آقا محمدتقی صحاف اصفهانی

آقا محمدتقی صحاف اصفهانی

شهرت :

صحاف اصفهانی
تاریخ وفات :
1/01/1337
مزار :
تکیه فیض
زمینه فعالیت :
هنرمند
فرزند ملا ابراهیم مقدس از نوابغ استادان هنرمند اصفهان بود. پدرش مشهور به مقدس، محرر فقیه نامدار حاج محمد ابراهیم کرباسی بود. همایی می نویسد: « آقا محمد تقی صحاف حقاً صد مرد هنرمند در یک تن و مجمع الصنایع هنر صحافی و نقاشی و طراحی و تذهیب و خوشنویسی و سوخت سازی و معرق سازی چرمینه و ساختن فانوسهای فنری قدیم و تعبیة انواع رنگ و روغنهای نقاشی و امثال آن بود». همایی می نویسد:«[...] وی در فنون صحافی و اقسام جلد سازی سوخت و روغنی و ضربی و ساده، استادی بی بدیل بود و به علاوه در طراحی و رسامی و طرح نقشه های قالی و کاشی کاری و غیره در عصر خود همتا نداشت و نیز در نقاشی و تذهیب و میناکاری و مرکب سازی و مقوا سازی و آهار و مهره کاملاً دست داشت و نیز بعضی انواع خطوط مخصوصاً ثلث و کتیبه را تالی محمد رضا امامی بود و نوشتن و طرح کتیبه و گرده گیری و نقاشی اطراف خط همه را خود به تنهایی انجام می داد».
آقا محمدتقی در صحافی شاگرد آقا محمدصادق و آقا ابراهیم، پسران آقا محمدباقر صحاف اصفهانی بوده است و از شاگردانش می توان به فرزندش میرزا علی رضا صحاف و حاج میرزا آقا امامی و استاد محمد جعفر رجائی صحاف اصفهانی اشاره کرد.
محل کارش مدتی در سر بازار ریسمان میدان کهنه( میدان عتیق اصفهان) و مدت زمان طولانی در مدرسة حاج حسن جنب مسجد علی، در یکی از حجره های فوقانی بود. این مدرسه در عهد صفویه مرکز هنرمندان مخصوصاً صنف نقاشان و مذهبان بوده است و به این مناسبت آن را مدرسه نقاشان تختگاه هارون ولایت می گفته اند. همایی می نویسد:« و چون طبعاً روح تحقیق و ذوق باستان شناسی داشت، دربارة طرز و شیوة بنا و ساختمان آجری و سایر خصوصیات این مدرسه تتبع و پی جویی کامل کرده و معتقد بود که اصل این مدرسه با مسجد علی، شاید به ضمیمة اساس هارون ولایت و متعلقات دیگر که به تدریج از آنها جدا شده و تغییر صورت داده، در اصل به یکدیگر مرتبط بوده و یک دستگاه عمارات مفصل سلجوقی قرن ششم را مشتمل بر مسجد و مدرسه و خانقاه و دارالقضاء و مشابهات آن را تشکیل می داده است».
محمد تقی صحاف علاوه بر هنر خط و خوشنویسی اهل فضل و تاریخ و ادب بود و از احوال فضلا و شعرا و هنرمندان اطلاعات کافی داشت. آثاری چند در خوشنویسی از او بر جای مانده که اشاره می شود: 1- کتیبة سردر مسجد صفا در محلة شهشهان به خط ثلث به تاریخ 1290ق؛ 2- کتیبة سردر و داخل مسجد رکن الملک به تاریخ 1320ق؛ 3- خط سنگ نوشته مزار میر محمد هادی و میر محمد اسماعیل پاقلعه ای در تکیة آغاباشی در تخت فولاد؛ 4- تعمیر کتیبه های عمارات آستانة مقدس حضرت رضا(ع) در حدود سال 1334ق که توسط روسها خراب شده بود؛ 5- تعمیرات مدرسه چهارباغ سلطانی( مدرسه امام جعفر صادق(ع) و طراحی و نوشتن و گرده گیری کتیبه های اطراف مدرسه با وی بوده و اصلاح کتیبة سردر مدرسه در تاریخ1335ق.
همایی می نویسد: « وی در شناختن خطوط اساتید و تقویم کتب و مرقعات خطی نفیس، دارای خبرت و بصیرت کامل بود و قول و تصدیق وی در این گونه امور فصل الخطاب محسوب می شد، خطوط اساتید، خط نسخ و شکسته را هم خوب می شناخت اما عمدة مهارتش در خط نستعلیق بود».
وی با هنرمندانی همچون میرزا عبدالحسین صنیع همایون، سید عبدالباقی قلمدان ساز و میرزا ابوالقاسم طرب رابطه دوستی و معاشرت داشت.
آقا محمد تقی صحاف در سال 1337ق وفات یافته و در جنوب بقعة فیض درتخت فولاد به خاک سپرده شد.

مشروح زندگی نامه
فرزند ملا ابراهیم مقدس از نوابغ استادان هنرمند اصفهان بود. پدرش مشهور به مقدس، محرر فقیه نامدار حاج محمد ابراهیم کرباسی بود. همایی می نویسد: « آقا محمد تقی صحاف حقاً صد مرد هنرمند در یک تن و مجمع الصنایع هنر صحافی و نقاشی و طراحی و تذهیب و خوشنویسی و سوخت سازی و معرق سازی چرمینه و ساختن فانوسهای فنری قدیم و تعبیة انواع رنگ و روغنهای نقاشی و امثال آن بود». همایی می نویسد:«[...] وی در فنون صحافی و اقسام جلد سازی سوخت و روغنی و ضربی و ساده، استادی بی بدیل بود و به علاوه در طراحی و رسامی و طرح نقشه-های قالی و کاشی کاری و غیره در عصر خود همتا نداشت و نیز در نقاشی و تذهیب و میناکاری و مرکب سازی و مقوا سازی و آهار و مهره کاملاً دست داشت و نیز بعضی انواع خطوط مخصوصاً ثلث و کتیبه را تالی محمد رضا امامی بود و نوشتن و طرح کتیبه و گرده گیری و نقاشی اطراف خط همه را خود به تنهایی انجام می داد».
آقا محمدتقی در صحافی شاگرد آقا محمدصادق و آقا ابراهیم، پسران آقا محمدباقر صحاف اصفهانی بوده است و از شاگردانش می توان به فرزندش میرزا علی رضا صحاف و حاج میرزا آقا امامی و استاد محمد جعفر رجائی صحاف اصفهانی اشاره کرد.
محل کارش مدتی در سر بازار ریسمان میدان کهنه( میدان عتیق اصفهان) و مدت زمان طولانی در مدرسة حاج حسن جنب مسجد علی، در یکی از حجره های فوقانی بود. این مدرسه در عهد صفویه مرکز هنرمندان مخصوصاً صنف نقاشان و مذهبان بوده است و به این مناسبت آن را مدرسه نقاشان تختگاه هارون ولایت می گفته اند. همایی می نویسد:« و چون طبعاً روح تحقیق و ذوق باستان شناسی داشت، دربارة طرز و شیوة بنا و ساختمان آجری و سایر خصوصیات این مدرسه تتبع و پی جویی کامل کرده و معتقد بود که اصل این مدرسه با مسجد علی، شاید به ضمیمة اساس هارون ولایت و متعلقات دیگر که به تدریج از آنها جدا شده و تغییر صورت داده، در اصل به یکدیگر مرتبط بوده و یک دستگاه عمارات مفصل سلجوقی قرن ششم را مشتمل بر مسجد و مدرسه و خانقاه و دارالقضاء و مشابهات آن را تشکیل می داده است».
محمد تقی صحاف علاوه بر هنر خط و خوشنویسی اهل فضل و تاریخ و ادب بود و از احوال فضلا و شعرا و هنرمندان اطلاعات کافی داشت. آثاری چند در خوشنویسی از او بر جای مانده که اشاره می شود: 1- کتیبة سردر مسجد صفا در محلة شهشهان به خط ثلث به تاریخ 1290ق؛ 2- کتیبة سردر و داخل مسجد رکن الملک به تاریخ 1320ق؛ 3- خط سنگ نوشته مزار میر محمد هادی و میر محمد اسماعیل پاقلعه ای در تکیة آغاباشی در تخت فولاد؛ 4- تعمیر کتیبه های عمارات آستانة مقدس حضرت رضا(ع) در حدود سال 1334ق که توسط روسها خراب شده بود؛ 5- تعمیرات مدرسه چهارباغ سلطانی( مدرسه امام جعفر صادق(ع) و طراحی و نوشتن و گرده گیری کتیبه های اطراف مدرسه با وی بوده و اصلاح کتیبة سردر مدرسه در تاریخ1335ق.
همایی می نویسد: « وی در شناختن خطوط اساتید و تقویم کتب و مرقعات خطی نفیس، دارای خبرت و بصیرت کامل بود و قول و تصدیق وی در این گونه امور فصل الخطاب محسوب می شد، خطوط اساتید، خط نسخ و شکسته را هم خوب می شناخت اما عمدة مهارتش در خط نستعلیق بود».
وی با هنرمندانی همچون میرزا عبدالحسین صنیع همایون، سید عبدالباقی قلمدان ساز و میرزا ابوالقاسم طرب رابطه دوستی و معاشرت داشت.
آقا محمد تقی صحاف در سال 1337ق وفات یافته و در جنوب بقعة فیض درتخت فولاد به خاک سپرده شد.
از فرزندانش میرزا علی رضا مصحف از بزرگترین صحافان اصفهان بوده که در تیمچة حاج علی نقی جنب دروازه اشرف حجره داشته است. وی در مرقع سازی و دو پوست کردن کاغذ و قطعه سازی و تجلید به سبک قدیم در اصفهان استادی یگانه بوده است. وی در 24 رجب 1385ق فوت و نزدیک پدر به خاک رفت. همچنین آقا محمد تقی دختری به نام فاطمه داشته که در دو سالگی از نعمت بینایی محروم شده و در حدود سی سالگی به شاعری پرداخته و لب به سرودن شعر باز کرده و اغلب اشعارش مراثی اهل بیت است. وی به سال 1328ش فوت و نزدیک مزار پدرش به خاک سپرده شد. فرزند دیگر وی میرزا محمدمعروفی از اساتید قرائت می باشد.