علـی رضائيان

علـی رضائيان

شهرت :

علـی رضائیان
تاریخ وفات :
12/08/1440
مزار :
تکیه شهدا
زمینه فعالیت :
دفاع مقدس

فرزند زین العابدین، در سال 1326ش در فیروزآباد تهران به دنیا آمد. پس از مدتی همراه خانواده اش به اصفهان آمدند. به دلیل مشكلات اقتصادی روزها كار و شب ها تحصیل می كرد و تا پایان تحصیلاتش این روال ادامه داشت.

 علاقه فراوانی به فراگیری قرآن داشت و صوت و لحن دلنشین داشت. همچنین مقدار زیادی از نهج البلاغه و احادیث را حفظ كرد.

طی مسافرتی كه به تهران داشت با آیت الله سعیدی آشنا شد و تحت تأثیر افكار وی قرار گرفت و مبارزه خود را با رژیم پهلوی آغاز كرد. در دوران سربازی بارها تحت تعقیب قرار گرفت. با همكاری شهید محمد منتظری دامنه فعالیت های خود را علیه رژیم پهلوی به كشورهای همسایه كشاند و همچنین اعلامیه هایی به زبان خارجی برای خارجیان مقیم اصفهان چاپ می كرد كه در آن به افشای ظلم و جنایات حكومت پهلوی می پرداخت. وی در بیداری افكار عمومی از هیچ كوششی فروگذار نمی كرد.

 بعد از انقلاب اسلامی به همراه عده ای از مبارزان و انقلابیون در تشكیل كمیتة دفاع شهری اصفهان شركت كرد و با تشكیل سپاه پاسداران در اصفهان به جمع آن ها پیوست.

 از مؤسسان سپاه در شهرستان های داران، فریدن، خوانسار و مباركه بود. در اوایل 1359ش به كردستان رفت و نقش مهمی در آزادسازی شهر سنندج ایفا كرد و به شدت مجروح شد. پس از بهبودی به مناطق عملیاتی جنوب رفت و در عملیات فرمانده کل قوا به سختی مجروح شد؛ به گونه ای که کسی باور نمی کرد که وی سالم بماند. اما اراده قوی و روحیه جهادی اش، او را در پیمودن گامهای بیشتری برای تداوم انقلاب اسلامی محافظت کرد.

 وی پس از بهبودی مدت کوتاهی بعد به سمت معاونت عملیات سپاه منطقه 2 اصفهان منصوب گردید و در دی ماه 1361ش به درخواست سردار رحیم صفوی به عنوان یكی از معاونت های طرح و عملیات در تهران مشغول به كار شد و سپس مأمور راه اندازی قرارگاه حمزه سیدالشهدا در منطقة غرب گردید و به فرماندهی قرارگاه عملیاتی حمزه منصوب گردید. تا اینكه در آبان  ماه 1362 ش پس از طراحی عملیات والفجر4 بر اثر انفجار مین به شهادت رسید.

 پیکر پاک او در گلستان شهدای اصفهان، قطعه حمزه سیدالشهدا، ردیف8 ، شماره 29 به خاك سپرده شد.


مشروح زندگی نامه

فرزند زین العابدین، در سال 1326ش در فیروزآباد تهران به دنیا آمد. پس از مدتی همراه خانواده اش به اصفهان آمدند. به دلیل مشكلات اقتصادی روزها كار و شب ها تحصیل می كرد و تا پایان تحصیلاتش این روال ادامه داشت.

 علاقه فراوانی به فراگیری قرآن داشت و صوت و لحن دلنشین داشت. همچنین مقدار زیادی از نهج البلاغه و احادیث را حفظ كرد.

طی مسافرتی كه به تهران داشت با آیت الله سعیدی آشنا شد و تحت تأثیر افكار وی قرار گرفت و مبارزه خود را با رژیم پهلوی آغاز كرد. در دوران سربازی بارها تحت تعقیب قرار گرفت. با همكاری شهید محمد منتظری دامنه فعالیت های خود را علیه رژیم پهلوی به كشورهای همسایه كشاند و همچنین اعلامیه هایی به زبان خارجی برای خارجیان مقیم اصفهان چاپ می كرد كه در آن به افشای ظلم و جنایات حكومت پهلوی می پرداخت. وی در بیداری افكار عمومی از هیچ كوششی فروگذار نمی كرد.

 بعد از انقلاب اسلامی به همراه عده ای از مبارزان و انقلابیون در تشكیل كمیتة دفاع شهری اصفهان شركت كرد و با تشكیل سپاه پاسداران در اصفهان به جمع آن ها پیوست.

 از مؤسسان سپاه در شهرستان های داران، فریدن، خوانسار و مباركه بود. در اوایل 1359ش به كردستان رفت و نقش مهمی در آزادسازی شهر سنندج ایفا كرد و به شدت مجروح شد. پس از بهبودی به مناطق عملیاتی جنوب رفت و در عملیات فرمانده کل قوا به سختی مجروح شد؛ به گونه ای که کسی باور نمی کرد که وی سالم بماند. اما اراده قوی و روحیه جهادی اش، او را در پیمودن گامهای بیشتری برای تداوم انقلاب اسلامی محافظت کرد.

 وی پس از بهبودی مدت کوتاهی بعد به سمت معاونت عملیات سپاه منطقه 2 اصفهان منصوب گردید و در دی ماه 1361ش به درخواست سردار رحیم صفوی به عنوان یكی از معاونت های طرح و عملیات در تهران مشغول به كار شد و سپس مأمور راه اندازی قرارگاه حمزه سیدالشهدا در منطقة غرب گردید و به فرماندهی قرارگاه عملیاتی حمزه منصوب گردید. تا اینكه در آبان  ماه 1362 ش پس از طراحی عملیات والفجر4 بر اثر انفجار مین به شهادت رسید.

 پیکر پاک او در گلستان شهدای اصفهان، قطعة حمزه سیدالشهدا، ردیف8 ، شماره 29 به خاك سپرده شد.