سردار شهید مجید تاجمیر ریاحی

سردار شهید مجید تاجمیر ریاحی

شهرت :

سردار شهید مجید تاجمیر ریاحی
تاریخ وفات :
1362/07/30
مزار :
تکیه شهدا
زمینه فعالیت :
دفاع مقدس

     مجید فرزند رضا در سیزدهم بهمن 1341ش در محله نصرآباد اصفهان متولد شد. تحصیلاتش را در محله نصرآباد آغاز کرد و در سال 1356ش وارد هنرستان شد و تحصیلاتش را در رشته اتومكانیك ادامه داد. این دوران اوج مبارزات مردمی علیه رژیم پهلوی بود. مجید به رغم سن كم، به صف تظاهركنندگان مردمی پیوست و از هیچ كوششی در این راه فروگذار نكرد.

    پس از پیروزی انقلاب هم دست از مبارزه برنداشت و عملیات نظامی رزمی را به طور كامل آموخت، ولی به علت سن كم از رفتن به كردستان محروم شد. با این حال، به همراه یكی از دوستانش عازم افغانستان شد و عملیات چریكی را فراگرفت و به ایران بازگشت و به عضویت سپاه درآمد. ادامه آموزهایش را در پادگان غدیر دید. او پس از آشنایی با عملیات رزمی به كردستان اعزام شد.

     بنا به گفته دوستانش، مجید مردی آرام و صبور و مقاوم بود، كم می خورد و کم می خوابید و كم حرف می زد، ولی مرد عمل بود و خلوص نیت بالایی داشت. بیشتر كارهایش را خود انجام می داد و فردی منظم بود. شهامت و دلیری عجیبی داشت و در برابر دشمن همچون شیری غرّان می خروشید و می جنگید. او را ستون تیپ می دانستند و موتور سوار جبهه های جنگ. گویی مخترع همه ادوات نظامی بود. در جبهه برای اقامه نماز جماعت مسجدی به نام زنده یاد برادرش بنا نمود .

    مجید تا زمان شهادتش در پستهای مختلف از جمله دیده بانی و مسؤولیت شناسایی حضور داشت. وی با هوشیاری و تحرك بسیار و شهامت بی نظیر در عملیات محرّم در شناسایی منطقه نقش مهمی داشت.

شهادت:

وی در تاریخ 30/7/ 1362ش در حالی كه پست فرماندهی اطلاعات عملیات تیپ قمربنی هاشم را برعهده داشت در مریوان  و در عملیات والفجر 4 هنگام شناسایی منطقه مجروح شد و به فیض شهادت نائل گردید. پیکر آن شهید را در گلستان شهدای اصفهان، قطعه والفجر 3، ردیف 5،  شماره 22 به خاک سپردند.

فرازی از وصیت نامه شهید:

      خدا را شكر كه چنین رهبری هوشیار و آگاه برای ما فرستاد كه ما را از گرداب گناه نجات داد  و به دنیای زلال اسلام راهنمایی كرد ... خدایا، ترا به جان عزیزان خود این نائب برحق امام زمان (عج) را تا ظهور آن حضرت سلامت و پیروز نگهدار.


مشروح زندگی نامه

     مجید فرزند رضا در سیزدهم بهمن 1341ش در محله نصرآباد اصفهان متولد شد. تحصیلاتش را در محله نصرآباد آغاز کرد و در سال 1356ش وارد هنرستان شد و تحصیلاتش را در رشته اتومكانیك ادامه داد. این دوران اوج مبارزات مردمی علیه رژیم پهلوی بود. مجید به رغم سن كم، به صف تظاهركنندگان مردمی پیوست و از هیچ كوششی در این راه فروگذار نكرد.

    پس از پیروزی انقلاب هم دست از مبارزه برنداشت و عملیات نظامی رزمی را به طور كامل آموخت، ولی به علت سن كم از رفتن به كردستان محروم شد. با این حال، به همراه یكی از دوستانش عازم افغانستان شد و عملیات چریكی را فراگرفت و به ایران بازگشت و به عضویت سپاه درآمد. ادامه آموزهایش را در پادگان غدیر دید. او پس از آشنایی با عملیات رزمی به كردستان اعزام شد.

     بنا به گفته دوستانش، مجید مردی آرام و صبور و مقاوم بود، كم می خورد و کم می خوابید و كم حرف می زد، ولی مرد عمل بود و خلوص نیت بالایی داشت. بیشتر كارهایش را خود انجام می داد و فردی منظم بود. شهامت و دلیری عجیبی داشت و در برابر دشمن همچون شیری غرّان می خروشید و می جنگید. او را ستون تیپ می دانستند و موتور سوار جبهه های جنگ. گویی مخترع همه ادوات نظامی بود. در جبهه برای اقامه نماز جماعت مسجدی به نام زنده یاد برادرش بنا نمود .

    مجید تا زمان شهادتش در پستهای مختلف از جمله دیده بانی و مسؤولیت شناسایی حضور داشت. وی با هوشیاری و تحرك بسیار و شهامت بی نظیر در عملیات محرّم در شناسایی منطقه نقش مهمی داشت.

شهادت:

وی در تاریخ 30/7/ 1362ش در حالی كه پست فرماندهی اطلاعات عملیات تیپ قمربنی هاشم را برعهده داشت در مریوان  و در عملیات والفجر 4 هنگام شناسایی منطقه مجروح شد و به فیض شهادت نائل گردید. پیکر آن شهید را در گلستان شهدای اصفهان، قطعه والفجر 3، ردیف 5،  شماره 22 به خاک سپردند.

فرازی از وصیت نامه شهید:

      خدا را شكر كه چنین رهبری هوشیار و آگاه برای ما فرستاد كه ما را از گرداب گناه نجات داد  و به دنیای زلال اسلام راهنمایی كرد ... خدایا، ترا به جان عزیزان خود این نائب برحق امام زمان (عج) را تا ظهور آن حضرت سلامت و پیروز نگهدار.