شهید عباس کردآبادی

شهید عباس کردآبادی

شهرت :

کردآبادی
تاریخ وفات :
1334/02/16
مزار :
تکیه شهدا
زمینه فعالیت :
دفاع مقدس

فرزند حسن و مادرش عصمت در شانزدهم اردیبهشت1334ش در کردآباد اصفهان به دنیا آمد.

 قبل از اینکه به سن تکلیف برسد نماز می خواند و از غیبت کردن و مسائل غیر مذهبی دوری می کرد. تحصیلات خود را در دبیرستان ادب ادامه داد و همچنین در کنارش فعالیتهای انقلابی خود را از همان مدرسه آغاز کرد.

 پس از اخذ دیپلم به خدمت سربازی رفت و برای گذراندن دوره آموزشی به یگان هوانیروز شیراز رفت و به خاطر لیاقت های فردی و نظامی برای دیدن دوره چتربازی برگزیده شد. عباس اصول نظامی را به خوبی فرا گرفت.

 با پخش اعلامیه های امام در بیداری سربازان نقش به سزایی ایفا می کرد.

 پس از پیروزی انقلاب اسلامی با وجود اینکه در دانشگاه تربیت معلم و همچنین رشته چتربازی ارتش قبول  شد به کمیته دفاع شهری پیوست و در منطقه سمیرم با اشرار و خوانین مبارزه کرد. وی سپس به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست و نقش مهمی در تأسیس پادگان آموزشی 15 خرداد ایفا کرد.

عباس مربی آموزش تاکتیک پادگان 15خرداد، به راحتی مطالب سخت و پیچیده را به نیروها آموزش می داد و همیشه برنامه هایش را به گونه ای طرح می کرد که علاوه بر ایجاد انگیزه در نیروها جرأت و جسارت بالایی را به آنها القا می کرد.

 پس از مدتی مربی آموزش سلاح در پادگان 15 خرداد شد .

عباس در آموزش ها بسیار سختگیر بود و با وجود مخالفتهایی که با او می شد، با همان روش به کار خود ادامه داد و با تجربه های ارزشمندی که از دوره آموزش در شیراز به دست آورده بود به رزمندگان آموزش می داد. وی در رزمهای شبانه راهکارها و برنامه جدیدی را تجربه می کرد.

وی در عملیات ثامن الائمه آزادسازی شمال آبادان شرکت کرد و پس از بازگشت فهمید برادرش عبدالکریم دانشجوی رشته دندانپزشکی نیز در عملیات شهید شده است. وی برای مدت کوتاهی مربی عقیدتی را برعهده داشت، البته زمانی هم که به مربیگری نظامی مشغول بود هیچ گاه کلاسهایش خالی از معنویت و ذکر آیات و احادیث نبود.

سرانجام عباس با کوله باری از تجربه نظامی، برای شرکت در عملیات طریق القدس و آزادسازی بستان دعوت شد. وی در این عملیات مسؤولیت یکی از محورهای عملیاتی را به عهده داشت و در ضمن به گفته آقای کریم بحری نجفی، عباس مسؤول هماهنگی بین نیروهای ارتش و سپاه بود.

شهادت:

سرانجام عباس در سحرگاه هشتم آذر 1360ش سه ساعت قبل از عملیات در حالی که هدایت نیروها را از طریق بی سیم انجام می داد بر اثر ترکش گلوله توپ به پهلویش به فیض شهادت  رسید و بر اثر شدت علاقه ای که رزمندگان به او داشتند شهادتش را تا پایان عملیات مخفی نگه  داشتند تا باعث تضعیف روحیه رزمندگان نشود. پیکر پاک این شهید در گلستان شهدای اصفهان قطعه طریق القدس، ردیف5، شماره 17 به خاک سپرده شد.


مشروح زندگی نامه

فرزند حسن و مادرش عصمت در شانزدهم اردیبهشت1334ش در کردآباد اصفهان به دنیا آمد. پدرش در راه احیای دین تلاش بسیار داشت و لذا مکتب خانه ای برای تربیت دینی کودکان تأسیس کرده بود. فرزندان خود را نیز در مکتب تربیت می کرد و آنها را با آمیزه های اسلامی آشنا ساخت. عباس همزمان با تحصیل، جهت کمک به معیشت خانواده به کشاورزی و چوپانی می پرداخت، وی هیچگاه از فراگیری قرآن و تعالیم دینی و عمل کردن به آن باز نماند.

 قبل از اینکه به سن تکلیف برسد نماز می خواند و از غیبت کردن و مسائل غیر مذهبی دوری می کرد. تحصیلات خود را در دبیرستان ادب ادامه داد و همچنین در کنارش فعالیتهای انقلابی خود را از همان مدرسه آغاز کرد.

 پس از اخذ دیپلم به خدمت سربازی رفت و برای گذراندن دوره آموزشی به یگان هوانیروز شیراز رفت و به خاطر لیاقت های فردی و نظامی برای دیدن دوره چتربازی برگزیده شد. عباس اصول نظامی را به خوبی فرا گرفت. در شیراز به همراه چند نفر دیگر خانه ای اجاره کرده بود و به پخش اعلامیه های امام خمینی می  پرداختند و گاهی آنها را در پادگان پخش می کردند و با اینکه اگر درجه داران مرتکب جرم سیاسی می شدند عواقب بدی در انتظار آنها بود ولی او بی باکانه دست به اقدامات انقلابی می زد و در خانه اجاره ای به دوستانش مسائل شرعی و دینی را آموزش می داد. عباس با دانشجویان مبارز همکاری داشت.

 با پخش اعلامیه های امام در بیداری سربازان نقش به سزایی ایفا می کرد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی با وجود اینکه در دانشگاه تربیت معلم و همچنین رشته چتربازی ارتش قبول  شد به کمیته دفاع شهری پیوست و در منطقه سمیرم با اشرار و خوانین مبارزه کرد. وی سپس به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست و نقش مهمی در تأسیس پادگان آموزشی 15 خرداد ایفا کرد.

 از همان ابتدا همراه بزرگانی همچون شهید احمد فروغی، شهید خلیفه سلطانی و اکبر آقابابایی تمام وقتش را صرف خدمت به انقلاب اسلامی  کرد، تجربه ها و اندوخته های نظامی و علمی او در دوران خدمت سربازی برایش دست مایه ای شد تا در دوران انقلاب اسلامی در واحد آموزش سپاه و عملیات مختلف، حضوری مفید و مؤثر داشته باشد. گاهی مأموریتهای دیگران را نیز انجام می داد در کنارش کلاس هایی را در مسجد محل راه اندازی کرد و به علاقه مندان آموزش سلاح و آموزش های دیگر می داد.

عباس مربی آموزش تاکتیک پادگان 15خرداد، به راحتی مطالب سخت و پیچیده را به نیروها آموزش می داد و همیشه برنامه هایش را به گونه ای طرح می کرد که علاوه بر ایجاد انگیزه در نیروها جرأت و جسارت بالایی را به آنها القا می کرد. پس از مدتی مربی آموزش سلاح در پادگان 15 خرداد شد وی علت تغییر درسش را این گونه بیان می کند که چون از تدریسم در آموزش تاکتیک تعریف می شد و این تعریفها داشت بر من اثر می گذاشت گفتم برای مدتی کنار بروم تا به حالت قبل باز گردم.

دوره های یکم و دوم و سوم آموزش که با حضور مستقیم و فعالیت بیشتر احمد فروغی و عباس  همراه بود بهترین نیروها را تحویل انقلاب اسلامی داد. نیروهایی که در جنگ گنبد، درگیریهای وسیع کردستان و دوران جنگ تحمیلی، خدمات ارزنده ای را به انقلاب اسلامی انجام دادند.

عباس در آموزش ها بسیار سختگیر بود و با وجود مخالفتهایی که با او می شد، با همان روش به کار خود ادامه داد و با تجربه های ارزشمندی که از دوره آموزش در شیراز به دست آورده بود به رزمندگان آموزش می داد. وی در رزمهای شبانه راهکارها و برنامه جدیدی را تجربه می کرد.

 در آموزشهایش سعی می کرد فنون نظامی جدید و کارآمدتر را آموزش بدهد، همچنین داده های آموزشی را در میدان ارزیابی می کرد و با اصرار زیاد و جلب موافقت فرماندهان، بارها به همراه نیروها به مناطق عملیاتی می رفت و اینگونه بر تجربه هایش می افزود و با تجزیه و تحلیل و انطباق مشاهداتش و تجربه های به دست آمده سعی می کرد آنها را در متون و جزوات آموزشی اضافه کند تا نیروهای قوی تری تربیت و آموزش ببینند.

عباس دستور می داد برقها را خاموش کنند و از مواد منفجر دودزا و صدازا و گاز اشک آور در آسایشگاه استفاده می کرد تا آنها واقعاً با مشکلات روبرو شوند به گونه ای که وقتی آنها از پادگان می رفتند کارآیی یک چریک ورزیده را داشتند. هنگامی که دوره آموزش پاسداران خاتمه می یافت عباس از آنها حلالیت می طلبید.

وی در عملیات ثامن الائمه آزادسازی شمال آبادان شرکت کرد و پس از بازگشت فهمید برادرش عبدالکریم دانشجوی رشته دندانپزشکی نیز در عملیات شهید شده است. وی برای مدت کوتاهی مربی عقیدتی را برعهده داشت، البته زمانی هم که به مربیگری نظامی مشغول بود هیچ گاه کلاسهایش خالی از معنویت و ذکر آیات و احادیث نبود.

سرانجام عباس با کوله باری از تجربه نظامی، برای شرکت در عملیات طریق القدس و آزادسازی بستان دعوت شد. وی در این عملیات مسؤولیت یکی از محورهای عملیاتی را به عهده داشت و در ضمن به گفته آقای کریم بحری نجفی، عباس مسؤول هماهنگی بین نیروهای ارتش و سپاه بود.

شهادت:

سرانجام عباس در سحرگاه هشتم آذر 1360ش سه ساعت قبل از عملیات در حالی که هدایت نیروها را از طریق بی سیم انجام می داد بر اثر ترکش گلوله توپ به پهلویش به فیض شهادت  رسید و بر اثر شدت علاقه ای که رزمندگان به او داشتند شهادتش را تا پایان عملیات مخفی نگه  داشتند تا باعث تضعیف روحیه رزمندگان نشود. پیکر پاک این شهید در گلستان شهدای اصفهان قطعه طریق القدس، ردیف5، شماره 17 به خاک سپرده شد.