سید محمدجواد کسایی

سید محمدجواد کسایی

شهرت :

کسایی
تاریخ وفات :
1334/05/11
مزار :
تکیه سیدالعراقین
زمینه فعالیت :
صنعتگر
فرزند آقا سید جعفر، از فعالان اقتصادی و اجتماعی و خیرین معاصر و صاحب کارخانه بزرگ ریسباف در اصفهان بوده است. وی و شرکایش یک شرکت تولید سیگار در اصفهان دایر کردند. در سال 13110ش سید جواد کسایی جزو اتاق بازرگانی اصفهان نیز بود و بعدها به ریاست این اتاق برگزیده شد. فعالیت دیگر کسایی در انجمن شهرداری بود. این انجمن کارکردی همانند شورای شهر کنونی داشت و امور شهر را اداره می کرد. در سال 1320ش مطابق یک اطلاعیه کسایی به ریاست انجمن شهرداری نیز منصوب شده بود. فعالیت و حوزة کاری کسایی بیش از همه به کارخانة ریسباف معطوف بود.
وی در 11 مرداد1334ش درگذشت

مشروح زندگی نامه
فرزند آقا سید جعفر، اولین اطلاعاتی که ما از فعالیت های اقتصادی محمدجواد کسایی داریم مربوط به سال1310ش است که وی و شرکایش یک شرکت تولید سیگار در اصفهان دایر کرده بوده اند. در همان سال سید جواد کسایی جزو اتاق بازرگانی اصفهان نیز بود و بعدها به ریاست این اتاق برگزیده شد. اتاق بازرگانی نهادی غیر دولتی بود که در سراسر شهرهای بزرگ و با شرکت تجار بلندپایه برپا می گردیدند. این اتاق ها در واقع واسطة میان تجار و بخش دولتی به شمار می روند. آنچه ما به دست آورده ایم تا سال 1332ش نیز ایشان رئیس اتاق بازرگانی اصفهان بود. فعالیت دیگر کسایی در انجمن شهرداری بود. این انجمن کارکردی همانند شورای شهر کنونی داشت و امور شهر را اداره می کرد. در سال 1320ش مطابق یک اطلاعیه کسایی به ریاست انجمن شهرداری نیز منصوب شده بود.
فعالیت و حوزة کاری کسایی بیش از همه به کارخانة ریسباف معطوف بود. در سال 1304ش کارخانه وطن در اصفهان، به عنوان بزرگترین کارخانة نساجی کشور راه اندازی شده بود؛ اما تولیدات آن کفاف بازارهای داخلی را نمی داد و دولت با سیاست های تشویقی و حمایتی سعی داشت تجار و ثروتمندان را به تأسیس کارخانه های دیگر تشویق کند. یکی از مهمترین این قوانین «قانون انحصار تجارت» خارجی بود که سبب شد دروازه های بازرگانی کشور بر روی سیل منسوجات خارجی بسته شده و به تولید کنندگان داخلی نیز مجالی برای عرضه داده شود. در سال 1311ش سرانجام به تشویق و حمایت رضا افشار حکمران وقت اصفهان، عده ای از تجار اصفهان به دور یکدیگر جمع شده و شرکت ریسندگی و بافندگی اصفهان (ریسباف) را تأسیس کردند. سرمایة اولیة آن شرکت حدود چهارصد هزار تومان بود. در همان زمان سید جواد کسایی به عنوان مدیر عامل شرکت انتخاب شد. بنابراین باقی امور اجرایی شرکت به وی محول گردید. سال بعد محل ساخت کارخانه خریداری شد. این محل که در جنوب زاینده رود و بر محور خیابان چهارباغ بالا قرار داشت، بعدها مبنای پایه گذاری چندین کارخانه نساجی دیگر نیز گردید. یک شخص آلمانی به نام شونمان نیز مشغول طراحی سالن ها و معماری بنا گردید. در آذر 1313ش کارخانة ریسباف راه اندازی گردید. تجربة این کارخانه از این جهت قابل توجه است که تا آن زمان شرکت سهامی در اصفهان برپا نشده بود چرا که اطمینان لازم میان طبقات جامعه برای برقراری یک شرکت سهامی وجود نداشت. این شرکت به دیگران اطمینان داد که پول خود را نزد یکدیگر گذاشته و کارها را به صورت سهامی سر و سامان بدهند.
در جشن افتتاحیه شرکت، سید جواد کسایی گزارش داد: « مؤسسین این شرکت در فاصلة یک ماه شرکتی با سرمایة سه ملیون و یک صد و چهل هزار ریال تشکیل داده و در بهمن ماه 1311ش شرکت را به ثبت رسانیده و شروع به کار نمودند. ماشین آلات ریسندگی دارای 4224 دوک، که آخرین سیستم است، از کمپانی پلات و اخوان که مهم ترین فروشندة ماشین های ریسندگی است و قوای محرکه و برقی آن از کارخانجات مهم آلمان خریداری گردیده و بلافاصله محل کارخانه ابتیاع و شروع به ساختمان و تا اواسط 1313ش به اتمام رسید و در تحت نظر متخصصین ماشین آلات نصب و بالاخره در تیرماه هذه السنه شروع به کار گردید و در مدت گذشته کارگران مشغول امتحانات و آموزگاری بوده اند. روزانه بالغ بر 300 بقچه ریسمان محصول می دهد که در داخله مملکت به مصرف می رسد». البته محصولات کارخانة ریسباف بعدها به انواع پارچه و پتو نیز گسترش یافت.
آن چه مردم اصفهان را به مشارکت در شرکت های سهامی تشویق کرد و سرمایة لازم را برای برپایی کارخانجات نساجی دیگر فراهم نمود آن بود که خیلی زود شرکت ریسباف اولین مرحلة سود سهام خود را به سهام داران داد. نصرالله سیف پور فاطمی، از فعالان اجتماعی آن زمان، در این رابطه نوشت «در شهری که مردم به بانک و دولت اعتماد نداشتند و نقدینة خود را در گنجه خانه یا زیر بالش یا زیر خاک نگاه می داشتند، در شهری که مأمورین دولت به نام عمال ظلم و ظلمت خوانده می شدند، مردم را از هر طبقه حاضر به تشکیل شرکت و سرمایه گذاری کردن، یکی از مشکل ترین کارها بود. تنها سرعت عمل و پاکی و دانایی افشار در تشکیل اولین کارخانه نشان داد که سرمایة مردم از هر جهت مصون از دستبرد است و در پرتو شرکت و تأسیس کارخانه و حمایتی که دولت در آن موقع از کارخانه چی ها می کرد، سود زیاد عاید صاحبان سهام خواهد شد، از این رو مردم پول های خود را به بازار آورده و نشان دادند که آری به اتفاق جهان می توان گرفت».
روزنامه اخگر در سال 1314ش با ناباوری نوشت: «نخستین شرکتی که در سنوات اخیر در شهر اصفهان تشکیل گردید، شرکت سهامی ریسندگی و بافندگی اصفهان بود. احدی در بدایت امر تصور نمی کرد که این شرکت بتواند به این سرعت به امور خود جریان داده و در عرض یک سالی که ماشین آلاتش کار می کند، صدی بیست و پنج و صدی بیست و یک و نیم فایده به دارندگان سهام ممتازه و عادی خود برساند و بلاشک حسن مراقبت هیأت مدیره این شرکت و مخصوصاً ریاست محترم شرکت آقای حاج سید محمد جواد کسایی، یگانه عامل اصلی و اساسی پیشرفت های سریع شرکت ریسباف بوده است». روزنامة اخگر به مدیریت خوب سید جواد کسایی انگشت تأیید گذاشته و آن را عامل مهمی در رشد صنعت نساجی در اصفهان دانست: «اگر حسن انتخاب جناب آقای افشار، فرماندار لایق وقت، در برگزیدن آقای کسایی به ریاست هیأت مدیرة این شرکت نبود و اگر کاردانی و لیاقت آقای کسایی باعث ترقی و پیشرفت حیرت انگیز امور شرکت نبود و اگر کارخانة ریسباف در ظرف همان سال اول به سرعت باد و برق تأسیس نگردیده، و در سال دوم سود سرشاری به صاحبان سهام نمی داد، نه مانند چند کارخانة دیگر که هر یک از سه تا پنج سال بهره برداری آن ها طول کشید، بدون شک مردم اصفهان تا آنجا تشویق نمی شدند که حتی پیرزن ها زیورآلات و لباس های خود را فروخته، به خرید سهام شرکت های بعدی مبادرت نمایند». عمارت کارخانه ریسباف نیز مورد توجه بود . به قول روزنامة اخگر« عمارت کارخانة ریسباف امروز از زیباترین عمارات کارخانه های اصفهان می باشد و با یک اسلوب مقرون به ذوق و سلیقه ساخته شده که وقتی شما داخل فضای آن می گردید، از تماشای آن لذت می برید».
با آن که چند کارخانه ریسندگی دیگر مانند کارخانه های صنایع پشم، پشمباف، شهرضا و رحیم زاده به جمع کارخانه های ریسندگی اصفهان اضافه شدند، اما بدین خاطر که بازار داخلی ظرفیت بالایی داشت این کارخانه ها همگی روزگار خوبی داشتند.
پس از شهریور20 و بحران های اقتصادی زیادی که حادث شد، کارخانة ریسباف نیز مدت ها گرفتار تعطیلی شد؛ تا جایی که در فروردین1321ش خبر استعفای کسایی از مدیریت کارخانة ریسباف در روزنامه ها درج گردید. ایشان گویا خیلی زود به سر کار خود برمی گردد، چرا که هفت سال بعد نامه ای از یک کارگر کارخانه ریسباف در سپاسگزاری از مدیریت کسایی و فیض درج شده بود: « البته کارگر وقتی حقوقش را منتهی با دو سه روز عقب و جلو دریافت می کند و نانش می رسد و لباس تابستان و زمستانه و عیدی خود را به موقع می گیرد و از طرف کارفرمایان هم فشاری نمی بیند، راضی و خیلی هم راضی خواهد بود».
می توان گفت استعفای نهایی کسایی از مدیریت کارخانه ریسباف در سال 1334 اتفاق افتاد او که مدت مدیدی در بستر بیماری افتاده بود، سرانجام با انتشار یک اطلاعیه بلند بالا از مدیریت ریسباف استعفا داد. در این اطلاعیه مشکلات کار مدیریت ریسباف در این چند سال اخیر که کارخانه ها با بحران مواجه شده بودند، شرح داده شده است. حمله به شخص ایشان توسط کارگرانی که بعضاً توده ای بودند و گرفتاری های دیگر از آن جمله بودند. قسمتی از این اطلاعیه که به صورت ضمیمه روزنامه پرند و در تاریخ 27/4/1334 انتشار یافت راجع به روزهای بحرانی کارخانه آمده است: «در این موقع دشمنان صنایع کشور احساسات کارگران را که از علل و موجبات این پیش آمدهای ناگوار مطلع نبودند، برانگیختند تا آنجایی که مکرر مرا مورد اهانت قرار دادند. روزی روی پل قصد جانم کردند و موقعی درب خانه ام را سوزاندند و دو روز قبل نیز در حالی که از شدت بیماری در بستر قادر به حرکت نبودم، درب منزلم را شکسته گستاخانه وارد و موجبات اهانت و ناراحتی من و خانواده ام را فراهم کردند. در حالی که از مدتی پیش به تمام مقامات عالیة مربوط، کتباً نوشته بودم که در اثر کسالت مزاج و بیماری شدید قادر به انجام امور کارخانه نیستم. [...] ضمناً این نکته را نیز نگفته نگذارم اگر کسانی برای کمک و نجات کارخانه ریسباف داوطلب مدیریت آن می باشند، از هر طبقه و صنف که باشند، مورد احترام من بوده و حاضرم به نوبه خود از عملیات آنها تقدیر هم بنمایم و مخصوصاً از این قبیل اشخاص خواهشمندم دست اتحاد به یکدیگر داده، کارخانه ریسباف را که از بیست و چهار سال قبل تا حال مورد علاقه و خدمت من بوده است، از پرتگاه سقوط نجات دهند» البته کارخانه ریسباف دیگر هرگز روزهای شکوفایی سال های ریاست کسایی را تجربه نکرده و همواره گرفتار بحران های اقتصادی شدید بود.
بخش دیگری از فعالیت اقتصادی کسایی در کارخانه توربین بود. در سال 1324ش عده ای از مدیران کارخانجات اصفهان برای تهیة برق کارخانه ها و نیز برق شهر، شرکتی به نام «شرکت توربین» را تأسیس کردند که سید جواد کسایی نایب رئیس این شرکت بود. فشار بر کارخانه های نساجی زیاد بود به طوری که در سال 1343ش کارخانة ریسباف نیز به دلیل ورشکستگی به دست «هیأت حمایت از صنایع» افتاد و توسط آن هیأت دولتی اداره می شد.
از همان آغاز کار شرکت ریسباف، این شرکت تصمیم گرفت هر ساله موقع مجمع عمومی، پنج هزار ریال به پرورشگاه یتیمان اصفهان کمک کند. چندین سال نیز این امر برقرار بود. امیرقلی امینی می گوید: «حس نوع پروری هیأت مدیره و کلیة شرکای این شرکت مهم است که همه ساله در مجمع عمومی سالانه خود پنج هزار ریال به عنوان مساعدت با پرورشگاه یتیمان در ترازنامة خود می گذارند و شرکا نیز به اتفاق آرا با یک حسن نیت کاملی پرداخت آن را تصویب می نمایند».
در سال 1327ش که بعضی محافل تحت تأثیر اندیشه های کمونیستی به سرمایه داران و کارفرمایان اصفهان حمله می کردند، روزنامة اخگر در دفاع از کسایی ابعادی از زندگی او را به تصویر کشید: «کسائی کسی نیست که منکر سرمایه نداشتن دوران اولیه زندگی خود بشود، بلکه او مکرر درحضور عموم گفته و بر خود بالیده است که من با سی ریال سرمایه از شهر اصفهان رفتم و با کسب و تحمل رنج و زحمت و تجارت از رشت به اصفهان خود را صاحب سرمایه ساختم و از محصول همان سرمایه توانستم از عمل شرکت ریسباف مصدر بزرگترین خدمت به اقتصادیات کشور خود گردیده و در عین حال شخصا نیز استفاده کنم. امروز برای انجام هر یک از امور اجتماعی اصفهان یا برای جمع آوری اعانه جهت هر کار خیری وقتی از جمعی توانگران و محترمین اصفهان دعوت می شود، نخستین کسی که دامن همت بر میان می زند و به دعوت استاندار یا مؤسسین آن جمعیت خیریه لبیک اجابت می گوید کسایی است».
بر اساس نوشتة سید محمد علی مبارکه ای سید محمدجواد کسائی در جوانی سفری برای بازرگانی به طرف عراق عجم(اراک) نمود و پس از آن رهسپار شهر رشت گردیده و در آنجا مورد اطمینان بازرگانان خارج و داخل واقع شده است و مورد اعتماد شده در حل و عقد قضایای عامه مشیر و مشار حکام و اعیان و اشراف واقع، تا آن که پس از چند سالی دارای ثروتی می شود. او می نویسد: « و تا کنون روزگار خویش با آن که دوره ایست پر از انقلاب و هر کس در فکر خویش است دقیقه از خدمت به خلق نیاسوده و شهر اصفهان را چندان پرعمران بیفزوده که وجودش سبب بر آن گردید که بیشتر از کارخانجات بافندگی چون ریسباف و غیر از همت عالیه او سرچشمه حیات رنج بران واقع گردید و در آبرومندی این شهر شب و روز خود مصروف می دارد. مریض خانه واقعه در هزار جریب از اقدامات شایان اوست».
عبدالحسین مسعود انصاری، استاندار اصفهان در سال 1326ش در خاطرات خود آورده است:«مرحوم حاج جواد کسائی به یادم می آید که همیشه در امور خیر پیش قدم بود و خداوند روح او را شاد بدارد. این سرمایه دارِ خودساخته، زندگانی خود را اول از درآوردن صدای گاو و بعد لنگ فروشی شروع نمود و این قدر فعالیت و پشتکار به خرج داد تا عاقبت صاحب کارخانه بزرگ ریسباف اصفهان شد و مردی بود بسیار خیر و بلند نظر».
سید جواد کسایی سرانجام در11 مرداد 1334ش/14ذیحجه 1374ق درگذشت. روزنامة مجاهد مراسم تشییع جنازه او را این گونه به تصویر کشیده و راجع به خدمات او چنین داد سخن داده است:«جنازه مقابل کارخانه ریسباف، که بانی و مؤسس آن خود کسایی بود، رسیده بود و این هنگام آقای سید مرتضی بشارت، مدیر فعلی کارخانه، دستور داده بود که سوت کارخانه را زده و کارگران را برای تشییع جنازه جمع کنند. در همین موقع کلیه کارگران صنایع پشم نیز درب کارخانه اجتماع کرده بودند، و بروی هم ولوله عجیبی به پا شده بود. مدیران کارخانه ها یکی پس از دیگری مطلع شده بودند و خود را به جنازه می رسانیدند. خبر مرگ کسایی به مجردی که به بازار اصفهان رسید، کلیة تجار، بازرگانان و اصناف خود را به جنازه می رسانیدند و درب کارخانه زاینده رود بخصوص کارخانة وطن، که به همین مناسبت سوت کارخانه را به صدا در آورده بودند، جمعیت کثیری از کارگران جمع شده[...] از پرتو وجود کسایی عده ای فقیر و ناتوان نان می خوردند که بعد از مرگ او معلوم نیست سرنوشت آنها چه خواهد شد. کسایی یکی از بنیان گذاران کارخانجات اصفهان است و از این راه خدمات گرانبهایی به اقتصادیات کشور انجام داده. سید جواد کسایی ایجاد کننده اتاق تجارت اصفهان بود و خود چندین دوره ریاست اتاق تجارت اصفهان را به عهده داشت» .