شهید سید ابراهیم صفوی

شهید سید ابراهیم صفوی

شهرت :

شهید سید ابراهیم صفوی
تاریخ وفات :
1332/10/02
مزار :
تکیه شهدا
زمینه فعالیت :
دفاع مقدس

فرزند سیّد کاظم و مادرش تاجی خانم به تاریخ دوم دیماه 1332ش در خانواده ای فقیر در شهرضا به دنیا آمد. او از سن 6 سالگی تحصیلات خود را آغاز کرد.

وی از همان کودکی به اهل بیت علاقه مند بود، زیرا پدربزرگ وی مداحی اهل بیت می کرد و کم کم به مداحی علاقمند شد و در کنار پدرش روضه خوانی می کرد و به روضه حضرت زهرا(سلام الله علیها) بسیار علاقه داشت.

در نوجوانی به همراه خانواده به اصفهان آمدند و تحصیلات خود را در مدرسة راهنمایی هراتی و دبیرستان را در مدرسه هاتف ادامه داد. بیشتر اوقات خود را صرف مطالعه کتابهای درسی و غیر درسی بویژه کتابهای مذهبی می کرد.

 در سال چهارم دبیرستان تحصیل را رها کرد، زیرا پدرش را از دست داده بود و او ناچار شد برای تأمین معاش خانواده به شغل مکانیکی به پردازد و در کنار آن به مبارزین انقلاب اسلامی کمک می کرد و هم پای آنها علیه رژیم پهلوی به مبارزه برخواست تا اینکه با فرمان امام خمینی مبنی بر اعتصاب او نیز کار را رها کرد و به مبارزه مخفی رو آورد و از تعقیب ساواک همیشه در اطراف اصفهان به سر می برد.

وی یک بار نیز به چنگ ساواک افتاد و پس از یک هفته بازجویی و شکنجه آزاد شد. سیّد ابراهیم یکی از فعالان انقلاب اسلامی و نقش مهمی در پخش کردن اعلامیه ها و راهپیمایی ها و تظاهرات داشت.

با پیروزی انقلاب اسلامی یکی از اعضای فعال کمیته انقلاب اسلامی بود. وی سپس به عضویت سپاه درآمد و مدتی را در کردستان به سر برد پس از جنگ تحمیلی به جنوب رفت و در عملیات فرماندهی کل  قوا در21/3/1360 شرکت داشت از آن پس در نبردهای سرنوشت ساز ثامن الائمه و آزادسازی شمال آبادان و عملیات طریق القدس آزادسازی بستان و عملیات فتح المبین و بیت المقدس شرکت داشت.

پس از عملیات آزادسازی خرمشهر با تشکیل تیپ قمربنی هاشم وی به عنوان جانشین رئیس ستاد تیپ منصوب شد.

سیّد ابراهیم در عملیات رمضان، والفجر مقدماتی، والفجر2و4 شرکت داشت. وی در عملیات سرنوشت ساز والفجر8 و آزادسازی فاو شرکت داشت و برادرش سیّد محمود در همین عملیات به شهادت رسید. سیّد ابراهیم خود نیز چندین بار زخمی شد و سپس با جدیت و پشتکار فراوان به کمک رزمندگان اسلام می شتافت. وی در عملیات کربلای4و5 حضوری مؤثر داشت.

او معتقد بود برای اسلام و قرآن باید بجنگید. وی همیشه درخدمت نظام اسلامی و انقلاب و جنگ بود و همواره آرزوی شهادت داشت. او یا در جبهه بود و یا در پشت جبهه جهت تأمین تدارکات خدمت می کرد.

سیّد ابراهیم در سال 1357ش با خانم کبری باقری ازدواج کردند که ثمرة آن دو فرزند دختر به نامهای سمیه السادات و مریم السادات و دو فرزند پسر به نام های سید محمّدرضا و سیّد محمّدهادی بود.

شهادت:

وی در عملیات کربلای 5 در منطقه شلمچه در سالروز شهادت زهرای مرضیه(س) از ناحیه گردن مجروح و در تاریخ 24دی1365 به شهادت رسید. پیکر پاک این شهید را در گلستان شهدای اصفهان قطعه والفجر3/8، ردیف2، شماره1 به خاک سپرده شد. 


مشروح زندگی نامه

فرزند سیّد کاظم و مادرش تاجی خانم به تاریخ دوم دیماه 1332ش در خانواده ای فقیر در شهرضا به دنیا آمد. او از سن 6 سالگی تحصیلات خود را آغاز کرد.

وی از همان کودکی به اهل بیت علاقه مند بود، زیرا پدربزرگ وی مداحی اهل بیت می کرد و کم کم به مداحی علاقمند شد و در کنار پدرش روضه خوانی می کرد و به روضه حضرت زهرا(سلام الله علیها) بسیار علاقه داشت.

در نوجوانی به همراه خانواده به اصفهان آمدند و تحصیلات خود را در مدرسة راهنمایی هراتی و دبیرستان را در مدرسه هاتف ادامه داد. بیشتر اوقات خود را صرف مطالعه کتابهای درسی و غیر درسی بویژه کتابهای مذهبی می کرد.

 در سال چهارم دبیرستان تحصیل را رها کرد، زیرا پدرش را از دست داده بود و او ناچار شد برای تأمین معاش خانواده به شغل مکانیکی به پردازد و در کنار آن به مبارزین انقلاب اسلامی کمک می کرد و هم پای آنها علیه رژیم پهلوی به مبارزه برخواست تا اینکه با فرمان امام خمینی مبنی بر اعتصاب او نیز کار را رها کرد و به مبارزه مخفی رو آورد و از تعقیب ساواک همیشه در اطراف اصفهان به سر می برد.

وی یک بار نیز به چنگ ساواک افتاد و پس از یک هفته بازجویی و شکنجه آزاد شد. سیّد ابراهیم یکی از فعالان انقلاب اسلامی و نقش مهمی در پخش کردن اعلامیه ها و راهپیمایی ها و تظاهرات داشت.

با پیروزی انقلاب اسلامی یکی از اعضای فعال کمیته انقلاب اسلامی بود. وی سپس به عضویت سپاه درآمد و مدتی را در کردستان به سر برد پس از جنگ تحمیلی به جنوب رفت و در عملیات فرماندهی کل  قوا در21/3/1360 شرکت داشت از آن پس در نبردهای سرنوشت ساز ثامن الائمه و آزادسازی شمال آبادان و عملیات طریق القدس آزادسازی بستان و عملیات فتح المبین و بیت المقدس شرکت داشت.

پس از عملیات آزادسازی خرمشهر با تشکیل تیپ قمربنی هاشم وی به عنوان جانشین رئیس ستاد تیپ منصوب شد.

سیّد ابراهیم در عملیات رمضان، والفجر مقدماتی، والفجر2و4 شرکت داشت. وی در عملیات سرنوشت ساز والفجر8 و آزادسازی فاو شرکت داشت و برادرش سیّد محمود در همین عملیات به شهادت رسید. سیّد ابراهیم خود نیز چندین بار زخمی شد و سپس با جدیت و پشتکار فراوان به کمک رزمندگان اسلام می شتافت. وی در عملیات کربلای4و5 حضوری مؤثر داشت.

او معتقد بود برای اسلام و قرآن باید بجنگید. وی همیشه درخدمت نظام اسلامی و انقلاب و جنگ بود و همواره آرزوی شهادت داشت. او یا در جبهه بود و یا در پشت جبهه جهت تأمین تدارکات خدمت می کرد.

سیّد ابراهیم در سال 1357ش با خانم کبری باقری ازدواج کردند که ثمرة آن دو فرزند دختر به نامهای سمیه السادات و مریم السادات و دو فرزند پسر به نام های سید محمّدرضا و سیّد محمّدهادی بود.

شهادت:

وی در عملیات کربلای 5 در منطقه شلمچه در سالروز شهادت زهرای مرضیه(س) از ناحیه گردن مجروح و در تاریخ 24دی1365 به شهادت رسید. پیکر پاک این شهید را در گلستان شهدای اصفهان قطعه والفجر3/8، ردیف2، شماره1 به خاک سپرده شد. 

سیره اخلاقی شهید؛

او بسیار صبور و بردبار بود و در مقابل مشکلات سر خم نمی کرد و هنگامیکه همه مضطرب بودند او با یک شوخی به همگان روحیه می داد و معتقد بود با آرامش بهتر می توان تصمیم گرفت. هیچگاه او را عصبانی نمی دیدی، تنها وقتی کسی کم کاری می کرد یا به مسائل دینی و انقلاب اهمیت نمی داد تنها با حفظ آرامش و با خونسردی او را متوجه اشتباه خود می کرد و هیچگاه با تندی با کسی برخورد نمی کرد. سیّد ابراهیم از پدر و جدّش مداحی اهل بیت را آموخته بود لذا در جبهه نیز مداحی می کرد و روضه اهل بیت را می خواند. به خانواده اش بویژه مادرش بسیار احترام می گذاشت همچنین به همسر و فرزندانش نیز بسیار علاقمند بود و همواره وقتی در منزل به سر می برد آنها را نوازش می کرد.

 همه افراد فامیل او را دوست داشتند و با نگاه اول به او علاقمند می شدند او بسیار مهربان و شوخ طبع بود و با دیگران به احترام رفتار می کرد. در عین خونسردی با صلابت و فعال بود و در هیچ وضعیتی در او بی ادبی نمی دیدی، صورت نورانی داشت و همیشه لباس مرتب و تمیز می پوشید. در شرایط سخت کاری شورانگیز بود و هیچ وقت حاشیه ای نداشت و همیشه در حال کار بود و در شرایط سخت و ناامن جاده در عملیات کربلای5، مهمات و آذوقه به خط مقدم می برد که در واقع خود یک عملیات سخت بود و حتی زمانیکه اصابت بمبهای شیمیایی گروهی از افراد را از ادامه کار باز می داشت او دست از تلاش نمی کشید. تحت هر شرایطی مددکار رزمندگان بود و تحت این شرایط هیچ کس حتی یک بار هم از او شکایتی نکرد و به خوبی کارش را به انجام رساند.

  فرازی از وصیت نامه شهید؛

 از نفاق و جدائی و تفرقه پرهیز کنید و بدانید نصرت الهی با داشتن وحدت کلمه حاصل خواهد شد شما که تاکنون فرامین پیامبر گونه امام امت را لبیک گفته اید و او را یاری نموده اید از این به بعد هم با دل و جان فداکاری و مجاهدت لبیک گوئید و او را نائب بر حق حجه ابن الحسن می باشد یاری نمائید

 ... دشمنان قسم خورده اسلام و انقلاب از هر کجا که بتوانند منتظرند تا ضربه خود را به این انقلاب و اسلام وارد کنند و شما خواهران و مادران با حفظ حجاب می توانید بر علیه آنها به جهاد و مبارزه برخیزید و ریشه فساد اخلاقی و بی حجابی این فرهنگ غرب را از جامعه برکنید و پاک نمائید که این جهاد شما از سلاح در دست گرفتن و جنگیدن با کفار بعثی در خط مقدم با ارزش تر است زیرا وقتی که جامعه را از سیاهی شب ظلم و استبداد بدر آورد و درس آزادی و آزادگی را که از سرور شهیدان حسین بن علی آموخته بود به ما آموخت و بحق که حسین زمان و ابراهیم دوران است.