیرات آن مطالبی ارزشمند در بر دارد.

    همچنین، مرحوم بیان الواعظین دارای طبع شعری بوده است و در اشعارش « بیان » تخلص می كرده و در این زمینه دیوان شعری داشته است. از نمونه اشعارش، شعری است كه در وفات پدرش سروده و بر سنگ مزار پدرش حك شده است.

    شیخ احمد بیان، از لحاظ رفتار اجتماعی مردمدار و در بین مردم و نیز در خانواده خوش اخلاق و رفتاری مطلوب و پسندیده داشته است          

    سرانجام وی در شب یكشنبه 23 ربیع الاول سال 1371ق وفات یافت و جنب مزار پدرش در صحن تكیه بروجردی به خاك سپرده شد.

    بر سنگ مزار وی اشعاری در مرثیه و ماده تاریخ وفاتش حك شده كه آورده می شود:

آه كز جور و جفای چرخ دون/شد دل اهل صفاهان غرق خون

رفت از كف واعظی شیرین سخن/هم خطیبی اوستادی ذو فنون

حاج شیخ احمد بیان الواعظین/آن كه كاخ فضل را بودی ستون

كرد در بر خلعت الطاف حق/جامه تن چون نمود از جان برون

در بیان خطبه و تاریخ و وعظ/چون جناب او نیامد تاكنون

در غمش بشكست پشت دوستان/زین مصیبت رفت از دل ها سكون

سال فوتش را برای  دوستان/گشت چون طبع صفایی رهنمون

زد صدا در جمع و تاریخش سرود/« نزد حق شد رتبه احمد فزون »

                         

 


مشروح زندگی نامه

   

 

 احمد بیان الواعظین

     احمد بن حسن بن محمد جواد بن محمد هادی احمد بن ادهم بن آقا محمدرضی قزوینی، معروف به بیان الواعظین در سوم صفر 1314ق در اصفهان تولد یافت. از نام آورترین اجداد ملااحمد یا شیخ احمد بیان اصفهانی، محمد بن حسن، معروف به آقا رضی قزوینی، از دانشمندان اواخر دوره صفوی بوده است.

    آقا رضی از شاگردان ملاخلیل قزوینی، صاحب شرح فارسی و اصول كافی بوده و تألیفات بسیاری از وی برجای مانده است. از جمله آثار وی می توان از: ابطال الرمل، تاریخ علمای قزوین، رساله شیر و شكر، رساله نوروز، ضیافة الاخوان، قبل الآفاق، كحل البصر و هدیة الخلان را نام برد. فرزند آقا رضی مشهور به ادهم نیز فاضلی محقق بوده كه به مناسبت نام او، نوادگانش از جمله شیخ احمد، فامیل ادهمی را انتخاب  كرده اند .

    احمد ( بیان اصفهانی ) از همان کودکی با استعداد قابل توجهی كه داشت و نیز كوششهای بی دریغ پدرش توانست در فراگیری و تحصیل علم قدم بردارد. ملاحسن ادهم فرزندش را به معلم سپرد، او نیز تا سن چهارده سالگی با بسیاری از كتب ادبیات فارسی آشنا و به خواندن و نوشتن و تصحیح متون ادبی متعدد این زبان سر و كار داشت. عشق وی به شعر و ادبیات فارسی باعث شد بعدها اشعاری بسراید. وی با علم تجوید به خوبی آشنا شد. نزدیك به شش سال نزد حاج ملاابوالقاسم زفراه ای كه از دانشمندان ادبی و بلاغی، بویژه علوم ادب عربی در اصفهان بود، استفادة وافر برد و دانشهایی مانند صرف، نحو و منطق را فراگرفت و در تحصیل این گونه علوم، دقت كافی را مبذول داشت .

    از جمله دانشمندان بزرگ و وارستة اصفهان در آن زمان كه از جهت مرتبه علمی و سیره عملی موقعیت بارزی داشت، آیت الله شیخ احمد مجتهد بیدآبادی بود كه مدتها از حیث كسب دانشها و معانی از وی بهره برد، بویژه این كه علاوه بر فراگرفتن مقداری از فقه نزد ایشان به تاریخ 14 رجب 1347ق از وی موفق به كسب اجازة روایت حدیث گردید. در آن زمان، با توجه به موقعیت و نفوذ خاندان نجفی مسجد شاهی و مجالس و محافل كه در مدارس واقع در مسجد جامع عباسی ( مسجد امام ) بر قرار می شد، وارد آن حوزه گردید و به نوشته خودش، در عرض پنج شش سال غالب سطوح فقه و اصول را به خوبی مباحثه كرد و در این اثنا، از جلسات درس آیت الله شیخ محمد تقی نجفی (م: 1332ق ) معروف به آقانجفی بهره مند شد.

   از دیگر اساتید وی، عالم فاضل و ادیب شاعر، مرحوم میرزا یحیی مدرس بیدآبادی بوده كه خود مدرس سطح فقه و اصول و ادبیات عرب در مدرسه میرزاحسین در محله بیدآباد بوده است.

    همچنین مرحوم بیان از استاد دیگر خود به نام عالم فاضل مرحوم سیدآقا جان نوربخش كه مطول را نزد وی فرا گرفت، یاد می كند.

    با توجه به پشتوانه های مادی و معنوی كه با وجود شیخ محمدتقی برای طلاب اصفهان بویژه، طالبان علم در حوزة درسی ایشان فراهم آمده بود، پس از فوت آقانجفی، مشكلات و مسائلی در اصفهان بروز كرد، بویژه، گرانی و كمبودهایی كه در سال 1335ق در اصفهان به وجود آمد، نابسامانی و خللی در امور مادی مردم حاصل کرد و این موضوع رنجش بسیاری از مردم از جمله اهل علم را در برداشت؛ به طوری كه تعداد بسیاری از طلاب و جویندگان دانش از فعالیتهای خود دست كشیدند، اما برخی چون شیخ احمد بیان، با تمام مشقت و سختیها به كار خود ادامه دادند و این مسایل باعث از  رونق افتادن حوزه علمیه اصفهان و ركود قابل ملاحظه در آن جا گردید.

    صاحب عنوان در قسمتی از شرح حال خود گله مندی را متوجه كسانی می كند كه در آن زمان، متولی املاك و مستغلات موقوفه بوده و به جای این كه منافع آن را صرف امور محصلان و فراگیران علوم دینی و احداث و مرمت مدارس نمایند، در جهت سودجویی خود و اطرافیانشان كوشیده اند.

    شیخ احمد بیان الواعظین بارها به دلیل گرفتاریها، بویژه قروض خود به این صاحب منصبان و متولیان مراجعه می نماید، ولی همواره جز جواب منفی پاسخ دیگری نشنیده است.

    شیخ احمد از اوان جوانی به مطالعه و تحقیق عشق می ورزید و در آن ایام نیز اوقات زیادی را به خواندن كتاب و رسائل اختصاص می داد و این باعث جمع آوری كتاب و ایجاد كتابخانه ارزشمند شخصی وی شد. نفاست كتابخانه او بیشتر به دلیل آشنایی وی با كتابهایی گرانسنگ و منابع بود كه سبب گردید از بهترین و نفیس ترین كتابخانه های شخصی محسوب شود. همچنین وی از صدایی رسا و قدرت بیان فوق العاده  بهره مند بود و بیانی ملیح داشت؛ بدین جهت به ملیحی بیان نیز معروف بود، ضمن این كه منبرش جالب، متقن و همراه با مستندات تاریخی بود .

    در سال 1351ق بویژه پس از فوت پدرش و با توجه به برخی ناملایمات كه بخصوص نسبت به اهل علم می دید، از وعظ و خطابه دست كشیده و بیشتر در منزل به مطالعه، تحقیق و تألیف پرداخت. او در همین خصوص نوشته است: رشتة علاقه را از خلق گسیخته و با كتاب و مطالعه مأنوس گردیده و افسردگیهای خاطر به سیر، سیر و تواریخ  زدوده.

    تلاشها و زحمات وی، ثمراتی را در برداشت كه از جمله تألیفات و تقریرات شیخ احمد بیان بود كه به دو زبان عربی و فارسی نگاشته شده و عبارتند از :

1اصل الكلام.2-ران ملخ: در دو جلد، 3-ضیاءالنحو: در امهات مسائل علم نحو كه از تقریرات درس استادش مرحوم حاج ابوالقاسم زفره ای و به زبان فارسی است.4-جوهر مقصود 5-دیوان اشعار.6-النوادر و المتفرقات.7- خُلدبرین یا تاریخ گویندگان اسلام از خطبای واعظین كه به ضمیمه دو جلد پایانی در الكنی و الالقاب مجموعاً ده جلد می شود.

    از بین كتابها و رسایل نامبرده، تنها جلد اول كتاب خلدبرین در سال 1367ق چاپ شده كه انصافاً از نظر محتوا و نگارش ارزشمند است. این اثر علاوه بر این كه تذكره ای محققانه برای شناخت وعاظ جهان اسلام از شیعه و سنی، از قرون اولیة هجری تا دورة معاصر محسوب می شود، در اهمیت سخن و خطابه و تأثیرات آن مطالبی ارزشمند در بر دارد.

    همچنین، مرحوم بیان الواعظین دارای طبع شعری بوده است و در اشعارش « بیان » تخلص می كرده و در این زمینه دیوان شعری داشته است. از نمونه اشعارش، شعری است كه در وفات پدرش سروده و بر سنگ مزار پدرش حك شده است.

    شیخ احمد بیان، از لحاظ رفتار اجتماعی مردمدار و در بین مردم و نیز در خانواده خوش اخلاق و رفتاری مطلوب و پسندیده داشته است          

    سرانجام وی در شب یكشنبه 23 ربیع الاول سال 1371ق وفات یافت و جنب مزار پدرش در صحن تكیه بروجردی به خاك سپرده شد.

    بر سنگ مزار وی اشعاری در مرثیه و ماده تاریخ وفاتش حك شده كه آورده می شود:

آه كز جور و جفای چرخ دون/شد دل اهل صفاهان غرق خون

رفت از كف واعظی شیرین سخن/هم خطیبی اوستادی ذو فنون

حاج شیخ احمد بیان الواعظین/آن كه كاخ فضل را بودی ستون

كرد در بر خلعت الطاف حق/جامه تن چون نمود از جان برون

در بیان خطبه و تاریخ و وعظ/چون جناب او نیامد تاكنون

در غمش بشكست پشت دوستان/زین مصیبت رفت از دل ها سكون

سال فوتش را برای  دوستان/گشت چون طبع صفایی رهنمون

زد صدا در جمع و تاریخش سرود/« نزد حق شد رتبه احمد فزون »