شهید سید جواد حسینی

شهید سید جواد حسینی

شهرت :

حسینی
تاریخ وفات :
1385/03/29
مزار :
تکیه شهدا
زمینه فعالیت :
دفاع مقدس

سید اصغر، فروردین ماه 1344ش در خانواده ای مذهبی و در محله كوهانستان به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در سال 1355ش در دبیرستان ابوالفجر ( شهید اول فعلی ) به پایان برد و وارد مدرسه راهنمایی شهید خلیفه سلطانی شد و در این دوران در جلسات مذهبی كه با حضور حاج شیخ احمد صادقی برگزار می شد، شركت كرد و به واسطه آشنایی با روحانیت مبارز با پیام های امام خمینی آشنا شد. عشق به اسلام و امام خمینی و غیرت و تعصب دینی اش او را بر آن داشت تا همواره در تظاهرات و حرکت های مردمی علیه حکومت ستم شاهی شرکت کند.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی و دستور امام مبنی بر سركوبی آشوب های كردستان سعی داشت به اتفاق گروه هایی عازم كردستان شود ولی موفق نشد. اما از تصمیم خود بازنگشت و نهایتاً در سن 15 سالگی عازم كردستان شد و به جمع دوستان در گروه جنگ های نامنظم شهید چمران پیوست. با شروع جنگ  تحمیلی عراق علیه ایران در كنار سردار مهدی مظاهری در واحد توپخانه لشكر 14 امام حسین(علیه السلام) مشغول خدمت شد. خلوص نیت و توانایی اش موجب شد كه در سال 1360-1361 معاون گردان های توپخانه شود و همچنین به عضویت بسیج لشكر14 امام حسین(علیه السلام) درآمد. وی در این زمان از ناحیه پهلو و دست مجروح  شد.

در عملیات والفجر8 در فاو فرماندهی هماهنگی توپخانه سپاه و ارتش با وی بود و در دفع حمله پاتک عراقی ها مؤثر بود. به شهادت یکی از هم رزمانش، اسکندر گردان شکن، به جای ده نفر کار می کرد و چند گردان زیر نظر او اداره می شد. سرانجام در همین عملیات مجروح و شیمیایی شد و از ناحیه دست و پا ترکش خورد و به همین سبب به افتخار جانبازی50% نائل گردید.

در سال 1365ش به عضویت رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد و همچنین فرمانده آتشبار توپخانه گردید تا اینكه در منطقه جنگی از ناحیه پا مجروح شد ولی از خدمت و تلاش باز نایستاد و به دلیل توانائی بالایش به سمت معاون گردان توپخانه 122م.م منسوب گردید. در سال های جنگ در میدان نبرد حضور داشت و تا پایان دوران دفاع مقدس در آنجا ماند. پس از پایان جنگ به خدمتش در سپاه ادامه داد و پس از سالها ترك تحصیل به مدرسه برگشت و در رشته ادبیات و علوم انسانی دیپلم گرفت. وی در جهت تكمیل آموزش های نظامی در سپاه از سال 1370 تا سال 1378ش فرمانده گردان توپخانه لشکر امام حسین(ع) بود.

در سال 1371ش به سنت حسنه رسول خدا(ص) عمل کرد و ازدواج نمود که حاصل این ازدواج مبارک دو فرزند دختر و پسر به نام های زهرا سادات و سید حسین هستند.

از جمله كارهایش جمع آوری خاطرات و زندگی نامه شهدای محله كوهانستان بود كه بعد از شهادتش، دوستانش كار او را ادامه دادند. وی برای والدین خود احترام زیادی قایل بود و در رفع مشکلات و گرفتاری مردم محل همت زیادی داشت.

شهادت:

سرانجام وی در تاریخ 29/3/1385 در مأموریتی كه از طرف قرارگاه خاتم الانبیاء در منطقه عملیاتی رامشه در حالی كه فرمانده عملیات توپخانه لشكر 14 امام حسین(ع) را بر عهده داشت، به شهادت رسید و پیکر پاک او در گلستان شهدای اصفهان، قطعه وداع به خاك سپرده شد. 

فرازی از وصیت نامه شهید؛

 برای پرواز باید جواز پرواز داشت و برای شهادت نیز باید شایستگی شهادت داشت. این لیاقت حتی در جزئیات زندگی یک انسان متعالی خود را نشان می دهد.

 


مشروح زندگی نامه

سید اصغر، فروردین ماه 1344ش در خانواده ای مذهبی و در محله كوهانستان به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در سال 1355ش در دبیرستان ابوالفجر ( شهید اول فعلی ) به پایان برد و وارد مدرسه راهنمایی شهید خلیفه سلطانی شد و در این دوران در جلسات مذهبی كه با حضور حاج شیخ احمد صادقی برگزار می شد، شركت كرد و به واسطه آشنایی با روحانیت مبارز با پیام های امام خمینی آشنا شد. عشق به اسلام و امام خمینی و غیرت و تعصب دینی اش او را بر آن داشت تا همواره در تظاهرات و حرکت های مردمی علیه حکومت ستم شاهی شرکت کند.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی و دستور امام مبنی بر سركوبی آشوب های كردستان سعی داشت به اتفاق گروه هایی عازم كردستان شود ولی موفق نشد. اما از تصمیم خود بازنگشت و نهایتاً در سن 15 سالگی عازم كردستان شد و به جمع دوستان در گروه جنگ های نامنظم شهید چمران پیوست. با شروع جنگ  تحمیلی عراق علیه ایران در كنار سردار مهدی مظاهری در واحد توپخانه لشكر 14 امام حسین(علیه السلام) مشغول خدمت شد. خلوص نیت و توانایی اش موجب شد كه در سال 1360-1361 معاون گردان های توپخانه شود و همچنین به عضویت بسیج لشكر14 امام حسین(علیه السلام) درآمد. وی در این زمان از ناحیه پهلو و دست مجروح  شد.

در عملیات والفجر8 در فاو فرماندهی هماهنگی توپخانه سپاه و ارتش با وی بود و در دفع حمله پاتک عراقی ها مؤثر بود. به شهادت یکی از هم رزمانش، اسکندر گردان شکن، به جای ده نفر کار می کرد و چند گردان زیر نظر او اداره می شد. سرانجام در همین عملیات مجروح و شیمیایی شد و از ناحیه دست و پا ترکش خورد و به همین سبب به افتخار جانبازی50% نائل گردید.

در سال 1365ش به عضویت رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد و همچنین فرمانده آتشبار توپخانه گردید تا اینكه در منطقه جنگی از ناحیه پا مجروح شد ولی از خدمت و تلاش باز نایستاد و به دلیل توانائی بالایش به سمت معاون گردان توپخانه 122م.م منسوب گردید. در سال های جنگ در میدان نبرد حضور داشت و تا پایان دوران دفاع مقدس در آنجا ماند. پس از پایان جنگ به خدمتش در سپاه ادامه داد و پس از سالها ترك تحصیل به مدرسه برگشت و در رشته ادبیات و علوم انسانی دیپلم گرفت. وی در جهت تكمیل آموزش های نظامی در سپاه از سال 1370 تا سال 1378ش فرمانده گردان توپخانه لشکر امام حسین(ع) بود.

در سال 1371ش به سنت حسنه رسول خدا(ص) عمل کرد و ازدواج نمود که حاصل این ازدواج مبارک دو فرزند دختر و پسر به نام های زهرا سادات و سید حسین هستند.

از جمله كارهایش جمع آوری خاطرات و زندگی نامه شهدای محله كوهانستان بود كه بعد از شهادتش، دوستانش كار او را ادامه دادند. وی برای والدین خود احترام زیادی قایل بود و در رفع مشکلات و گرفتاری مردم محل همت زیادی داشت.

شهادت:

سرانجام وی در تاریخ 29/3/1385 در مأموریتی كه از طرف قرارگاه خاتم الانبیاء در منطقه عملیاتی رامشه در حالی كه فرمانده عملیات توپخانه لشكر 14 امام حسین(ع) را بر عهده داشت، به شهادت رسید و پیکر پاک او در گلستان شهدای اصفهان، قطعه وداع به خاك سپرده شد. 

فرازی از وصیت نامه شهید؛

 برای پرواز باید جواز پرواز داشت و برای شهادت نیز باید شایستگی شهادت داشت. این لیاقت حتی در جزئیات زندگی یک انسان متعالی خود را نشان می دهد.