شهید سید حمید عقیلی

شهید سید حمید عقیلی

شهرت :

شهید سید حمید عقیلی
تاریخ وفات :
1338/01/01
مزار :
تکیه شهدا
زمینه فعالیت :
دفاع مقدس

فرزند سیّد احمد و مادرش عشرت ذاکر به سال 1338ش در محله چهارسوق شیرازی های اصفهان متولد شد. وی در خانواده ای متدین رشد پیدا کرد. پدرش شغل آب میوه و بستنی فروشی داشت. تحصیلات خود را تا پایان دوره ابتدایی تمام کرد و با شروع انقلاب اسلامی به مردم پیوست و با آنها در راه مبارزه علیه رژیم پهلوی فعالیت کرد.

با پیروزی انقلاب اسلامی به سیستان و بلوچستان رفت و در مقابل فئودالها و ضد انقلاب ایستادگی کرد و با اوج گیری درگیریها در کردستان به آنجا رفت و در پاکسازی شهرها و روستاها شرکت داشت. با شروع شدن جنگ تحمیلی سیّد حمید با دیگر یاران خود در گردان ضربت به جبهه های جنوب در منطقه دارخوین آمد و با حضور مستمرخود زمینه های شکل گیری مهمترین یگان رزمی سپاه یعنی لشکر امام حسین(ع) را پایه ریزی کرد. سیّد حمید در عملیات فرماندهی کل قوا در منطقه دارخوین در تاریخ21/3/1360ش زخمی شد ولی پس از بهبودی دوباره به جبهه بر گشت.

وی در عملیات ثامن الائمه و آزادسازی شمال آبادان شرکت داشت. در عملیات طریق القدس که به آزادسازی دشت اطراف سوسنگرد و شهر بستان منجر شد، فرماندهی گردان خط شکن محمد رسول الله به سیّد حمید واگذار شد. وی پس از تصرف بستان، با موتور در عمق جبهه دشمن نفوذ کرد و در حالی که تنها شده و در میان صدهاعراقی محاصره شده بود با توکل به خدا و بکارگیری تاکتیک نظامی، با عراقی ها سلام علیک می کرد و بسیار خونسرد توانست خود را به نیروهای خودی برساند.

سیّد حمید از آن سلحشورانی بود که توان هر کار غیرممکن را داشت. وی در بازگشت با یک ماشین مهمات روبرو می شود و نیروهای آن را به هلاکت می رساند و لباس افسر عراقی را می پوشد و آن ماشین را با خود به عقب آورد و از مهمات آن استفاده می کنند. وی در خط جدید چزابه به سازماندهی نیروهایش در برابر پاتک دشمن پرداخت.

شهادت:

سیّد حمید سرانجام در منطقه چزابه در عملیات طریق القدس به تاریخ9/9/1360 بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. پیکر پاک این شهید در گلستان شهدای اصفهان قطعه طریق القدس، ردیف5، شماره30 به خاک سپرده شد.


مشروح زندگی نامه

 

فرزند سیّد احمد و مادرش عشرت ذاکر به سال 1338ش در محله چهارسوق شیرازی های اصفهان متولد شد. وی در خانواده ای متدین رشد پیدا کرد. پدرش شغل آب میوه و بستنی فروشی داشت. تحصیلات خود را تا پایان دوره ابتدایی تمام کرد و با شروع انقلاب اسلامی به مردم پیوست و با آنها در راه مبارزه علیه رژیم پهلوی فعالیت کرد.

با پیروزی انقلاب اسلامی به سیستان و بلوچستان رفت و در مقابل فئودالها و ضد انقلاب ایستادگی کرد و با اوج گیری درگیریها در کردستان به آنجا رفت و در پاکسازی شهرها و روستاها شرکت داشت. با شروع شدن جنگ تحمیلی سیّد حمید با دیگر یاران خود در گردان ضربت به جبهه های جنوب در منطقه دارخوین آمد و با حضور مستمرخود زمینه های شکل گیری مهمترین یگان رزمی سپاه یعنی لشکر امام حسین(ع) را پایه ریزی کرد. سیّد حمید در عملیات فرماندهی کل قوا در منطقه دارخوین در تاریخ21/3/1360ش زخمی شد ولی پس از بهبودی دوباره به جبهه بر گشت.

وی در عملیات ثامن الائمه و آزادسازی شمال آبادان شرکت داشت. در عملیات طریق القدس که به آزادسازی دشت اطراف سوسنگرد و شهر بستان منجر شد، فرماندهی گردان خط شکن محمد رسول الله به سیّد حمید واگذار شد. وی پس از تصرف بستان، با موتور در عمق جبهه دشمن نفوذ کرد و در حالی که تنها شده و در میان صدهاعراقی محاصره شده بود با توکل به خدا و بکارگیری تاکتیک نظامی، با عراقی ها سلام علیک می کرد و بسیار خونسرد توانست خود را به نیروهای خودی برساند.

سیّد حمید از آن سلحشورانی بود که توان هر کار غیرممکن را داشت. وی در بازگشت با یک ماشین مهمات روبرو می شود و نیروهای آن را به هلاکت می رساند و لباس افسر عراقی را می پوشد و آن ماشین را با خود به عقب آورد و از مهمات آن استفاده می کنند. وی در خط جدید چزابه به سازماندهی نیروهایش در برابر پاتک دشمن پرداخت.

شهادت:

سیّد حمید سرانجام در منطقه چزابه در عملیات طریق القدس به تاریخ9/9/1360 بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. پیکر پاک این شهید در گلستان شهدای اصفهان قطعه طریق القدس، ردیف5، شماره30 به خاک سپرده شد.

فرازی از وصیت نامه شهید:

 « ... از خداوند بزرگ پیروزی و موفقیت پاسداران اسلام را خواستارم و از خداوند بزرگ می خواهم که همه دشمنان اسلام را نابود کند و از خداوند می خواهم اسلام زنده ای را درتمام دنیا گسترش دهد و همیشه محفوظ بدارد اسلام و اسلامیان را ... از دوستان و همسنگرانم می خواهم برای شادی روح من و دیگر شهدای اسلام بعد از ما سنگر ما را خالی نگذارند و با تمام وجود تا آخرین قطره خون خود در راه الله فدا کنند، چون کدام مسلمان حاضر است که در رختخواب بمیرد و در میدان جنگ با کفار و منافقین و صدامیان خون سرخش ریخته نشود، کدام مسلمان حاضر است که مرگ با ذلت و زندگی حیوانی را بر مرگ با عزت ترجیح دهد؟ »