شهید احمد دادخواه

شهید احمد دادخواه

شهرت :

شهید احمد دادخواه
تاریخ وفات :
1361/02/17
مزار :
تکیه شهدا
زمینه فعالیت :
دفاع مقدس

 

 

 

فرزند رضا در سال 1337ش در آبادان به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در دبستان سعدی آبادان به اتمام رسانید و به دنبال بازنشستگی پدر به اصفهان آمد. وی تحصیلات متوسطه اش را در دبیرستان های حافظ، ابونعیم و صائب اصفهان ادامه داد. از 14 سالگی مطالعات مذهبی را در شرایطی شروع كرد كه جامعه به سمت فساد روزافزون بود. او از شاگردان موفق و ممتاز بود و در سال 1356ش در رشته مهندسی برق دانشگاه صنعتی اصفهان مشغول تحصیل شد. در واقع سرآغاز فعالیت های سیاسی و مذهبی او همین تحصیل بود.

وی در راهپیمایی ها و جلسات بحث و چاپ و نصب اعلامیه و سخنان امام شركت فعال داشت و به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی و با مشاهده عملكرد دولت موقت بسیار ناراحت بود ولی او بسیار هوشیارانه به انتقاد سازنده از عملكردهای آنها می پرداخت.

با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، مدتی به جبهه رفت و به اصفهان بازگشت ولی بار دیگر جهت شركت در عملیات بیت المقدس مجدداً عازم خوزستان شد و به عنوان مسؤول واحد مشترك مهندسی رزمی سپاه، جهاد و ارتش در محور فارسیات انتخاب گردید.

تلاش او در انجام وظیفه خطیرش علیرغم بُعد وسیع كار نه تنها مشكلات را هموار می ساخت بلكه دیگران را نیز در یاری رساندن به رزمندگان جبهه راسخ تر می ساخت. ایمان و اراده قوی و مدیریت صحیح او همراه با چهره ای خندان، مشوق و محركی بود كه خستگی را از تن ها بدر می آورد. چون بیشتر کار نیروهای مهندسی در شب بود او برای اینکه به رزمندگان روحیه دهد و خستگی را از جسم آنها بیرون کند، هر شب یک شعر یا حدیث و حتی آیه ای از قرآن را که بیشتر جنبه حماسی داشت، برای آنها می خواند.

وی از جمله اولین نیروهایی بود که ابتکار فعالیت های مهندسی رزمی را بنیان نهاد که تا پایان جنگ به حد نهایی رسید. زمانی که عملیاتی نبود، نیروهایش را گروه گروه می کرد و به آنها آموزش می داد. وی همچنین سعی می کرد که نقاط ضعف عملیاتهای گذشته را پیگیری و بررسی نماید لذا در پشت جبهه صحنه ها را شبیه سازی می نمود و نیروها را متناسب با شرایط عملیات آموزش می داد تا مشکلی برای عملیاتهای آینده پیش نیایید.

شهادت:

وی سرانجام در 17 اردیبهشت 1361ش بر اثر اصابت گلوله تانک در عملیات بیت المقدس به شهادت رسید و در گلستان شهدای اصفهان، قطعه بیت المقدس1، ردیف 8، شماره 8 به خاك سپرده شد.

فرازی از وصیتنامه شهید؛

خدایا، خودخواهی چه شیطان نیرومندی است كه به كمك هوای نفسانی دست به دست هم چه راحت انسان را به اسارت خود می كشد و چقدر فریبنده و مكار است. هان، ای انسان در مقابل لذت زودگذر تسلیم نگردی كه این شیطان مكار دامی سهمگین گسترده است و با هزار لطائف الحیل ذره ذره تو را به سوی این دام می كشد. خدا توفیق دهد، راستی جهاد در راه خدا چقدر شیرین است و با تمام مشكلاتش هرگز به انسان خستگی دست نمی دهد.

 

 

 

                           


مشروح زندگی نامه

 

 

فرزند رضا در سال 1337ش در آبادان به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در دبستان سعدی آبادان به اتمام رسانید و به دنبال بازنشستگی پدر به اصفهان آمد. وی تحصیلات متوسطه اش را در دبیرستان های حافظ، ابونعیم و صائب اصفهان ادامه داد. از 14 سالگی مطالعات مذهبی را در شرایطی شروع كرد كه جامعه به سمت فساد روزافزون بود. او از شاگردان موفق و ممتاز بود و در سال 1356ش در رشته مهندسی برق دانشگاه صنعتی اصفهان مشغول تحصیل شد. در واقع سرآغاز فعالیت های سیاسی و مذهبی او همین تحصیل بود.

وی در راهپیمایی ها و جلسات بحث و چاپ و نصب اعلامیه و سخنان امام شركت فعال داشت و به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی و با مشاهده عملكرد دولت موقت بسیار ناراحت بود ولی او بسیار هوشیارانه به انتقاد سازنده از عملكردهای آنها می پرداخت.

با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، مدتی به جبهه رفت و به اصفهان بازگشت ولی بار دیگر جهت شركت در عملیات بیت المقدس مجدداً عازم خوزستان شد و به عنوان مسؤول واحد مشترك مهندسی رزمی سپاه، جهاد و ارتش در محور فارسیات انتخاب گردید.

تلاش او در انجام وظیفه خطیرش علیرغم بُعد وسیع كار نه تنها مشكلات را هموار می ساخت بلكه دیگران را نیز در یاری رساندن به رزمندگان جبهه راسخ تر می ساخت. ایمان و اراده قوی و مدیریت صحیح او همراه با چهره ای خندان، مشوق و محركی بود كه خستگی را از تن ها بدر می آورد. چون بیشتر کار نیروهای مهندسی در شب بود او برای اینکه به رزمندگان روحیه دهد و خستگی را از جسم آنها بیرون کند، هر شب یک شعر یا حدیث و حتی آیه ای از قرآن را که بیشتر جنبه حماسی داشت، برای آنها می خواند.

وی از جمله اولین نیروهایی بود که ابتکار فعالیت های مهندسی رزمی را بنیان نهاد که تا پایان جنگ به حد نهایی رسید. زمانی که عملیاتی نبود، نیروهایش را گروه گروه می کرد و به آنها آموزش می داد. وی همچنین سعی می کرد که نقاط ضعف عملیاتهای گذشته را پیگیری و بررسی نماید لذا در پشت جبهه صحنه ها را شبیه سازی می نمود و نیروها را متناسب با شرایط عملیات آموزش می داد تا مشکلی برای عملیاتهای آینده پیش نیایید.

شهادت:

وی سرانجام در 17 اردیبهشت 1361ش بر اثر اصابت گلوله تانک در عملیات بیت المقدس به شهادت رسید و در گلستان شهدای اصفهان، قطعه بیت المقدس1، ردیف 8، شماره 8 به خاك سپرده شد.

فرازی از وصیتنامه شهید؛

خدایا، خودخواهی چه شیطان نیرومندی است كه به كمك هوای نفسانی دست به دست هم چه راحت انسان را به اسارت خود می كشد و چقدر فریبنده و مكار است. هان، ای انسان در مقابل لذت زودگذر تسلیم نگردی كه این شیطان مكار دامی سهمگین گسترده است و با هزار لطائف الحیل ذره ذره تو را به سوی این دام می كشد. خدا توفیق دهد، راستی جهاد در راه خدا چقدر شیرین است و با تمام مشكلاتش هرگز به انسان خستگی دست نمی دهد.