غلامعلی طیاره خواجویی

غلامعلی طیاره خواجویی

شهرت :

طیاره خواجویی
تاریخ وفات :
1344/02/18
مزار :
تکیه شهدا
زمینه فعالیت :
دفاع مقدس

فرزند مرتضی و مادرش فاطمه در هجدهم اردیبهشت 1344ش در محله چهارباغ خواجوی اصفهان به دنیا آمد. از همان کودکی زرنگ تر و سریع تر از برادران دیگر خود بود و در رفتار و کردار تحت تأثیر برادرش مصطفی بود. او به شعر علاقمند بود.

غلامعلی در دوران انقلاب اسلامی با دوستان مصطفی در شعارنویسی و پخش اعلامیه و حتی شرکت در تظاهرات شبانه با آنها مشارکت می کرد. وی تحصیلات را رها کرد و همراه مصطفی به کردستان رفت.

مصطفی از او خواست که به اصفهان برود و تحصیلاتش را ادامه دهد او نیز قبول کرد و به اصفهان رفت پس از یک ماه نتوانست تحمل کند و به کردستان بازگشت. وی در این زمان 15 ساله بود و در گروه ضربت ثارالله که عملیات مختلف پیرامون شهر انجام می دادند وارد شد.

در گردان ویژه 70 نفر از پرسنل ورزیده سپاه حضور داشتند که فرماندهی آن بر عهده مرتضی صفوی بود و معاونین وی نیز شهیدحسین خرازی و فتح الله محمدی بودند. این گروه هر

جا ضدانقلاب تحرکی انجام می داد به صورت نیروی واکنش سریع عمل می کرد. این گردان قابلیت و تحرک خوبی و با  تجهیزات کامل در مأموریتهای پاکسازی محورها عمل می کرد. غلامعلی انرژی خود را صرف کمک به مردم محروم منطقه و همچنین مبارزه با اشرار و ضدانقلاب گذاشت. هنگام شهادت مصطفی در کنار او بود و بیان داشت که من راه برادرم را ادامه خواهم داد.

غلامعلی نزدیک به8 سال مبارزه در گروههای ضربت در سنندج و سقز با شهدائی چون محمدبروجردی، ناصرکاظمی، حاج حسین روح الامین و... در عملیات گوناگون پاکسازی با شهدایی همچون سیّد رضا حسینی، کاوه، زهتاب، آقابابایی، محمدرضا افیونی و... همکاری داشت و عملاً جانشین عملیات سپاه سقز شده بود. وی چند مرتبه در مسابقات تیراندازی شرکت کرد و با وجود اینکه کردها در تیراندازی ماهرتر از بقیه بودند، نفر اول شد.

او جسمی ورزیده داشت و خستگی برایش مفهومی نداشت و در عملیات پیشاپیش گروه حرکت می کرد وی در عملیات برون مرزی والفجر و کربلای 2 و ... شرکت کرد. غلامعی در سال 1362ش دوره آموزشی را در پادگان مالک اشتر ارومیه گذرانید و سپس دوره عالی عملیات را از تاریخ 1/7/64 لغایت12/4/1365 در دانشگاه امام حسین با موفقیت طی کرد و از طرف ستاد مرکزی سپاه جهت پذیرفتن مسؤولیت گردان به قرارگاه حمزه سیدالشهداء معرفی گردید و در پست هماهنگی گردانهای پدافند محورهای سپاه سقز قرار  گرفت.

او در مدیریت خود هرگونه ابتکاری را که می توانست اجرا می کرد از جمله: در سال 1363 در داخل روستای شیان پایگاهی احداث کرد. یک با کومله ها به آن حمله کردند و غلامعلی با تاکتیکی که پیش گرفت آنها را به عقب راند به این صورت که بلافاصله چند قبضه تیربار در نقاط مختلف پایگاه مستقر کرد و با هر کدام چند مورد تیر اندازی می کرد و آنها فکر کردند که در پاسگاه برای هر تیربار نیروی کافی هست به همین علت نیروهای کومله عقب نشینی کردند. به دلیل آشنایی به مناطق کردستان، مسؤولیت همه محورهای سقز به او واگذار شد.

حزب کومله در 70 کیلومتری سقز و دره هوان زندانی ایجاد کرده بود و نیروهای انقلاب را در آنجا زندانی می کردند و گروه غلامعلی داوطلب شدند که این زندان را فتح کنند و وقتی به آنجا رسیدند متأسفانه نیروها را جابجا کرده بودند. یک بار قرار شد در شهر جلسه مهمی برگزار شود او نیز تعدادی از نیروها را به عنوان کشاورز به مزارع فرستاد و توانستند چند نفر خرابکار را دستگیر کنند و اقدام آنها را با سیاستی که غلامعلی در پیش گرفت سرکوب کرد. در آخرین روزهای جنگ که جبهه ها آشفته شد و دستور دادند که نیروهای ما از ارتفاعات هزار قله عقب نشینی و از سورکوه به میله مرزی بیایند و مواضع خود را در سورکوه تثبیت کنند. در این درگیریها یگان تحت فرماندهی غلامعلی درگیری شدیدی داشتند.

 

 سرانجام غلامعلی در همین مکان در تاریخ14/4/ 1367ش به شهادت رسید. پیکر پاک وی در گلستان شهدای اصفهان، قطعه چزابه- ثامن الائمه، ردیف2، شماره37 در کنار برادرش به خاک سپرده شد.


مشروح زندگی نامه

فرزند مرتضی و مادرش فاطمه در هجدهم اردیبهشت 1344ش در محله چهارباغ خواجوی اصفهان به دنیا آمد. از همان کودکی زرنگ تر و سریع تر از برادران دیگر خود بود و در رفتار و کردار تحت تأثیر برادرش مصطفی بود. او به شعر علاقمند بود.

غلامعلی در دوران انقلاب اسلامی با دوستان مصطفی در شعارنویسی و پخش اعلامیه و حتی شرکت در تظاهرات شبانه با آنها مشارکت می کرد. وی تحصیلات را رها کرد و همراه مصطفی به کردستان رفت.

مصطفی از او خواست که به اصفهان برود و تحصیلاتش را ادامه دهد او نیز قبول کرد و به اصفهان رفت پس از یک ماه نتوانست تحمل کند و به کردستان بازگشت. وی در این زمان 15 ساله بود و در گروه ضربت ثارالله که عملیات مختلف پیرامون شهر انجام می-دادند وارد شد.

در گردان ویژه 70 نفر از پرسنل ورزیده سپاه حضور داشتند که فرماندهی آن بر عهده مرتضی صفوی بود و معاونین وی نیز شهیدحسین خرازی و فتح الله محمدی بودند. این گروه هر

جا ضدانقلاب تحرکی انجام می داد به صورت نیروی واکنش سریع عمل می کرد. این گردان قابلیت و تحرک خوبی و با  تجهیزات کامل در مأموریتهای پاکسازی محورها عمل می کرد. غلامعلی انرژی خود را صرف کمک به مردم محروم منطقه و همچنین مبارزه با اشرار و ضدانقلاب گذاشت. هنگام شهادت مصطفی در کنار او بود و بیان داشت که من راه برادرم را ادامه خواهم داد.

مدتی در گردان ویژه شهید طیاره در سقز بود و پس از شرکت در عملیات پاکسازی و توسعه پاسگاهها و پایگاهها، مسؤولیت گردان های پدافندی محورهای سقز را به او دادند که به خوبی از عهده این مسؤولیت برآمد. غلامعلی فعال و چابک بود و برای گرفتن پایگاههای ضد انقلاب از همه جلوتر بود. وی فردی تیزهوش بود به همین دلیل زبان کردی را زود فراگرفت او در جمع آوری اطلاعات با کمک نیروهای بومی که در اختیار داشت به گروه های دیگر هم کمک می کرد. او همیشه به پیشمرگان کرد کمک می کرد و حتی برای رفع مشکل آنها تا پای جان می ایستاد و در کارهای عام المنفعه مانند برادرش شرکت می کرد.

غلامعلی نزدیک به8 سال مبارزه در گروههای ضربت در سنندج و سقز با شهدائی چون محمدبروجردی، ناصرکاظمی، حاج حسین روح الامین و... در عملیات گوناگون پاکسازی با شهدایی همچون سیّد رضا حسینی، کاوه، زهتاب، آقابابایی، محمدرضا افیونی و... همکاری داشت و عملاً جانشین عملیات سپاه سقز شده بود. وی چند مرتبه در مسابقات تیراندازی شرکت کرد و با وجود اینکه کردها در تیراندازی ماهرتر از بقیه بودند، نفر اول شد.

او جسمی ورزیده داشت و خستگی برایش مفهومی نداشت و در عملیات پیشاپیش گروه حرکت می کرد وی در عملیات برون مرزی والفجر و کربلای 2 و ... شرکت کرد. غلامعی در سال 1362ش دوره آموزشی را در پادگان مالک اشتر ارومیه گذرانید و سپس دوره عالی عملیات را از تاریخ 1/7/64 لغایت12/4/1365 در دانشگاه امام حسین با موفقیت طی کرد و از طرف ستاد مرکزی سپاه جهت پذیرفتن مسؤولیت گردان به قرارگاه حمزه سیدالشهداء معرفی گردید و در پست هماهنگی گردانهای پدافند محورهای سپاه سقز قرار  گرفت.

او در مدیریت خود هرگونه ابتکاری را که می توانست اجرا می کرد از جمله: در سال 1363 در داخل روستای شیان پایگاهی احداث کرد. یک با کومله ها به آن حمله کردند و غلامعلی با تاکتیکی که پیش گرفت آنها را به عقب راند به این صورت که بلافاصله چند قبضه تیربار در نقاط مختلف پایگاه مستقر کرد و با هر کدام چند مورد تیر اندازی می کرد و آنها فکر کردند که در پاسگاه برای هر تیربار نیروی کافی هست به همین علت نیروهای کومله عقب نشینی کردند. به دلیل آشنایی به مناطق کردستان، مسؤولیت همه محورهای سقز به او واگذار شد.

حزب کومله در 70 کیلومتری سقز و دره هوان زندانی ایجاد کرده بود و نیروهای انقلاب را در آنجا زندانی می کردند و گروه غلامعلی داوطلب شدند که این زندان را فتح کنند و وقتی به آنجا رسیدند متأسفانه نیروها را جابجا کرده بودند. یک بار قرار شد در شهر جلسه مهمی برگزار شود او نیز تعدادی از نیروها را به عنوان کشاورز به مزارع فرستاد و توانستند چند نفر خرابکار را دستگیر کنند و اقدام آنها را با سیاستی که غلامعلی در پیش گرفت سرکوب کرد. در آخرین روزهای جنگ که جبهه ها آشفته شد و دستور دادند که نیروهای ما از ارتفاعات هزار قله عقب نشینی و از سورکوه به میله مرزی بیایند و مواضع خود را در سورکوه تثبیت کنند. در این درگیریها یگان تحت فرماندهی غلامعلی درگیری شدیدی داشتند.

 

 سرانجام غلامعلی در همین مکان در تاریخ14/4/ 1367ش به شهادت رسید. پیکر پاک وی در گلستان شهدای اصفهان، قطعه چزابه- ثامن الائمه، ردیف2، شماره37 در کنار برادرش به خاک سپرده شد.

 فرازی از وصیت نامه شهید؛

آنچه را می خواهم بگویم این است که من از مدتی پیش با آگاهی کامل و انگیزه صد درصد الهی پا در این خط جبهه گذاردم که: 1- به دستور خداوند و قرآن عمل نموده باشم2- به خاطر رضای پروردگار و رسول او3- مبارزه با شرک و کفرپرستی و فساد در جامعه و برای پیروی از سرورم حسین بن علی(ع) و بدانید که حق همین است و شما عزیزان و سروران را بخصوص قشر جوان دعوت به این راه می کنم و بدانید که رضای پروردگار در همین است... ای مردم عزیز امروز امام امت حکم ولایت فقیهی دارند و ما به عنوان یک مسلمان بایستی تابع کامل فرامین الهی ولایت فقیه باشیم، امام را یاری کنید با هر چه در توان دارید و این را بدانید با این کار آینده خود و فرزندانتان را تضمین خواهید کرد.. گول ظاهر طلبیها را نخورید و عمقاً و باطناً برای رضای پروردگار کار کنید و از هیچ کس در دنیا انتظار اجر زحماتتان را نداشته باشید و تنها اوست که اجر تمامی خدمت گذاران را می دهد ( برادر شما غلامعلی طیاره23/2/1367).

 

سیره شهید؛ او بسیار دلیر و شجاعتی بی نظیر داشت، کم حرف امانتدار و امین و راستگو بود. بیشتر اهل عمل بود و برادرش مصطفی در او تأثیر بسیار داشت. وی حالات عرفانی مصطفی را الگوی خود قرار داد و اهل ذکر و تهجد بود. فردی خوش بیان و شاداب و با شور و عشق و علاقه و با جسارت تمام به مبارزه با دشمنان انقلاب اسلامی می پرداخت.