شهید مهدی نصراصفهانی

شهید مهدی نصراصفهانی

شهرت :

شهید مهدی نصراصفهانی
تاریخ وفات :
1336/08/24
مزار :
تکیه شهدا
زمینه فعالیت :
دفاع مقدس

فرزند حبیب الله و شاهزاده خانم، 24 آبان1336ش در محله نصرآباد در غرب اصفهان در خانواده ای به دنیا آمد. از کودکی مادرش او را به مسجد می برد، به همین سبب بنیان های اعتقادی و ایمان راسخ داشت. دوران تحصیلات ابتدایی را در دبستان امامی در محلة نصرآباد طی کرد و تحصیلات متوسطه را در رشتة ریاضی در دبیرستان صائب به پایان برد.

به سال 1355 به خدمت سربازی رفت؛ ولی با اوج گیری نهضت امام خمینی(رضوان الله علیه) علیه رژیم پهلوی و حوادث انقلاب اسلامی، در راهپیمایی ها و تظاهرات فعالیت گسترده ای داشت.

با پیروزی انقلاب اسلامی در دادگستری شیراز مشغول به کار شد؛ ولی به علت فعالیت عناصر ضد انقلاب در بلوچستان به آن منطقه رفت و حدود 6 ماه را در آنجا گذراند.

در راه اندازی بسیج محله و برنامه های گوناگون ورزشی و عقیدتی فعالیت داشت. از نوجوانی اهل مطالعه و جلسة تفسیر قرآن بود و به خواندن نهج البلاغه به شدت علاقه مند بود.

پس از حوادث کردستان و تحریکات گروهکهای کمونیستی و جدائی طلبی آنان علیه جمهوری اسلامی ایران، مهدی با عده ای از جوانان غیور و انقلابی اصفهان پس از یک دوره آموزشی به تاریخ4/8/1358 با تشکیل گردانی به نام مسلم بن عقیل به کردستان رفتند. حدود ده روز در منطقة دهکلان فعالیت کرد و از آنجا به دستور فرماندهان سپاه گردان مسلم بن عقیل به خوزستان آمد و به جبهه های خوزستان تقسیم شدند.

مهدی با عده دیگری از دوستانش به دارخوین رفتند و در حفظ و حراست خط مقدم خط دفاعی شیر در فاصلة رودخانة کارون تا جاده آبادان اهواز در روستای سلیمانیه تلاش وسیعی داشت. در عملیات سرنوشت ساز فرمانده کل قوا  در 21/3/1360 که بیسیم چی شهید عباس فنایی بود، مجروح شد.

وی در عملیات ثامن الائمه و آزادسازی حصر آبادان در مهرماه 1360 از ناحیه دست به شدت مجروح شد و پزشکان چندین بار دست وی را جراحی کردند. در دوران معالجه در اصفهان به تحصیل علوم دینی در مدرسه امام صادق (چهارباغ) پرداخت و به عنوان مربی پرورشی در مدرسه رضوی مشغول شد؛ ولی بار دیگر به جبهه  بازگشت و در آبان ماه 1360 در عملیات طریق القدس، معاون شهید عباس فنایی شد.

هوش و استعداد و روحیه تلاشگری و مسئولیت پذیری و ابتکار عمل و خلوص و ایمان قوی وی سبب شد تا مراتب عالی فرماندهی را به زودی طی کند. به گونه ای که در عملیات فتح المبین معاون گردان امام محمّدباقر(ع) به فرماندهی شهید اکبر جزی گردید.

 مهدی در عملیات سرنوشت ساز بیت المقدس و آزادسازی خرمشهر  شرکت کرد و در مرحله دوم در حوالی دژ مرزی پاسگاه زید مجروح شد، وی پس از معالجه بار دیگر به جبهه بازگشت و در عملیات رمضان به به فرماندهی گردان منصوب شد و هر پنج مرحله عملیات گردان وی خط شکن بود و در از کار انداختن ماشین جنگی حزب بعث نقش چشمگیری داشت. مهدی در عملیات محرم از سوی شهید خرازی به عنوان مسؤول طرح و برنامة عملیات لشکر امام حسین (ع) انتخاب شد.

وی در همین عملیات مسؤول محور چم هندی بود و سرانجام در مرحله سوم پاسگاه شرهانی به درجه رفیع شهادت نائل شد و پیکر وی طی مراسمی به اتفاق 370 شهید در اصفهان تشییع شد. پیکر پاک این شهید در گلستان شهدا، قطعه بیت المقدس، ردیف18، شماره به خاک سپرده شد. برادرش محمّد نصراصفهانی دبیر آموزش و پرورش در عملیات خیبر در اسفند 1362 به شهادت رسید و در گلستان شهدا به خاک سپرده شد.

مهدی از مجاهدان و رزمندگانی بود که در جهاد اصغر پیروزمند بود و هم در جهاد اکبر، تربیت دینی او و ارتباط مستمر با مسجد و جلسات قرآن موجب ایمان قوی و روحیه دینی مستحکم وی شد و پیوسته به قرائت قرآن و مطالعه و تفسیر قرآن و نهج البلاغه و کتب دینی می پرداخت. وی فردی با بصیرت بود و در شناخت منافقین و گروهک های منحرف آگاهی داشت. وی به خواندن به موقع نمازها و جماعت اصرار داشت و به اهل بیت و به ویژه امام حسین (ع) و حضرت زهرا(س) و امام زمان (عج) عشق می ورزید.

شجاعت و دلاوری زایدالوصف وی چنان بود که گویی ترس در وجود او راه نداشت. وی فردی آرام و متین و صبور وبسیار کم حرف و مودب بود. وی اهل مشورت بود و یک وقت اتاق فکر عملیات را طراحی کرد تا تجارب از فرمانده گروهان به بالا انتقال پیدا کند و دیگران به صورت راهبردی از آن در برنامه عملیاتی آینده استفاده کنند.

فرازی از وصيت نامه شهید؛

هرگاه در طول تاریخ کشورمان نگاهی بکنیم و انقلابمان را ببینیم، می بینیم که همه اش نشأت از انقلاب امام حسین(ع) گرفته. این خون امام حسین(ع) است که در هر زمان و مکان می جوشد و با جوشش خود مردم مسلمان را به حرکت در می آورد و طاغوت ها و طاغوت بچه ها را در مسیر خود له می کند و باعث حرکت تمام مسلمانان جهان می شود و ما هم دنباله این خون به جویبار آن پیوستیم، برای این که راهی است رفتنی و همه کس باید راه را برود پس چه بهتر که در راه خدا برویم و شهادت که فوز عظیمی است و آرزوی همه مسلمانان است نصیبمان گردد.

 


مشروح زندگی نامه

فرزند حبیب الله و شاهزاده خانم، 24 آبان1336ش در محله نصرآباد در غرب اصفهان در خانواده ای به دنیا آمد. از کودکی مادرش او را به مسجد می برد، به همین سبب بنیان های اعتقادی و ایمان راسخ داشت. دوران تحصیلات ابتدایی را در دبستان امامی در محلة نصرآباد طی کرد و تحصیلات متوسطه را در رشتة ریاضی در دبیرستان صائب به پایان برد.

به سال 1355 به خدمت سربازی رفت؛ ولی با اوج گیری نهضت امام خمینی(رضوان الله علیه) علیه رژیم پهلوی و حوادث انقلاب اسلامی، در راهپیمایی ها و تظاهرات فعالیت گسترده ای داشت.

با پیروزی انقلاب اسلامی در دادگستری شیراز مشغول به کار شد؛ ولی به علت فعالیت عناصر ضد انقلاب در بلوچستان به آن منطقه رفت و حدود 6 ماه را در آنجا گذراند.

در راه اندازی بسیج محله و برنامه های گوناگون ورزشی و عقیدتی فعالیت داشت. از نوجوانی اهل مطالعه و جلسة تفسیر قرآن بود و به خواندن نهج البلاغه به شدت علاقه مند بود.

پس از حوادث کردستان و تحریکات گروهکهای کمونیستی و جدائی طلبی آنان علیه جمهوری اسلامی ایران، مهدی با عده ای از جوانان غیور و انقلابی اصفهان پس از یک دوره آموزشی به تاریخ4/8/1358 با تشکیل گردانی به نام مسلم بن عقیل به کردستان رفتند. حدود ده روز در منطقة دهکلان فعالیت کرد و از آنجا به دستور فرماندهان سپاه گردان مسلم بن عقیل به خوزستان آمد و به جبهه های خوزستان تقسیم شدند.

مهدی با عده دیگری از دوستانش به دارخوین رفتند و در حفظ و حراست خط مقدم خط دفاعی شیر در فاصلة رودخانة کارون تا جاده آبادان اهواز در روستای سلیمانیه تلاش وسیعی داشت. در عملیات سرنوشت ساز فرمانده کل قوا  در 21/3/1360 که بیسیم چی شهید عباس فنایی بود، مجروح شد.

وی در عملیات ثامن الائمه و آزادسازی حصر آبادان در مهرماه 1360 از ناحیه دست به شدت مجروح شد و پزشکان چندین بار دست وی را جراحی کردند. در دوران معالجه در اصفهان به تحصیل علوم دینی در مدرسه امام صادق (چهارباغ) پرداخت و به عنوان مربی پرورشی در مدرسه رضوی مشغول شد؛ ولی بار دیگر به جبهه  بازگشت و در آبان ماه 1360 در عملیات طریق القدس، معاون شهید عباس فنایی شد.

هوش و استعداد و روحیه تلاشگری و مسئولیت پذیری و ابتکار عمل و خلوص و ایمان قوی وی سبب شد تا مراتب عالی فرماندهی را به زودی طی کند. به گونه ای که در عملیات فتح المبین معاون گردان امام محمّدباقر(ع) به فرماندهی شهید اکبر جزی گردید.

 مهدی در عملیات سرنوشت ساز بیت المقدس و آزادسازی خرمشهر  شرکت کرد و در مرحله دوم در حوالی دژ مرزی پاسگاه زید مجروح شد، وی پس از معالجه بار دیگر به جبهه بازگشت و در عملیات رمضان به به فرماندهی گردان منصوب شد و هر پنج مرحله عملیات گردان وی خط شکن بود و در از کار انداختن ماشین جنگی حزب بعث نقش چشمگیری داشت. مهدی در عملیات محرم از سوی شهید خرازی به عنوان مسؤول طرح و برنامة عملیات لشکر امام حسین (ع) انتخاب شد.

وی در همین عملیات مسؤول محور چم هندی بود و سرانجام در مرحله سوم پاسگاه شرهانی به درجه رفیع شهادت نائل شد و پیکر وی طی مراسمی به اتفاق 370 شهید در اصفهان تشییع شد. پیکر پاک این شهید در گلستان شهدا، قطعه بیت المقدس، ردیف18، شماره به خاک سپرده شد. برادرش محمّد نصراصفهانی دبیر آموزش و پرورش در عملیات خیبر در اسفند 1362 به شهادت رسید و در گلستان شهدا به خاک سپرده شد.

مهدی از مجاهدان و رزمندگانی بود که در جهاد اصغر پیروزمند بود و هم در جهاد اکبر، تربیت دینی او و ارتباط مستمر با مسجد و جلسات قرآن موجب ایمان قوی و روحیه دینی مستحکم وی شد و پیوسته به قرائت قرآن و مطالعه و تفسیر قرآن و نهج البلاغه و کتب دینی می پرداخت. وی فردی با بصیرت بود و در شناخت منافقین و گروهک های منحرف آگاهی داشت. وی به خواندن به موقع نمازها و جماعت اصرار داشت و به اهل بیت و به ویژه امام حسین (ع) و حضرت زهرا(س) و امام زمان (عج) عشق می ورزید.

شجاعت و دلاوری زایدالوصف وی چنان بود که گویی ترس در وجود او راه نداشت. وی فردی آرام و متین و صبور وبسیار کم حرف و مودب بود. وی اهل مشورت بود و یک وقت اتاق فکر عملیات را طراحی کرد تا تجارب از فرمانده گروهان به بالا انتقال پیدا کند و دیگران به صورت راهبردی از آن در برنامه عملیاتی آینده استفاده کنند.

فرازی از وصيت نامه شهید؛

هرگاه در طول تاریخ کشورمان نگاهی بکنیم و انقلابمان را ببینیم، می بینیم که همه اش نشأت از انقلاب امام حسین(ع) گرفته. این خون امام حسین(ع) است که در هر زمان و مکان می جوشد و با جوشش خود مردم مسلمان را به حرکت در می آورد و طاغوت ها و طاغوت بچه ها را در مسیر خود له می کند و باعث حرکت تمام مسلمانان جهان می شود و ما هم دنباله این خون به جویبار آن پیوستیم، برای این که راهی است رفتنی و همه کس باید راه را برود پس چه بهتر که در راه خدا برویم و شهادت که فوز عظیمی است و آرزوی همه مسلمانان است نصیبمان گردد.