حسین کوهرنگیها

حسین کوهرنگیها

شهرت :

کوهرنگیها
تاریخ وفات :
1336/05/26
مزار :
تکیه شهدا
زمینه فعالیت :
دفاع مقدس

 

فرزند احمد و مادرش فاطمه در 26 مرداد 1336ش در اصفهان به دنیا آمد. وی در خانواده ای مذهبی رشد پیدا کرد. از همان کودکی علاقه بسیاری به قرآن داشت و از 5 سالگی به یادگیری قرآن پرداخت و در 7 سالگی به مدرسه رفت. در دوره دبیرستان روزها کار می کرد و شبها درس می خواند و در کنار آن به جوانان آموزشهای مذهبی می داد.

در سن 19 سالگی به زابل برای خدمت سربازی رفت که پس از چهار ماه معافیت خود را گرفت و فعالیتهای خود را علیه رژیم پهلوی آغاز کرد. تحصیلات خود را تا مقطع کارشناسی ادامه داد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد.

 با شروع بحران کردستان با نیروهای ویژه عملیاتی به سنندج رفت و با تشکیل گروه ضربت نقش مهمی در مهار بحران در منطقه کردستان ایفا کرد. وی در عملیات پاکسازی در کردستان مجروح و تیر به پای وی اصابت کرد و چند ماه درگیر معالجه آن بود و بنا بر قول حاج حسین خرازی وی یکی از فرماندهان مؤثر در کردستان بود. وی پس از مجروحیت مدتی را در پادگان آموزشی غدیر اصفهان مشغول به خدمت بود و برای عملیات بیت المقدس به جبهه های جنوب آمد و مسؤولیت یگان نفربر pmp  را برعهده گرفت. در جبهه مأموریت واحد زرهی pmp برای مقابله نیروهای زرهی دشمن، حمل مهمات و انتقال مجروحین از خط مقدم و نقاطی که تردد آمبولانس میسر نبود یا خطر اصابت ترکش وجود داشت مورد استفاده قرار می گرفت. حسین با استفاده از تاکتیک های مناسب در انتقال نیروهای پیاده به خط مقدم بسیار مهارت داشت. وی در تعمیر و نگهداری نفربرها دلسوزی و کوشش گسترده ای داشت و در گرفتن غنایم زرهی از دشمن فعالیت زیادی داشته.

حسین در عملیات رمضان، محرم، والفجر1 و در عملیات والفجر 2و4 و همچنین خیبر نقش تعیین کننده ای در یگان زرهی لشکر امام حسین علیه السلام ایفا کرد. حسین در اواسط سال 1363ش بر اساس ضرورت برای تقویت تیپ قمر بنی هاشم در کنار یارانی چون سردار علی زاهدی و شهید شاهمرادی در تحکیم این یگان نوپا کوشید و مسؤولیت یگان دریایی آن تیپ را بر عهده گرفت و سپس مسؤولیت اطلاعات عملیات این تیپ را تا لحظه شهادت بر عهده داشت.

 در عملیات والفجر8به عنوان نیروی عملیاتی و مطرح در کنار فرماندهان حضور داشت و در این عملیات مجروح شد.

 در عملیات کربلای4 خدمات گسترده ای انجام داد. در کنار فرماندهان لشکر قمربنی هاشم ایفای نقش مهمی کرد و با اینکه از ناحیه دست مجروح شده بود استراحت نکرد.

شهادت:

وی سرانجام در همین عملیات کربلای 5 در شلمچه، در 29/10/1365ش به شهادت رسید. پیکر پاک این شهید در گلستان شهدای اصفهان در قطعه کربلای5، ردیف4 و شماره5 به خاک سپرده شد.


مشروح زندگی نامه

 

فرزند احمد و مادرش فاطمه در 26 مرداد 1336ش در اصفهان به دنیا آمد. وی در خانواده ای مذهبی رشد پیدا کرد. از همان کودکی علاقه بسیاری به قرآن داشت و از 5 سالگی به یادگیری قرآن پرداخت و در 7 سالگی به مدرسه رفت. در دوره دبیرستان روزها کار می کرد و شبها درس می خواند و در کنار آن به جوانان آموزشهای مذهبی می داد.

در سن 19 سالگی به زابل برای خدمت سربازی رفت که پس از چهار ماه معافیت خود را گرفت و فعالیتهای خود را علیه رژیم پهلوی آغاز کرد. تحصیلات خود را تا مقطع کارشناسی ادامه داد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد.

 با شروع بحران کردستان با نیروهای ویژه عملیاتی به سنندج رفت و با تشکیل گروه ضربت نقش مهمی در مهار بحران در منطقه کردستان ایفا کرد. وی در عملیات پاکسازی در کردستان مجروح و تیر به پای وی اصابت کرد و چند ماه درگیر معالجه آن بود و بنا بر قول حاج حسین خرازی وی یکی از فرماندهان مؤثر در کردستان بود. وی پس از مجروحیت مدتی را در پادگان آموزشی غدیر اصفهان مشغول به خدمت بود و برای عملیات بیت المقدس به جبهه های جنوب آمد و مسؤولیت یگان نفربر pmp  را برعهده گرفت. در جبهه مأموریت واحد زرهی pmp برای مقابله نیروهای زرهی دشمن، حمل مهمات و انتقال مجروحین از خط مقدم و نقاطی که تردد آمبولانس میسر نبود یا خطر اصابت ترکش وجود داشت مورد استفاده قرار می گرفت. حسین با استفاده از تاکتیک های مناسب در انتقال نیروهای پیاده به خط مقدم بسیار مهارت داشت. وی در تعمیر و نگهداری نفربرها دلسوزی و کوشش گسترده ای داشت و در گرفتن غنایم زرهی از دشمن فعالیت زیادی داشته.

حسین در عملیات رمضان، محرم، والفجر1 و در عملیات والفجر 2و4 و همچنین خیبر نقش تعیین کننده ای در یگان زرهی لشکر امام حسین علیه السلام ایفا کرد. حسین در اواسط سال 1363ش بر اساس ضرورت برای تقویت تیپ قمر بنی هاشم در کنار یارانی چون سردار علی زاهدی و شهید شاهمرادی در تحکیم این یگان نوپا کوشید و مسؤولیت یگان دریایی آن تیپ را بر عهده گرفت و سپس مسؤولیت اطلاعات عملیات این تیپ را تا لحظه شهادت بر عهده داشت.

 در عملیات والفجر8به عنوان نیروی عملیاتی و مطرح در کنار فرماندهان حضور داشت و در این عملیات مجروح شد.

 در عملیات کربلای4 خدمات گسترده ای انجام داد. در کنار فرماندهان لشکر قمربنی هاشم ایفای نقش مهمی کرد و با اینکه از ناحیه دست مجروح شده بود استراحت نکرد.

شهادت:

وی سرانجام در همین عملیات کربلای 5 در شلمچه، در 29/10/1365ش به شهادت رسید. پیکر پاک این شهید در گلستان شهدای اصفهان در قطعه کربلای5، ردیف4 و شماره5 به خاک سپرده شد.

فرازی از وصیت نامه شهید؛

« خدایا، هرگاه سعادت نصیب من گردد از تو می خواهم با بدنی پاره پاره و غرقه به خون مرا به محضر اهل بیت پیامبر(ص) شرفیاب گردانی. براران عزیز ما نباید به صرف اینکه ظاهراً پاسداریم و یا در بسیج هستیم دل خوش کنیم و به اعمال خودمان توجهی نکنیم عمل به دستورات نجات بخش اسلام را سرلوحه امور خود قرار دهید و در اعمالتان نیت را خالص کنید درصدد باشید به معارف و مسایل اسلام آگاهی پیدا کنید چرا که عمل همراه با آگاهی ارزشمند است».

سیره شهید؛

 وی فردی خوش اخلاق و پرجنب و جوش و باوقار و دائم الذکر بود و سخن بیهوده نمی گفت و فکر و ذکر او راهنمایی رزمندگان بود. اهل تهجد و نماز شب و بندگی خدا بود و علی رغم آن که خانواده داشت پیوسته خود را وقف جنگ کرده بود.