شهید نعمت الله صفری

شهید نعمت الله صفری

شهرت :

شهید نعمت الله صفری
تاریخ وفات :
1340/05/28
مزار :
تکیه شهدا
زمینه فعالیت :
دفاع مقدس

فرزند علی و مادرش ام الکلثوم در 28 مرداد1340ش در شهرستان عقدا به دنیا آمد. پس از دوران کودکی به همراه خانواده اش به سامان از توابع شهرکرد رفت و در آنجا به تحصیل علم مشغول شد و پس از یک سال به همراه خانواده به بندر عباس عزیمت نمود و در بخش حاجی آباد قصبه دهستان به مدت چهار سال اقامت گزیدند. سپس به اصفهان مراجعت نمودند و در مدرسه امیر کبیر تا سال سوم راهنمایی ادامه تحصیل داد و سپس درس را رها کرد و به حرفه باطری سازی روی آورد.

 

با شروع حوادث انقلاب اسلامی به فعالیتهای سیاسی و مذهبی پرداخت و با پخش اعلامیه و نوارهای امام و شرکت در راهپیمائیها فعالیت خود را ادامه داد تا انقلاب به پیروزی رسید. لذا روزها به کار خود مشغول بود و شبها به مساجد می رفت و فنون نظامی و اسلحه شناسی را می گذراند پس از آن در اردیبهشت 1359ش به عضویت بسیج اصفهان درآمد ودر دورانی که در بسیج بود شبها را نگهبانی می داد و در کلاسهای عقیدتی و سیاسی و قرآن شرکت می کرد و در اواخر اردیبهشت 1359ش برای مأموریت به کرمانشاه رفت و پس از چهار روز به شهر سنندج اعزام شد  که در این شهر در حین انجام یک مأموریت خودرو آنها مورد هجوم ضد انقلاب قرار گرفته و باعث مجروح شدن وی گردید که پس از یک معالجه سرپائی با اصرار خود به مأموریت دیگری رفت که در این مأموریت نیز مورد اصابت پنج گلوله در ناحیه شکم و پا قرار گرفت لذا برای درمان به تهران اعزام شد و سپس به بیمارستان عیسی بن مریم اصفهان منتقل شد.

 پس دو ماه بستری در بیمارستان به خانه بازگشت و بلافاصله به عضویت سپاه پاسداران درآمد و بعد از مدت سه ماه معالجه در اردیبهشت ماه 1360ش از طرف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اصفهان به جبهه های دارخوین اعزام گشت و در عملیات فرمانده کل قوا در 21/3/1360ش رزمندگان اسلام شرکت کرد و مجروح شد. وی به اصفهان برگشت و در اوائل تیرماه 1360ش بار دیگر به جبهه دارخوین رفت و پس از یک ماه به علت کسالت از عمل جراحی به اصفهان بازگشت و در سپاه مشغول خدمت شد تا اینکه در شهریور 60دوباره به جبهه رفت و در عملیات طریق القدس و آزادسازی بستان شرکت کرد.

وی در آذر1360ش در جبهه بستان پس از 24 ساعت محاصره گلوله ای به سر او اصابت کرد و به اصفهان اعزام شد. نعمت الله پس از بهبودی در اواخر آذرماه به جبهه بازگشت. وی در عملیات علی بن ابی طالب در چزابه و دفع حمله قوای بعثی شرکت داشت. وی پس از این عملیات وقتی به مرخصی آمد، تلاش کرد با تمام دوستان و آشنایان ملاقات کند و سپس به جبهه بازگشت و در عملیات فتح المبین شرکت کرد.

در تاریخ 10 اردیبهشت1361 در عملیات بیت المقدس در حالی که معاون یگان تانک بود همراه با رضا عسگری فرمانده این یگان به شهادت رسید به شهادت می رسد. پیکر پاک این شهید در گلستان شهدای اصفهان قطعه بیت المقدس 1، ردیف 17، شماره 30 به خاک سپرده شد.


مشروح زندگی نامه

 

فرزند علی و مادرش ام الکلثوم در 28 مرداد1340ش در شهرستان عقدا به دنیا آمد. پس از دوران کودکی به همراه خانواده اش به سامان از توابع شهرکرد رفت و در آنجا به تحصیل علم مشغول شد و پس از یک سال به همراه خانواده به بندر عباس عزیمت نمود و در بخش حاجی آباد قصبه دهستان به مدت چهار سال اقامت گزیدند. سپس به اصفهان مراجعت نمودند و در مدرسه امیر کبیر تا سال سوم راهنمایی ادامه تحصیل داد و سپس درس را رها کرد و به حرفه باطری سازی روی آورد.

 

با شروع حوادث انقلاب اسلامی به فعالیتهای سیاسی و مذهبی پرداخت و با پخش اعلامیه و نوارهای امام و شرکت در راهپیمائیها فعالیت خود را ادامه داد تا انقلاب به پیروزی رسید. لذا روزها به کار خود مشغول بود و شبها به مساجد می رفت و فنون نظامی و اسلحه شناسی را می گذراند پس از آن در اردیبهشت 1359ش به عضویت بسیج اصفهان درآمد ودر دورانی که در بسیج بود شبها را نگهبانی می داد و در کلاسهای عقیدتی و سیاسی و قرآن شرکت می کرد و در اواخر اردیبهشت 1359ش برای مأموریت به کرمانشاه رفت و پس از چهار روز به شهر سنندج اعزام شد  که در این شهر در حین انجام یک مأموریت خودرو آنها مورد هجوم ضد انقلاب قرار گرفته و باعث مجروح شدن وی گردید که پس از یک معالجه سرپائی با اصرار خود به مأموریت دیگری رفت که در این مأموریت نیز مورد اصابت پنج گلوله در ناحیه شکم و پا قرار گرفت لذا برای درمان به تهران اعزام شد و سپس به بیمارستان عیسی بن مریم اصفهان منتقل شد.

 پس دو ماه بستری در بیمارستان به خانه بازگشت و بلافاصله به عضویت سپاه پاسداران درآمد و بعد از مدت سه ماه معالجه در اردیبهشت ماه 1360ش از طرف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اصفهان به جبهه های دارخوین اعزام گشت و در عملیات فرمانده کل قوا در 21/3/1360ش رزمندگان اسلام شرکت کرد و مجروح شد. وی به اصفهان برگشت و در اوائل تیرماه 1360ش بار دیگر به جبهه دارخوین رفت و پس از یک ماه به علت کسالت از عمل جراحی به اصفهان بازگشت و در سپاه مشغول خدمت شد تا اینکه در شهریور 60دوباره به جبهه رفت و در عملیات طریق القدس و آزادسازی بستان شرکت کرد.

وی در آذر1360ش در جبهه بستان پس از 24 ساعت محاصره گلوله ای به سر او اصابت کرد و به اصفهان اعزام شد. نعمت الله پس از بهبودی در اواخر آذرماه به جبهه بازگشت. وی در عملیات علی بن ابی طالب در چزابه و دفع حمله قوای بعثی شرکت داشت. وی پس از این عملیات وقتی به مرخصی آمد، تلاش کرد با تمام دوستان و آشنایان ملاقات کند و سپس به جبهه بازگشت و در عملیات فتح المبین شرکت کرد.

در تاریخ 10 اردیبهشت1361 در عملیات بیت المقدس در حالی که معاون یگان تانک بود همراه با رضا عسگری فرمانده این یگان به شهادت رسید به شهادت می رسد. پیکر پاک این شهید در گلستان شهدای اصفهان قطعه بیت المقدس 1، ردیف 17، شماره 30 به خاک سپرده شد.

از ویژگیهای اخلاقی شهید؛

صرفه جو بود و هرگاه لباس نویی برای او خریداری می شد او را به فقرا می داد و همان لباس قدیمی خود را می پوشید ولی بسیار تمیز و مرتب بود و در عین حال بسیار شوخ طبع و خوش اخلاق  و آرام بود از غیبت کردن بدش می آمد و به صله رحم نیز اهمیت بسیار می داد.

فرازی از وصیت نامه شهید؛

تنها خواهش من از شما پدر و مادر عزیزم این است که هیچگونه ناراحتی به خود راه نداده و برای من گریه نکنید بلکه افتخار کنید که فرزندتان را در راه خدا اهدا نموده اید چون برای هر فرد خداوند روزی را جهت امتحان و آزمایش قرار داده و این روز امتحان من و شماست که من با هجرت خود و راهم بر نفوس خود پیروز شده ام.