آقا طه کافی

آقا طه کافی

شهرت :

کافی
تاریخ وفات :
1364/12/29
مزار :
تکیه شهدا
زمینه فعالیت :
عالم فاضل
فرزند حسن، متولد 1318ش، عالم فاضل ادیب، از شاگردان شیخ احمد فیاض، سید حسین خادمی وسید علی بهبهانی است. در شهر مقدس قم نیز از محضر شیخ محمدعلی اراکی، سیدمحمدرضا گلپایگانی و شیخ عبدالله جوادی آملی استفاده نمود. در اصفهان و قم به تدریس مشغول شده، دروسی همچون نهج البلاغه را تدریس می-نمود. از آثارش «سیرة پیامبر»، «دیوان اشعار» و «شناخت امام» است. در دوران قبل از انقلاب از حامیان انقلاب بوده، و بعد از انقلاب نیز در سمت های مختلف از جمله امام جمعه فرخ شهر به خدمت پرداخت. از نظر اخلاقی و حفظ حدود الهی و انطباق کارهایش با دستورات الهی، نمونه بود. به نماز اول وقت و شب زنده داری بسیار اهمیت می داد. در ایام محرم و رمضان مقید به تبلیغ بود. سفر به جبهه های نبرد حق علیه باطل و تبلیغ در آن جا را اهمیت می داد. اهل تهجد و عبادت و همچنین توسل به اهل بیت علیهم السلام بود، می گفت که خوب است هر روز با سلام و توجه به یکی از اهل بیت روح ما با آنان پیوند پیدا کند. وی در 29 اسفند 1364ش بر اثر سانحه تصادف از دنیا رحلت نمود
مشروح زندگی نامه
فرزند آقا حسن در شب یک شنبه8 مهر 1318ش/17 شعبان 1358ق در اصفهان متولد شد. پدرش حاج آقا حسن کافی بن علی محمد بن غلامرضا بن تقی بن محمدعلی از تجار نمونه بازار بود. وی تجارت را همراه با فقاهت در دین پیشه خود ساخته بود و تا حدود مکاسب شیخ انصاری را خوانده بود. جد اعلای وی محمدعلی اهل علم بوده و از خوانسار به اصفهان مهاجرت نموده است.
وی با داشتن چنین پدری پس از تحصیلات ابتدائی و متوسطه چند سالی را همراه پدر در بازار فعالیت می کرد. دورة متوسطه را در دبیرستان صارمیه طی نمود. همزمان در حوزة علمیة اصفهان به تحصیل علوم دینی نیز اشتغال داشت تا اینکه پس از مطالعه و مشورت تصمیم گرفت تمام وقت به کار تحصیل و تحقیق بپردازد. وی با جدیت و علاقة تمام به مطالعه، تحصیل و تدریس پرداخت. آقا طه پس از گذارندن دروس مقدماتی، سطوح عالیه را عمدتاً از محضر شیخ احمد فیاض استفاده نمود و سپس به درس خارج سید حسین خادمی رفت. از استادان دیگر ایشان در اصفهان می توان به شیخ علی مشکوة، سید مرتضی موحد ابطحی، شیخ عباسعلی ادیب، سید محمدرضا خراسانی، حاج آقا مرتضی ملا باشی، سید علی بهبهانی و شیخ محمود مفیداشاره کرد.
مدتی که سید علی بهبهانی در اصفهان اقامت داشت، از درس ایشان نیز استفاده کرد و تقریرات قسمتی از مباحث او را نیز نوشته که معظم له آن را دیده بود.
پس از مهاجرت به قم در سال 1348ش از درس محقق داماد، شیخ محمدعلی اراکی، سید محمدرضا گلپایگانی، شیخ مرتضی حائری یزدی، سید کاظم شریعتمداری، شیخ حسین علی منتظری و شیخ عبدالله جوادی آملی بهره گرفت، قبل از پیروزی انقلاب نیز به درس فلسفه آیت الله جوادی آملی می رفت و اضافه بر درس رسمی و معمول در اصفهان علم هیأت و طب قدیم نیز خوانده بود. ادبیات او بسیار قوی بود. وی از قدیم روی نهج البلاغه کار می کرد و قسمتهایی از آن را از حفظ داشت و در بسیاری از موارد آن را در گفتارش به کار می برد.
وی از آنجا که دارای استعدادی قوی و بیانی نیکو بود، از همان اوائل کتابهایی را که می خواند، تدریس هم می کرد. در تدریس سابقة طولانی داشت و مدرس خوبی به شمار می آمد. طلاب زیادی در اصفهان از محضر او کسب فیض می کردند. در حوزة علمیة قم به تدریس سطح اشتغال داشت و در برخی از مکاتب و دانشکده سپاه اصول عقاید می گفت که جزوه های درس او تکثیر می شد و در اختیار دانشجویان قرار می گرفت و در این اواخر در جامعة الزهراء نیز نهج البلاغه تدریس می نمود که حدود 30 نوار از او به یادگار مانده است و به نام « کرامت زن» آماده چاپ شده است. از شاگردانش به سید هادی رفیعی، خیراللهی و مرتضی آقا تهرانی می توان اشاره کرد.
غیر از تحقیقاتی که در پاره ای از مسائل فقهی و بخشی از اصول فقه دارد، « عدات کلینی» را نیز بررسی و تحقیق کرده و به رشتة تحریر در آورده است. همچنین در اصول عقاید: بحث « شناخت»، « توحید»، « عدل»، «معاد»، تألیفات ناتمامی در « سیرة پیامبر»، « حاشیه بر کفایه» تا واجب مشروطه؛ «تقریرات درس سید علی بهبهانی» و «ادب النبی»،« دیوان اشعار»،« رساله دربارة احباط تکفیر»، «بداء»، «عصمت انبیاء»، «خداوند عادل»، «شناخت امام»، «داستانهای قرآن» از دیگر آثار اوست. ایشان قریحة سرشاری در ادبیات و خط و نقاشی داشته و خط نستعلیق را زیبا می نوشته و مقداری نیز تذهیب و اسلیم کار کرده که نمونه هایی از آن موجود است. دفتری دربارة تشریح اعضای بدن از دوران نوجوانی وی به جا مانده است با رنگ آمیزی بسیار زیبا و شکلهایی دقیق از اندام ها به همراه توضیحات در کنار آن، که از ذوق ایشان حکایت دارد. اشعار سرودة وی نیز در جزوه ای جمع آوری شده است.
از اشعار او قصیده ای به مناسبت ولادت امیرالمؤمنین علی، علیه السلام، است:
عجب، عجب که در امشب سروش سبحانی/رسد ز عالم پنهان، به گوش انسانی
نمود جلوه، جمال جمیل عزوجل/ز کعبه چون بدرخشید، ماه پنهانی
سِزد که رشک برد، عرش بر زمین امشب/همای طلعت او، چون زمینِ مکه بدید
نمود، بهرِ قُدومش، هزار قربانی/گذاشت منت بی حد، خدای حی قدیر
چو داشت، نعمت ذاتش به خلق ارزانی/فرشتگان همه مسرور از ولادت او
جهانیان همه مست از شراب روحانی/هر آن که لب، زِ شرابِ وِلای او تَر کرد
بشد منزه و پاک از قیود جسمانی/گدای درگه او را چه عزت است و مقام
که بر شهان جهان کرده است سلطانی/خدیو ملک ولایت، قسیم جنت و نار
شهی که علت ایجاد را بود ثانی/ز فضل و بخشش او، گر طلب کنی، گویم
به سائلی بدهد، خاتم سلیمانی/اگر که عطف توجه، به خاک راه کند
شفاعتش طلبد، کافی صفاهانی
مسؤولیت های سیاسی، اجتماعی این عالم بزرگوار، که مقلد امام و براستی در خط رهبری بود، قابل توجه است. در عین حالی که کار اصلیش را تحصیل و تدریس در حوزه می دانست، از مسؤولیت های اجتماعی و انقلابی هرگز غافل نبود و نسبت به کاری که احساس وظیفه می کرد به خوبی از عهده برمی آمدند. پس از پیروزی انقلاب در جایی که عمل یا سخنرانی را مؤثر و وظیفة خود می دانست، کوتاهی نمی کرد. تقید به سخنان امام خمینی را از وظایف خود می دانست و اعلامیه و نوارهای امام را پس از شنیدن به دوستان انتقال می داد. امامت جمعة فرخ شهر در سال1359ش، نمایندگی طلاب و فضلای اصفهانی در قم، تدریس های تابستانی در سپاه و نیز کلاسهای آموزش ضمن خدمت، همچنین فعالیتهای قضائی در دادگاه عالی انقلاب اسلامی، مسافرت به جبهه های حق علیه باطل که آخرین آنها دو ماه قبل از فوتش بود، از اموری هستند که بیانگر تعهد و احساس مسئولیت وی نسبت به مسائل اجتماعی است.
کافی از نظر اخلاقی و حفظ حدود الهی و انطباق کارهایش با دستورات الهی، نمونه بود. برخورد خوش همراه با چهره ای آرام و متبسم از ویژگیهای وی بود. در سلام کردن پیشی می گرفت. احترام به ذریة پیامبر، صلی الله علیه و آله، از نکات بارز زندگی ایشان و پدرش بوده و در تربیت فرزندان سعی بلیغ داشت و مراقب اخلاق و رفتار آنها بود. با صبر و گاه با پاسخ ندادن یا پاسخی آرام، در برابر پرخاش دیگران، روبرو می شد و در گفتار بسیار متین و دقیق بود. به نماز اول وقت و شب زنده داری بسیار اهمیت می داد. در ایام تبلیغی محرم و رمضان مقید به تبلیغ بود و تا آخر عمر این امر را انجام می داد. سفر به جبهه های نبرد حق علیه باطل در روزهای جنگ ایران و عراق از دیگر فعالیت های تبلیغی ایشان بود. اهل تهجد و عبادت و همچنین توسل به اهل بیت بود، می گفت که خوب است هر روز با سلام و توجه به یکی از اهل بیت روح ما با آنان پیوند پیدا کند. بخصوص ایام فاطمیه را مقید بود و در منزل مراسم روضه برگزار می کرد.
در گفتار بسیار دقیق بود و این سخن یکی از دوستان فاضل اوست که « بیش از بیست سال که با این مرد بزرگ کم و بیش بودم یاد ندارم غیبت، دروغ یا زخم زبان و کنایه و تعرضی نسبت به کسی از او شنیده باشم. چهره ای بشاش و اخلاقی خوش داشت و از وقاری خاص برخوردار بود. وقت خود را نیز بیهوده نمی گذراند».
وی در شب جمعه29 اسفند 1364ش/9 رجب1406ق بر اثر سانحة تصادف از دنیا رحلت نمود و در گلستان شهدای اصفهان به خاک سپرده شد. در وفاتش شعرای اصفهان از جمله حسامی و نحوی اشعاری سروده اند که از آن جمله حجت الاسلام نحوی پس از اشعار مرثیه ماده تاریخ وفات وی را چنین سروده است:
اَرخَهُ النحوی یا بُشری لکم
قد اُلحِقَ الکافی بِنادی الشُهدا
پدر همسر وی حجت الاسلام سید محمدصادق واعظ برزانی، از ذاکرین حضرت اباعبدالله الحسین، علیه السلام، متوفی1350ش مدفون در تکیة صاحب روضات است.