سردار شهید احمد ترک لادانی

سردار شهید احمد ترک لادانی

شهرت :

سردار شهید احمد ترک لادانی
تاریخ وفات :
1363/04/11
مزار :
تکیه شهدا
زمینه فعالیت :
دفاع مقدس

 

      فرزند زین العابدین در اول مهرماه 1332ش در خانواده ای مذهبی و فقیر متولد شد. وی از همان كودكی در آغوش گرم خانواده و با روحیه ای مذهبی بزرگ شد. پدر و مادرش او را در دو سالگی به زیارت بارگاه ملكوتی امام حسین(ع) بردند. بدین سان از كودكی نام و راه امام حسین(ع) بـا روح و جسـم پـاك و مطهـرش درآمیخت. دوران دبستان را در مدرسه كوهانستان سپری كرد.

با آن كه علاقه شدیدی به تحصیل علم داشت، ولی به دلیل مشكلات مالی خانواده درس را رها كرد و به حرفة خیاطی پرداخت تا بتواند كمك خرج خانواده باشد. همچنین به پدرش در كار دامداری كمك می كرد.

    از دوران كودكی به روحانیت علاقه مند بود و همیشه در نمازهای جمعه و جماعت شركت می كرد و از این طریق به ارتقای سطح علمی و فكری و اعتلای روحی و معنوی خود می پرداخت. فردی صبور، بردبار و قانع بود، همیشه در مقابل مشكلات مقاومت می كرد و به دیگران دلگرمی می داد.

هیچ گاه مسؤولیتها و مشكلاتش را بر  دوش دیگران نمی گذاشت.

    با شروع حركتهای مردمی بر ضد حكومت پهلوی، همراه با اقشار جامعه به خیابانها می آمد و در تظاهرات و راهپیماییها شركت می كرد. وی در تحصن منزل آیت الله خادمی نیز حضوری فعال داشت. هنگامی كه درگیری پیش آمد، به مجروحان و مردم كمك می كرد و همچنین در ساختن كوكتل مولوتف و فعالیتهای تخریبی علیه رژیم پهلوی نقش مؤثری را ایفا می كرد.او حتی چندین بار مورد ضرب و شتم مأموران ساواك قرار گرفت و حتی زمانی كه ضـد انقـلاب اسلامی به امـام و انـقلاب توهیـن می کردند، وی با جسارت و بی باكی در مقابل آنان  ایستادگی می كرد و می گفت: اگر كاری كرده ام،  مرا بزنید و كاری به امام و انقلاب نداشته باشید.

   بعد از به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی و اغتشاشات كردستان، او در راستای حفظ دستاوردهای انقلاب در تاریخ 1/5/1359 داوطلبانه عازم جبهه غرب شد.

پس از شش ماه، در تاریخ 1/2/1360 به، اصفهان برگشت و به عضویت سپاه درآمد و بلافاصله عازم جبهه های غرب شد ولی در درگیری با منافقان مجروح شد. در بیمارستان بستری بود كه فرزندش متولد شد. او پس از بهبودی به همراه تعدادی از همرزمانش برای دوره آموزش عمومی پاسداری وارد پادگان غدیر و در دوره 16 سپاه مشغول آموزش شد و در اولین دوره عقیدتی كه توسط شهید جلال افشار برگزار می شد، شركت كرد.

    علاقة شدید وی به فعالیتها و مأموریتهای نظامی زمینه ساز ورودش به بخش تخریب شد. فرمانده وقت پادگان غدیر، او را یكی از مهمترین و شایسته ترین افرادی می دانست كه در آنجا مشغول به خدمت است و احمد را در همه ابعاد مذهبی، اجتماعـی، سیاسـی، نظامـی و اخلاقـی فردی نمـونه می دانست.

    وی در اسفند ماه1360ش مأمور به خدمت جبهه جنوب شد و در واحد طرح و عملیات لشكر 14 امام حسین(ع) مشغول به خدمت شد. از آنجا که احمد در مسایل نظامی و رزمی تبحر خاصی داشت و مسلط بر این فنون بود، برای آموزش افراد بسیج در پادگان غدیر فراخوانده شد و پس از گذشت یـک  سـال که در جبهـه بـود،  در تاریـخ 15/1 /1361 ش به اصفهان برگشت و مشغول انجام وظیفه شد.

او در این مركز از هیچ كوششی دریغ نمی كرد و شبانه روز در خدمت تعلیم و تربیت افراد بود و آموزشهای لازم را به آنها ارائه می داد. در یكی از این جلسات كه به آنها آموزش نارنجك  می داد یكی از افراد نارنجك را اشتباهاً به میان نیروها انداخت كه او سریعاً نارنجك را برداشت و به بیرون پرتاب كرد كه در هوا منفجر شد و تركشش او را مجروح ساخت. در دوره های آموزشی نیروها را به اردوها و مانورهای نظامی می برد تا به عنوان افراد ورزیده بتوانند خدمت كنند.

    در دی ماه 1361ش به جبهه جنوب رفت و در لشكر امام حسین(ع) به عنوان یكی از مسؤولان واحد طرح و عملیات در بخش تخریب به مدت شش ماه مشغول به خدمت شد.

شهادت:

آخرین اعزام احمد در تاریخ 20/9/1362 ش به عنوان مسؤول واحد تخریب و طرح و برنامه  لشكر 14 امام حسین(ع) بود. وی مأموریتهای مختلفی را با موفقیت پشت سرگذاشت تا اینكه در تاریخ 11/4/ 1363ش در منطقة پاسگاه زید كه در حال بازگشت از شناسایی منطقه بود، با انفجار گلوله كاتیوشا جسمش متلاشی شد و به فیض شهادت نائل شد و روح بلند وی نزد معبودش جای گرفت. پیکر آن شهید در گلستان شهدای اصفهان قطعه شهدای غرب كشور، ردیف2، شماره2 به خاك سپرده شد.

فرازهایی از وصیت نامه شهید:

      « شما را سفارش می كنم به اینكه امام را تنها نگذارید و یاور او باشید و با دشمنان او كه دشمن اسلام هستند، مبارزه كنید. یاور مظلومان باشید، با خانواده   شهدا  همدردی  كنید».

      « امروز تازه اول كار است. اول جهاد است و تا وقتی فتنه و فساد روی زمین است، وظیفة ما جهاد و مبارزه است و برای رسیدن به پیروزی كامل و نابودی فساد باید تلاش كرد. اما سخنی با برادران پاسدار: در تمام امور تقوا، تقوا، تقوا را پیشه خود كنید تا امام را خشنود كنید، زیرا وظیفه ما از همه سنگین تر است. برادران تنگ نظر و سلیقه گرا نباشید؛ اسلام گرا و آینده نگر باشید ».


مشروح زندگی نامه

 

      فرزند زین العابدین در اول مهرماه 1332ش در خانواده ای مذهبی و فقیر متولد شد. وی از همان كودكی در آغوش گرم خانواده و با روحیه ای مذهبی بزرگ شد. پدر و مادرش او را در دو سالگی به زیارت بارگاه ملكوتی امام حسین(ع) بردند. بدین سان از كودكی نام و راه امام حسین(ع) بـا روح و جسـم پـاك و مطهـرش درآمیخت. دوران دبستان را در مدرسه كوهانستان سپری كرد.

با آن كه علاقه شدیدی به تحصیل علم داشت، ولی به دلیل مشكلات مالی خانواده درس را رها كرد و به حرفة خیاطی پرداخت تا بتواند كمك خرج خانواده باشد. همچنین به پدرش در كار دامداری كمك می كرد.

    از دوران كودكی به روحانیت علاقه مند بود و همیشه در نمازهای جمعه و جماعت شركت می كرد و از این طریق به ارتقای سطح علمی و فكری و اعتلای روحی و معنوی خود می پرداخت. فردی صبور، بردبار و قانع بود، همیشه در مقابل مشكلات مقاومت می كرد و به دیگران دلگرمی می داد.

هیچ گاه مسؤولیتها و مشكلاتش را بر  دوش دیگران نمی گذاشت.

    با شروع حركتهای مردمی بر ضد حكومت پهلوی، همراه با اقشار جامعه به خیابانها می آمد و در تظاهرات و راهپیماییها شركت می كرد. وی در تحصن منزل آیت الله خادمی نیز حضوری فعال داشت. هنگامی كه درگیری پیش آمد، به مجروحان و مردم كمك می كرد و همچنین در ساختن كوكتل مولوتف و فعالیتهای تخریبی علیه رژیم پهلوی نقش مؤثری را ایفا می كرد.او حتی چندین بار مورد ضرب و شتم مأموران ساواك قرار گرفت و حتی زمانی كه ضـد انقـلاب اسلامی به امـام و انـقلاب توهیـن می کردند، وی با جسارت و بی باكی در مقابل آنان  ایستادگی می كرد و می گفت: اگر كاری كرده ام،  مرا بزنید و كاری به امام و انقلاب نداشته باشید.

   بعد از به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی و اغتشاشات كردستان، او در راستای حفظ دستاوردهای انقلاب در تاریخ 1/5/1359 داوطلبانه عازم جبهه غرب شد.

پس از شش ماه، در تاریخ 1/2/1360 به، اصفهان برگشت و به عضویت سپاه درآمد و بلافاصله عازم جبهه های غرب شد ولی در درگیری با منافقان مجروح شد. در بیمارستان بستری بود كه فرزندش متولد شد. او پس از بهبودی به همراه تعدادی از همرزمانش برای دوره آموزش عمومی پاسداری وارد پادگان غدیر و در دوره 16 سپاه مشغول آموزش شد و در اولین دوره عقیدتی كه توسط شهید جلال افشار برگزار می شد، شركت كرد.

    علاقة شدید وی به فعالیتها و مأموریتهای نظامی زمینه ساز ورودش به بخش تخریب شد. فرمانده وقت پادگان غدیر، او را یكی از مهمترین و شایسته ترین افرادی می دانست كه در آنجا مشغول به خدمت است و احمد را در همه ابعاد مذهبی، اجتماعـی، سیاسـی، نظامـی و اخلاقـی فردی نمـونه می دانست.

    وی در اسفند ماه1360ش مأمور به خدمت جبهه جنوب شد و در واحد طرح و عملیات لشكر 14 امام حسین(ع) مشغول به خدمت شد. از آنجا که احمد در مسایل نظامی و رزمی تبحر خاصی داشت و مسلط بر این فنون بود، برای آموزش افراد بسیج در پادگان غدیر فراخوانده شد و پس از گذشت یـک  سـال که در جبهـه بـود،  در تاریـخ 15/1 /1361 ش به اصفهان برگشت و مشغول انجام وظیفه شد.

او در این مركز از هیچ كوششی دریغ نمی كرد و شبانه روز در خدمت تعلیم و تربیت افراد بود و آموزشهای لازم را به آنها ارائه می داد. در یكی از این جلسات كه به آنها آموزش نارنجك  می داد یكی از افراد نارنجك را اشتباهاً به میان نیروها انداخت كه او سریعاً نارنجك را برداشت و به بیرون پرتاب كرد كه در هوا منفجر شد و تركشش او را مجروح ساخت. در دوره های آموزشی نیروها را به اردوها و مانورهای نظامی می برد تا به عنوان افراد ورزیده بتوانند خدمت كنند.

    در دی ماه 1361ش به جبهه جنوب رفت و در لشكر امام حسین(ع) به عنوان یكی از مسؤولان واحد طرح و عملیات در بخش تخریب به مدت شش ماه مشغول به خدمت شد.

شهادت:

آخرین اعزام احمد در تاریخ 20/9/1362 ش به عنوان مسؤول واحد تخریب و طرح و برنامه  لشكر 14 امام حسین(ع) بود. وی مأموریتهای مختلفی را با موفقیت پشت سرگذاشت تا اینكه در تاریخ 11/4/ 1363ش در منطقة پاسگاه زید كه در حال بازگشت از شناسایی منطقه بود، با انفجار گلوله كاتیوشا جسمش متلاشی شد و به فیض شهادت نائل شد و روح بلند وی نزد معبودش جای گرفت. پیکر آن شهید در گلستان شهدای اصفهان قطعه شهدای غرب كشور، ردیف2، شماره2 به خاك سپرده شد.

فرازهایی از وصیت نامه شهید:

      « شما را سفارش می كنم به اینكه امام را تنها نگذارید و یاور او باشید و با دشمنان او كه دشمن اسلام هستند، مبارزه كنید. یاور مظلومان باشید، با خانواده   شهدا  همدردی  كنید».

      « امروز تازه اول كار است. اول جهاد است و تا وقتی فتنه و فساد روی زمین است، وظیفة ما جهاد و مبارزه است و برای رسیدن به پیروزی كامل و نابودی فساد باید تلاش كرد. اما سخنی با برادران پاسدار: در تمام امور تقوا، تقوا، تقوا را پیشه خود كنید تا امام را خشنود كنید، زیرا وظیفه ما از همه سنگین تر است. برادران تنگ نظر و سلیقه گرا نباشید؛ اسلام گرا و آینده نگر باشید ».