شهید رضا امانی نبی

شهید رضا امانی نبی

شهرت :

امانی نبی
تاریخ وفات :
1339/01/28
مزار :
تکیه شهدا
زمینه فعالیت :
دفاع مقدس

     رضا، فرزند نوروز علی امانی نبی، در تاریخ28فروردین 1339ش در شهر اصفهان متولد شد. پس از دریافت دیپلم به خدمت سربازی رفت و در یگان زرهی ارتش مشغول به خدمت شد. پس از چندی به علت بیماری و عمل جراحی، از خدمت معاف شد.

این مسأله همزمان با طلیعه انقلاب اسلامی بود. وی به صف تظاهركنندگان پیوست و نقشی در این حماسه تاریخی ایفا كرد.

    پس از پیروزی انقلاب به عضویت سپاه درآمد و راهی كردستان شد و یك سال و نیم در آن دیار به نبرد و پیكاری  بی امان با  اشرار ضد انقلاب پرداخت. سپس با كوله باری از تجربه به منطقه جنوب شتافت و به سبب آشنایی قبلی با یگان زرهی، وارد یگان زرهی سپاه شد و با خیل غنیمت ها، لشكری قوی با امكاناتی ارزشمند به وجود آورد. او همیشه در خط مقدم بود و فارغ از تعلقات دنیوی به جهـاد با اشغالگـران مـی پرداخت.

   همیشه برای دوری از ریا، كارها و مسؤولیتهایش را از دیگران كتمان می كرد. در مسایل نظامی مهارت فراوانی داشت و در ارتقای اطلاعات زرهی و سازماندهی افراد در این رشته تلاش می كرد و بحق باید او را یك تئورسین نظامی و كارشناس زرهی لقب داد. وی در سال 1363ش در عملیات عاشورا در ارتفاعات میمك، سمت فرماندهی تیپ 28 صفر را بر عهده داشت كه شجاعت بی نظیر از خود نشان داد و دایم سوار بر موتور در حال سركشی به نیروها بود و حركات دشمن را زیر نظر داشت و توانست عملیات را بخوبی اداره كند.

همچنین در یك عملیات، حاج رضا وقتی به طور دقیق اوضاع را بررسی  كرد، نزد رزمندگان آمد و خواست هرچه رنگ سفید و هر شیء كه رنگ سفید دارد، آماده كنند. همه افراد، در حالی كه تعجب كرده بودند، بدون معطلی موارد خواسته شده را آماده كردند. وی از رزمندگان خواست كه لوله های تانك را با رنگ سفید و عقب تانك را دایره ای سفید درست كنند. این كار انجام شد و ما متوجه شدیم كه تانكهای عراقی همین ویژگی را دارد و از آن پس دیگر تانكهای ما مورد اصابت قرار نگرفت.

    چاره اندیشی از خصوصیات بارز او بود. منتظر نمی ماند دیگران كاری انجام دهند، بلكه خود پیش قدم می شد. با سیاست خاص خود، عملیات را هدایت می كرد. وی با نیروهایش آمرانه صحبت نمی كرد، بلكه با توضیح و دلایل آشكار، آنان را به پیگیری امور محوله علاقه مند می كرد.

    حاج رضا انسانی بود كه از دنیا و هوای نفسانی به دور بود. خدمت به خلق خدا و فعالیت در راه انقلاب و امام را مهمترین هدف خود می دانست. خود ساخته بود و از اخلاق اسلامی بهره زیادی داشت.

    روزی در حال كار و با لباس چرب و سیاه، فرمانده سپاه، محسن رضایی او را می بیند ودر مورد كارها از او سؤال می كند و او نیز دقیقاً موارد را بیان می كند. فرمانده سپاه به او می گوید این ذوق و شور و نشاطی را كه در شما دیدم، ان شاءالله به یك لشكر مبدل خواهید شد. از آن روز لشكر 30 زرهی پایه گذاری شد و برادر امانی فرماندهی و طراحی عملیات زرهی را به عهده گرفت.

   وی روی حجاب تأكید فراوانی داشت و همواره می گفت حجاب زن از خون شهید كوبنده تر است.

    او طی مدت خدمت خود مناصب مختلفی را برعهده داشت، همچون:  قائم مقام لشكر 30 زرهی، فرمانده تیپ مستقل 28 صفر، فرمانده عملیات قرارگاه سلمان در غرب، قائم مقام لشكر ویژه 25 كربلا و فرمانده زرهی قرارگاه كربلا.

روزی تلفنی با برادر جعفری صحبت می كرد. از او خواهش كرد بار مسؤولیت كمتری به او محول شود تا بتواند داخل گردانها باشد، ولی با وجود این، هرگاه تكالیف و مسؤولیتی بر عهده او گذاشته می شد، به نحو احسن آن را به انجام می رسانید.

   شهادت:

 وی سرانجام در تاریخ 24/11/1364ش در منطقة فاو و عملیات والفجر8 به فیض شهادت نائل شد و در گلستان شهدای اصفهان، قطعه والفجر8، ردیف 4، شماره7 به خاك سپرده شد.

 

 فرازی از وصیت نامه شهید:

    در مجموع، ما امت اسلام هستیم كه از یكدیگر انتظار داریم، مخصوصاً هنگامی كه مکتب الهی ما مورد تعرض و تهاجم كافران باشد، باید از آنچه  خدا به ما هدیه كرده؛ یعنی همان مكتبمان حفاظت و حراست كنیم. بنابراین، آنچه در این زمان برایمان مهم است، همانند زمانهای دیگر دفاع از اسلام است.


مشروح زندگی نامه

     رضا، فرزند نوروز علی امانی نبی، در تاریخ28فروردین 1339ش در شهر اصفهان متولد شد. پس از دریافت دیپلم به خدمت سربازی رفت و در یگان زرهی ارتش مشغول به خدمت شد. پس از چندی به علت بیماری و عمل جراحی، از خدمت معاف شد.

این مسأله همزمان با طلیعه انقلاب اسلامی بود. وی به صف تظاهركنندگان پیوست و نقشی در این حماسه تاریخی ایفا كرد.

    پس از پیروزی انقلاب به عضویت سپاه درآمد و راهی كردستان شد و یك سال و نیم در آن دیار به نبرد و پیكاری  بی امان با  اشرار ضد انقلاب پرداخت. سپس با كوله باری از تجربه به منطقه جنوب شتافت و به سبب آشنایی قبلی با یگان زرهی، وارد یگان زرهی سپاه شد و با خیل غنیمت ها، لشكری قوی با امكاناتی ارزشمند به وجود آورد. او همیشه در خط مقدم بود و فارغ از تعلقات دنیوی به جهـاد با اشغالگـران مـی پرداخت.

   همیشه برای دوری از ریا، كارها و مسؤولیتهایش را از دیگران كتمان می كرد. در مسایل نظامی مهارت فراوانی داشت و در ارتقای اطلاعات زرهی و سازماندهی افراد در این رشته تلاش می كرد و بحق باید او را یك تئورسین نظامی و كارشناس زرهی لقب داد. وی در سال 1363ش در عملیات عاشورا در ارتفاعات میمك، سمت فرماندهی تیپ 28 صفر را بر عهده داشت كه شجاعت بی نظیر از خود نشان داد و دایم سوار بر موتور در حال سركشی به نیروها بود و حركات دشمن را زیر نظر داشت و توانست عملیات را بخوبی اداره كند.

همچنین در یك عملیات، حاج رضا وقتی به طور دقیق اوضاع را بررسی  كرد، نزد رزمندگان آمد و خواست هرچه رنگ سفید و هر شیء كه رنگ سفید دارد، آماده كنند. همه افراد، در حالی كه تعجب كرده بودند، بدون معطلی موارد خواسته شده را آماده كردند. وی از رزمندگان خواست كه لوله های تانك را با رنگ سفید و عقب تانك را دایره ای سفید درست كنند. این كار انجام شد و ما متوجه شدیم كه تانكهای عراقی همین ویژگی را دارد و از آن پس دیگر تانكهای ما مورد اصابت قرار نگرفت.

    چاره اندیشی از خصوصیات بارز او بود. منتظر نمی ماند دیگران كاری انجام دهند، بلكه خود پیش قدم می شد. با سیاست خاص خود، عملیات را هدایت می كرد. وی با نیروهایش آمرانه صحبت نمی كرد، بلكه با توضیح و دلایل آشكار، آنان را به پیگیری امور محوله علاقه مند می كرد.

    حاج رضا انسانی بود كه از دنیا و هوای نفسانی به دور بود. خدمت به خلق خدا و فعالیت در راه انقلاب و امام را مهمترین هدف خود می دانست. خود ساخته بود و از اخلاق اسلامی بهره زیادی داشت.

    روزی در حال كار و با لباس چرب و سیاه، فرمانده سپاه، محسن رضایی او را می بیند ودر مورد كارها از او سؤال می كند و او نیز دقیقاً موارد را بیان می كند. فرمانده سپاه به او می گوید این ذوق و شور و نشاطی را كه در شما دیدم، ان شاءالله به یك لشكر مبدل خواهید شد. از آن روز لشكر 30 زرهی پایه گذاری شد و برادر امانی فرماندهی و طراحی عملیات زرهی را به عهده گرفت.

   وی روی حجاب تأكید فراوانی داشت و همواره می گفت حجاب زن از خون شهید كوبنده تر است.

    او طی مدت خدمت خود مناصب مختلفی را برعهده داشت، همچون:  قائم مقام لشكر 30 زرهی، فرمانده تیپ مستقل 28 صفر، فرمانده عملیات قرارگاه سلمان در غرب، قائم مقام لشكر ویژه 25 كربلا و فرمانده زرهی قرارگاه كربلا.

روزی تلفنی با برادر جعفری صحبت می كرد. از او خواهش كرد بار مسؤولیت كمتری به او محول شود تا بتواند داخل گردانها باشد، ولی با وجود این، هرگاه تكالیف و مسؤولیتی بر عهده او گذاشته می شد، به نحو احسن آن را به انجام می رسانید.

   شهادت:

 وی سرانجام در تاریخ 24/11/1364ش در منطقة فاو و عملیات والفجر8 به فیض شهادت نائل شد و در گلستان شهدای اصفهان، قطعه والفجر8، ردیف 4، شماره7 به خاك سپرده شد.

 

 فرازی از وصیت نامه شهید:

    در مجموع، ما امت اسلام هستیم كه از یكدیگر انتظار داریم، مخصوصاً هنگامی كه مکتب الهی ما مورد تعرض و تهاجم كافران باشد، باید از آنچه  خدا به ما هدیه كرده؛ یعنی همان مكتبمان حفاظت و حراست كنیم. بنابراین، آنچه در این زمان برایمان مهم است، همانند زمانهای دیگر دفاع از اسلام است.