منگوقاآن ذوالخیر

منگوقاآن ذوالخیر

شهرت :

ذوالخیر
تاریخ وفات :
1349/05/10
مزار :
تکیه خلیلیان-دردشتی
زمینه فعالیت :
روزنامه نگار
از روزنامه نگاران و ادبای تاریخ اخیر اصفهان است. از تولد و زندگیش اطلاع چندانی در دست نیست. پدرش دکتر حیدرعلی خان معروف به حکیم کرمانشاهی بوده است. ذوالخیر به خاطر نوشته ها و انتشار روزنامه هایش معروف و شناخته شده است. در حوادث مشروطیّت، جوانی کوشا و جویای نام بود. هشت سال پس از انقلاب مشروطیّت، در سفری به شیراز به سال 1332ق، موفق به انتشار روزنامه ای به نام «تازیانه» می شود، تا بدین طریق مبلّغ افکار انقلابیون باشد ولی توفیق چندانی نمی یابد. وی مجدداً اقدام به انتشار روزنامة «تازیانة غیرت» به سال 1333ق در همان جا می کند. هنوز یک سال از انتشار روزنامه اش نگذشته بود که در سال 1334ق در حوالی اصفهان گرفتار یکی از اشرار گردیده و مدتی زندانی می شود. این حبس به دستور«رضا خان جوزدانی» سرکردة اشرار صورت گرفت و چند ماهی هم به طول انجامید. علت آن را چنین آورده اند که، چون منگوقاآن از اصفهان با لباس مبدّل فراری شده، به منزل رضاخان، واقع در قلعة لای بید چرمهین، از قرای اصفهان، رسیده بعضی از اطرافیان رضاخان او را متهم به جاسوسی کرده و شیشة دواتی که شب بر سر سفره در دست داشت، وانمود کرده بودند که سم است و برای مسموم ساختن خان آورده و بدین سبب گرفتار شده و او را چوب زیاد زده، حبس کردند.
ذوالخیر، عاقبت به وساطت وحید دستگردی و حاج شیخ محمّد باقر الفت، نجات یافت. پس از آزادی مجدداً فعالیّت روزنامه نگاری خود را ادامه داد. این بار به تهران رفته و پس از چندی اقامت در آنجا، ابتدا در سال 1301ش همان روزنامة « تازیانة غیرت» را به صورت هفتگی از سرگرفت. در آنجا نیز این روزنامه دوامی نیاورد و به تعطیلی گرایید. سپس در سال 1303ش مجوز روزنامه ای دیگر به نام «آیین خلقت» را در تهران گرفت و شروع به انتشار آن نمود. این روزنامه که مهمترین روزنامة او محسوب می شود، در یک صفحة بزرگ و به صورت یومیه به چاپ می رسید. هر چند در آن اخبار داخلی و خارجی به صورت خلاصه و مختصر درج می شد، ولی فاقد هرگونه مقالات و اطلاعات دیگر بود. تنها نکتة بارز آن، سرمقالة آن بود. ایشان بعد از انتشار چندین شماره از آیین خلقت، تهران را ترک کرده، به اصفهان باز می گردد و در اواخر عمر در ادارة دخانیات اصفهان، به خدمت خود ادامه می دهد.
ذوالخیر از اخلاق و صفا و صداقت خاصی برخوردار بود، هر چند او را به خاطر عقایدش بعضی زرتشتی و بعضی دیگر بودایی می دانستند.
وی سرانجام در روز شنبه 28جمادی الاولی 1390ق/10 مرداد 1349ش دیده از جهان فروبست و پیکرش را در تخت فولاد اصفهان، تکیة خلیلیان به خاک سپردند. اشعار سنگ مزارش از استاد فضل الله خان اعتمادی متخلص به « برنا» است.

مشروح زندگی نامه
از روزنامه نگاران و ادبای تاریخ اخیر اصفهان است. از تولد و زندگیش اطلاع چندانی در دست نیست. پدرش دکتر حیدرعلی خان معروف به حکیم کرمانشاهی بوده است. ذوالخیر به خاطر نوشته ها و انتشار روزنامه هایش معروف و شناخته شده است. در حوادث مشروطیّت، جوانی کوشا و جویای نام بود. هشت سال پس از انقلاب مشروطیّت، در سفری به شیراز به سال 1332ق، موفق به انتشار روزنامه ای به نام «تازیانه» می شود، تا بدین طریق مبلّغ افکار انقلابیون باشد ولی توفیق چندانی نمی یابد. وی مجدداً اقدام به انتشار روزنامة «تازیانة غیرت» به سال 1333ق در همان جا می کند. هنوز یک سال از انتشار روزنامه اش نگذشته بود که در سال 1334ق در حوالی اصفهان گرفتار یکی از اشرار گردیده و مدتی زندانی می شود. این حبس به دستور«رضا خان جوزدانی» سرکردة اشرار صورت گرفت و چند ماهی هم به طول انجامید. علت آن را چنین آورده اند که، چون منگوقاآن از اصفهان با لباس مبدّل فراری شده، به منزل رضاخان، واقع در قلعة لای بید چرمهین، از قرای اصفهان، رسیده بعضی از اطرافیان رضاخان او را متهم به جاسوسی کرده و شیشة دواتی که شب بر سر سفره در دست داشت، وانمود کرده بودند که سم است و برای مسموم ساختن خان آورده و بدین سبب گرفتار شده و او را چوب زیاد زده، حبس کردند.
ذوالخیر، عاقبت به وساطت وحید دستگردی و حاج شیخ محمّد باقر الفت، نجات یافت. پس از آزادی مجدداً فعالیّت روزنامه نگاری خود را ادامه داد. این بار به تهران رفته و پس از چندی اقامت در آنجا، ابتدا در سال 1301ش همان روزنامة « تازیانة غیرت» را به صورت هفتگی از سرگرفت. در آنجا نیز این روزنامه دوامی نیاورد و به تعطیلی گرایید. سپس در سال 1303ش مجوز روزنامه ای دیگر به نام «آیین خلقت» را در تهران گرفت و شروع به انتشار آن نمود. این روزنامه که مهمترین روزنامة او محسوب می شود، در یک صفحة بزرگ و به صورت یومیه به چاپ می رسید. هر چند در آن اخبار داخلی و خارجی به صورت خلاصه و مختصر درج می شد، ولی فاقد هرگونه مقالات و اطلاعات دیگر بود. تنها نکتة بارز آن، سرمقالة آن بود. ایشان بعد از انتشار چندین شماره از آیین خلقت، تهران را ترک کرده، به اصفهان باز می گردد و در اواخر عمر در ادارة دخانیات اصفهان، به خدمت خود ادامه می دهد.
ذوالخیر از اخلاق و صفا و صداقت خاصی برخوردار بود، هر چند او را به خاطر عقایدش بعضی زرتشتی و بعضی دیگر بودایی می دانستند.
وی سرانجام در روز شنبه 28جمادی الاولی 1390ق/10 مرداد 1349ش دیده از جهان فروبست و پیکرش را در تخت فولاد اصفهان، تکیة خلیلیان به خاک سپردند. اشعار سنگ مزارش از استاد فضل الله خان اعتمادی متخلص به « برنا» است.