شهید سعید بارباز

شهید سعید بارباز

شهرت :

بارباز
تاریخ وفات :
1362/01/21
مزار :
تکیه شهدا
زمینه فعالیت :
دفاع مقدس

   سعید فرزند رضا بارباز، در 17 آذر 1336ش در اصفهان متولد شد. وی تحت تأثیر پدرش از كودكی با جلسات عزاداری سیدالشهدا و فلسفه قیام آن امام(ع) آشنا شد. دوران ابتدایی را در دبستان كاشفی و تحصیلات متوسطه را در دبیرستان نشاط گذراند و درآزمون ورودی انستیتـو  تكنـولوژی صنایع غذایـی دانشگاه اصفهان پذیرفته شد. وی در شهریور ماه 1355ش با معدل عالی در مقطع كاردانی فارغ التحصیل شد.

    پس از گذراندن دوره كاردانی در مقطع كارشناسی رشتة مدیریت بازرگانی دانشگاه اصفهان مشغول به تحصیل شد. سعید و برادرانش از جمله جوانانی بودند كه با آگاهی كامل از ستمهای رژیم پهلوی در دوران انقلاب اسلامی به صف مبارزان پیوستند. پس از دستگیری برادرش، غلامحسین به دلیل افشاگری اعمال ننگین شاه و نظام فاسد شاهنشاهی توسط ساواك تحت تعقیب و مراقبت قرار گرفت.

    وی در مرداد ماه1357ش در اردوی عمرانی شهر سامان از توابع چهار محال بختیاری شركت كرد و دانشجویان را به كوه می برد و نماز جماعت بر پا  می داشت و پس از نماز سخنرانی می كرد و كتابهای دكتر شریعتی را مطالعـه می کرد و دیگـران را هـم به مطالعة آنها سفارش می کرد. فعالیت انقلابی وی چنان شهرت یافته بود كه مدیر كل ادارة سوم ساواك مركز از رئیس ساواك اصفهان خواستار مراقبـت و تحقیقـات بیشتر دربارة وی شد.

   وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی با تعطیلی موقت دانشگاه، به عنوان معلم به لردگان رفت. در آن جا مورد توجه فرماندار منطقه قرار گرفت و در سمت شهردار لردگان مشغول به خدمت شد و مدتی نیز مسؤولیت آموزش و پرورش لردگان را بر عهده داشت. او به زبان انگلیسی آشنا بود و خط زیبایی هم داشت.

در اوقات فراغت خود در لردگان به سپاه می رفت و نگهبانی می داد و  همزمان آموزش نظامی نیز می دید. هنگام عملیات رمضان به جبهه رفت و مجروح شد، ولی پس از بهبودی به دهلران رفت و در آغاز به عنوان مسؤول واحد تخریب مشغول فعالیت شد.

شهادت:

وی در عملیات محرم، والفجر مقدماتی و والفجر1 حضور داشت و در عملیات والفجر1 در حال خنثی كردن مین در منطقه طلائیه مجروح شد و پس از یك هفته بستری شدن در بیمارستان، در 21 فروردین 1362ش به شهادت رسید و در گلستان شهدای اصفهان، قطعه محرم، ردیف3، شماره 35 به خاك سپرده شد.

    فرازی از وصیت نامه شهید:

    برادرانم، اكنون كه از میان شما رفته ام، انتظار دارم كه رهرو راه شهیدان تحت ولایت امام و روحانیت و در خط وی باشید. جبهه ها را خالی نگذارید كه اسلام به شما نیازمند است. خواهران عزیز، شما نیز در زندگی سعی نمایید سیرت و صورت خویش را به سان فاطمه زهـرا (س) كنید و او را الگو و راهبر خود قرار دهید و حجابتان را حفظ كنید كه حجاب خروشی است عظیم علیه شیطان فساد. قرآن بخوانید، نیكی به  والدین را فراموش نكنید و خود را آراسته به اخلاق اسلامی نمایید.

 


مشروح زندگی نامه

   سعید فرزند رضا بارباز، در 17 آذر 1336ش در اصفهان متولد شد. وی تحت تأثیر پدرش از كودكی با جلسات عزاداری سیدالشهدا و فلسفه قیام آن امام(ع) آشنا شد. دوران ابتدایی را در دبستان كاشفی و تحصیلات متوسطه را در دبیرستان نشاط گذراند و درآزمون ورودی انستیتـو  تكنـولوژی صنایع غذایـی دانشگاه اصفهان پذیرفته شد. وی در شهریور ماه 1355ش با معدل عالی در مقطع كاردانی فارغ التحصیل شد.

    پس از گذراندن دوره كاردانی در مقطع كارشناسی رشتة مدیریت بازرگانی دانشگاه اصفهان مشغول به تحصیل شد. سعید و برادرانش از جمله جوانانی بودند كه با آگاهی كامل از ستمهای رژیم پهلوی در دوران انقلاب اسلامی به صف مبارزان پیوستند. پس از دستگیری برادرش، غلامحسین به دلیل افشاگری اعمال ننگین شاه و نظام فاسد شاهنشاهی توسط ساواك تحت تعقیب و مراقبت قرار گرفت.

    وی در مرداد ماه1357ش در اردوی عمرانی شهر سامان از توابع چهار محال بختیاری شركت كرد و دانشجویان را به كوه می برد و نماز جماعت بر پا  می داشت و پس از نماز سخنرانی می كرد و كتابهای دكتر شریعتی را مطالعـه می کرد و دیگـران را هـم به مطالعة آنها سفارش می کرد. فعالیت انقلابی وی چنان شهرت یافته بود كه مدیر كل ادارة سوم ساواك مركز از رئیس ساواك اصفهان خواستار مراقبـت و تحقیقـات بیشتر دربارة وی شد.

   وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی با تعطیلی موقت دانشگاه، به عنوان معلم به لردگان رفت. در آن جا مورد توجه فرماندار منطقه قرار گرفت و در سمت شهردار لردگان مشغول به خدمت شد و مدتی نیز مسؤولیت آموزش و پرورش لردگان را بر عهده داشت. او به زبان انگلیسی آشنا بود و خط زیبایی هم داشت.

در اوقات فراغت خود در لردگان به سپاه می رفت و نگهبانی می داد و  همزمان آموزش نظامی نیز می دید. هنگام عملیات رمضان به جبهه رفت و مجروح شد، ولی پس از بهبودی به دهلران رفت و در آغاز به عنوان مسؤول واحد تخریب مشغول فعالیت شد.

شهادت:

وی در عملیات محرم، والفجر مقدماتی و والفجر1 حضور داشت و در عملیات والفجر1 در حال خنثی كردن مین در منطقه طلائیه مجروح شد و پس از یك هفته بستری شدن در بیمارستان، در 21 فروردین 1362ش به شهادت رسید و در گلستان شهدای اصفهان، قطعه محرم، ردیف3، شماره 35 به خاك سپرده شد.