شهید منصور عارفیان جزی

شهید منصور عارفیان جزی

شهرت :

عارفیان جزی
تاریخ وفات :
1338/12/18
مزار :
تکیه شهدا
زمینه فعالیت :
دفاع مقدس

فرزند حیدرعلی و مادرش فرخنده هجدهم اسفند 1338 در خانواده ای متدین و فرهنگی در اصفهان به دنیا آمد. دوران کودکی را در دامان پرمهر و محبت پدر و مادر سپری کرد و در سال1344ش برای کسب علم و دانش قدم به مدرسه نهاد. پس از دوران ابتدایی همزمان در یک کارگاه کش بافی مشغول به کار بود و سپس مشغول حرفه گچ بری ساختمان شد.

اواخر دوران متوسطه وی همزمان با اوج¬گیری حوادث انقلاب اسلامی بود. وی مشتاقانه در تظاهرات و راهپیماییها شرکت می کرد.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی به تحصیل ادامه داد. پس از شروع جنگ تحمیلی دشمن بعثی علیه ایران، منصور حضور در جبهه را بر حضور در دانشگاه ترجیح داد و ابتدا به عنوان امدادگر از سوی جهاد سازندگی راهی کردستان شد و پس از خدمات شایان توجه به مردم محروم آن دیار با توصیه مسئولین بهداری سپاه؛ به عضویت رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی کردستان درآمد. لیاقت و شایستگی و تلاش و کوشش گسترده وی در راه خدمت به نظام اسلامی سبب شد تا به عنوان یکی از مسئولین بهداری رزمی کردستان مشغول به خدمت شود.

منصور در بسیاری از عملیات داخلی و برون مرزی در کردستان به خدمات امدادی و درمانی رزمندگان اسلام مشغول بود. خدمات گسترده وی سبب شد تا به درخواست فرماندهی بهداری قرارگاه حمزه سیدالشهدا به قرارگاه مأمور گردد و پس از مدتی به جانشینی فرماندهی بهداری قرارگاه منصوب شود.

منصور در سال 1364ش به سفر حج مشرف شد و به زیارت مرقد رسول الله (ص) و ائمه بقیع نائل گردید و در هنگام سفر در یکی از مراکز درمانی هیئت پزشکی حج جمهوری اسلامی به حجاج خدمت کرد. حاج منصور پس از بازگشت از سفر حج به

شهادت:

سرانجام وی در عملیات والفجر9 در منطقه مریوان شمال غربی پنجوین در تاریخ 10/12/64 در حین رسیدگی به مجروحان، مورد اصابت ترکش راکت بمباران هواپیمایی دشمن بعثی قرار گرفت و به آرزوی خود که قرب الی الله بود، دست یافت و پیکر پاکش به اصفهان منتقل و در گلستان شهدای اصفهان، قطعه والفجر2/8، ردیف1، شماره 10 به خاک سپرده شد. 


مشروح زندگی نامه

فرزند حیدرعلی و مادرش فرخنده هجدهم اسفند 1338 در خانواده ای متدین و فرهنگی در اصفهان به دنیا آمد. دوران کودکی را در دامان پرمهر و محبت پدر و مادر سپری کرد و در سال1344ش برای کسب علم و دانش قدم به مدرسه نهاد. پس از دوران ابتدایی همزمان در یک کارگاه کش بافی مشغول به کار بود و سپس مشغول حرفه گچ بری ساختمان شد.

اواخر دوران متوسطه وی همزمان با اوج¬گیری حوادث انقلاب اسلامی بود. وی مشتاقانه در تظاهرات و راهپیماییها شرکت می کرد.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی به تحصیل ادامه داد. پس از شروع جنگ تحمیلی دشمن بعثی علیه ایران، منصور حضور در جبهه را بر حضور در دانشگاه ترجیح داد و ابتدا به عنوان امدادگر از سوی جهاد سازندگی راهی کردستان شد و پس از خدمات شایان توجه به مردم محروم آن دیار با توصیه مسئولین بهداری سپاه؛ به عضویت رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی کردستان درآمد. لیاقت و شایستگی و تلاش و کوشش گسترده وی در راه خدمت به نظام اسلامی سبب شد تا به عنوان یکی از مسئولین بهداری رزمی کردستان مشغول به خدمت شود.

منصور در بسیاری از عملیات داخلی و برون مرزی در کردستان به خدمات امدادی و درمانی رزمندگان اسلام مشغول بود. خدمات گسترده وی سبب شد تا به درخواست فرماندهی بهداری قرارگاه حمزه سیدالشهدا به قرارگاه مأمور گردد و پس از مدتی به جانشینی فرماندهی بهداری قرارگاه منصوب شود.

منصور در سال 1364ش به سفر حج مشرف شد و به زیارت مرقد رسول الله (ص) و ائمه بقیع نائل گردید و در هنگام سفر در یکی از مراکز درمانی هیئت پزشکی حج جمهوری اسلامی به حجاج خدمت کرد. حاج منصور پس از بازگشت از سفر حج به

شهادت:

سرانجام وی در عملیات والفجر9 در منطقه مریوان شمال غربی پنجوین در تاریخ 10/12/64 در حین رسیدگی به مجروحان، مورد اصابت ترکش راکت بمباران هواپیمایی دشمن بعثی قرار گرفت و به آرزوی خود که قرب الی الله بود، دست یافت و پیکر پاکش به اصفهان منتقل و در گلستان شهدای اصفهان، قطعة والفجر2/8، ردیف1، شمارة 10 به خاک سپرده شد. 

  فرازی از وصیت نامه شهید؛

خوشا به حال آنانی که زندگی خود را در دنیا صرف پس انداز توشه آخرت می کنند که آنان رستگارانند. وصیت من به دوستان و دیگر برادران این است که فقط پیرو مکتب انسان ساز و رهایی بخش اسلام باشند، در این دنیای فانی دچار حرص و حب نفس نگردند که آنان را به گمراهی می برد، هر موقع که خیلی شاد هستند و یا خیلی غمگین  به گلستانهای شهدا رفته و تجدید نیرو کنند. هرچند کوچکتر از آنم که پیام بدهم ولی از شما می خواهم که رهنمودهای امام امت را کماکان جامعة عمل بپوشانید و هر لحظه برای او دعا کنید چون ما آزادی و استقلال خود و همه چیزمان را از او و از مکتب عالی او می دانیم.

سیره شهید؛

وی فردی شجاع، مخلص و دارای صفات عالی که زبانزد خاص و عام و بسیار متقی و پرهیزکار بود. وی بخوبی قبول مسئولیت می کرد ووظایفش را به نحو احسن انجام می داد. بسیار خوش برخورد و متواضع و شوخ طبع بود و همواره باوضو بود.