شهید مهدی کشاورز

شهید مهدی کشاورز

شهرت :

کشاورز
تاریخ وفات :
1338/07/01
مزار :
تکیه شهدا
زمینه فعالیت :
دفاع مقدس

 فرزند فضل الله و عزّت، اول مهر 1338ش در محله پاچنار سیچان اصفهان در خانواده ای متدیّن به دنیا آمد. تحصیلاتش را تا مقطع دبیرستان ادامه داد. بنا به توصیه حجت الاسلام محمدرضا امین و الهی قمشه ای برای پرورش فکری و فراگیری مشی انقلابیون خارج از کشور در امتحانات دانشجویان اعزام به خارج شرکت کرد و در یکی از دانشگاه امریکا پذیرفته شد و حتی پاسپورت و ویزا گرفت.

در همین زمان افراد شاخصی از گروه مبارز مهدیون اصفهان به دست ساواک گرفتار شدند و به شهادت رسیدند و مابقی مخفی شدند که از جمله آنها منصور موحدیان بود. بنا به توصیه او مهدی کشاورز ورزشهای رزمی را فرا گرفت و یک تیم فوتبال تشکیل داد تا بتواند گروه را تعلیم دهد.

همچنین به توصیه موحدی از رفتن به امریکا منع شد.

 با شروع درگیریها در کردستان بنا به توصیه برخی از بزرگان برای خدمت به آنها به کسوت معلمی نائل شد و عازم کردستان شد و تا سال 1359ش همکاری تنگاتنگی با نیروهای مستقر در کردستان داشت.

 با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران بواسطه گذراندن آموزشهای بدنی و تسلیحاتی در کردستان عازم جبهه جنوب شد و در لشکر14 امام حسین(ع) مشغول فعالیت شد و با شرکت در چندین عملیات شناسایی مورد توجه فرماندهان قرار گرفت و به پیشنهاد آنها و برادرش که در ارتش خدمت می کرد برای گذراندن دوره دیده بانی توپخانه به مرکز توپخانه و موشکها رفت و آموزش سطح عالی را گذراند و به عنوان نیروی زبده دیده بانی لشکر در واحدهای اطلاعات و عملیات و دیده بانی مشغول خدمت شد.

 وی در واحد دیده بانی به کار خود ادامه داد و در این قسمت مأموریتهای مهم و سرنوشت سازی را رقم زد.

بنا به دستور سپهبد صیاد شیرازی برادر مهدی عازم منطقه دارخوین شد تا منطقه عملیاتی فاو را شناسایی کند. وقتی به آنجا رفت، مهدی مخالفت کرد و برادرش با عصبانیت آنجا را ترک کرد و به اصفهان رفت تا راه حلی برای موضوع پیدا کند. پس از 3 ماه امیر سپهبد صیاد شیرازی را ملاقات کرد و امیر از او تشکر می کند و می گوید تا کنون چنین گزارش جامعی را ندیده بودم.

 وی در عملیات والفجر2 شرکت داشت.

شهادت:

 سرانجام در منطقه طلائیه در عملیات خیبر در 11/12/1362 به شهادت رسید. پیکر پاکش در گلستان شهدای اصفهان، قطعه فرمانده کل قوا، ردیف4، شماره30 به خاک سپرده شد.


مشروح زندگی نامه

 فرزند فضل الله و عزّت، اول مهر 1338ش در محله پاچنار سیچان اصفهان در خانواده ای متدیّن به دنیا آمد. تحصیلاتش را تا مقطع دبیرستان ادامه داد. بنا به توصیه حجت الاسلام محمدرضا امین و الهی قمشه ای برای پرورش فکری و فراگیری مشی انقلابیون خارج از کشور در امتحانات دانشجویان اعزام به خارج شرکت کرد و در یکی از دانشگاه امریکا پذیرفته شد و حتی پاسپورت و ویزا گرفت.

در همین زمان افراد شاخصی از گروه مبارز مهدیون اصفهان به دست ساواک گرفتار شدند و به شهادت رسیدند و مابقی مخفی شدند که از جمله آنها منصور موحدیان بود. بنا به توصیه او مهدی کشاورز ورزشهای رزمی را فرا گرفت و یک تیم فوتبال تشکیل داد تا بتواند گروه را تعلیم دهد.

همچنین به توصیه موحدی از رفتن به امریکا منع شد و مخفیانه ارتباط خود را با جلسات انقلابیون بیشتر کرد و در جلسات استاد پرورش علیه بهائیت شرکت می کرد. حتی چندین بار توسط ساواک منزلشان مورد بازرسی قرار گرفت. اعلانات امام خمینی را در سطح گسترده ای بین مردم محلات پخش می کرد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی اولین گروه زائر را به بیت امام خمینی برد.

 با شروع درگیریها در کردستان بنا به توصیه برخی از بزرگان برای خدمت به آنها به کسوت معلمی نائل شد و عازم کردستان شد و تا سال 1359ش همکاری تنگاتنگی با نیروهای مستقر در کردستان داشت.

 با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران بواسطه گذراندن آموزشهای بدنی و تسلیحاتی در کردستان عازم جبهه جنوب شد و در لشکر14 امام حسین(ع) مشغول فعالیت شد و با شرکت در چندین عملیات شناسایی مورد توجه فرماندهان قرار گرفت و به پیشنهاد آنها و برادرش که در ارتش خدمت می کرد برای گذراندن دوره دیده بانی توپخانه به مرکز توپخانه و موشکها رفت و آموزش سطح عالی را گذراند و به عنوان نیروی زبده دیده بانی لشکر در واحدهای اطلاعات و عملیات و دیده بانی مشغول خدمت شد.

 وی در واحد دیده بانی به کار خود ادامه داد و در این قسمت مأموریتهای مهم و سرنوشت سازی را رقم زد. چند روز پیش از عملیات والفجر مقدماتی به همراه شهید چوپانی و یکی از معاودین عراقی به نام ابوعادل به منطقه فاو رفت و منطقه را به طور کامل مورد شناسایی قرار داد ولی عراقی ها محل استقرار آنان را در فاو کشف کرده و با چند نفر به آنها حمله کردند ولی مهدی و همراهانش موفق شدند با کشتن چند عراقی از آن محل گریخته و از طریق نخلستانهای فاو بعد از دو روز از رودخانه اروند عبور کرده و به پادگان خود باز گردند.

در یکی از مأموریتها از قرارگاه حمزه سید الشهدا از لشکر امام حسین علیه السلام خواسته شد تا دو نفر از دیده¬بانان زبدة خود را برای عملیات نفوذی در خاک عراق بفرستند و برای این کار مهدی به همراه حسین کهتری انتخاب شدند و آنها با کمک کردهای عراقی به داخل خاک عراق نفوذ کرده و پادگان مظفریه را که در محور عمومی مریوان در شهر سیّد صادق از توابع سلیمانیه عراق مورد شناسایی قرار داده بود. با دادن گرا و موقعیت دقیق آنها به واحد توپخانه حدود 40 موشک کاتیوشا به پادگان ریخته شد و در این عملیات چند فرمانده عالی رتبه و تعدادی از افسران عراقی کشته و مجروح شدند. به خاطر این پیروزی از طرف قرارگاه حمزه از لشکر امام حسین علیه السلام و واحد دیده بانی قدردانی شد.

بنا به دستور سپهبد صیاد شیرازی برادر مهدی عازم منطقه دارخوین شد تا منطقه عملیاتی فاو را شناسایی کند. وقتی به آنجا رفت، مهدی مخالفت کرد و برادرش با عصبانیت آنجا را ترک کرد و به اصفهان رفت تا راه حلی برای موضوع پیدا کند. پس از 3 ماه امیر سپهبد صیاد شیرازی را ملاقات کرد و امیر از او تشکر می کند و می گوید تا کنون چنین گزارش جامعی را ندیده بودم.

 کشاورز می گوید که من این شناسایی را نتوانستم انجام دهم، ولی امیر به او می گوید زیر گزارش امضاء تو بود و او می گوید این کار برادرم مهدی بوده و الان او شهید شده است. امیر صیاد شیرازی به دلیل شرکت در مراسم مهدی سفر خود را تاخیر انداخت و در مراسم او شرکت کرد و از او تجلیل بسیار کرد. او در کلیه عملیات تا پایان سال 1362 در مناطق جنوب و غرب، حضور داشت.

وی پیش از عملیات والفجر2 در منطقه عمومی پیرانشهر حاج عمران به مرخصی به اصفهان آمده بود و موفق شد یک خانه تیمی منافقین را کشف کند و به همراه نیروهای سپاه به آن حمله می کنند و شهید کشاورز از دیوار بالا می رود و با پرتاب نارنجک موفق به نفوذ و فتح خانه تیمی می شوند.

در عملیات والفجر2 شرکت داشت. شهید کشاورز به همراهی چند نفر از افراد دیده بانی لشکر امام حسین برای شناسایی منطقه به ارتفاعات پنجوین می رود و اطلاعات کاملی از منطقه برای حاج حسین خرازی تهیه می کند. مهدی چندبار زخمی شد و هنگامی که به اصفهان می آمد با شناختی که از گروهکهای منافقین داشت به خنثی کردن توطئه آنها می پرداخت.

شهادت:

 سرانجام در منطقه طلائیه در عملیات خیبر در 11/12/1362 به شهادت رسید. پیکر پاکش در گلستان شهدای اصفهان، قطعه فرمانده کل قوا، ردیف4، شماره30 به خاک سپرده شد.

وصیت نامه شهید؛

« بار خدایا: ما را در مقابل دشمنانت ثابت قدم نگهدار تا بتوانیم آنچه که وظیفه ماست انجام دهیم که در این راه اگر بکشیم پیروزیم و اگر کشته شویم باز هم پیروز هستیم.

مادر عزیزم: امیدوارم بتوانم با تقدیم خون ناچیز و جسم ضعیف خود در راه اسلام و امام عزیزمان رضایت خدا را فراهم کنم.

و دوستان را سفارش می کنم به خواندن قرآن و عمل کرده به آن و تقوا را پیشه کنید».