سید امین الله جلوه اردستانی

سید امین الله جلوه اردستانی

شهرت :

جلوه اردستانی
تاریخ وفات :
1324/01/01
مزار :
تکیه سیدالعراقین
زمینه فعالیت :
طبیب
سرهنگ دکتر سید امین اللّه جلوه، فرزند میرزا محمّد فرزند حاج میرزا تقى، از سادات طباطبا و از احفاد علّامه میرزا رفیعاى نایینى، در حدود سال 1302ق در محلّه رامیان اردستان متولد شد.
در اردستان و اصفهان و تهران به تحصیل پرداخت و در رشته طب مدرسه دارالفنون دکترای خود را دریافت نمود. وی ابتدا به استخدام پلیس جنوب درآمد و پس از انحلال آن به بهدارى ارتش منتقل گردید و مدتى رئیس بهدارى لشکر اصفهان و زمانى معاون بهدارى ارتش بود.
مرحوم دکتر جلوه، طبیبى حاذق و داراى محاسن اخلاقى، و به نیک نفسى وپاک دامنى مشهور بود.
وى در سال 1324ش در اصفهان وفات یافت و در شمال شرق تکیه سیدالعراقین مدفون شد. اشعار ذیل بر روى سنگ مزارش حک شده است:
آه از جور چرخ کج آئین/که برآزادگان بود سر کین
هر دم از شاخسار باغ وجود/از سر کینه مى شود گلچین
همچو آن سرو بوستان خزان/که شد از جور چرخ خاک نشین
بود اوگنج و رهزن ایام/همچو گنجش به خاک کرد دفین
الغرض مرغ روحش از سر شوق/رفت تا بر فراز علّیّین
خواستم سال رحلتش از جمع/که یکى زان همه کند تعیین
پاى «یکتا» برون نمود و بگفت:/«جلوه گر بین امین به خلد برین»

مشروح زندگی نامه
سرهنگ دکتر سید امین اللّه جلوه، فرزند میرزا محمّد فرزند حاج میرزا تقى، از سادات طباطبا و از احفاد علّامه میرزا رفیعاى نایینى، در حدود سال 1302ق در محلّه رامیان اردستان متولد شد.
در اردستان و اصفهان و تهران به تحصیل پرداخت و در رشته طب مدرسه دارالفنون دکترای خود را دریافت نمود. وی ابتدا به استخدام پلیس جنوب درآمد و پس از انحلال آن به بهدارى ارتش منتقل گردید و مدتى رئیس بهدارى لشکر اصفهان و زمانى معاون بهدارى ارتش بود.
مرحوم دکتر جلوه، طبیبى حاذق و داراى محاسن اخلاقى، و به نیک نفسى وپاک دامنى مشهور بود.
وى در سال 1324ش در اصفهان وفات یافت و در شمال شرق تکیه سیدالعراقین مدفون شد. اشعار ذیل بر روى سنگ مزارش حک شده است:
آه از جور چرخ کج آئین/که برآزادگان بود سر کین
هر دم از شاخسار باغ وجود/از سر کینه مى شود گلچین
همچو آن سرو بوستان خزان/که شد از جور چرخ خاک نشین
بود اوگنج و رهزن ایام/همچو گنجش به خاک کرد دفین
الغرض مرغ روحش از سر شوق/رفت تا بر فراز علّیّین
خواستم سال رحلتش از جمع/که یکى زان همه کند تعیین
پاى «یکتا» برون نمود و بگفت:/«جلوه گر بین امین به خلد برین»