شهید عباس خلیلی

شهید عباس خلیلی

شهرت :

خلیلی
تاریخ وفات :
1398/06/30
مزار :
تکیه شهدا
زمینه فعالیت :
دفاع مقدس

فرزند عنایت الله به سال 1335ش در خانواده ای متدین در شهر اصفهان به دنیا آمد. وی پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی، در سال 1348ش وارد حوزه علمیه اصفهان شد و در مدرسه علمیه ذوالفقار مشغول تحصیل شد.

به واسطه روح مبارزه و انقلابی به مبارزه با رژیم پهلوی پرداخت و به همین منظور توسط ساواك گرفتار و به زندان افتاد و حدود 2 سال از اصفهان ممنوع  الخروج شد.

وی ضمن تحصیل در حوزه به تدریس دروس حوزه نیز پرداخت. با اوج گیری انقلاب اسلامی در سال 1357ش دستگیر شد. ولی شدت مبارزات مردم، رژیم را وادار به آزادی زندانیان نمود و او نیز آزاد شد و به فعالیت هایش ادامه داد.

پس از پیروزی انقلاب و با بروز مشكلات، وی به منبر می رفت و سخنرانی های مهمی در مورد مسائل اساسی و تبیین اهداف جمهوری اسلامی نمود. عباس در بیشتر جلسات سخنران بود؛ چرا كه به خوبی از عهده بیان مسائل مهم و لازم بر می آمد. آیت الله خادمی به وی علاقه وافری داشت و او را بلبل حوزه می  دانست و با وجود سن كم در هیئت ها سخنرانی می كرد كه قابل فهم برای عموم باشد.

تحصیلاتش را تا كفایه و مكاسب طی نمود و از محضر اساتیدی همچون آقایان  شیخ مرتضی لنكرانی، حاج سید احمد فقیه امامی، حاج سید حسن فقیه امامی، حاج سید حجت موحد ابطحی، حاج شیخ محمد علی ابراهیمی و حاج شیخ علی اكبر بهره برد.

وی طلبه ای كوشا و ساعی همچنین شوخ طبع بود و صدایی رسا و دلنشین داشت كه خدمات ارزنده ای در زمینه ارشاد و تبلیغ دین اسلام انجام داد و از جمله در پایگاه هشتم شكاری شهید بابایی اصفهان جهت تبلیغ دین برای ارتشی ها منبر می رفت.

 وی به جبهه نیز می رفت و در گردان پیاده شرکت می کرد و بعنوان آرپی جی زن که کاری بسیار سخت و طاقت فرسا بود فعالیت می کرد.

شهادت:

 در ادامه همین تبلیغات در سفری كه به كرمان داشت، در تاریخ 23 محرم 1402ق/  21/8/1360 پس از سخنرانیش، هنگامی كه نماز جمعه به اتمام رسید، در شهر داور کرمان توسط منافقین ترور و به فیض شهادت نائل آمد. پیکر پاکش را از مدرسه صدر بازار به گلستان شهدای اصفهان تشییع کردند و در قطعه حمزه سیدالشهدا، ردیف2، شماره 2 به خاك سپردند. آیت الله خادمی پیام تسلیتی به مناسبت شهادت وی صادر کرد.

فرازی از وصیت نامه شهید؛

 اگر از این سفر برنگشتم دو سال برایم نماز و روزه بخوانید و یك دهه فاطمیه هم بگیرید. همچنین از ثلث مالم در راه رضای خدا هر كاری كه صلاح می دانید، به انجام برسانید.


مشروح زندگی نامه

فرزند عنایت الله به سال 1335ش در خانواده ای متدین در شهر اصفهان به دنیا آمد. وی پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی، در سال 1348ش وارد حوزه علمیه اصفهان شد و در مدرسه علمیه ذوالفقار مشغول تحصیل شد.

به واسطه روح مبارزه و انقلابی به مبارزه با رژیم پهلوی پرداخت و به همین منظور توسط ساواك گرفتار و به زندان افتاد و حدود 2 سال از اصفهان ممنوع  الخروج شد.

وی ضمن تحصیل در حوزه به تدریس دروس حوزه نیز پرداخت. با اوج گیری انقلاب اسلامی در سال 1357ش دستگیر شد. ولی شدت مبارزات مردم، رژیم را وادار به آزادی زندانیان نمود و او نیز آزاد شد و به فعالیت هایش ادامه داد.

پس از پیروزی انقلاب و با بروز مشكلات، وی به منبر می رفت و سخنرانی های مهمی در مورد مسائل اساسی و تبیین اهداف جمهوری اسلامی نمود. عباس در بیشتر جلسات سخنران بود؛ چرا كه به خوبی از عهده بیان مسائل مهم و لازم بر می آمد. آیت الله خادمی به وی علاقه وافری داشت و او را بلبل حوزه می  دانست و با وجود سن كم در هیئت ها سخنرانی می كرد كه قابل فهم برای عموم باشد.

تحصیلاتش را تا كفایه و مكاسب طی نمود و از محضر اساتیدی همچون آقایان  شیخ مرتضی لنكرانی، حاج سید احمد فقیه امامی، حاج سید حسن فقیه امامی، حاج سید حجت موحد ابطحی، حاج شیخ محمد علی ابراهیمی و حاج شیخ علی اكبر بهره برد.

وی طلبه ای كوشا و ساعی همچنین شوخ طبع بود و صدایی رسا و دلنشین داشت كه خدمات ارزنده ای در زمینه ارشاد و تبلیغ دین اسلام انجام داد و از جمله در پایگاه هشتم شكاری شهید بابایی اصفهان جهت تبلیغ دین برای ارتشی ها منبر می رفت.

 وی به جبهه نیز می رفت و در گردان پیاده شرکت می کرد و بعنوان آرپی جی زن که کاری بسیار سخت و طاقت فرسا بود فعالیت می کرد.

شهادت:

 در ادامه همین تبلیغات در سفری كه به كرمان داشت، در تاریخ 23 محرم 1402ق/  21/8/1360 پس از سخنرانیش، هنگامی كه نماز جمعه به اتمام رسید، در شهر داور کرمان توسط منافقین ترور و به فیض شهادت نائل آمد. پیکر پاکش را از مدرسه صدر بازار به گلستان شهدای اصفهان تشییع کردند و در قطعه حمزه سیدالشهدا، ردیف2، شماره 2 به خاك سپردند. آیت الله خادمی پیام تسلیتی به مناسبت شهادت وی صادر کرد.

فرازی از وصیت نامه شهید؛

 اگر از این سفر برنگشتم دو سال برایم نماز و روزه بخوانید و یك دهه فاطمیه هم بگیرید. همچنین از ثلث مالم در راه رضای خدا هر كاری كه صلاح می دانید، به انجام برسانید.