شمس الحیا منصوری

شمس الحیا منصوری

شهرت :

منصوری
تاریخ وفات :
1355/03/14
مزار :
تکیه سیدالعراقین
زمینه فعالیت :
مدرس
دختر مهدی منشی باشی در سال 1316ق/1275ش در منصوریة فارس به دنیا آمد. از آنجائی که تنها فرزند خانواده بود، تحت تعلیمات پدر قرار گرفت و تا 12 سالگی مقدمات دانش را فرا گرفت.
وی در سال 1300ش به همراه خانوادة خود به شیراز نقل مکان کرد و در آنجا تحصیلات خود را با وجود سختیها و مشقتها ادامه داد. در سال 1302 که ادارة فرهنگ تصمیم به استخدام زنان برای تدریس گرفت، وی به همراه 6 نفر از زنان خانواده اش ثبت نام کرد و پس از آزمون به عنوان بازرس مشغول به کار شد و حدود 5 سال به صورت افتخاری در ادارة فرهنگ خدمت نمود. در کنار آن تحصیلات خود را ادامه داد و توانست امتحانات سال اول متوسطه را با موفقیت سپری کند. وی سپس به استخدام رسمی دولت درآمد. در زمان وزارت علی اصغر حکمت سال 1313ش به تهران منتقل شد و مدیریت دبستان نمرة 12 واقع در بازار کفاشها را عهده دار شد که به خاطر فعالیتهایش از وی تقدیر کردند. وی تا مهر 1314ش در آنجا بود و از آنجائی که فرزندش در اصفهان مشغول خدمت شد به اصفهان منتقل شد و ریاست دارالمعلمات اصفهان را عهده دار شد. پس از ورود به اصفهان در دبیرستان بانوان که بعداً به شاهدخت آذر تغییر نام پیدا کرد، مشغول فعالیت شد در آن زمان دو دبیرستان فعال در اصفهان بود، یکی بهشت آئین که زیر نظر اتباع انگلیسها اداره می شد و دیگری دبیرستان بانوان بود. وی با تلاش شبانه روزی و با وجود کارشکنی های زیاد توانست مدرسه را سر پا نگه دارد. دبیرستان به دانشسرای مقدماتی دخترانه تبدیل شد و قرار شد از دختران برای تحصیل هزینه ای دریافت نکنند؛ ولی پس از پایان تحصیل در کشور خدمت کنند. وی دبستان را هم به دانشسرا منتقل کرد تا دانش آموزان برای انجام تدریس عملی به خارج از مدرسه نروند. در زمان مدیریتش اولین نشریه و سالنامة دبیرستان توسط دانش آموزان تدوین شد. وی پس از 33 سال فعالیت از طرف دولت قوام بازنشسته شد از آنجائی که خدمات زیادی انجام داده بود، توسط استانداری اصفهان و دانش آموزان دبیرستان تجلیل و تقدیرنامه ای به او اهدا شد. وی در زمان بازنشستگی نیز دست از تلاش برنداشت.
در آخر عمر به دلیل ضعف جسمی و بینایی از کارهای اجتماعی فاصله گرفت و در منزل به تربیت نوادگانش پرداخت تا اینکه در 14 خرداد 1355ش فوت کرد و در تکیة سیدالعراقین به خاک سپرده شد.

مشروح زندگی نامه
دختر مهدی منشی باشی ملقب به علیم السلطنه می باشد. پدرش شاعر و نویسنده و متخلص به «نوائی» نویسنده کتاب «نفائس-الادب» است. شمس الحیاء در سال 1316ق/1275ش در منصوریة فارس به دنیا آمد. از آنجائی که تنها فرزند خانواده بود، تحت تعلیمات پدر قرار گرفت و تا 12 سالگی مقدمات دانش را فرا گرفت. وی در 13 سالگی ازدواج کرد که ثمرة این ازدواج 6فرزند پسر و یک دختر بود که البته به مرور زمان چهار فرزند خود را از دست داد. شمس الحیاء در سال 1300ش به همراه خانوادة خود به شیراز نقل مکان کرد و در آنجا تحصیلات خود را با وجود سختیها و مشقتها ادامه داد. در سال 1302 که ادارة فرهنگ تصمیم به استخدام زنان برای تدریس گرفت، وی به همراه 6 نفر از زنان خانواده اش ثبت نام کرد و پس از آزمون به عنوان بازرس مشغول به کار شد و حدود 5 سال به صورت افتخاری در ادارة فرهنگ خدمت نمود. در کنار آن تحصیلات خود را ادامه داد و توانست امتحانات سال اول متوسطه را با موفقیت سپری کند. وی سپس به استخدام رسمی دولت درآمد. در زمان وزارت علی اصغر حکمت سال 1313ش به تهران منتقل شد و مدیریت دبستان نمرة 12 واقع در بازار کفاشها را عهده دار شد که به خاطر فعالیتهایش از وی تقدیر کردند. وی تا مهر 1314ش در آنجا بود و از آنجائی که فرزندش در اصفهان مشغول خدمت شد به اصفهان منتقل شد و ریاست دارالمعلمات اصفهان را عهده دار شد. پس از ورود به اصفهان در دبیرستان بانوان که بعداً به شاهدخت آذر تغییر نام پیدا کرد، مشغول فعالیت شد در آن زمان دو دبیرستان فعال در اصفهان بود، یکی بهشت آئین که زیر نظر اتباع انگلیسها اداره می شد و دیگری دبیرستان بانوان بود. وی با تلاش شبانه روزی و با وجود کارشکنی های زیاد توانست مدرسه را سر پا نگه دارد. دبیرستان به دانشسرای مقدماتی دخترانه تبدیل شد و قرار شد از دختران برای تحصیل هزینه ای دریافت نکنند؛ ولی پس از پایان تحصیل در کشور خدمت کنند. وی دبستان را هم به دانشسرا منتقل کرد تا دانش آموزان برای انجام تدریس عملی به خارج از مدرسه نروند. در زمان مدیریتش اولین نشریه و سالنامة دبیرستان توسط دانش آموزان تدوین شد. وی پس از 33 سال فعالیت از طرف دولت قوام بازنشسته شد از آنجائی که خدمات زیادی انجام داده بود، توسط استانداری اصفهان و دانش آموزان دبیرستان تجلیل و تقدیرنامه ای به او اهدا شد. وی در زمان بازنشستگی نیز دست از تلاش برنداشت و از فعالیتهایش در این دوران می توان به موارد ذیل اشاره نمود:
همکاری و عضویت در سازمان زنان اصفهان؛ عضویت در کمیتة نیکوکاری؛ بازرسی افتخاری استانداری برای امور شهری؛ بازرسی افتخاری شهرداری؛ عضویت در سازمان پیش آهنگی نظارت و فعالیت در امور شیرخوارگاه کارخانة سیمین و نظارت بر مهمانخانه ها از طرف سازمان جلب سیاحان. همچنین در دورة اول که خانمها حق حضور در مجلس شورای ملی را پیدا کردند، وی نیز کاندید شد، ولی به نفع دو نفر دیگر که از طرف کنکره ملی معرفی شده بودند، انصراف داد. از شمس الحیاء منصوری کتابی به نام «شمع سحرگاهی» برجای مانده است که در آن اتفاقات دورة تاریخی زندگی اش را شرح داده و همچنین اشعاری از او با تخلص «نوائی» در آن جمع آوری شده است.
و در آخر عمر به دلیل ضعف جسمی و بینایی از کارهای اجتماعی فاصله گرفت و در منزل به تربیت نوادگانش پرداخت تا اینکه در 14 خرداد 1355ش فوت کرد و در تکیة سیدالعراقین به خاک سپرده شد.
از فرزندانش منصور منصوری نیز راه مادر را در پیش گرفت. وی در دوران خدمتش ریاست کل فرهنگ تهران و معاونت ادارة اوقاف و بازرسی وزارت فرهنگ و مدیر کل فرهنگ فارس را بر عهده گرفت و همچنین معاون ادارة کل بازرسی وزارت فرهنگ بود و در آخر در دادگاه اطفال خدمت کرد و همچنین متولی موقوفات اجدادی خانوادة خود در منصوریه فارس بود. از منصور منصوری دو کتاب با عنوان: «این است زندگی» و «معجون» هم برجای مانده است.