شهید ولی الله نیکبخت

شهید ولی الله نیکبخت

شهرت :

نیکبخت
تاریخ وفات :
1330/02/08
مزار :
تکیه شهدا
زمینه فعالیت :
دفاع مقدس

فرزند ناصر و بیگم، در 8 اردیبهشت1330ش در روستای قَهنویه از توابع شهرستان مبارکه اصفهان در خانواده ای متدین و مستضعف به دنیا آمد. در دورن کودکی همراه خانواده به اصفهان عزیمت نمود.

دوران تحصیل را در این شهر طی نمود و پس از پایان تحصیلات متوسطه، راهی دانشگاه شیراز شد و موفق به اخذ درجه کارشناسی و کارشناسی ارشد در رشته برق با کسب رتبه اول شد. احراز رتبه اول در دوره کارشناسی ارشد زمینه را برای تحصیل وی در دانشگاه مینی سوتای آمریکا فراهم ساخت؛ اما او از رفتن به غرب چشم پوشید و در سال 1355ش خدمت وظیفه خود را به عنوان مدرس در دانشگاه سیستان و بلوچستان آغاز کرد و به فعالیت علمی پرداخت و در همین سال نیز ازدواج نمود.

ولی الله فعالیت خود را علیه رژیم پهلوی از دوران دانشجویی  آغاز کرد و هیچگاه دست از مبارزه برنداشت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی در کمیته انقلاب اسلامی، جهاد سازندگی دانشگاه سیستان و بلوچستان خدمت کرد و به مبارزه با ناامنی و فقر و جهل پرداخت.

او یکی از نخستین افرادی بود که برای امنیت شهر به سازماندهی و منسجم نمودن نیروهای انقلابی و مذهبی در زاهدان پرداخت. قبل از تأسیس سپاه به تشکیل سازمانی تحت عنوان سازمان پاسداران انقلاب اقدام نمود که متشکل از جوانان حزب الهی و انقلابی زاهدان بود و پس از تشکیل جهاد به فرمان امام در 27خرداد 1358ش جهاد سازندگی سیستان و بلوچستان را تشکیل داد. از کارهای مهمش به کارگیری جوان های اهل سنت بود، چرا که گروه های مخالف انقلاب اسلامی می خواستند بین شیعه و سنی اختلاف بیندازند و او تلاش می کرد بین آنان اتحاد ایجاد کند.

در ملاقاتهایی که با مولوی عبدالعزیز داشت، می گفت انقلاب مال همه است و باید از آن حمایت بشود و همین امر باعث شد که چند نفر از اهل تسنن از او حمایت کنند.

از جمله شهید عبدالرحمان ریگی که در فعالیت های اولیه سپاه شرکت داشت. او در دوران حضورش در سیستان و بلوچستان در راستای برقراری نظم و امنیت و تشکیل کمیته های انتظامات، امداد، اطلاعات و تبلیغات، دستگیری بقایای عوامل ساواک، حفظ مدارک و اسناد ساواک تلاش های بسیاری کرد. وی برای تأسیس نهادهای انقلابی همچون سپاه و جهاد و امنیت مرزها و راهها و سرکوب اشرار و ایجاد روحیه تفاهم میان شیعه و سنی، همچنین همکاری با نهادهای انقلابی و ارتش و ژاندارمری و شهربانی، زمینه سازی برای رسانیدن کمکهای لازم به مناطق محروم استان، هم بسیار کوشش نمود. این امر باعث کینه شدید گروهکهای ضدانقلاب شد، چنان که از هیچ تلاشی برای درهم شکستن شخصیت او دریغ نورزیدند  و عاقبت وی را در 16مرداد 1358 در بخش ایرندگان از توابع شهرستان خاش به گلوله بستند.

 وی که 27 سال بیشتر نداشت با افطاری خونین در ماه مبارک رمضان به همراه همسنگر سنی اش امام  بخش ریگی به شهادت رسید، پیکر پاکش را به اصفهان منتقل کردند و در گلستان شهدای اصفهان، قطعه طریق القدس، ردیف2، شماره 16 به خاک سپردند.

ولی الله اولین شهید جهادسازندگی سیستان و بلوچستان بود. وی به اندازه ای با مردم همنشین و مهربان بود که در سوگ شهادت وی همه مردم استان سیستان و بلوچستان داغدار شدند.

پیر و جوان، شیعه و سنی همه گریستند و جلوه های وحدت میان شیعه و سنی در هنگام تشییع پیکر پاکش به نمایش گذاشته شد. پس از تبعید آیت الله سید علی خامنه ای به وسیله رژیم پهلوی به پیرانشهر، ولی الله هموار با ایشان مرتبط بود و هنگامی که وی شهید شد، آیت الله خامنه ای و همسرشان در مراسم ختم او شرکت کردند.

او همواره در برابر مشکلات بسیار عاقلانه و خونسرد برخورد می کرد و می گفت ما به دنیا آمده ایم که با مشکلات مبارزه کنیم و اینها انسان را به تکامل نزدیک می کند. وی همچنین در راه بهبود وضعیت زندگی محرومان بسیار کار می کرد و وقتی سخن از کار و خدمت به میان می آمد، گفتار امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) را یادآور می شد و می گفت: خداوند از انسانهای آگاه و دانشمندان متعهد پیمان گرفته است که شاهد سیری ستمگر و گرسنگی ستمدیده نباشند  به همین سبب من نمی توانم آرام بگیرم.

 

 

 


مشروح زندگی نامه

فرزند ناصر و بیگم، در 8 اردیبهشت1330ش در روستای قَهنویه از توابع شهرستان مبارکه اصفهان در خانواده ای متدین و مستضعف به دنیا آمد. در دورن کودکی همراه خانواده به اصفهان عزیمت نمود.

دوران تحصیل را در این شهر طی نمود و پس از پایان تحصیلات متوسطه، راهی دانشگاه شیراز شد و موفق به اخذ درجه کارشناسی و کارشناسی ارشد در رشته برق با کسب رتبه اول شد. احراز رتبه اول در دوره کارشناسی ارشد زمینه را برای تحصیل وی در دانشگاه مینی سوتای آمریکا فراهم ساخت؛ اما او از رفتن به غرب چشم پوشید و در سال 1355ش خدمت وظیفه خود را به عنوان مدرس در دانشگاه سیستان و بلوچستان آغاز کرد و به فعالیت علمی پرداخت و در همین سال نیز ازدواج نمود.

ولی الله فعالیت خود را علیه رژیم پهلوی از دوران دانشجویی  آغاز کرد و هیچگاه دست از مبارزه برنداشت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی در کمیته انقلاب اسلامی، جهاد سازندگی دانشگاه سیستان و بلوچستان خدمت کرد و به مبارزه با ناامنی و فقر و جهل پرداخت.

او یکی از نخستین افرادی بود که برای امنیت شهر به سازماندهی و منسجم نمودن نیروهای انقلابی و مذهبی در زاهدان پرداخت. قبل از تأسیس سپاه به تشکیل سازمانی تحت عنوان سازمان پاسداران انقلاب اقدام نمود که متشکل از جوانان حزب الهی و انقلابی زاهدان بود و پس از تشکیل جهاد به فرمان امام در 27خرداد 1358ش جهاد سازندگی سیستان و بلوچستان را تشکیل داد. از کارهای مهمش به کارگیری جوان های اهل سنت بود، چرا که گروه های مخالف انقلاب اسلامی می خواستند بین شیعه و سنی اختلاف بیندازند و او تلاش می کرد بین آنان اتحاد ایجاد کند.

در ملاقاتهایی که با مولوی عبدالعزیز داشت، می گفت انقلاب مال همه است و باید از آن حمایت بشود و همین امر باعث شد که چند نفر از اهل تسنن از او حمایت کنند.

از جمله شهید عبدالرحمان ریگی که در فعالیت های اولیه سپاه شرکت داشت. او در دوران حضورش در سیستان و بلوچستان در راستای برقراری نظم و امنیت و تشکیل کمیته های انتظامات، امداد، اطلاعات و تبلیغات، دستگیری بقایای عوامل ساواک، حفظ مدارک و اسناد ساواک تلاش های بسیاری کرد. وی برای تأسیس نهادهای انقلابی همچون سپاه و جهاد و امنیت مرزها و راهها و سرکوب اشرار و ایجاد روحیه تفاهم میان شیعه و سنی، همچنین همکاری با نهادهای انقلابی و ارتش و ژاندارمری و شهربانی، زمینه سازی برای رسانیدن کمکهای لازم به مناطق محروم استان، هم بسیار کوشش نمود. این امر باعث کینه شدید گروهکهای ضدانقلاب شد، چنان که از هیچ تلاشی برای درهم شکستن شخصیت او دریغ نورزیدند  و عاقبت وی را در 16مرداد 1358 در بخش ایرندگان از توابع شهرستان خاش به گلوله بستند.

 وی که 27 سال بیشتر نداشت با افطاری خونین در ماه مبارک رمضان به همراه همسنگر سنی اش امام  بخش ریگی به شهادت رسید، پیکر پاکش را به اصفهان منتقل کردند و در گلستان شهدای اصفهان، قطعه طریق القدس، ردیف2، شماره 16 به خاک سپردند.

ولی الله اولین شهید جهادسازندگی سیستان و بلوچستان بود. وی به اندازه ای با مردم همنشین و مهربان بود که در سوگ شهادت وی همه مردم استان سیستان و بلوچستان داغدار شدند.

پیر و جوان، شیعه و سنی همه گریستند و جلوه های وحدت میان شیعه و سنی در هنگام تشییع پیکر پاکش به نمایش گذاشته شد. پس از تبعید آیت الله سید علی خامنه ای به وسیله رژیم پهلوی به پیرانشهر، ولی الله هموار با ایشان مرتبط بود و هنگامی که وی شهید شد، آیت الله خامنه ای و همسرشان در مراسم ختم او شرکت کردند.

او همواره در برابر مشکلات بسیار عاقلانه و خونسرد برخورد می کرد و می گفت ما به دنیا آمده ایم که با مشکلات مبارزه کنیم و اینها انسان را به تکامل نزدیک می کند. وی همچنین در راه بهبود وضعیت زندگی محرومان بسیار کار می کرد و وقتی سخن از کار و خدمت به میان می آمد، گفتار امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) را یادآور می شد و می گفت: خداوند از انسانهای آگاه و دانشمندان متعهد پیمان گرفته است که شاهد سیری ستمگر و گرسنگی ستمدیده نباشند  به همین سبب من نمی توانم آرام بگیرم.

برادر وی نقل می کند: «شهادت آرزوی دیرینه او بود. وی پس از فراغت از تحصیل به سربازی رفت و افسر وظیفه بود. من عکسی با لباسهای نظامی از او دیدم، پرسیدم اخوی! شما که مخالف رژیم هستی، چرا این لباس را پوشیده ای و عکس گرفته ای؟ گفت باور کن این لباس را قرض گرفتم و پوشیدم به خاطر کارت شناسایی که باید عکسدار می بود، مجبور شدم. ان شاءا... من این لباس را زمانی بپوشم که بتوانم خدمتی به اسلام کنم و یکی از سربازان کوچک امام زمان(عج) باشم» .

امام خمینی (ره) در دیدار با مادر این شهید به او فرمودند: من خیلی برای شهید نیکبخت ناراحت شدم، موقعی که مصطفای خودم شهید شد، اینقدر ناراحت نشده بودم. برای اینکه این جوان شخصی بود که وقتی با تلفن با من صحبت می کرد، گفتم: چرا نمی آیی که شما را زیارت کنم؟ گفت: آقا من نمی خواهم مزاحم شما شوم. من می خواهم کاری که اینجا انجام بدهم، استفاده اش برای شما باشد، شما هم خوشحال باشید. من برای این ناراحت شدم که این شخص می توانست نصف ایران را بچرخاند؛ ولی او به هدف خودش رسیده و مقام او بالاست. همچنین فرمودند: این چنین شخصیتهایی خیلی دیر بوجود می آیند. در زمانه که همه چیز را با هم داشته باشند، هم تقوا، هم تخصص و هم ایمان و همه چیز را داشته باشند. اینها بعنوان یک ستون برای مملکت می توانستند کار کنند.

 از سخنان شهید: من قطره ای از اقیانوس بیکران هستی ام و با تمام وجود در به انجام رساندن رسالتم سعی خواهم کرد و در این راه مشتاق شهادت هستم.

 اگر ما شخصیت حضرت علی را به مثلثی تشبیه کنیم یک ضلع مثلث تقوا، ضلع بعدی علم و دانش و ضلع سوم قدرت است و اگر ما بتوانیم زندگی خود را با این مثلث وفق بدهیم، انسانی کامل شده ایم و هم دنیا و هم آخرت خود را آباد کرده ایم .

 

سیره اخلاقی شهید ولی الله نیکبخت؛

ولی الله در دوره دبیرستان بسیار باهوش و با استعداد و اهل قناعت و تلاش و کوشش بود، اوقات جوانی را بیهوده نمی گذراند و به مطالعه می پرداخت. وی همچنین به خواندن قرآن علاقه وافری داشت و در مدرسه به واسطه تلاوت قرآن جایزه گرفت. از همان ابتدا پایبند به اصول اعتقادی اسلام بود. در کارهای خانه به مادر و همسرش کمک می کرد. وی نسبت به خانواده و نزدیکان خود و همچنین مردم بلوچستان مهربان و با محبت بود.

 صبر و تحمل وی در راه آبادانی سیستان و بلوچستان و به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی پایان پذیر نبود و پایداری، ایثار، فداکاری و از جان گذشتگی و عشق به آبادی ایران او را به سیستان و بلوچستان کشانید تا سرانجام جان خود را در راه عمران این منطقه به خداوند ارزانی کرد. ولی الله از بیت المال استفاده شخصی نمی کرد و با آنکه مسئولیت جهادسازندگی سیستان و بلوچستان را برعهده داشت، بسیار متواضع بود.