نایب اسدالله

نایب اسدالله

شهرت :

نایب اسدالله
تاریخ وفات :
1932/03/21
مزار :
تکیه فیض
زمینه فعالیت :
موسیقی دان
فرزند نایب حسین خان، استادِ نوازندگی نی هفت بند، بداهه نواز، مناسب نواز، موسیقی دان و ردیف دان و معروفترین نی نواز عصر قاجار. مهمترین خدمت او همین بس که این ساز جالب و خوش آهنگ را با استادی در نواختن، مورد توجه همگان قرار داده و به آن اعتبار بخشید. وی مردی نیک نهاد و پاک سیرت بود و در حسن خلق بین مردمان آن روزگار ضرب المثل بود. در مجالسی که بعنوان مطربی دعوت می شد، به هیچ وجه نمی رفت، ولی برای معالجه بیماران هر کجا بود، مخصوصاًبرای فقرا و مستمندان مجاناً نی میزد، و نی زدن او بالای سر مریض اعجاز مسیحایی می کرد. در تعزیه خوانی ها نیز مجاناً و بی دریغ محض اعتقاد مذهبی نی می زد. از اساتیدش در ابتدا پدرش بوده و بعداً از ابراهیم آغاباشی و حسین قلی نی زن اصفهانی استفاده نمود. چندین سفر به تهران داشته و مقرب دربار ناصرالدین شاه بوده است. بالغ سی نفر از شاگردان وی را نام برده اند و اساتید طراز اول عهد قاجار با نایب همنوازی داشته اند. دوستی بی بدیلی بین وی و استاد سید رحیم اصفهانی بوده است. در زهد و تقوا و دستگیری از درماندگان شهرت بسزایی داشت و با وجودی که به دربار راه یافته بود، همیشه مسیر خانه اش به کاخ باغ نو (دربار ظل السلطان) را در اصفهان پیاده طی می کرد و در طول راه حاجت مستمندان را برآورده می ساخت. این هنرمند بی نظیر در زمستان 1311ش فوت نمود.
مشروح زندگی نامه
استادِ نوازندگی نی هفت بند، بداهه نواز، مناسب نواز، موسیقی دان و ردیف دان. +++نایب اسدالله، نی زن مشهور اصفهانی فرزند نایب حسین خان از بطن مادری بنام صاحب جان در اصفهان حدود سال 1230ش پا به عرصه وجود نهاد. در مورد دلیل اشتهار او به نایب استاد جلال الدین همایی معتقد بود چون وی از اوایل زندگانی جزو مستخدمین در خانه یعنی دستگاه حکومتی بوده او را نایب می گفتند. از وی به عنوان معروفترین و ماهرترین نی نواز عصر قاجار نام برده شده است. او در اواخر عهد قاجار می زیسته و از خدمات او همین بس که این ساز جالب و خوش آهنگ را با استادی و مهارت در نواختن، مورد توجه همگان قرار داده و به آن اعتبار و حیثیت بخشیده است. این جمله از اوست: من نی را از آغل گوسفندان به دربار پادشاه بردم. نایب باعث شد این ساز کهن و اصیل ایرانی حیاتی دوباره یابد و رونق امروزی این ساز مدیون هنرآوری های نایب اسدالله اصفهانی است. او مردی نیک نهاد و پاک سیرت بود و در حسن خلق و عاری بودن از حسادت بین مردمان آن روزگار ضرب المثل بود. استاد جلال الدین همایی می نویسد: «نایب اسدالله اصفهانی در هنر نی زدن از عجایب روزگار بود. چون دم در نی می دمید، هر سنگدلی را از خود بیخود می ساخت. از بزرگان اهل فن شنیده ام که هیچ خواننده و نوازنده ای یارای این که با او همنوایی و هماهنگی کند، نداشت؛ قاطبة استادان زمان در برابرش سر تسلیم می سودند و به استادیش از بن دندان اعتراف می کردند. او مشرب و مسلک درویشی داشت، غالب کلاه پوست و بلند و احیاناً شبها کلاه درویشی بر سر می گذاشت و به رسم قدیم قبای راستا در بر می کرد در مجالسی که بعنوان مطربی دعوت می شد، به هیچ وجه نمی رفت، اگرچه مبلغی گزاف بدو تقدیم می کردند؛ ولی برای معالجه مرضی هر کجا بود مخصوصاً فقرا و مستمندان مجانا نی میزد و نی زدن او بالای سر مریض مخصوصاً کسانی که به مطبقه و محرقه مبتلا بودند و ایام بحرانشان طی می شد؛ اعجاز مسیحایی می کرد و مرده را زنده می ساخت. او در تعزیه خوانی ها نیز مجاناً و بی دریغ محض اعتقاد مذهبی نی می زد». دوستعلی خان معیرالممالک نیز در توصیف احوال نایب گفته: «نایب اسدالله اصفهانی نی نوازی بود که هیچ بنان و بیان را توانایی وصف نیک نوازی و ناله هایی را که از دل سوخته نی بیرون می آورد، نیست! آری او با نی همدرد و همداستان بود و با دم سحرآسای خویش آنرا به نوا خوانی و باز گفتن حکایت های عشق مجنون باز می داشت. روح مشتاق او با نی یار و دمساز بود و شکوه های عاشقانة او را چنین که باید به گوش اهل درد می رسانید. تنها او اسرار پنهان نی را یافته بود و با نیروی شگفت خویش آن را با صاحبدلان در میان می نهاد. نایب اسدالله [...] مردی درویش مسلک و خلیق بود و علاقه مندان را از هنر خویش بهره ها می بخشید. پیوسته نای کوتاهی در سوراخی که کنار جیب سرداری ترتیب داده بود، همراه داشت و چون کسی از او می خواست، بدون تکلف به نواختن می پرداخت». استاد علی تجویدی (موسیقیدان، آهنگساز و مرد سال موسیقی جهان در سال 1998م،1384-1298ش) در جایی گفته: خوشبختانه در مجموعه «گنج سوخته» نمونه هایی از ساز قدما از جمله تار میرزا عبدالله و میرزا حسیقلی و همچنین قطعاتی از نوازندگی نی نایب اسدالله به گوش می رسد که بدون تردید نوازندگی نی نایب اسدالله در صدر نوازندگی سایر استادان آن عصر بوده است.+++ استادان: نایب اسدالله ابتدا نزد پدرش که از اساتید نی بوده تحت تعلیم قرار گرفته است سپس در ادامه جهت تکمیل هنر خود از محضر استادان: ابراهیم آغاباشی (زنده در اواخر قاجار ردیف دان، استاد آواز و نی که از خواجگان سفید دستگاه ظل السلطان بوده است) و حسین قلی نی زن اصفهانی، که پیش از نایب در ایران شهرت داشته است. زنده در دوره ناصرالدین شاه 1264-1312ق) بهره مند گردید. سلیمان اصفهانی از متأخرین نی نوازی در اصفهان را که در استادی و هنرمندی با نایب مقایسه شده، نیز برخی استادِ نایب اسدالله و ابراهیم آغاباشی دانسته اند. در هر حال نبوغ ذاتی نایب به گونه ای بوده که مقام او را در موسیقی از استادانش بالاتر برده، استادان او ناقل یک فرهنگ موسیقایی بوده اند و آن را به شاگردان بعدی خود منتقل ساخته اند، مهارت، ابتکارات و سبک خارق العادة او در نوازندگی، وی را در جرگة موسیقی دانان بزرگی در تاریخ موسیقی قرار می دهد که خود از بدعت گذاران و فرهنگ سازان آن محسوب می گردد.+++ابتکارات: نوازندگی نی هفت بند، ابتکاری که به نایب نسبت داده شده، بوسیله دندان است. بدین ترتیب که نایب لبه سر نی را میان شکاف دو دندان پیشین فک بالا قرار می داده و به این وسیله صدایی شفاف و بدون خش از نی بیرون می آورده است. شیوة نوازندگی با لب حالتی بوده که صدایی ناصاف و پرخش را حاصل می کرده (شیوه چوپانان) و این ابداع موجب بهبود کیفیت صدادهی این ساز گردید. نظرات مختلفی در این زمینه وجود دارد. دکتر حسین عمومی با ملاحظه نقاشی های دوره صفویه معتقد است که احتمالاً این شیوه در قدیم وجود داشته و در زمان نایب مطرود بوده و او دوباره آن را احیاء نموده است. سید حسن کسایی نیز این را شیوه مخصوص نوازندگان قدیم اصفهان می دانست. از دیگر ابتکارات نایب می توان به این موارد اشاره نمود:+++1-ابداع گوشه ها و آوازهای مخصوص از جمله گوشه ای به نام "بغدادی نایب" +++2-گویا پیش از نایب تنها سه صدا از نی بیرون می آمده و نایب شش صدا از آن حاصل نموده و بدین وسیله تنوع صدادهی ساز را در نواختن افزایش داده است.+++3-ابتکار دیگر نایب استفاده از نی در همنوازی هاست. زیرا ساز نی قابل کوک کردن نیست. تنها اندازة طولی ساز تعیین کنندة کوک آن است و نوازنده نی می بایست دارای استعداد فوق العاده باشد تا بتواند با محدودیت های این ساز در همنوازی اجرایی مطلوب داشته باشد و نایب با استفاده از نبوغ ذاتی، ابتکار در نوازندگی و گوش حساس در همنوازی ها با سایر سازها، با تسلط و دقت کامل از عهده حل این مسئله برمی آمد. نمونه بارز این مورد در فنوگراف همنوازی سه استاد ممتاز عصر ناصرالدین شاه شنیده می شود. +++حضور و فعالیتها در تهران: نایب در دوره رونق مجمع الصنایع که از ابتکارات میرزا تقی خان امیر کبیر در تهران بود، همراه با استاد فرج الله ارمنی اصفهانی (صنعت گر و استاد بی بدیل سازنده سازِ تار- زنده در دوره ناصری) به تهران آمد، و مدتی این استاد یگانه با فرج الله زندگی می-کرده اند. پیش از آمدن نایب به تهران شهرت او به تمام ایران رسیده بود و هنرمندان تهران از شهرت او اطلاع داشته اند. چنانکه پیرامون این موضوع روایتی وجود دارد که به مناسبت ذکر می شود. استاد جلال الدین همایی می گوید که: «شنیدم وقتی نایب به عزم سفر مشهد مقدس به طهران آمد و در یکی از کاروانسراها منزل کرد. مرحوم آقا حسینقلی تارزن (استاد تار و ردیف دان 1294-1224ش) و مرحوم درویش خان (استاد تار متوفی1305ش) که هر دو از سازندگان و موسیقی دانان نامدار طهران به شمار می رفتند و چون آوازة شهرت وی را شنیده بودند، با چند تن از موسیقی دانان دیگر با تار و کمانچه و سنتور به دیدنش شتافتند؛ و قصدشان امتحان و تشویر نایب بود. شادروان اقا حسینقلی خطاب به نایب اسدالله کرده و بر سبیل امتحان می گوید «جناب نایب شنیده ام خوب نی میزنی. ما همه اهل موسیقی هستیم، آمده ایم هنر شما را ببینیم» نایب اسدالله با کمال خونسردی و سادگی نای خود را از زیر تشک بیرون آورد و گفت هر کدام حریف خواندن و یا نواختن هستید، بسم الله! مرحوم غلامحسین درویش خان که در آن عهد از همه جوانتر بود، زخمه به دست گرفت و شروع به کوک کردن تار کرد! وقتی که نایب دم در نی دمید و صفیر نای او بلند گشت، چنان شد که همه را حیرت فرو گرفت و درویش خان دو سه پنجه زخمه نواخت. به طوری که مبهوت و بی طاقت گردید که گویی دستش خشک شده، طاقت همراهی و همدمی نیاورد و مضراب از دست او بیفتاد و حسینقلی و دیگران محو و مات نی گشتند. نایب اسدالله یک دستگاه تمام کرد و نی را به رسم درویشی خود بوسیده، بر زمین گذارد و گفت: این بود هنر من ظاهر و باطن. سازندگان طهرانی از آن به بعد هر کجا نایب اسدالله را می دیدند، سر تعظیم خم می کردند و عموماً می گفتند: جایی که نایب اسدالله اصفهانی نی بزند؛ حق هیچ سازنده و نوازنده ای نیست که عرض وجود بنماید. حسین هنگ آفرین (استاد جامع موسیقی و نوازنده نامی) نقل می کند: وقتی نایب اسدالله اصفهانی به تهران آمد، مجلسی از اساتید موسیقی زمان تشکیل دادند، من نیز حضور داشتم. اساتید معروف هر یک چیزی نواختند. سرانجام از نایب خواستند که نوازندگی کند. او به قدری نی را استادانه و با مهارت نواخت و نغمات مطلوب و مؤثر از آن بیرون کشید که سازهای دیگر را تحت الشعاع قرار داد، به طوری که همگی تحت تأثیر ساز او قرار گرفته استادی و مهارت او را ستودند و به او آفرین گفتند. گو این که اصولاً نی صدایی مطلوب و جذاب و همه پسند و دلنشین دارد، با این حال من تا آن روز سازی به این شیرینی و دلنوازی و تأثیر نشنیده بودم و آن روز از ایام فراموش نشدنی روزگار من بود» نایب بدین نحو به سرعت در تهران به شهرت رسید و در دربار ناصری خواستار نوازندگی او شدند. بطوریکه بازماندگان نایب از خود نایب نقل می کنند: وقتی ناصرالدین شاه نوای نی نایب را می شنود، به شدت تحت تأثیر قرار می گیرد و مدهوش می گردد و شاه پس از هوشیاری نایب را طلبیده و به نشانه قدردانی او را سخت می نوازد و گردنبند مرصع خود را برگردن او آویزان می کند. از این زمان است که نایب مقرب دربار ناصری می گردد. غیر از دربار ناصری شاهزادگان و بزرگانی مختلفی از جمله: دوستمحمدخان و دوستعلی خان معیرالممالک (داماد و نوه ناصرالدین شاه)، میرزا علی اصغرخان امین السلطان (صدر اعظم دولت ایران)، شعاع السلطنه، شمس الملک پسر عین الدوله، ظل السلطان، علی خان ظهیرالدوله (در انجمن اخوت)، اعتضادالسلطنه (در دسته موزیک منسوب به او) از هنر نایب بهره می برده اند. نایب اسدالله به احتمال قوی در سفر سوم ناصرالدین شاه به فرنگ به سال 1306 قمری همراه موکب شاهی راهی اروپا گردید. در شهر لندن انگلستان جشن بزرگی بر پا می گردد و هنرمندان و گروه هایی از کشورهای مختلف به اجرای برنامه می پردازند. نایب برای هنرنمایی در برابر ملکه انگلستان انتخاب شده بود، اما به مراسم اجرای برنامه دیر می رسد و موجب خشم ناصرالدین شاه می شود و بالاخره در پایان جشن نایب سر می رسد و از همانجا شروع به نواختن نی می کند و چنان می شود که همه مات و مبهوت نوازندگی سحرآسای او می شوند. ملکه انگلستان نیز چنان متحیر می شود که از شوق گردنبند خود را بیرون می آورد و بر گردن نایب می اندازد و خطاب به حاضران می گوید: «باید اعتراف کرد این مرد ایرانی با چوبی خشک که بیش از چند سوراخ در آن دیده نمی شود، چنان غوغایی کرد که تمامی سازهای پیشرفته امروزی را منهدم ساخت». غلامعلی خان عزیزالسلطان ملقب به ملیجک در خاطرات خود مورخ دوشنبه 16 شهر جمادی الاخر 1321ق می نویسد: «گفتم بروم از خان و اعتصام السلطنه (لقب قبلی دوستعلی خان معیرالممالک) در سوهانک ملاقاتی بکنم. رفتم دم چادر بیرونی خان که در توی دره شاهپسند خورده است. اجزایشان تازه از خواب بیدار شده بودند. حسینعلی میرزا هم با سایر عساکر طربیه و نایب اسدالله خان نی زن چندی است که از اصفهان آمده و ملازم اعتصام السلطنه است. قدری نی زد» از این نوشتار معلوم می شود که اقامت نایب در تهران طولانی مدت نبوده و هر از چند گاهی به تهران آمده و دوباره به موطن خویش باز می گشته است. نایب در تهران دوستان و مریدان زیادی داشته که از آنها این افراد قابل ذکرند: سعیدالاطباء (از رجال سیاسی اواخر قاجار و عضو مجلس شورای ملی)، محقق الدوله، محمدحسین فروغی(ملقب به ذکاءالملک متوفی 1286ش رییس وزارت انطباعات و مترجم دربار و فرزند محمدمهدی ارباب اصفهانی از دانشمندان و مورخین اصفهان)، محمدعلی فروغی(ملقب به ذکاءالملک ثانی شاعر، ادیب، مترجم، نویسنده، موسیقی دان، دولتمرد و سیاستمدار مشهور اواخر قاجار تا اوایل پهلوی دوم1321-1254ش)، عبدالله میرزا و عمادالکُتاب (میرزا محمدحسین خان قزوینی خطاط و خوشنویس مشهور متوفی1315ش) که هرگاه نایب در تهران بوده در منزل عمادالکتاب اقامت می نموده است. در تهران از طرف شاهزادگان قاجاری به نایب اسدالله از بابت هنرش آزارها و ضررهایی می رسیده، در این باره محمدعلی فروغی(سیاستمدار معروف که خود و پدرش از مریدان سرسخت نایب بوده اند) در یادداشتهای روزانة خود مورخ جمعه 12 صفر 1322ق چنین آورده: «باری عمادالکتاب می گفت چند روز است نایب اسدالله به خیال مردن افتاده و خیلی محزون شده و این از غربت است و پریشانی، زیرا که شعاع السلطنه او را یک سفر به شیراز برد و بهره ای از شاهزاده نبرد، بلکه قریب چهارصد تومان مقروض شد. حالا هم باز می خواهد او را ببرد و خیلی اوقاتش تلخ است و نمی تواند چگونه مستخلص شود. خیلی غریب است از شعاع السلطنه که چنین کسی را می خواهد داشته باشد و او را مرفه نمی دارد و بدتر اینکه درین مملکت شخصی مختار نفس خود نیست و نایب اسدالله نمی تواند از همراهی شعاع السلطنه امتناع کند». نایب اسدالله در کنسرت های انجمن اخوت که هر ساله به مناسبت سیزدهم رجب تولد امام علی (ع) در باغ بهجت آباد در حومه تهران و به همت ظهیرالدوله (مؤسس انجمن) برگزار می گردید شرکت می جست. وی همچنین در دسته گروه موزیک اعتضادیه منسوب به اعتضاد السلطنه (فرزند مظفرالدین شاه) که به ریاست محمود خان بوده نوازندگی می نموده است.+++نایب هم مانند اکثر نوازندگان مشهور عهد ناصری بخاطر قدر ناشناسی و کج سلیقگی مظفرالدین شاه و حوادث و ناآرامی های دوره محمدعلی شاه کناره گیری اختیار کرده بود. در نامه ای تاریخی از انتظام السلطنه به ظهیرالدوله مربوط به وقایع آن روزگار از نایب اسدالله نام برده شده، که نشان می دهد در جریان به توپ بستن مجلس شورای ملی نایب در تهران حضور داشته و با برخی از بزرگان به قصر فیروزه پناهنده شده است. «مکتوب از طهران به رشت 13 جمادی الاولی 1326ق: اشتهارات در میان مردم خیلی است از این قبیل که شهر را به توپ خواهند بست و مجلس را بمبارده خواهند کرد. روز چهارشنبه را آقای عین السلطان امر فرمودند، یعنی بی اندازه اصرار فرمودند که در خدمتشان به قصر فیروزه برویم و میل داشتند یکی دو شبی هم باشیم. صبح چهارشنبه آقای حسین پاشاخان و آقای میرزا ابراهیم خان و آقای ظهیرالممالک و آقای نایب اسدالله (از موسیقی دانان این دوره که در نواختن نی بسیار هنرمند بوده است) و آقای عین السلطان و آقای نور محمد خان و چاکر (انتظام السلطنه) به قصر فیروزه رفته، عصر مراجعت کردیم. اتفاق تازه در شهر نیفتاده بود».+++شاگردان: استاد علی تجویدی به نقل از حاج آقا محمد ایرانی مجرد در مورد نایب یادآور شده: «در سخاوت آموزش چنان بوده که اصرار زائد بر انتظار می شد. دیده ام که پاره ای از اساتید به این نکته که رنج و کوشش شاگردان حتماً به ثمر برسد عنایتی ندارند و از اینکه شاگرد چیزی یاد نگیرد و به جایی نرسد، غمشان نیست. اما نظیر نایب اسدالله عکس این بوده اند و بیش از خود شاگردان در اندیشه آموزش آنان بود. تمام هم و غمش بر این بود که نوآموز بیاموزد وهمه چیز را بیاموزد. هیچگاه نکته ای را از شاگردان پنهان نمی کرد و نتیجه یک عمر تحصیل و زحمت را با سخاوت بی نظیر در اختیار می گذاشت». +++استاد حسین احمدیان (یاوری) که در کودکی مدتی محضر نایب را درک نموده و پیرامون آشنایی و نحوه تعلیم نزد نایب گفته:«روزی نایب اسدالله اصفهانی استاد بزرگ موسیقی ایران به اتفاق شهاب السادات (استاد آواز1254-1329ش) مرا در حال تمرین در میدان نقش جهان دیدند. نایب اسدالله که آن روزها پیر شده بود، کلاهش را از سر برداشت و به شهاب السادات گفت: به پیشانی این پسر بچه نگاه کن روزی خواهد رسید که او از بزرگان موسیقی ایران خواهد شد. از همان روز استادی مرا پذیرفت و من نزد او نی زدن را آموختم. مرحوم نایب اسدالله اصفهانی برای این که انگشتانم در سوراخ های بزرگ نی فرو نرود، یک نی کوچک تهیه کرد تا بهتر بتوانم به آن مسلط باشم. چهار سال خدمت این استاد بودم». پس از آن نایب به دلیل کهولت و ناتوانی باز شاگردش را رها ننموده، ضمن معرفی او به شاگرد ممتازش استاد مهدی نوایی سفارش نموده که: «حسین را توجه کن؟!» +++شاگردان نایب در سازِ نی عبارتند از: 1-عبدالخالق عکاسباشی اصفهانی(نی نواز،مسلط به زبان فرانسه، ماهر در هیپنوتیزم و از متقدمین عکاسی، متوفی حدود 1315ش. او از اولین شاگردان نایب که در کتب مختلف از او نام برده شده است)،2-مهدی نوایی (مهدیِ حاج علی اکبر اصفهانی استاد نی، شاعر، حافظ قرآن 1326-1262ش)،3-حسین اصفهانی،4-حسین نی زن (پیش از مهدی نوایی در اصفهان شهرت داشته و قبل از او نیز درگذشته، فرزندانش نیز هنر پدر را به ارث برده اند و دستی در ساز دارند)5-مشهدی محمدعلی اصفهانی، 6-حسین احمدیان(معروف به یاوری1357-1285ش)، 7-علی خان نی ساز (نی نواز و سازندة معروف نی، که نام خانوادگی ایشان ژاله گویان بود1352-1262ش)، 8-حسین-خان (فرزند نایب اسدالله که در تربیت و آموختن فنون نی نوازی برای او بسیار کوشیده بود؛ ولی او در جوانی بر اثر بیماری در جنوب ایران حدود1310ش درگذشت). از جمله شاگردان نایب در زمینه آواز عبارتند از: 9-سید حسین طاهرزاده (استاد آواز1334-1261ش) 10-جلال-الدین تاج اصفهانی(استاد آواز، که توسط پدرش شیخ اسماعیل تاج الواعظین و معرفی سید رحیم جهت موزون کردن صدا و آموختن ردیف آواز همایون به نایب سپرده شده بود و جهت آموزش با نی نایب همنوازی می نموده است) 11- اسماعیل ادیب خوانساری (استاد آواز، او در 1300ش مدتی به معرفی سید رحیم تحت تعلیم نایب قرار گرفت)، 12-میرزا مهدی خان تائب (شاعر، نقاش، موسیقی دان 1325-1267ش)13- میرزا هادی خان تجویدی (1318- 1272ش از متقدمین هنر مینیاتور و نقاشی ایرانی و پدر استاد علی تجویدی که پیش از مهاجرت به تهران به همراه برادرش میرزا مهدی خان تائب در نوجوانی از نایب اسدالله در زمینه ردیف های آوازی بهره مند شده بودند)، 14-حسن خان خسروی نژاد دیگر فرزند ذکور نایب اسدالله15-عباسعلی مظفری نوه دختری نایب اسدالله (استاد آواز، شاعر متوفی1378ش) از دیگر شاگردان نایب 16-حسین شهناز (برادر بزرگ جلیل شهناز متوفی1318ش). شاگردان نایب که در تهران در دوران اقامت وی در آن دیار نزد وی تعلیم دیده اند عبارتند از: 17-عبدالله دوامی(استاد آواز، ردیف دان، وی از راویان اصیل ردیف موسیقی ایران محسوب می گردد و در منابع مختلف از گفتار او نقل شده که ردیف آواز را نزد نایب اسدالله اصفهانی فراگرفته است 1359-1270ش) ،18- میرزا حبیب الله مشیر همایون معروف به شهردار (نوازنده پیانو، از صاحب منصبان دولتی و دارای پست های متعدد از جمله مدتی شهربان اصفهان و نیز رئیس رادیو ایران را عهده دار بوده است 1348-1265ش) ،19-سلیمان امیرقاسمی (استاد آواز)، 20- ابوالحسن صبا (استاد موسیقی1336-1281ش)،21- علی خان نایب السلطنه (استاد آواز و نی نواز، معروف به علی خان حنجره دریده). از دیگر شاگردان نایب اینها قابل ذکر هستند: 22-داود متحد (از کلیمیان اصفهانی مهاجر به فلسطین اشغالی که فرزندان ایشان نیز نی نواز بوده اند) 23- میرزا مهدی شعرای نجاتی (نی نواز و مسلط در آواز، ساکن محلة نارون اصفهان متوفی حدود 1350ش) 24-دختر نایب به نام طلعت خانم (از دست پروردگان نایب، دارای صدایی رسا و مسلط بر ردیف آوازحدود1383-1274ش)25-نعمت الله حدادیان (پدرِ هنرمند معاصر مرحوم محمدعلی حدادیان) 26- علی کل غالب (از نی نوازان قدیمی خمینی شهر اصفهان و جد مادری نی نواز معاصر غلامحسین کرمی)27- قاسمعلی پیکانی (ساکن پیکان جرقویة اصفهان متوفی پیش از آغاز جنگ جهانی دوم) 28- سید جلال نی داوودی (استاد کمانچه ساکن اصفهان متولد 1277ش و از همکاران رادیو اصفهان و همنشین با میرزاده عشقی و عارف قزوینی) +++همنوازان: از اساتیدی طراز اول عهد قاجار که در تهران با نایب همنوازی داشته اند، می توان محمدصادق خان سرورالملک (استاد سنتور)، میرزا حبیب الله سماع حضور(سنتور)، میرزا حسین قلی(تار)، میرزا عبدالله (استاد تار و سه تار)، آقا حسین تعزیه خوان (استاد آواز)، صادق خان نواب (استاد آواز) را نام برد. ضمن اینکه میرزا حسین خضوعی (معروف به ساعت ساز، استاد آواز اهل اصفهان متولد سوم رمضان 1295ق متوفی 1323ش) و سید حسین طاهرزاده (استاد آواز 1261-1334 اهل اصفهان) نیز در تهران در کنسرت های انجمن اخوت، نایب را همراهی می-نموده اند. در اصفهان نیز از خوانندگان با رحیم زری باف (از خواجگان سفید عهد قاجار و از متقدمین مکتب آواز اصفهان که دارای صدایی بسیار وسیع و بلند آواز بوده و احتمالاً در دستگاه ظل السلطان خوانندگی می نموده است متوفی حدود 1275ش)، سید رحیم اصفهانی (پیشوای خوانندگان عصر، متوفی1314) و سید صادق شهاب (استاد آواز معروف به شهاب السادات 1250-1329) و میرزا حبیب اصفهانی معروف به حبیب شاطرحاجی (1262-1318ش)، جلال تاج اصفهانی همکاری داشته و از نوازندگان؛ رضاخان باشی (استاد تار) و اسدالله مطربی پیکانی (استاد سنتور و تار اهل پیکان جرقویه اصفهان زنده در اواخر قاجار. وی در گیرودار دوران مشروطه به ترکمنستان سفر داشته و درعشق آباد به اجرای برنامه موسیقی ایرانی پرداخت) همنوازی نموده است.+++آثار: آثار صوتی مضبوط از نایب اسدالله اصفهانی به دو دسته تقسیم می شود: 1-آثار صوتی نایاب که بوسیله دستگاه فنوگراف بر لوله استوانه ای مومی وجود دارد.2-آثاری که در دوره اول ضبط صفحات ایرانی بر اساس فرمان مظفرالدین شاه در شهر ذی القعده الحرام 1323ق مطابق ژانویه 1906میلادی از نایب ضبط گردیده شده است. پیش از آغاز دورة اول ضبط صفحات ایرانی نایب اجازه داده تا برخی از هنرنمایی هایش در مجالس دوستانه ضبط گردد. این آثار بر لوله های استوانه ای فنوگراف یا حافظ الاصوات (دستگاهی که پیش از گرامافون توسط ادیسون برای ضبط صدا ابداع شده بود) ضبط شده اند. دوست محمدخان معیرالممالک (داماد ناصرالدین شاه) با خرید این دستگاه در سفر اروپا به سال 1316ق آثاری چند از نایب را برای اولین بار مضبوط نمود. این آثار نایاب در 1277ش/1898م احتمالاً در باغ مهرآباد تهران ضبط شده و 60 سال بعد در 1338ش توسط استاد ساسان سپنتا با استفاده از تمهیدات فنی و تدابیر بی سابقه بر نوار مغناطیسی منتقل و در سال 1355ش تحت عنوان برنامه «تحول موسیقی سنتی ایران» با نویسندگی استاد سپنتا در رادیو تلویزیون ملی اصفهان برای اولین بار پخش عمومی یافت. یکی از این آثار حاصل همکاری سه استاد عصر ناصرالدین شاه بصورت جمعی و در واقع اولین حضور ساز نی در همنوازی جمعی بوده که ضبط شده است. استادان محمدصادق خان سرورالملک (استاد سنتور)آقا حسینقلی فراهانی (استاد تار) و نایب اسدالله در نهایت متانت و هماهنگی از عهده برآمده اند. صادق خان نواب (آواز) خوانندة این اثر می باشد. نمونه منحصر به فرد دیگر مربوط به اثری است که توسط فاتح الملک در اصفهان اواخر قاجار بوسیلة فنوگراف ضبط شده که در آن دو استاد چیره دست و بی نظیر یعنی آقا سید رحیم اصفهانی و نایب اسدالله یکدیگر را در آواز ماهور همنوایی نموده اند. گرچه اثر مذکور مخدوش و برای عامه مردم مورد مصرف ندارد؛ ولی بی شک از نفایس تاریخ هنر ایران به شمار می آید. برخی نکات ظریف پیرامون شیوه صحیح اجرایی در مکتب آواز اصفهان بخوبی در این اثر قابل بررسی است. اثر شناخته شده بعدی باز مربوط به ضبط معییرالممالک در تاریخ 9 رمضان 1316ق که با این عنوان در ابتدای استوانه مومی ضبط شده و حال و هوای عرفانی محافل دوستانه را نشان می دهد: ان ابن النجیب و انت ابن البصیر، نحنُ اخوان السعید. نایب اسدالله روح الارواح جوی را در سطح الارض به طریق هندی عمل می کند!؟. دسته دوم آثار نایب مربوط به دوره اول ضبط صفحات ایرانی که در حال حاضر موجود است و همگی با آواز آقا حسین تعزیه خوان می باشد. +++نایب و موسیقی درمانی: وی برای معالجة بیماران در هر کجا مخصوصاً فقرا و مستمندان مجاناً نی می زد و نی زدن او بالای سر مریض مخصوصاً کسانی که به مطبقه و محرقه مبتلا بودند و ایام بحرانشان طی میشد؛ اعجاز مسیحایی می کرد و مرده را زنده می ساخت، استاد علامه جلال الدین همایی با ذکر این خاطره از این مهارت نایب یاد نموده است و گویا مردمان در آن دوران نیز از این علم نایب مطلع بوده و بعنوان یک درمان جهت بیماری، نی زدن بالای سر مریض را تجویز می نموده اند. در برخی کتب قدیم موسیقی به تأثیر برخی مقام ها و آوازهای ایرانی بر بیمار اذعان دارند حتی بوعلی سینا شفای مرض حصبه را بصدای نی دانسته و این مسئله نشان می دهد که نایب اسدالله به این علم وقوف داشته است. استاد همایی در ادامه مطلب فوق الذکر از جهت تاکید و تایید ذکر نموده: بخاطر دارم که مرحوم خالوی من آقا محمدمهدی تاجر بمرض مطبقه (تب مدوام شدید وحصبه) سختی دوچار بود و دست از وی شسته بودند مرحوم نایب اسدالله را آوردند تا آخرین علاج باشد وی آمد و نوای نی بلند کرد چند دقیقه بیشتر طول نکشید که مریض از حال غشوه بهوش آمد و هایهای بگریست و کم کم از جای برخاست و بنشست و بیماری او رو بهبود نهاد تا بالمره رفع شد.+++نایب و ردیف موسیقی ایران: گرچه از نایب ردیف مدونی بجای نمانده، با این حال برخی ردیف دانان معاصر از شاگردان نایب بوده اند. با توجه به روایت استاد علی تجویدی از عبدالله دوامی که گفته: آنچه از ردیف های آواز آموخته ام از مرحوم نایب اسدالله نی زن معروف اصفهانی است. یک دوره ردیف از عبدالله دوامی توسط شاگرد ممتازش محمود کریمی (استاد آواز متوفی13) منتشر شده و از ردیف های اصیل محسوب می گردد، که نمونه هایی از ردیف نایب درآن قابل بررسی است. همچنین نمونه هایی از ردیف نایب در روایت استاد حسین احمدیان معروف به یاوری (ردیف دان و استاد نی معاصر) که خود از شاگردان نایب بوده، موجود است. نمونه ای از ردیف نوازی نایب را در ابتدای صفحة آواز دشتی با شماره کاتالوگ12004-4 که در آن درآمد دشتی را نواخته می توان شنید. پدر و عموی علی تجویدی هر دو ردیف را از نایب اسدالله در اصفهان فرا گرفته بودند و ایشان از این دو بزرگوار نقل نموده که: ردیف های موسیقی را هیچ کس بهتر مرحوم نایب نمی دانست.+++نایب اسدالله و آقا سید رحیم اصفهانی: براساس شواهد موجود این دو استاد بی بدیل با یکدیگر روابط نزدیک و تنگاتنگ داشته اند. سید رحیم اصفهانی به شاگرد ممتازش جلال تاج اصفهانی پس از دو سال و چند ماه و اتمام تلمذِ تاج نزد او، می گوید: تاج زاده هرچه می دانستم به تو یاد دادم، برو با ساز کار کن و برو پیش نایب اسدالله. همچنین اسماعیل ادیب خوانساری پس از سالی چند تعلیم نزد سید رحیم در بیست سالگی حدود سال 1300ش با معرفی سید به نزد نایب جهت تلمذ مراجعه می نماید. بجز این دو نفر، شاگردان مشترک متعددی از این دو استاد قابل ذکر هستند و این مسئله بیانگر این واقعیت است که این دو هنرمند در زمینة پرورش شاگردان با یکدیگر همراهی می نموده اند. محافل دوستانه میان نایب و سید رحیم بیشتر در منزل نایب اسدالله در محله سینه پائینی برقرار می شده و ایشان هر دو نزد یک استاد (یعنی ابراهیم آغاباشی) شاگردی نموده بودند و برای یکدیگر حکم شاگرد و معلم را داشته اند. وجود این دو استاد جامع موسیقی در اصفهان این شهر را به مرکز موسیقی ایران در اواخر قاجار تا اوایل پهلوی اول تبدیل نموده بود و از شهرهای مختلف برای آموزش نزد آنان رجوع می نمودند. حتی فنوگرافی توسط فاتح الملک از همنوایی این دو استاد ضبط و به یادگار مانده است. به سال1330ق با تشکیل انجمن محبت به دعوت رئیس انجمن یعنی میرزا حسن خان فرمان آرا این دو هنرمند بصورت مهمان در ردیف دیگر اعضای این انجمن که غالباً از معاریف شهر بوده اند، به عضویت این انجمن درآمدند. اوج موسیقی عرفانی ایرانی زمانی که این دو هنرمند وارسته در کنار یکدیگر به همنوایی می پرداختند، به ظهور می رسید. علامه جلال الدین همایی که یکی از این محافل را درک نموده، در این باره نقل نموده که: «نگارنده (جلال الدین همایی) خود معنای استغراق و فنای وجود را وقتی فهمیدم که در محفلی از دوستان، مرحوم نایب اسدالله به لحن مثنوی(بشنو از نی چون حکایت می کند... الی آخر، نی زد و مرحوم سید رحیم آواز خواند. از عهدة وصف آن حالت عاجزم. شرح این دم همدمان دانند و بس». در جایی دیگر استاد همایی از این دو هنرمند چنین یاد می کند: «پیشوای بزرگ و استاد مسلم موسیقی و سر مشق تمام عیار خوانندگی و نوازندگی قرن اخیر اصفهان که میراث اسلاف را به اخلاف رسانیدند، در خوانندگان سید رحیم و در نوازندگان نایب اسدالله نایی است که او در خوانندگی و این در نوازندگیِ نای واقعاً سحر می کردند، چندانکه استادان مسلم آن عهد در طهران که نخستین آقا حسین قلی و دومین درویش خان شاگرد آقا حسین قلی است، استادی سید رحیم و نایب اسدالله را می ستودند. چندانکه خود را در فراگرفتن دقایق موسیقی قدیم جزو شاگردان مکتب ایشان می-شمردند. خلاصه سید رحیم و معاصرش نایب اسدالله نی زن دو استاد چرب دستِ شیرین کار موسیقی بودند که نظیرشان به قرن ها یکی اتفاق نمی افتد. چه هنر ایشان علم و عمل نبود بلکه چیزی از ودایع الهی داشتند که به تحصیل میسر نشود انسان را». +++سبک: مهمترین نکته در هنر نی نوازی نایب اسدالله را باید تاثیر گذاری عمیق آن در مخاطب دانست. چنانکه در روایات متعدد می خوانیم عارف و عامی، کوچک و بزرگ، پادشاه و فقیر، با شنیدن نی نایب مجذوب و در شگفت و بهت فرو می رفتند. برخی مدهوش شده و برخی به خلصه می رفتند. ساز هنرمندان دیگر نیز در برابر نی نایب جلوه نداشته و آنها را نیز متعجب و به تحسین وا می داشته است. حتی ساز نایب در حیوانات و گوسفندان تاثیر داشته است. این مبین ممارست، دقت، ابتکار، نبوغ ذاتی و احاطه و شناخت عمیق او از موسیقی ایرانی بوده است، اگرچه استاد جلال الدین همایی مسئله را از این فراتر برده است.+++با توجه به آثاری که از نایب اسدالله موجود است و بخاطر محدودیت زمانی در ضبط صفحه (سه و نیم دقیقه) که در آن به وضوح فشردگی و سرعت بالای اجرای قطعات مشهود است، شاید نتوان در مورد سبک حقیقی نایب قضاوت کاملی داشت. با این حال در این آثار گوشه هایی از استادی و مهارت نایب قابل بررسی است که برخی عبارتند از: 1-در پاسخ دادن به خواننده و تحریرهای متنوع آواز، ماهر و خوش سلیقه و روان بوده است 2-هنگام جواب دادن به خواننده بجای تکرار عین آواز او با ساز، یک فیگور را گرفته و با توسعة آن به قطعه تنوع بخشیده است.3- او عبارت های موسیقی را در اکتاوهای زیر و بم می نواخت و آنها را متنوع و دلچسب می کرد.4- اجرای تکیه ها و نت های تزئینی در نواختن او متعادل است و این تزئینات حرکت کلی و طرح ملودی را تحت الشعاع قرار نمی دهند.5-شیوه نوازندگی او با طمأنینه و تمرکز فکر و تسلط بر انگشت هاست و بدون انقباض و با راحتی و آرامش و چابکی ساز زده است.6-در شیوة نوازندگی نایب تکنیک در خدمت حال بوده است.7-در تناسب با اجرای یک فراز یا جمله موسیقی، تناسب نفس(بازدم) با تداوم آن رعایت شده و بازدم تدریجی به طوری ست که تا انتهای جمله هیچ کم نمی آورد و کشش متناسب نت ها را تأمین می کند.+++کسایی و نایب: از گفتار دکتر حسین عمومی (استاد آواز، قاضی دادگستری 1384-1304ش) است که گفته: «استاد کسایی در کمال فروتنی، نایب را «خداوند نی» می داند و با اعجاب تمام از ساز، هنر نمایی وخلاقیت او یاد می کند. هوشنگ ابتهاج در خاطرات خود می نویسد: از کسایی شنیدم که گفت: هر وقت به نی نایب اسدالله گوش می کنم، خجالت می کشم بگم که من هم نی می زنم» سید حسن کسایی ضمن اشاره به استفاده سرشارش از استماع صفحات گرامافون اولیه باقی مانده از نایب این گونه در مورد نایب اسدالله داد سخن گفته است: «وقتی پای آبروی نی درمیان می آید، من باید نام نایب اسدالله را به زبان رانم. او هنرمندی نابغه و نی زنی بزرگ بود. جامعه هنر هیچ وقت نام نایب اسدالله را فراموش نخواهد کرد. نایب برای من همیشه والا و بالا بوده و من تا آخر عمر مقام نایب را روی سرم می بینم. در میان اهل موسیقی استادی و شاگردی حرمت بسیار دارد. من اگرچه به عمرم نایب را زیارت نکردم؛ اما به جرأت می گویم رونق نیِ من میراث تلاش نایب است. نایب کسی بود که همه شکوه نی را در سینه و گلو حفظ کرد و به من و امثال من سپرد. اگر نایب نبود امروز من هم نبودم». +++صفات اخلاقی: روح الله خالقی موسیقی دان و پژوهشگر در کتاب «سرگذشت موسیقی ایران» از نایب اسدالله با عنوان خداوند نی یاد می کند و می افزاید: «یکی از دوستان که نی او را بسیار شنیده است، می گفت: بعکس بعضی نوازندگان که برای نواختن یک آهنگ باید از آنها خواهشها کرد، نایب وقتی در مجلسی حضور داشت، انتظار درخواست و تمنی از کسی نداشت و بیریا ساز می زد و همه را مستفیض می کرد. پیرمردی بود برخلاف بعضی امثال و اقران خود، بسیار متواضع و بی تکبر و درویش و خوش طینت که همه را فریفته اخلاق خویش می کرد. در آخرهای شب که جلسه های دوستانه از رونق می افتاد و هر کس به فکر خواب بود، او در گوشه ای می نشست و برای خود ساعتها نی میزد و همه با نوای آرام و مطبوع نای او به خواب می رفتند. نایب اسدالله مظهر پاکی و خلوص نیت بود و هر چه می دانست، برایگان در دسترس همه کس می گذارد. حال اگر کسی حوصله و پشتکار و دقت او را نداشت وبه مقام او نرسید، تقصیر از استاد نبود». نایب اسدالله در زهد و تقوا و دستگیری از درماندگان شهرت بسزائی داشت و با وجودی که به دربار راه یافته بود، همیشه مسیر خانه اش به کاخ باغ نو (دربار ظل السلطان) در اصفهان را پیاده طی می کرد و در طول راه حاجت مستمندان را برآورده می ساخت. نایب چنانکه بازماندگان او می گویند دارای املاک و باغات متعددی در اصفهان، نصرآباد و کلاه دان بوده است و رسم داشته که میوه های باغات خود را به محرومان و فقرای مقیم در محلة خود که به نام سینه پائینی بوده، اهدا می نموده است.+++نی های نایب: نایب اسدالله در ایام اقامت در تهران غالباً از نی کوتاه استفاده کرده و این بخاطر چپ کوک بودن صدای خوانندگان تهران یعنی صدای زیر (نزدیک به صدای زنان که معمول آن دوره بوده) است. اما نایب در اصفهان غیراز نی کوتاه از نی بلند نیز استفاده می برده، چون در اصفهان خوانندگان بیشتر با طنین مردانه می خوانده اند (از جمله:حبیب شاطر حاجی، سید رحیم اصفهانی، سید صادق شهاب السادات). نی های نایب اسدالله ساخته دست استاد نایب حسین خان نی ساز (پدر استاد علی خان نی ساز متوفی حدود اوایل پهلوی اول) می باشد که غیر از نایب برای استادانِ نایب، یعنی سلیمان اصفهانی و ابراهیم آغاباشی نیز نی می ساخته است نی های نایب پس از فوتش موجود بوده و سپس به یکی از مستخدمین خانه نایب رسیده است و امروزه اطلاعی از آنها در دست نیست. +++وفات: نایب در اواخر عمر در اصفهان به آموزش طالبین هنر می پرداخت و بیشتر به دربار ظل السلطان رفت و آمد داشت. بزرگان اصفهان چون: حاج امین التجار و حاج محمدحسین کازرونی نیز از مریدان سرسخت نایب بوده اند. هنرمندانی چون: یحیی تارساز، هامبورسون (عمو و استادِ یحیی تار ساز)، سید رحیم اصفهانی، حبیب شاطر حاجی، شهاب السادات از دوستان نزدیک او بوده اند که مجالست دائم میان ایشان برقرار بوده است. علاوه بر این نایب ریاست دسته موزیک حکومتی را که صبح ها از طرف میدان کوچک بطرف میدان بزرگ شاهی (نقش جهان) در حرکت بود، بر عهده داشته است. آخرین سفر نایب به تهران به قصد دیدار و به دعوت دوستان خود میرزا مهدی خان تائب و میرزا هادی خان تجویدی حدود 1294ش بوده است در این سفر نی نوازی نایب در دل شب موجب وقایع جالبی می شود مریم فیروز (فعال سیاسی معروف) نایب را شب کودتای 1299ش در اصفهان ملاقات نموده است . روح الله خالقی نیز نایب را در تابستان1300ش در عروسی معتمدالدوله دیده و پدر خالقی او را «خداوند نی» نامیده است. دوستعلی خان معیرالممالک نیز نایب را در اصفهان در1303ش ملاقات نموده است.+++از زمان دقیق فوت نایب اسدالله تا کنون اطلاعی در دست نیست. از گفتار بازماندگان نایب نیز نتیجه حاصل نشد. در منابع مختلف از وفات نایب تاریخ دقیقی بدست نیامد. تنها منبع معتبر کتاب «تاریخ اصفهان» از استاد جلال الدین همایی به فوت نایب اشاره کرده و آنرا حدود1343ق/ 1304ش دانسته و استاد ساسان سپنتا نیز همین تاریخ را در کتاب خود آورده است. آخرین گزارشی که نظریات قبلی را نیز مخدوش می کند، مربوط است به واپسین دیدار تاریخی رابیندرانات تاگور و نایب اسدالله اصفهانی در اوایل اردیبهشت1311ش و تأثیر شگرف نایب بر تاگور. تاگور که همراه دینشاه ایرانی و عروسش به دعوت دولت پهلوی اول به ایران آمده بود. با دیدن مناظر زیبای اردیبهشتی اصفهان مجذوب و شیفتة این شهر شد و اقامت خود را بجای یکی دو روز به یک هفته افزایش داد. محل اقامت تاگور و همراهانش عمارت امیر مجاهد در محل سابق باغ زرشک (از عمارات صفوی تخریب شده در دوره قاجار) بوده و در این چند شب از نایب اسدالله دعوت شده بود تا از این مهمان که خود اهل موسیقی است با نوای عرفانی نی پذیرایی کند. در این گزارش می خوانیم که نایب اسدالله با نوای نی تاگور را مفتون خود ساخت و در دریای افکار بی پایانش فرو برد و در عالم خلصه یک ساعت نه لب گشود و نه چشم. بنابراین نایب حداقل تا این سال در قید حیات بوده و با توجه به نقل قول عباسعلی مظفری نوه دختری نایب که گفته نایب یکسال پس از فوت همسرش بلقیس خانم و در زمستان سردی فوت کرده و با فرض اینکه نایب در همین سال درگذشته باشد. می توان بدین ترتیب پایان حیات این هنرمند بی نظیر تاریخ هنر ایران را در حدود زمستان 1311ش دانست. مقبره نایب اسدالله در تخت فولاد اصفهان تکیه فیض جانب شرقی بقعه ملا محسن فیض کاشانی قرار دارد. در دوره پهلوی در اثر احداث خیابان فیض کنونی مقبره او تخریب شد و بعدها سنگ مزار در زیر دیواری قرار گرفت و تا این اواخر نیز وجود داشته؛ ولی امروزه سنگ اصلی در اثر عملیات ساماندهی از میان رفته است و در سالهای اخیر و به پیشنهاد دوستداران نایب سنگ مزار شایسته ای تدارک و نصب گردید.