شهید ناصر خمسه عشر

شهید ناصر خمسه عشر

شهرت :

خمسه عشر
تاریخ وفات :
1359/02/08
مزار :
تکیه شهدا
زمینه فعالیت :
دفاع مقدس

 فرزند حسین در سال 1339 در اصفهان به دنیا آمد. تحصیلاتش را تا سوم هنرستان ادامه داد و از جمله شاگردان باهوش و فهمیده هنرستان بود. وی در كنار تحصیلاتش به كار و ورزش می پرداخت و در اكثر میدان های ورزشی و آموزشگاهی چهره ای سرشناس داشت.

فرد بسیار خودجوش و از سكون و سكوت بیزار بود. نوجوانی او همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی بود؛ بنابراین تحصیلات خود را رها كرد تا بتواند  تمام وقت خود را صرف مسائل انقلاب كند.

 در جریان انقلاب اسلامی او جزء اولین كسانی بود كه سكوت مرگبار هنرستان فنی سروش را تحت راهنمایی معلمان خود، همچون آقای زهتاب شكست و به روشنگری همكلاسی هایش و افشاگری های دستگاه ظلم و جنایات آنها پرداخت. وی كلاس ها را به تعطیلی می كشاند و اعلامیه و عكسهای امام را به پنجره های هنرستان  می چسباند، به گونه ای كه نام او در لیست سیاه ساواك نوشته شد و تحت تعقیب قرار گرفت، ولی به دلیل فراگیر شدن انقلاب نتوانستند او را دستگیر كنند و این هنرستان به عنوان پرشورترین و خبرسازترین كانونهای انقلابی مدارس اصفهان درآمد.

ناصر با كانون های انقلابی در ارتباط بود و گروهی را به نام مبارزه با فساد تشكیل دادند و با همرزمانش در منهدم كردن تمامی مراكز فساد كه فرهنگ و اخلاق جامعه را مسموم می كردند، سعی بلیغ داشت؛ مراکزی مانند مشروب فروشی ها، سینماهای آن زمان. ناصر در این گروه با شجاعت و بی باكی عجیبی فعالیت می كرد.

با پیروزی انقلاب اسلامی به عضویت كمیته دفاع شهری در آمد و به همراه همرزمانش نظم و امنیت را به اصفهان بازگرداند. وی در دستگیری مزدوران ساواك همکاری بسیاری داشت و در انجام مأموریت های گوناگون پیشتاز بود هر مأموریتی را فوراً می پذیرفت و شبانه روز در خدمت انقلاب اسلامی بود.

ناصر با تأسیس سپاه و با فرمان امام، به عضویت این نهاد انقلابی درآمد. با این مسؤولیت، او تقریباً از خانه و خانواده خود دور شد و شب و روز خود را در خدمت سپاه گذراند. وی با فرمان امام به كردستان رفت و حدود دو ماه در آنجا به پاسداری و پاكسازی پرداخت. وی در آنجا لباس كردی می پوشید و بین كردها می رفت و برای فقرای آنها  غذا می برد.

از دوستانش نیز در اصفهان می خواست تا برایش كتاب تهیه كنند و بفرستند تا مردم آنجا از فقر فرهنگی نجات پیدا كنند. وی خالصانه و صادقانه خدمت می كرد و از هرگونه غرور و خودپسندی نفرت داشت و همیشه متبسم بود. به همین دلیل همه مجذوب او بودند و به او علاقه داشتند. پس از آن به اصفهان برگشت و به شهرهای مختلف برای سركوبی اشرار می رفت.

 وی پس از بازگشت به اصفهان مدت کوتاهی نیز برای سرکوبی منافقین به درود رفت. سپس چون اوضاع كردستان را وخیم دید، جزو نخستین گروه اعزامی سپاه پاسداران اصفهان بود که مثل140 نفر از پاسداران  به همراه سردار رحیم صفوی و سپهبد شهید صیاد شیرازی با یک هواپیمای نظامی 130 عازم سنندج شد. پس از پاکسازی اطراف فرودگاه شهر سنندج، پاکسازی شهر را نیز شروع کرد.

شهادت:

سرانجام شهید خمسه عشر جزو اولین شهدای پاکسازی سنندج گردید و با گلوله ای که به ران و شکمش اصابت کرد و در تاریخ8/2/1359ش به شهادت رسید( سید ابوالحسن رفعتی پور) و پیکر پاکش در گلستان شهدای اصفهان، قطعه حمزه سید الشهدا، ردیف4، شماره23به خاك سپرده شد.

 


مشروح زندگی نامه

 فرزند حسین در سال 1339 در اصفهان به دنیا آمد. تحصیلاتش را تا سوم هنرستان ادامه داد و از جمله شاگردان باهوش و فهمیده هنرستان بود. وی در كنار تحصیلاتش به كار و ورزش می پرداخت و در اكثر میدان های ورزشی و آموزشگاهی چهره ای سرشناس داشت.

فرد بسیار خودجوش و از سكون و سكوت بیزار بود. نوجوانی او همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی بود؛ بنابراین تحصیلات خود را رها كرد تا بتواند  تمام وقت خود را صرف مسائل انقلاب كند.

 در جریان انقلاب اسلامی او جزء اولین كسانی بود كه سكوت مرگبار هنرستان فنی سروش را تحت راهنمایی معلمان خود، همچون آقای زهتاب شكست و به روشنگری همكلاسی هایش و افشاگری های دستگاه ظلم و جنایات آنها پرداخت. وی كلاس ها را به تعطیلی می كشاند و اعلامیه و عكسهای امام را به پنجره های هنرستان  می چسباند، به گونه ای كه نام او در لیست سیاه ساواك نوشته شد و تحت تعقیب قرار گرفت، ولی به دلیل فراگیر شدن انقلاب نتوانستند او را دستگیر كنند و این هنرستان به عنوان پرشورترین و خبرسازترین كانونهای انقلابی مدارس اصفهان درآمد.

ناصر با كانون های انقلابی در ارتباط بود و گروهی را به نام مبارزه با فساد تشكیل دادند و با همرزمانش در منهدم كردن تمامی مراكز فساد كه فرهنگ و اخلاق جامعه را مسموم می كردند، سعی بلیغ داشت؛ مراکزی مانند مشروب فروشی ها، سینماهای آن زمان. ناصر در این گروه با شجاعت و بی باكی عجیبی فعالیت می كرد.

با پیروزی انقلاب اسلامی به عضویت كمیته دفاع شهری در آمد و به همراه همرزمانش نظم و امنیت را به اصفهان بازگرداند. وی در دستگیری مزدوران ساواك همکاری بسیاری داشت و در انجام مأموریت های گوناگون پیشتاز بود هر مأموریتی را فوراً می پذیرفت و شبانه روز در خدمت انقلاب اسلامی بود.

ناصر با تأسیس سپاه و با فرمان امام، به عضویت این نهاد انقلابی درآمد. با این مسؤولیت، او تقریباً از خانه و خانواده خود دور شد و شب و روز خود را در خدمت سپاه گذراند. وی با فرمان امام به كردستان رفت و حدود دو ماه در آنجا به پاسداری و پاكسازی پرداخت. وی در آنجا لباس كردی می پوشید و بین كردها می رفت و برای فقرای آنها  غذا می برد.

از دوستانش نیز در اصفهان می خواست تا برایش كتاب تهیه كنند و بفرستند تا مردم آنجا از فقر فرهنگی نجات پیدا كنند. وی خالصانه و صادقانه خدمت می كرد و از هرگونه غرور و خودپسندی نفرت داشت و همیشه متبسم بود. به همین دلیل همه مجذوب او بودند و به او علاقه داشتند. پس از آن به اصفهان برگشت و به شهرهای مختلف برای سركوبی اشرار می رفت.

 وی پس از بازگشت به اصفهان مدت کوتاهی نیز برای سرکوبی منافقین به درود رفت. سپس چون اوضاع كردستان را وخیم دید، جزو نخستین گروه اعزامی سپاه پاسداران اصفهان بود که مثل140 نفر از پاسداران  به همراه سردار رحیم صفوی و سپهبد شهید صیاد شیرازی با یک هواپیمای نظامی 130 عازم سنندج شد. پس از پاکسازی اطراف فرودگاه شهر سنندج، پاکسازی شهر را نیز شروع کرد.

شهادت:

سرانجام شهید خمسه عشر جزو اولین شهدای پاکسازی سنندج گردید و با گلوله ای که به ران و شکمش اصابت کرد و در تاریخ8/2/1359ش به شهادت رسید( سید ابوالحسن رفعتی پور) و پیکر پاکش در گلستان شهدای اصفهان، قطعه حمزه سید الشهدا، ردیف4، شماره23به خاك سپرده شد.