شهید مرتضی رصافچی

شهید مرتضی رصافچی

شهرت :

رصافچی
تاریخ وفات :
1361/01/03
مزار :
تکیه شهدا
زمینه فعالیت :
دفاع مقدس

 فرزند رضا در سال 1339ش در شهر اصفهان به دنیا آمد. وی از همان ابتدا تحت تعلیم و تربیت خانواده مذهبی و متدین قرار گرفت. پس از اتمام دوره راهنمایی به علت مشكلات خانوادگی مجبور به كار شد، ولی در كنار تحصیل به فعالیت های مذهبی، سیاسی هم می پرداخت.

وی هیجده ساله بود که در راهپیمایی ها و تظاهرات علیه رژیم پهلوی شركت  نمود و حتی یك مرتبه نیز دستگیر شد. در میان تشكل های سیاسی، از مواضع مجاهدین خلق بیزاری می جست.

با پیروزی انقلاب اسلامی و دستور امام خمینی (ره) مبنی بر تشكیل بسیج مستضعفین به عضویت بسیج درآمد و با شروع حملات گروهك ها در كردستان عازم این منطقه شد تا دست اشرار را از سر مردم قطع نماید. مدت هشت ماه در كردستان بود و در یك درگیری با ضد انقلاب مجروح شد و بعد از بهبودی و شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، عازم جبهه های جنوب شد و در عملیات فرماندهی کل قوا، ثامن الائمه و طریق القدس شرکت کرد. در فتح بستان دلاوری ها و رشادت های بی نظیری از خود نشان داد. سپس در دفع حملات دشمن بعثی و رساندن نیروها به تپه های رملی چزابه و تصرف آن منطقه نقش عمده ای داشت.

وی در حماسه دوم چزابه که نیروهای دشمن بعثی برای تصرف مجدد بستان در تنگه چزابه حمله کردند، ایستادگی و از جان گذشتگی و مقاومت سختی از خود نشان داد. این جوان رشید در سخت ترین شرایط درگیری و نبرد پشت تیر بار مقاوم و استوار بود و حرکاتش همه ذکر حق بود و این به برکت روحی بود که امام در وجود همه دمیده بود. چنانکه امثال مرتضی یک شبه ره صد ساله را پیمودند و این چنین مقاومت می کرد و می گفت ما که امشب تصمیم خودمان را گرفتیم و به نیت تنگه احد اینجا اومدیم، چاره ای نیست. باید مقاومت کرد تا عملیات شروع بشه سه چهار ساعت دیگه باید مقاومت کنیم.

سرانجام ساعتی بعد در منطقه چزابه در دفع حمله دشمن بعثی در3 فروردین 1361ش به شهادت رسید و پیکر پاک او در گلستان شهدای اصفهان، قطعه بیت المقدس 1، ردیف 10، شماره 8 به خاك سپرده شد.

 

فرازی از وصیت نامه شهید؛

پیامی به خانواده و دوستان و همه آشنایان، بدانید كه من آگاهانه راه خود را انتخاب كرده ام و انتخابم كوركورانه نیست. شهادت در راه خدا را سعادت و زندگی زیر بار ذلت را ننگ می دانم چون كه شاگرد مكتب حسین هستم. برای من گریه نكنید و كاری نكنید كه دشمنان اسلام خوشحال شوند. برادران تقاضای عاجزانه دارم مواظب باشید، احساس مسؤولیت كنید، خون شهیدان را زیر پای نگذارید...نماز جمعه را حتماً فراموش نكنید و آمریكا از همین جمعیت ها ضربه خورده است.

 


مشروح زندگی نامه

 فرزند رضا در سال 1339ش در شهر اصفهان به دنیا آمد. وی از همان ابتدا تحت تعلیم و تربیت خانواده مذهبی و متدین قرار گرفت. پس از اتمام دوره راهنمایی به علت مشكلات خانوادگی مجبور به كار شد، ولی در كنار تحصیل به فعالیت های مذهبی، سیاسی هم می پرداخت.

وی هیجده ساله بود که در راهپیمایی ها و تظاهرات علیه رژیم پهلوی شركت  نمود و حتی یك مرتبه نیز دستگیر شد. در میان تشكل های سیاسی، از مواضع مجاهدین خلق بیزاری می جست.

با پیروزی انقلاب اسلامی و دستور امام خمینی (ره) مبنی بر تشكیل بسیج مستضعفین به عضویت بسیج درآمد و با شروع حملات گروهك ها در كردستان عازم این منطقه شد تا دست اشرار را از سر مردم قطع نماید. مدت هشت ماه در كردستان بود و در یك درگیری با ضد انقلاب مجروح شد و بعد از بهبودی و شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، عازم جبهه های جنوب شد و در عملیات فرماندهی کل قوا، ثامن الائمه و طریق القدس شرکت کرد. در فتح بستان دلاوری ها و رشادت های بی نظیری از خود نشان داد. سپس در دفع حملات دشمن بعثی و رساندن نیروها به تپه های رملی چزابه و تصرف آن منطقه نقش عمده ای داشت.

وی در حماسه دوم چزابه که نیروهای دشمن بعثی برای تصرف مجدد بستان در تنگه چزابه حمله کردند، ایستادگی و از جان گذشتگی و مقاومت سختی از خود نشان داد. این جوان رشید در سخت ترین شرایط درگیری و نبرد پشت تیر بار مقاوم و استوار بود و حرکاتش همه ذکر حق بود و این به برکت روحی بود که امام در وجود همه دمیده بود. چنانکه امثال مرتضی یک شبه ره صد ساله را پیمودند و این چنین مقاومت می کرد و می گفت ما که امشب تصمیم خودمان را گرفتیم و به نیت تنگه احد اینجا اومدیم، چاره ای نیست. باید مقاومت کرد تا عملیات شروع بشه سه چهار ساعت دیگه باید مقاومت کنیم.

سرانجام ساعتی بعد در منطقه چزابه در دفع حمله دشمن بعثی در3 فروردین 1361ش به شهادت رسید و پیکر پاک او در گلستان شهدای اصفهان، قطعه بیت المقدس 1، ردیف 10، شماره 8 به خاك سپرده شد.

 

فرازی از وصیت نامه شهید؛

پیامی به خانواده و دوستان و همه آشنایان، بدانید كه من آگاهانه راه خود را انتخاب كرده ام و انتخابم كوركورانه نیست. شهادت در راه خدا را سعادت و زندگی زیر بار ذلت را ننگ می دانم چون كه شاگرد مكتب حسین هستم. برای من گریه نكنید و كاری نكنید كه دشمنان اسلام خوشحال شوند. برادران تقاضای عاجزانه دارم مواظب باشید، احساس مسؤولیت كنید، خون شهیدان را زیر پای نگذارید...نماز جمعه را حتماً فراموش نكنید و آمریكا از همین جمعیت ها ضربه خورده است.