شیخ ابوالقاسم نورائی

شیخ ابوالقاسم نورائی

شهرت :

نورائی
تاریخ وفات :
1349/01/01
مزار :
تکیه ملا محمد لطیف خواجویی
زمینه فعالیت :
عالم فاضل
فرزند کمال الدین، متولد 1320ق در سده، عالم فاضل، از شاگردان سید محمدرضا خراسانی و سید حسین خادمی بود. خود در مدرسه چهارباغ به تدریس پرداخت و همچنین مدرسه نور را جهت آموزش نوآموزان شهر تأسیس نمود. او در شعبان1390ق/ 1349ش درگذشت.
مشروح زندگی نامه
از چهره های دینی و علمی دهه سی و چهل شمسی اصفهان بود. وی متولد خمینی شهر (سده ماربین) حدود سال 1320 ق اصفهان و مشهور به شیخ ابوالقاسم نورائی سدهی اصفهانی بود. آنگونه که شجره نامه خاندانی وی نشان می دهد، او فرزند کمال الدین پسر ابوالقاسم، پسر محمد صادق، پسر محمدتقی، پسر زین العابدین، پسر محمد باقر، پسر حیدر علی، پسر کلب علی، فرزند المولی نوراء، پسر المولی محمد، پسر المولی شیخ محمد، پسرالمولی شیخ علی، پسر شیخ عبدالعالی میسی کرکی جبل عاملی است. شیخ سر سلسله این شجره، استاد شیخ حر عاملی بود و قطب علمی میس در جبل عامل لبنان به نام وی تشعشع داشت. شجره نامه ایشان نشان از این دارد که همه اجداد ابوالقاسم نسل اندر نسل روحانی و صاحب اجتهاد و اجازه بوده اند. جد وی ابوالقاسم فرزند محمدصادق همزمان با فتحعلی شاه و محمد شاه قاجار صاحب آثار ماندگاری پیرامون فقه و اصول بود. او در مرحله ای نزد حاج سید محمدباقر شفتی، حاج محمدابراهیم کلباسی و آقا میر سید حسن مدرس در اصفهان تلمذ کرد. وی کتابهایی در اجتهاد و تقلید، کشف الاصول (در شش جلد) و کشف الفقه (در شش جلد) نگاشته است.
نیاکان شیخ ابوالقاسم به دعوت شاهان صفوی برای تبلیغ به ایران دعوت شد و پس از مهاجرت به ایران، صاحب مقاماتی در دربار و درگاه صفوی شدند فرزندان وی نیز پس به آمدن به اصفهان در منطقة سده ماربین (خمینی شهر) صاحب ملک و حشمت شده و ناحیة آنها مرجع مراجعات گردید. به گونه ای که بعداً محل اقامت آنها نزد حکومت آن دوران حوزة قضایی و بست تلقی شده که اکنون نیز محله ای به همین نام، بسته (محلة ورنوسفادران، خیابان امام خمینی شمالی) در آن شهر وجود دارد.
ابوالقاسم در سنین کودکی پدرش را از دست داد. وی از آن پس تحت نظارت والده و دایی خود مرحوم حاج میرزا محمد صادق نورائی قرار گرفت و دروس ابتدایی و مقدماتی را در نزد وی در سده آموخت. آنگاه به اصفهان رفت و معارف را نزد علمای مطرح آن زمان کسب کرد. در اصفهان از محضر درس آیت الله سید محمدرضا خراسانی و سید حسین خادمی اصفهانی بهره جست. وی ازدواج کرد که نتیجة آن چهار پسر و یک دختر شد. ابوالقاسم پس از مهاجرت دائی خود به نجف اشرف در سال 1298ش چندی عهده دار نماز جماعت در محل شد. اواخر دهة بیست شمسی به اصفهان رفت و در محلة پاقلعه ساکن گردید. حاج ابوالقاسم در دهة سی مسافرت هایی جهت تبلیغ به اقصی نقاط کشور از جمله اهواز داشت. بویژه در این سفر با گروهی از علما از جمله حاج آقا جمال صهری خطیب مشهور، همراه بود که عکس هایی از آنها موجود است. در همین سالها وی مسافر عتبات شد و چندی از محفل درس علمای نجف خوشه چینی کرد. گفته می شود درس آیت الله حکیم، خوئی و شاهرودی را درک کرد.
شیخ ابوالقاسم رفته رفته توانست با بصیرت و اندوختة علمی خود در حوزة علمی اصفهان جایگاه مهمی پیدا کند. حلقه درسی خصوصی و عمومی او به طور عمده در مدرسة چهارباغ سلطانی اصفهان برقرار بود؛ لذا بسیاری از شرکت کنندگان درس او دبیران و اساتید آموزش و پرورش و متجددین بودند. لطف الله هنرفر، استاد فقید تاریخ دانشگاه اصفهان، در حلقة درسی ایشان آمد و شد داشت. چنانکه وی در دیباچة کتاب «گنجینه آثار تاریخی اصفهان» از همراهی های ایشان در امر بازخوانی کتیبه های مختلف قدردانی کرده است معاشرت ایشان با اصحاب آموزش نوین موجب شد که وی نیز در این راستا فعال باشد. در این میان دو حلقه درسی وی در مباحثه کلامی با ارمنیان و رد شبهات فرقة ضالة بهائیت مطرح بود. از میان ارامنه شخصی بنام هویک آ. الله وردیان که زبان فارسی و ادبیات را نزد شیخ ابوالقاسم آموخت، در کتاب خود از ایشان قدردانی کرده است.
شیخ ابوالقاسم مدرسه ای چند منظوره (جامع تعلیمات اسلامی) به نام نور جنب مسجد لنبان در خیابان شهید بهشتی در سال 1335ش تأسیس کرد و در این راستا خدماتی به فرزندان و نوآموزان شهر اصفهان نمود. وی ابایی نداشت که با آن سطح معلومات حوزوی به فرهنگ عمومی در قالب آموزش های مدرن خدمت نماید و در مدارس متعدد از جمله گلبهار و عِلیه تدریس نمود و فرهنگ احکام شرع و نماز را گسترش داد. در این مدارس خیل عظیمی از طلاب و آموزگاران و دانشجویان و اساتید از محضر ایشان بهره می بردند. بویژه اسناد خاندانی نشان می دهد که ایشان در زبان و ادبیات عرب و فارسی سرآمد بوده و متعلمینی در سطوح مختلف سنی داشتند. جالب اینکه در میان این افراد و در حلقة درسی ایشان تعداد زیادی دختران و بانوان شهر در سطوح مختلف، مشغول تحصیل بودند (دفتر متعلمین). از جمله شاگردان مدرسة وی سید محمود ملاباشی، محمدعلی ربانی، علی پورسینا، حسین شفیعی را می توان اشاره کرد.
معمولا بازدیدکنندگان عالی مقام اصفهان به حجره ایشان در مدرسة چهارباغ هدایت می آمدند. در این میان در تصویر به یادگار مانده از وی، کامیل شمعون، رئیس جمهور وقت لبنان در آبان1335ش به همراه استاندار وقت ذوالفقاری و دریادار حبیب اللهی و استاد هنرفر در حجرة ایشان حضور یافته اند.
حاج شیخ ابوالقاسم در نهایت در شعبان1390ق/1349ش در شهر اصفهان دعوت حق را لبیک گفت و در سمت شمال تکیة آقا سید محمدلطیف خواجوئی در تخت فولاد اصفهان مدفون شد. در رثای وی شاعر اصفهانی، فضل الله اعتمادی(برنا) قصیدة مطول و ممتعی سرود که سجع آن به شرح زیر است:
ابوالقاسم که بودی نجمی از علم/ بشد ناگاه همچون نور پنهان
هچنین لوح مرقد وی مزین به خط خوش استاد حبیب الله فضایلی شد. مجموعة کتابخانه نفیس وی، اعم از کتاب های چاپ شده و نسخ خطی در سال1389ش طی شماره 2132 به کتابخانة بزرگ آیت الله مرعشی نجفی- قم اهداء گردید.