میرزا عبدالحسین فیضعلیشاه اول

میرزا عبدالحسین فیضعلیشاه اول

شهرت :

فیضعلیشاه اول
تاریخ وفات :
1/01/1194
مزار :
تکیه فیض
زمینه فعالیت :
عارف
فرزند ملا محمدعلی خراسانی، از عرفا و متصوفه نامدار سلسله نعمت اللهی، در قرن دوازدهم هجری است. در اصفهان تحصیل نمود. در شیراز خدمت سید معصوم علی شاه رسیده، طریقه ارادت پیش گرفت و لقب «فیض علی شاه» را دریافت نمود. بر علوم غریبه تسلط و تبحر داشت. پس از چند سال به همراه استاد به اصفهان آمدند. علی مراد خان از ورود این گروه استقبال نمود و جهت رفاه حال آنها تکیه فیض را بنا کرد، تا این که او در سال 1194ق فوت و در همان تکیه مدفون گردید
مشروح زندگی نامه
از عرفا و متصوفة نامدار سلسلة نعمت اللهی در قرن دوازدهم، اصل ایشان از تون و طبس بوده و در خاندانی از اهل علم و تقوا چشم به جهان گشوده است. پدر او ملا محمد علی خراسانی از اهل قریه «رقه» از توابع طبس کیلکی بوده، وی امامت جمعة طبس و به روایتی امامت جمعة اصفهان را بر عهده داشته است. گروهی مولد او را اصفهان نوشته اند و برخی اصفهان را مقصد جوانی او جهت تکمیل علوم و دروس معمول دانسته اند که سرانجام منجر به توطن و تأهل وی در این شهر شد.
پس از درگذشت پدر به پیش نمازی و اشتغال به علوم رسمی روزگار می گذاشت تا آن که روزی در کتابخانة پدر و در پشت یکی از کتب وی، وصیت معنوی پدر را به خود مبنی بر تحقیق در دین و یافتن راهنمای باطنی ملاحظه می نماید که شرح آن در «جنات الوصال» مذکور است.
پس از این واقعه به سیر و سیاحت و سفر در بلاد مختلف پرداخت و در هر ولایت با علما و عرفای آن شهر دیدار می کرد. از آن جمله در شیراز با بزرگان سلاسل نوربخشیه و ذهبیه ملاقات و گفتگو داشت ولی مطلوب او حاصل نیامد. سرانجام در ملاقات با سید معصوم علی شاه دکنی که در آن روزگار به تازگی از هند به ایران آمده و به ترویج طریقة نعمت اللهی مشغول بود، مقصود خود را یافت
در تاریخ کامل ایران که یکی از قدیمی ترین منابع موجود دربارة تصوف قاجار محسوب می شود، آمده است: «یکى از مؤلفان احوال متأخرین صوفیه ایران مى نویسد که: «فیاض على از سلسلة نوربخشیه است که سلسلة ارشاد از معروف کرخى مى گیرند و در اوایل حال خود مدعى ارشاد بود، تا اینکه میرمعصوم از هندوستان آمد، چون او را دید، دست ارادت به وى داده، در جرگة خلفاى او منتظم شد».
سرانجام میرزا عبدالحسین به همراه فرزندش محمدعلی طریق ارادت و سرسپردگی سید معصوم دکنی را پیش گرفتند و پس از تهذیب و مجاهدات و تحمل ریاضات به درجة ارشاد و دستگیری نائل آمدند، پدر به «فیض علی شاه» و پسر به «نور علی شاه» ملقب گردیدند. گفتنی است در برخی از منابع کهن لقب میرزا عبدالحسین گاه به صورت « فیاض علی»، و یا «فیاض شاه» ضبط شده است. کتب تراجم به تسلط و تبحر فیض علیشاه بر علوم غریبه از قبیل تسخیر، احضار، جفر و اعداد متفق اند که البته پس از ورود به طریقة عرفان و تصوف « از علوم غریبه که داشتند که باعث اقبال و میل عوام و خواص بود، تائب و تارک گردیدند».
پس از یک دو سال توقف در شیراز به جهت همهمة عوام و از جمله فتنه انگیزی هندویی «جانی» نام که طمع تعلیم کیمیا از سید معصوم دکنی داشت و ناکام مانده بود، کریم خان زند عذر دروایش را از شیراز خواست و فیض علی شاه و فرزندش و سید معصوم علی شاه دکنی و تعدادی دیگر از شیراز اخراج و به سمت اصفهان رهسپار شدند. علی مرادخان از ورود این گروه به اصفهان استقبال کرد و جهت رفاه حال آنان تکیه ای به نام فیض بنا کرد و در اختیار دراویش نهاد. علاوه بر آن مقرری روزانه برای آنان تعیین کرد که تا ده هزار دینار نوشته شده است. « چون جناب فیض علی شاه در علم اعداد مهارت تمام داشته، به خواهش علی مرادخان پردة علمی ساخته، اشکال عددی که برای فتح و نصرت بر اعادی مفید و مؤثر باشد، در آن به کار برده، مزید استرضای خاطر او گردیده و بعد از این ایام روز به روز اعلام اقبال و دولت او استقامت یافته، بر اعادی فیروزی جسته، به سلطنت عراق و فارس و آذربایجان و توابع آن بلاد رسیده».
اگرچه علی مرادخان زند از شرب خمر و ارتکاب نواهی در نزد فیض علی شاه توبه کرده بود ولی اندک اندک غرور شاهی و دنیاطلبی مجدد او را به لهو و لعب و عیش و طرب مشغول کرد. فیض علی شاه در هر ملاقات به زبان نصیحت و پند او را از اشتغال به چنین اعمال نهی می کرد تا سرانجام «چون ترک و عود مکرر شد و افعال ناشایست از او بروز کرد، [فیض] صرف نظر از او فرمودند تا دولتش به زوال رسید». در این اوان نیز فیض علی شاه دار فانی را وداع گفت و در همان تکیة فیض مدفون گردید. مزار فیض به صورت چهار طاقی تقریباً مقابل مقبرة فاضل هندی واقع شده است.
اگر چه این مکان به عنوان مزار فیض مشهور و شناخته شده است ولی نکته ای در این باب قابل ذکر است. در سمت غربی تکیة میرفندرسکی حجره ای است که در سه طرف آن نیم متر پایین تر از طاق ده بیت از این غزل مشهور حافظ به مطلع زیر نگاشته شده است:
روضه خلد برین خلوت درویشان است
مایه محتشمی خدمت درویشان است
مشهور است که به خط چشم نواز این غزل از میرعماد قزوینی است. درگذشت میرعماد بیش از بیست و شش سال پیش از رحلت میر فندرسکی و صد و هفتاد سال قبل از وفات فیض علی شاه بوده است. دربارة چگونگی راهیابی خط میر عماد به حجرة تکیه میر به کتاب «تاریخ اصفهان» مراجعه کنید. نکته قابل ذکر و ارتباط این حجره و خط میر عماد با فیض علی شاه آن است که سه بیت در جانب غربی این حجره و خط میرعماد با فیض علی شاه آن است که سه بیت در جانب غربی این حجره مابین خط میرعماد و سقف درج شده که عکس آن در ذیل آورده شد.
چنان که دیده می شود بیت میانی این است:
علی را قدر پیغمبر شناسد
که هر کس خویش را بهتر شناسد
و دو بیت راست و چپ نیز چنین است:
جای فیض علی چو تکیه میر
شد ز فیض خدای فیض علی
فیض فیاض گشت و شد تاریخ
این مکان باد جای فیض علی
مصحح دانشمند «تاریخ اصفهان» در تعلیقات خود آورده اند: «از این قطعه که ماده تاریخی را نیز شامل است، بر می آید که به تاریخ1194 درویشی که فیض علی لقب داشته و لابد از معاریف صوفیه روزگار خویش بوده، در این مکان به خلوت نشینی آغاز کرده است. از مشاهیر صاحبان این لقب، در این زمان، میرزا عبدالحسین بن ملا محمدعلی طبسی از مریدان و خلفای سید معصوم علی شاه دکنی را می شناسیم که پدر نورعلی شاه معروف است». چنان که خواهیم دید درگذشت فیض سال 1194 است و ماده تاریخ قطعة فوق نیز همین تاریخ را تصریح می کند، ضمن این که چنین اشعاری غالباً ناظر بر درگذشت افراد است تا به مناسبت خلوت نشستن و اقامت شخصی در مکانی سروده شده باشد. دلیل دیگر بر این موضوع را می توان در مجلد هنر و هنرمندان« تاریخ اصفهان» مطالعه کرد، استاد همایی ذیل شرح احوال میر عماد می نویسد:« از آثار بسیار ممتاز خط میر در اصفهان کتابة گچ بری است دور حجرة سمت غربی تکیة میرفندرسکی که مقبره فیض علی شاه و معروف به تکیه فیض می باشد و غزل خواجه را بالتمام با امضای صریح نوشته است: روضة خلد برین خلوت درویشان است... الخ». اگرچه استاد همایی چنانکه پیشتر نقل شد در مجلد(ابنیه و عمارت) مکان فعلی و مشهور مزار فیض را مقابل فاضل هندی دانسته است ولی در کتاب اخیر با استناد به این ابیات خاک جای فیض را در تکیة میر گمان برده اند.
دربارة تاریخ وفات فیض علی شاه تواریخ مختلف ذکر شده است، بر اساس سنگ مزارش وفات او سال1194ق است. اشعار زیر بر سنگ مزارش حک شده است:
ای از رخ نـورانی تو پیـدا فیـض
جاری است از این علم تو در ماها فیض
فیاض ازل که قسمت فیض نمود
حقا کـه تـو را نمـود سـر تـا پـا فیض
تا آنجا که می دانیم، اثر مکتوبی از فیض علی شاه اصفهانی به جا نمانده است و این که در «الذریعه» دیوان شعری به او نسبت داده اند، با مستندات تاریخی سازگار نمی آید.
گذشته از مقام عرفانی و تصوفی فیض علی شاه اصفهانی، دو عامل دیگر موجب اهمیت و شهرت هرچه بیشتر وی شده است: یکی، فرزند او میرزا محمدعلی ملقب به «نورعلی شاه اصفهانی» است که در تجدید حیات و گسترش عرفان شیعی و مشخصاً تصوف نعمت اللهی در ایران نقشی به سزا داشته و «تاریخ تصوف ایران را در یک دورة شـور و هیجان تازه وارد می کند که تجدید عهدی با تصوف حلاج و شبلی است در محیط تشیع». نورعلی شاه در عمر نزدیک به چهل سال خود اگرچه همواره با تکفیر و تبعید همراه بود، چندین اثر نظم و نثر از خود به یادگار گذارده است. استاد زرین کوب دربارة شعر او معتقد است که « قریحة هنری و شور و هیجان شاعرانة نور علی شاه بیشتر در غزلیاتش جلوه دارد[...] شور و هیجان کلام او در اینجا آهنگ غزلیات دیوان شمس را به خاطر می آورد که در بعضی غزلهای وی نیز طنین الفاظ و افکار وی پیداست. اما این اشعار که آنقدر به شیوة مولانا نزدیک است چنان طبیعی، با اصالت و مالامال از شور و حال شخصی است که به هیچ وجه آنها را نمی توان تقلیدی از سبک مولانا شمرد. حداکثر می توان گفت تجدید عهدی است با همان عوالم و اذواق به وسیلة یک عارف دیگر که قرنها بعد از مولانا، اما در همان جو روحی، می زیست» و علامه همایی دربارة نثر او می نویسد: «نوشته های او بخصوص اجازا تی که به مـشایخ وقت و جانشینان خود داده، بهترین نمونه های انشاء فارسی عرفانی پرمغز آن زمان است»
عامل دیگر شهرت فیض علی شاه اول، مرید نامدار او میرزا محمد تربتی ملقب به «مشتاق علی شاه» است که اگرچه امی و درس ناخوانده بود، عالم مبرز آن روزگار ملا محمد تقی کرمانی شیفته و مفتون او شد و در کتب تراجم به واسطة تشابه بسیار، آن دو را به شمس تبریزی و مولانا مانند کرده است.
ملا محمدتقی کرمانی مذکور ملقب به مظفر علی شاه به یاد محبوب خود مشتاق علی شاه اصفهانی دیوانی به نام «مشتاقیه» دارد که در ابیاتی از بزرگی و جلالت قدر فیض علی شاه یاد کرده است.