سید محمد صدرالواعظین

سید محمد صدرالواعظین

شهرت :

صدرالواعظین
تاریخ وفات :
1318/08/19
مزار :
تکیه جهانگیرخان قشقایی
زمینه فعالیت :
خطیب و واعظ
واعظ خبیر و ذاکر با اخلاص، سید محمد طباطبایى معروف به «صدرالواعظین».
سید محمد از رؤساى اهل منبر اصفهان و صاحب نفسى قدسى بود. سید مصلح الدین مهدوى دربارة او مى نویسد: «واعظ کامل، مورد ستایش و احترام عموم طبقات مردم اصفهان بود و مردم این شهر ارادت خاصى به ایشان و فامیل آن ها داشته و دارند و نفس آنان را در استجابت دعا و ذکر مصیبت بسیار مؤثر مى دانند و به کرات امتحان شده است».
سید مرتضى ظهیر الاسلام که خود از وعاظ معروف بود، فنون منبر را از او آموخته بود.
فرزندش حجت الاسلام حاج آقا رضا صدرالحسنى شمه اى از اوصاف پدر بزرگوار خود را بدین شرح نگاشته است: «حاج سید محمد حسنى الحسینى ملقب به صدر، از اساتید منبر اصفهان در زمان خود بود. گذشته از معلوماتى که براى منبر لازم است مانند آیات شریفة قرآنى و تفسیر و حدیث و تاریخ و شعر، داراى سجایاى اخلاقى و خصوصیات روحى و روحانیى بود که مایة فضیلت او مى گردید، از آن جمله باز بودن در خانه که همیشه به روى واردین گشوده بود. از خصوصیات اخلاقى او این بود که بى میهمان غذا نمى خورد و براى او تنها غذا خوردن گوارا نبود و اگر روزى کسى به منزل او نیامده بود، از منزل خارج مى شد و هر کس به او مى رسید، او را دعوت مى نمود و با او هم سفره مى شد. تاریخ اسلام را کاملاً مى دانست و به مناسبت، چه در منبر و چه در مجالس انس ذکر مى نمود.
در عین مهابت، شیرینى و لطافت خاصى در چهره او بود که افراد را مجذوب مى کرد و زیارت او مایه سرور بیننده مى شد. اگر دو نفر اختلافى در کارى داشتند و حل نمى شد، به حضور او مى آمدند و بعد از گزارش، هر چه ایشان حکم مى کرد، طرفین رضایت مى دادند و دیگر جرأت مخالفت نمى کردند و گذشته از این که اجر و مزدى نمى خواست، از آن ها پذیرایى هم مى نمود. وى نزد همة طبقات، از کاسب و تاجر و روحانى و دستگاه حکومتى مورد احترام بود. مسعود میرزا ظل السلطان ارادت خاصى به او داشت. روزى در باغ نو وقتى که او از منبر فرو مى آید، ظل السلطان عمامه سبز رنگى به دست خودش بر سر او مى گذارد و مى گوید من دوست دارم عمامه شما سبز رنگ باشد. بعدا ایشان مى خواهد که همان عمامه سیاه رنگ خود را بر سر بگذارد؛ ولى دوستان ایشان از او خواهش مى کنند که این کار را نکند، چرا که توهین به ظل السلطان است و ممکن است او ناراحت شود. به این جهت عمامه ایشان تا آخر عمر سبز رنگ بود».
سید محمد صدرالواعظین در تاریخ 19 آبان 1318ش در سن متجاوز از هشتاد سالگى وفات یافت و در صحن تکیة سیدالعراقین مدفون شد.

مشروح زندگی نامه
واعظ خبیر و ذاکر با اخلاص، سید محمد طباطبایى معروف به «صدرالواعظین». وى از سادات طباطبایى و نوادگان امام حسن مجتبى، علیه السلام بود. پدرش سید محمد رضا صدرالذاکرین از روضه خوانان معروف اصفهان بود. وى در شب 19 ماه مبارک رمضان 1310ق وفات یافت و در مقبرة سرقبر آقا (خاندان امام جمعه) محله باب الدشت مدفون گردید. میرزا ابوالقاسم طرب (پدر استاد جلال الدین همایى) در وفات او مرثیه اى سروده که ماده تاریخ آن بدین شرح آمده است:
نوشت خامة مشکین براى سال وفاتش:/ «بصدر محفل جنت نمود منزل و مسکن»
حاج محمد کاظم «غمگین» نیز در نه بیت مرثیة وفات او را سروده و در ماده تاریخ آن چنین آورده است:
گفت از پى تاریخ وفاتش «غمگین»/ «اندر یمِ رحمتِ خدا گشت غریق»
وى داراى پنج نفر اولاد ذکور بود که عبارتند از:
1. سید محمد صدرالواعظین؛ 2. سید مهدى رئیس الواعظین؛ 3. سید على سجاد الواعظین ( از مشاهیر و محترمان اهل منبر و در بین عوام و خواص اصفهان در کمال عزت و احترام و مقبول القول بود. منبرهاى او مشتمل بر مواعظ شافیه بود و در ذکر مصیبت، سلیقه اى مخصوص داشت که مردم را شدیداً منقلب مى نمود. وى در سال 1357ق وفات یافت و در تکیة فاضل سراب مدفون گردید. او پدر سید فضل الله سجاد الواعظین و سید على نقى از وعاظ اصفهان بود)؛ 4. سید ابراهیم ملقب به بکاء که سیدى زاهد و باتقوا و اهل ذکر بود و در محلة مسجد مصرى به وعظ و مرثیه خوانى مى پرداخت؛ 5. سید خلیل.
سید محمد از رؤساى اهل منبر اصفهان و صاحب نفسى قدسى بود. سید مصلح الدین مهدوى دربارة او مى نویسد: «واعظ کامل، مورد ستایش و احترام عموم طبقات مردم اصفهان بود و مردم این شهر ارادت خاصى به ایشان و فامیل آن ها داشته و دارند و نفس آنان را در استجابت دعا و ذکر مصیبت بسیار مؤثر مى دانند و به کرات امتحان شده است».
سید مرتضى ظهیر الاسلام که خود از وعاظ معروف بود، فنون منبر را از او آموخته بود.
فرزندش حجت الاسلام حاج آقا رضا صدرالحسنى شمه اى از اوصاف پدر بزرگوار خود را بدین شرح نگاشته است: «حاج سید محمد حسنى الحسینى ملقب به صدر، از اساتید منبر اصفهان در زمان خود بود. گذشته از معلوماتى که براى منبر لازم است مانند آیات شریفة قرآنى و تفسیر و حدیث و تاریخ و شعر، داراى سجایاى اخلاقى و خصوصیات روحى و روحانیى بود که مایة فضیلت او مى گردید، از آن جمله باز بودن در خانه که همیشه به روى واردین گشوده بود. از خصوصیات اخلاقى او این بود که بى میهمان غذا نمى خورد و براى او تنها غذا خوردن گوارا نبود و اگر روزى کسى به منزل او نیامده بود، از منزل خارج مى شد و هر کس به او مى رسید، او را دعوت مى نمود و با او هم سفره مى شد. تاریخ اسلام را کاملاً مى دانست و به مناسبت، چه در منبر و چه در مجالس انس ذکر مى نمود.
در عین مهابت، شیرینى و لطافت خاصى در چهره او بود که افراد را مجذوب مى کرد و زیارت او مایه سرور بیننده مى شد. اگر دو نفر اختلافى در کارى داشتند و حل نمى شد، به حضور او مى آمدند و بعد از گزارش، هر چه ایشان حکم مى کرد، طرفین رضایت مى دادند و دیگر جرأت مخالفت نمى کردند و گذشته از این که اجر و مزدى نمى خواست، از آن ها پذیرایى هم مى نمود. وى نزد همة طبقات، از کاسب و تاجر و روحانى و دستگاه حکومتى مورد احترام بود. مسعود میرزا ظل السلطان ارادت خاصى به او داشت. روزى در باغ نو وقتى که او از منبر فرو مى آید، ظل السلطان عمامه سبز رنگى به دست خودش بر سر او مى گذارد و مى گوید من دوست دارم عمامه شما سبز رنگ باشد. بعدا ایشان مى خواهد که همان عمامه سیاه رنگ خود را بر سر بگذارد؛ ولى دوستان ایشان از او خواهش مى کنند که این کار را نکند، چرا که توهین به ظل السلطان است و ممکن است او ناراحت شود. به این جهت عمامه ایشان تا آخر عمر سبز رنگ بود».
برادر سید محمد صدرالواعظین سید مهدى رئیس الواعظین نیز از منبریان مشهور اصفهان بود که در دورة منحوس پهلوى با وجود همه مشکلات و آزار و اذیت مأموران حکومت پهلوى به اقامة مجالس حسینى و ترویج دین اهتمام مى ورزید. وى در سال 1363ق وفات یافت و در این تکیة سیدالعراقین به خاک سپرده شد.
فرزند سید مهدی، سید مصطفى رئیس الواعظین نیز از خطبا و وعاظ محترم اصفهان بود که عمر کوتاه 51 ساله خود را در راه زنده نگهداشتن دین و شعائر حسینى و ارشاد و هدایت مردم صرف کرد و مشکلات این راه را به جان خرید.
وى چندین سال نیز در تهران ساکن بود و سرانجام در سال 1347ش دار فانى را وداع گفت و در جوار پدر و عمویش به خاک رفت. فرزند دیگرش سید حسین رئیس الواعظین نیز از وعاظ محترم اصفهان بود.
سید محمد صدرالواعظین در تاریخ 19 آبان 1318ش در سن متجاوز از هشتاد سالگى وفات یافت و در صحن تکیة سیدالعراقین مدفون شد.
فرزندش حجت الاسلام حاج آقا رضا صدر الحسنى از وعاظ نامى اصفهان بوده و اکنون سال ها است بر اثر بیمارى خانه نشین شده و در کنج تنهایى به خطاطى مشغول است. وی از خوش نویسان تواناى معاصر به شمار مى رود و از شاگردان شیخ محمد حسن عالم نجف آبادى و میرزا على آقا شیرازى بوده است.