شهید علیرضا دلفروزی

شهید علیرضا دلفروزی

شهرت :

شهید علیرضا دلفروزی
تاریخ وفات :
1362/03/30
مزار :
تکیه شهدا
زمینه فعالیت :
دفاع مقدس

 

 فرزند جعفر در سال 1342ش در اصفهان به دنیا آمد و در خانواده ای مذهبی رشد نمود. در سال 1347-1348 وارد دبستان خواجه نظام الملك شد و ورودش به مدرسه راهنمایی قدسیه، مصادف با فعالیتهای اجتماعی بود، وی تحت تأثیر تربیت برادر طلبه و مبارز خود قرار گرفت و از نوجوانی در فعالیت های دینی و انقلابی شرکت می کرد. لذا در سال هایی كه انقلاب اسلامی در شرف پیروزی بود، وی همگام با جوانان انقلابی در صحنه حضور داشت و و دست از تلاش و فعالیت برنداشت.

علیرضا نسبت به ورزش جدیت خاصی داشت و به ورزش  های رزمی كاراته و بوكس علاقه مند بود. وی عضو فعال باشگاه بوكس اصفهان بود و آینده درخشانی برای او پیش بینی می شد. در كنار تحصیل و ورزش به كشاورزی می پرداخت و همچنین به كار تراشكاری نیز مشغول بود. هرگز ناراحتی هایش را بروز نمی داد و بسیار تودار و كم حرف بود.

علیرضا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی اصولاً خدمت به دیگران را سرلوحه زندگی خود قرار داد. بارها او را در جهاد سازندگی و كمك به فعالیتهای خانه سازی مستمندان دیده بودند. وی به صورت یكی از اعضای بسیار فعال حزب الله در پاساژها و خیابان های اصفهان به امر به معروف و نهی از منكر می پرداخت و اهداف نظام جمهوری را در این سازمان كادرسازی و تداوم می بخشید و به صورت یك بسیجی واقعی به فعالیت می پرداخت. وی همواره با گروهکها برخور تند و سختی داشت و اجازه فعالیت به آنها نمی داد.

پس از اینكه چندین بار در جبهه های جنوب و غرب حضور داشت و به كردستان رفت؛ در سمت های مختلف مشغول به فعالیت شد. هرگز اظهار خستگی نمی كرد و خیلی كم به مرخصی می رفت. وی می گفت که اكنون ما در مسیری گام برداشته ایم که خروج از آن ممكن نیست. او یکی از فرماندهان گردان عملیاتی ضربت در کردستان بود که به همراه پنج تن از فرماندهان این گردان در محور سنندج- دیواندره در تاریخ 30/3/1362 به دست نیروهای گروهک ضد انقلاب  کومله به شهادت رسید. پیکر پاکش در گلستان شهدای اصفهان، قطعه حنظله، ردیف 7، شماره 7 به خاك سپرده شد. 

 

 

 

                           


مشروح زندگی نامه

 

 

 فرزند جعفر در سال 1342ش در اصفهان به دنیا آمد و در خانواده ای مذهبی رشد نمود. در سال 1347-1348 وارد دبستان خواجه نظام الملك شد و ورودش به مدرسه راهنمایی قدسیه، مصادف با فعالیتهای اجتماعی بود، وی تحت تأثیر تربیت برادر طلبه و مبارز خود قرار گرفت و از نوجوانی در فعالیت های دینی و انقلابی شرکت می کرد. لذا در سال هایی كه انقلاب اسلامی در شرف پیروزی بود، وی همگام با جوانان انقلابی در صحنه حضور داشت و و دست از تلاش و فعالیت برنداشت.

علیرضا نسبت به ورزش جدیت خاصی داشت و به ورزش  های رزمی كاراته و بوكس علاقه مند بود. وی عضو فعال باشگاه بوكس اصفهان بود و آینده درخشانی برای او پیش بینی می شد. در كنار تحصیل و ورزش به كشاورزی می پرداخت و همچنین به كار تراشكاری نیز مشغول بود. هرگز ناراحتی هایش را بروز نمی داد و بسیار تودار و كم حرف بود.

علیرضا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی اصولاً خدمت به دیگران را سرلوحه زندگی خود قرار داد. بارها او را در جهاد سازندگی و كمك به فعالیتهای خانه سازی مستمندان دیده بودند. وی به صورت یكی از اعضای بسیار فعال حزب الله در پاساژها و خیابان های اصفهان به امر به معروف و نهی از منكر می پرداخت و اهداف نظام جمهوری را در این سازمان كادرسازی و تداوم می بخشید و به صورت یك بسیجی واقعی به فعالیت می پرداخت. وی همواره با گروهکها برخور تند و سختی داشت و اجازه فعالیت به آنها نمی داد.

پس از اینكه چندین بار در جبهه های جنوب و غرب حضور داشت و به كردستان رفت؛ در سمت های مختلف مشغول به فعالیت شد. هرگز اظهار خستگی نمی كرد و خیلی كم به مرخصی می رفت. وی می گفت که اكنون ما در مسیری گام برداشته ایم که خروج از آن ممكن نیست. او یکی از فرماندهان گردان عملیاتی ضربت در کردستان بود که به همراه پنج تن از فرماندهان این گردان در محور سنندج- دیواندره در تاریخ 30/3/1362 به دست نیروهای گروهک ضد انقلاب  کومله به شهادت رسید. پیکر پاکش در گلستان شهدای اصفهان، قطعه حنظله، ردیف 7، شماره 7 به خاك سپرده شد.