سید محمدصادق شهاب السادات افتخاری

سید محمدصادق شهاب السادات افتخاری

شهرت :

شهاب السادات افتخاری
تاریخ وفات :
1328/07/29
مزار :
تکیه قبرستان عمومی مصلی
زمینه فعالیت :
موسیقی دان
متولد 1254ش،از اساتید موسیقی در اصفهان و آزادی خواهان مشروطه است. در فتح تهران به وسیله قوای بختیاری، شرکت نموده، لقب «شهاب السادات» گرفت. از اساتیدش در آواز، سید رحیم اصفهانی و حبیب شاطر حاجی بودند. وی در29 مهر 1328ش فوت شد.
مشروح زندگی نامه
از اساتید موسیقی در اصفهان به سال 1254ش در محلة لنبان اصفهان بدنیا آمد. در دوران جوانی اش، مقارن با انقلاب مشروطیت، در جرگة آزادی خواهان قرار گرفت و همراه برادر بزرگش « افتخارالسلطنه» در فتح تهران به وسیله قوای بختیاری، شرکت نمود. از آن پس به لقب شاهی «شهاب السادات اصفهانی» ملقب شد. در این هنگام بود که از امین السلطان، مقام صدارت وقت ایران، درخواست نمود تا عمارت « هشت بهشت» به باغ ملی تبدیل گردد تا عموم مردم بتوانند از آنجا دیدن کنند. شهاب در این خصوص دست خط گرفت و مدتی قریب هشت سال، مسؤولیت حفظ و نگهداری این بنای تاریخی را به عهده داشت. پس از عزیمت احمد شاه قاجار به اروپا، افراد مشروطه طلب و آزادی خواه را در فشار قرار دادند و این دو برادر نیز مدتی در فرح آباد اصفهان محبوس شدند.
سید محمد صادق از جوانی صدای خوشی داشت و قرآن را با صدای نیکو می خواند تا آن که تحت تعلیم حبیب شاطر حاجی قرار گرفت و به خواندن آواز روی آورد. از دیگر اساتید وی سیدرحیم اصفهانی را ذکر کرده اند. پیران سالخورده و آنهایی که با موسیقی اهلیتی دارند، خواندن او را می ستایند و می گویند که صدای شهاب معنای آواز گرم، پخته و گیرا بوده است. شهاب بسیار کم می خواند و گزیده به طوری که خواندن او از یکی دو بیت تجاوز نمی کرد، اما با همه کوتاهی و ایجاز، آتشی به دل ها می ریخت که مپرس. آن گاه که با صدای بم، پر هیمنه و پرطمطراق خود، این شعر حزین لاهیجی را می خواند:
ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد
در دام مانده صیدی، صیاد رفته باشد
امشب صدای تیشه از بیستون نیامد
گویا به خواب شیرین، فرهاد رفته باشد
شهاب همواره در انتهای شعر و تحریر به جای استفاده از کلماتی که خوانندگان به کار می برند، نظیر« امان»، «حبیبم»، «دلی دلی» و ... سه مرتبه کلمه« وای» را به زبان جاری می ساخت. حیف و صد حیف که از این خواننده صاحب سبک هیچ اثر ضبط شده ای، باقی نیست. تنها این سبک خواندن را جلیل شهناز و حسن کسایی می دانند و می خوانند.
اهل موسیقی اصفهان، آقای شهاب را از موسیقی دانان خبره می دانستند. صدایی گیرا داشت و ظاهراً گوشه ای به نام شهابی نیز از وی در موسیقی وارد شده است. شهاب از خوانندگان بنام اصفهان بود و صدایی دو دانگ بم و گرم و جذاب داشت و لحن ها را با حالتی مطبوع و دلچسب ادا می کرد.
علاقة بسیاری به استاد صبا داشت و چنان بود که هر وقت به تهران می رفت، به صبا سری می زد و یا صبا در سفر به اصفهان، سراغ از شهاب می گرفت. در یکی از این سفرها بود که همراه ویلن صبا بیات ترک خواند و گوشه ای خواند که صبا برای اولین بار آن را می شنید و در ردیف موسیقی ایران به یاد شهاب این گوشه را شهابی نام نهاد. البته ناگفته نماند که این گوشه در ردیف اصفهان به نام « شیرین و فرهاد» است. شهاب را می توان در بم خوانی با خوانندگانی چون ادیب خوانساری، سید علی محمد قاضی عسگر و شهشهانی قیاس نمود که جملگی از شاگردان و بهترین یادگاران حبیب شاطر حاجی بوده اند.
از خصوصیات اخلاقی او می توان به جوانمردی و فتوت که خاصه عیاران و فتیان و جوانمردان است، اشاره کرد. وی بسیار عاطفی بود و خدمت به خلق را بالاترین و مهمترین وظیفه خود می دانست. صراحت لهجه، رُک گویی، بذله گویی و شوخ طبعی از دیگر خصوصیات او بود.
سرانجام سید محمد صادق شهاب السادات در 29مهر1328ش فوت شد و پیکرش را در قبرستان پشت مصلی تخت فولاد به خاک سپردند.
بر روی سنگ مزارش اشعار یدالله برخوردار متخلص به تائب آورده شده است که ماده تاریخ آن چنین است:
خرد گفت با تائب دل پریش / که تاریخ فوتش چنین کن حساب
بنه پا به جمع و به تاریخ گو/ بسوی جنان رفت صادق شهاب