میرزامحمدعلی میرزامظفر

میرزامحمدعلی میرزامظفر

شهرت :

میرزامظفر
تاریخ وفات :
13/10/1198
مزار :
تکیه میرزا رفیعا
زمینه فعالیت :
عارف
فرزند میرزا مظفر حسین منجم، عالم حکیم، عارف زاهد، از بزرگترین شاگردان آقا محمد بیدآبادی است. خود از زهاد و عالم فاضل، امام مسجد علی بوده، با وضع فقر، کمال مواظبت در آداب شریعت را داشته است. از بی-اعتنایی های او به دنیا داستان های غریب نقل شده است. در منزل تدریس می نموده و از شاگردان او فقیه نامدار حاج محمدابراهیم کرباسی است. در 13 شوال1198ق به عالم جاودانی شتافت.
در زهد و وارستگی او در مورد قبول امامت مسجد علی گفته شده است که اهالی مسجد علی خواستار امامت جماعت وی شدند، خود وی قبول نمی کرده است. تا مردم به، آقا محمد بیدآبادی یا به دیگری شکایت می کنند، بعد از آن که از طرف آقا محمد، که طرف ارادت او بوده، به او اظهار می شود، چندی را مهلت می خواهد. پس از انقضای مهلت و رفتن به مسجد، سبب خواستن را می گوید، که قدری آرد جو در منزل ذخیره داشتم و منافی مروت بود که با این حال همسایه من گرسنه باشد. این بود که در مدت مهلت، آن ها را به مصرف رساندم و چند فقره مقدمات دیگر نظیر همین، می گوید ترتیب دادم و حالیه حاضر شدم

مشروح زندگی نامه
عالم حکیم عارف زاهد، فرزند میرزا مظفر حسین منجم بن محمدعلی منجم است.تبریزی پدرش را میرزا مظفر منجم و دنبلی مولانا مظفر اصفهانی معرفی می کند. «از ارشد و اعلم و اورعِ تلامذة عارف کامل، جناب آقا محمد بیدآبادی» و «خود از زهاد و از دنیاگذشته هاى کامل، و عالم و فاضل و امام مسجد على بوده و با وضع فقر، کمال مواظبت در آداب شریعت داشته است. از بى اعتنایى هاى او به دنیا وضع هاى غریب نقل مى کنند، و از مردمان عارف و بزرگ اظهار کمال اعتقاد به آن بزرگوار شده و مى شود».
دنبلی می نویسد: «وارث زهد بوذرى و سلمانى، حایز انواع فضایل نفسانى، جامع فقاهت نعمانى و مسائل حکماى یونانى، میرزا محمد على بن مرحوم مولانا مظفر اصفهانى که از تلامذه علامه بیدآبادى بود و در اعراض از زخارف دنیا و مراسم نسک و تقوى مولانا احمد اردبیلى را ثانى».
تبریزی می نویسد: «میرزا محمدعلی از احفاد میرزا مظفر منجم است. نجم سماء حکمت و بدر سپهر معرفت قطب فلک دانش محود سپهر بینش و ارشد تلامذه مرحوم آقا محمد بیدآبادی است. مال دنیا در نظرش خارتر از خاشاک و گنج قارون در پیش همتش موزون مشتی خاک. نفسی کریم و طبعی سلیم داشت [...] در علم اشراق و مشا کمال تبحر داشت».
معصوم علیشاه می نویسد:« در حکمیات خصوص الهیات ید باسطی داشته و در زهد و عبادت سلمان عهد خویش است».
زنوزی می نویسد: «کان عالماً عاملاً کاملاً فاضلاً باذلاً عابداً زاهداً ورعاً عدلاً ثقة عارفاً حکیماً متکلماً معاصراً جلیل القدر، عظیم الشأن، کریم-الأخلاق، حسن الآداب، کثیرالعبادة والریاضة[...]. جناب ایشان کمال فضل و ورع و عرفان و نهایت زهد و انقطاع از عالم امکان داشتند. در زهد ایشان نقصی نبود و از ارشد و اعلم و اورع تلامذه جناب آقا محمد بیدآبادی بود و در فن الهی کمال مهارت داشت».
جناب در مورد مجلس درس او می نویسد: «در مجلس درس که خانة شخصی و اتاق نشیمن او بوده است، هر یک از شاگردانش مانند ملا حسین ملا ولی الله و دیگران، پوس تخت یا پلاس کوچکی جداگانه در کنار اتاق پهلوی یکدیگر گذارده بودند که نشیمن گاه هر کدام مشخص بوده. صاحب منزل که فرش برای این اطاق نداشته، نیز پوست گوسفندی برای نشیمن خود داشته است با یک رحل و قرآن که جلو او گذارده و غیر موقع درس مشغول تلاوت می شده است».
در جنگی خطی آمده: «از میرزا محمدعلی بن میرزا مظفر اصفهانی که در فنون عقلیات مسلم و جناب نحریر علامه مولانا محمدمهدی نراقی در خدمت او مدت ها اکتساب علوم عقلیه فرموده بودند، سؤال کردند موجب زهد و اعراض شما از زخارف دنیویه و انقطاع از مشتهیات و مألوفات جسمانیه چه بود؟ فرمودند که: در بدایت حال غالباً معاشر اصحاب کمالات ظاهریه و با چند نفر از اتراب خود موافق و هم صحبت بودیم، روزی در یکی از محلات اصفهان می گذشتیم که شنیدیم که مولانا حسین تفلیسی در آن محله ساکن و صاحب زهد و ورع کاملی است، به عزم لقای او به منزلش رفته، چون به لقای او فایز شدیم، از صحبت او محفوظ شده و در خدمت او ماندیم تا آفتاب در حجاب تواری محتجب گردیده، مولانا از جای برخواست ما چنان گمان کردیم که تهیة اسباب ضیافت ما می رود، عرض کردیم که حاجت به زحمت شما نیست و تکلفی در کار نیست. مولانا تبسمی فرموده، فرمودند: وقت فریضة شام است، می روم به ادای آن قیام نمایم. هرگاه شما مایل باشید که شب را با هم بسر بریم هر چه میسر باشد، حاضر خواهد شد. چون کلفت در میان ندیدم صحبت ایشان را غنیمت شمرده ماندیم. بعد از ساعتی مولانا از ادای وظایف عبادت فارغ و چراغی سفالین و سفره نانی و قدح آبی حاضر ساخته، به عدد هر یک، یک قرص نان آورد. بعد از تناول آن، هنگام خواب در رسید. هر یک به ردا و جبة خود اکتفا نموده، بخفتیم. چون پاسی از شب گذشت، بیدار شدم. مقان آن مولانا از خواب برخواسته این شعر بخواند:
عجباً للمحب کیف بنام/ کل نوم علی المحب حرام
پس به پای خواسته و به وظایف تضرع و ابتهال قیام نموده تا صبح صادق گریبان ظلمت را چاک زد، از آن شب میل من از مألوفات و تعلقات دنیویه بکلی منقطع گردید، همه شب در همان وقت بیدار و متذکر آن شعر می شوم».
وی در مسجد علی نزدیک امامزاده هارونیه امامت می نموده و ظاهراً بعد از وفات او ملا علی اکبر اژه ای امام آن مسجد شده است.
در زهد و وارستگی او در مورد قبول امامت مسجد علی گفته شده است که اهالی مسجد علی خواستار امامت جماعت وی شدند، وجود او قبول نمی کرده است. تا به حال، آقا محمد بیدآبادی یا به دیگری شکایت می کنند، بعد از آن که از طرف آقا محمد که طرف ارادت او بوده به او اظهار می شود، چندی را مهلت می خواهد. پس از انقضای مهلت و رفتن به مسجد، سبب خواستن را می گوید، که قدری آرد جو در منزل ذخیره داشتم و منافی مروت بود که با این حال همسایه من گرسنه باشد. این بود که در مدت مهلت، آن ها را به مصرف رساندم و چند فقره مقدمات دیگر نظیر همین می گوید ترتیب دادم و حالیه حاضر شدم.
عدة مأمومین او به حدی بوده است که از مسجد جمعیت بیرون می آمده و میدان کهنه را هم صف جماعت اشغال می کرده است.
به خاطر این قوه قدسیه و مواظبتش بر مخالفت نفس و هوی، حاج محمدابراهیم کلباسی آن جناب را توصیف نموده: «بانه کان من ارکان العباد و اوتاد البلاد».
از آثار کتابت وی «شرح کتاب التوحید» است که به خط شکسته نستعلیق جلی خوانا در سه مجلد کتابت نموده است.همچنین وی رسالة «استقصاءالنظر» علامة حلی را به خط شکسته بسیار ملیح استنساخ نموده است.
از شاگردان وی 1. فقیه نامدار حاج محمدابراهیم کلباسی. حاج میرزا ابوالهدى کلباسى در «البدرالتمام» ضمن بیان اساتید جدش، حاجى کلباسى مى نویسد: «و منهم: قدوة اهل العلم و السداد و نخبة اهل العلم و الرشاد، ذوالحظ الاوفر، الآمیرزا محمدعلى بن میرزا مظفر». 2. عارف مشهور حاج محمدجعفر کبودر آهنگى. وی در شرح حال خود مى نویسد: «در اصفهان از سه نفر مستفیض شدم: یکى جناب سید سند عابد محقق، میرزا ابوالقاسم مدرس مدرسه شاه، و یکى فاضل محقق زاهد، میرزا محمدعلى مظفر، و مولانا محراب جیلانى و در کاشان هم از خدمت سید بزرگوار عالى مقدار میر محمدعلى میر مظفر به شرف اوراد و اذکار مشرف شدم».
3. ملا مصطفی قمشه ای معروف به مصطفی الحکماء، که به دامادی استاد نیز سرافراز بوده است. در زینة التواریخ می نویسد: «ملا مصطفی نشو و نما یافته قصبه قمشه، حکیمی دانشمند و فیلسوفی در مراتب عقلیه ذهنش دقیق بلند. اقتباس انوار فضایل از آفتاب رای آقا محمد و میرزا محمدعلی علیهما الرحمة نموده بود». 4. حاج شیخ محمدحسن قزوینی حائری شیرازی.5. ملا حسین ملا ولی الله (جناب، ص544). 6.مولانا محمدمهدی نراقی.
این عالم زاهد در روز سه شنبه 13 شوال 1198ق در اصفهان به عالم جاودانی شتافت و در تکیة میرزا رفیعا نائینی به خاک سپرده شد. در تاریخ وفات او گفته اند: رونق دین محمد رفت آه. همچنین: پرواز کرد طایر قدسی بآشیان

داستانها

/بى اعتنایى به دنیا:/
مرحوم میرزا محمدعلى میرزا مظفر از زهاد و از دنیا گذشته هاى کامل و عالم و فاضل و امام مسجد على بوده، گویند هیزم و روغن چراغ، خود از بازار مى گرفته وقت امامت کنار محراب مى گذارده من بعد به خانه مى برده، با وضع فقر، کمال مواظبت در