محمدباقر لمعه انواری

محمدباقر لمعه انواری

شهرت :

لمعه انواری
تاریخ وفات :
14/01/1385
مزار :
تکیه شیخ مرتضی ریزی
زمینه فعالیت :
شاعر,ادیب
محمدباقر انوارى متخلص به «لمعه»، چهارمین فرزند آخوند ملا عبدالکریم ادیب الشریعه سودایى دستگردى است. وی در سال 1280ش در دستگرد خیار اصفهان به دنیا آمد. علوم قدیمه را بطور متفرقه در دستگرد و فراگرفت.
وى ابتدا به کسوت روحانیت بود و در بخش دستگرد امور مذهبى را اداره مىکرد، سپس در سال 1309ش به استخدام وزارت فرهنگ درآمد و مدیریت دبستان حسین آباد را به عهده گرفت.
سرودن شعر را از پدرش ملا عبدالکریم سودایى متخلص به «سودایى» فراگرفت. محمدباقر در سال 1324 شمسى کتابى را به نام «نامههاى دهقان» با محتواى سیاسى و اجتماعى انتشار داد. وى که این کتاب را براى تنویر افکار دهقانان و کارگران و تبیین ارزش زحمتکشان نوشته بود که با استقبال عموم هم مواجه شد و زود کمیاب گردید.
اغلب اشعار او جنبة انتقادى و اجتماعى و سیاسى دارد. دیدگاههاى سیاسى او در اشعار باعث گردید که او را به گروههاى کمونیستى منتسب نمایند. از این رو در پاسخ به این افتراها در سال 1327ش با شِکوه به درگاه خداوند جل و على اشعاری را مى سراید. از جمله شاگردان وی به عبدالعلی ادیب برومند می توان اشاره کرد. دیوان لمعه در سال1372ش به اهتمام فرزندش مصطفی انواری در 163 صفحه به چاپ رسید.
محمدباقر انوارى در روز یک شنبه14 محرم1385ق دیده از جهان فروبست و بنا به سفارش خود در تکیة شیخ مرتضى ریزى در جوار قبر عمویش به خاک سپرده شد.

مشروح زندگی نامه
محمدباقر انوارى متخلص به «لمعه»، چهارمین فرزند آخوند ملا عبدالکریم ادیب الشریعه سودایى دستگردى است. وی در سال 1280 ش در دستگرد خیار اصفهان به دنیا آمد. علوم قدیمه را بطور متفرقه در دستگرد و فراگرفت؛ چنانکه خود سروده است:
نرفتم دبستان ندیدم معلم/کمى آزمودم ز مردم زبانى
بود این سواد من از خود درآرى/گرفتم ز افواه عالى و دانى
نخواندم به نزد کسى علم منطق/نه فرصت که بینم معانى بیانى
به جز شعر خود لمعه در دار دنیا/ندارد بیانى که بنهد نشانى
وى ابتدا به کسوت روحانیت بود و در بخش دستگرد امور مذهبى را اداره مىکرد، سپس در سال 1309ش به استخدام وزارت فرهنگ درآمد و مدیریت دبستان حسین آباد را به عهده گرفت.
سرودن شعر را از پدرش ملا عبدالکریم سودایى متخلص به «سودایى» فراگرفت. پدرش منظومهاى تحت عنوان «انوار سهیلى» دارد. محمدباقر در سال 1324 شمسى کتابى را به نام «نامههاى دهقان» با محتواى سیاسى و اجتماعى انتشار داد. وى که این کتاب را براى تنویر افکار دهقانان و کارگران و تبیین ارزش زحمتکشان نوشته بود که با استقبال عموم هم مواجه شد و زود کمیاب گردید.
در پایان کتاب «انوار سهیلى» به دو هزار و پانصد بیت شعر منتشر نشده از وى اشاره گردیده است. او در سرودن ماده تاریخ نیز مهارت داشته و از جمله در ماده تاریخ وفات آیت الله سید ابوالحسن اصفهانى چنین سروده است:
فرد بى همتا شد از کف لمعه این تاریخ گفت/مسلمین هر جاى گیتى سوگوارى مى کنند
اغلب اشعار او جنبة انتقادى و اجتماعى و سیاسى دارد. دیدگاههاى سیاسى او در اشعار باعث گردید که او را به گروههاى کمونیستى منتسب نمایند. از این رو در پاسخ به این افتراها در سال 1327ش با شِکوه به درگاه خداوند جل و على اشعاری را مىسراید. از جمله شاگردان وی به عبدالعلی ادیب برومند می توان اشاره کرد. دیوان لمعه در سال1372ش به اهتمام فرزندش مصطفی انواری در 163 صفحه به چاپ رسید.
محمدباقر انوارى در روز یک شنبه14 محرم1385ق دیده از جهان فروبست و بنا به سفارش خود در تکیة شیخ مرتضى ریزى در جوار قبر عمویش به خاک سپرده شد.
استاد همایى متخلص به «سنا» در رثاى او ماده تاریخ زیر را سروده که بر سنگ مزارش پس از اشعارى از او نوشته شده است:
بهر تاریخش سنا پا در میان بنهاد و گفت/لمعه تابنده محو عالم انوار شد