شهید عباسعلی سخاوتی

شهید عباسعلی سخاوتی

شهرت :

شهید عباسعلی سخاوتی
تاریخ وفات :
1365/02/09
مزار :
تکیه شهدا
زمینه فعالیت :
دفاع مقدس

فرزند قاسمعلی در سال 1345ش در محله لادان از محلات ماربین اصفهان در خانواده ای كشاورز به دنیا آمد. وی پس از سپری شدن دوران كودكی راهی مدرسه شد و تا مقطع دبیرستان تحصیل كرد. همزمان با تحصیل در كلاس های قرآنی و اصول عقاید شركت می نمود و فعالیت های اجتماعی و فرهنگی او همزمان با انقلاب اسلامی بود.

    در تظاهرات و راهپیمایی ها علیه رژیم پهلوی شركت می كرد و خود را برای مبارزات بعدی آماده می نمود. در زمان ریاست جمهوری بنی صدر او به همراه دوستانش به افشاگری علیه او پرداختند و بیشتر شب ها جهت فعالیت های فرهنگی، شعار و پخش اعلامیه از خانه بیرون می رفت.

    با شروع جنگ تحمیلی علیه ایران در حالی که 14سال بیشتر نداشت با دست بردن در کپی شناسنامه خود توانست با گذراندن دوره آموزشی به جبهه اعزام شود و به مدت 6 سال در جبهه جنگید و رشادت هایی از خود بر جای گذاشت و در لشکر امام حسین(ع) خدمت را شروع کرد. ابتدا تک تیرانداز بود و سپس در عملیات  طریق القدس آزادسازی بستان، چزابه، فتح المبین، بیت المقدس، رمضان ، والفجر2 و4 با مسؤولیت های مختلفی از جمله فرماندهی گروهان و همچنین معاونت گردان موسی بن جعفر(علیه السلام) شركت داشت و در این مدت چند بار نیز ترکش خورد و مجروح گردید و هر بار پس از بهبودی خود را به جبهه می رساند. وی در عملیات خیبر و بدر شرکت داشت.

شهادت:

 سرانجام پس از  عملیات والفجر8 و آزادسازی فاو در تاریخ 9/2/1365ش  بر اثر اصابت ترکش به سرش به حالت سجده روی زمین قرار گرفت و به شهادت رسید و پیکر پاکش در گلستان شهدای اصفهان، قطعه والفجر2/8، ردیف5، شماره 15 به خاك سپرده شد.

 

سیره و اخلاق شهید عباسعلی؛

به زندگی این دنیا علاقه ای نشان نمی داد، روزی مادرش به وی گفت:« تا کی می خواهی برای جنگ بروی کمی هم به  فکر سرو سامان دادن زندگیت باش» او در جواب گفت:« تا جنگ هست من و ما زنده ایم. وظیفه ماست که از کشور اسلامی مان دفاع کنیم، من دوست ندارم در رختخواب بمیرم، دلم می خواهد در راه خدا شهید شوم».

 وی در یکی از دفاتر خاطرات خود نوشته بود:« خدایا دوست دارم آنقدر در جبهه و در سنگرها بمانم و با دشمنان بجنگم تا تمامی گناهانم مانند عرق از بدنم جدا شود و بعد با رضایت تو به شهادت برسم» بیشتر اوقات تنهایی خود را با قرآن سپری می کرد و به سخنرانی های استاد مطهری و آقای انصاریان گوش می داد. درباره مسؤولیت هایش در جبهه سخنی نمی گفت و می گفت مواظب باشید هر کاری می کنید فقط برای خدا باشد. شیطان می خواهد عمل خوب شما را از میان ببرد.  بسیار مواظب حلال و حرام بود و سعی می کرد از اموال عمومی استفاده نکند. به نماز اول وقت و جماعت بسیار اهمیت می داد و سه روز در هفته روزه بود و اهل زهد و تهجد بود.

    فرازی از وصیت نامه شهید؛

 شما باید توجه داشته باشید كه یكی از خصائص خون شهید مسؤولیت زا بودن خون شهید است و این شما هستید كه باید این مسؤولیت ها را شناخته و نسبت به مقطع زمان بسنجید و به نحوی كه دین شهدا را ادا كرده باشید، انجام وظیفه كنید.

    این جنگ یك بوته آزمایشی است برای همه ما. از آن بچه ای كه عقلش به حدی رشد كرده كه خوب و بد را تشخیص می دهد تا آن پیری كه هنوز قدرت و توان فكر كردن داشته باشد كه هر كسی به نحوی مورد آزمایش پروردگار قرار می گیرد تا مؤمنان و مجاهدان در راه خدا از مدعیان ایمان جدا شوند.

 


مشروح زندگی نامه

فرزند قاسمعلی در سال 1345ش در محله لادان از محلات ماربین اصفهان در خانواده ای كشاورز به دنیا آمد. وی پس از سپری شدن دوران كودكی راهی مدرسه شد و تا مقطع دبیرستان تحصیل كرد. همزمان با تحصیل در كلاس های قرآنی و اصول عقاید شركت می نمود و فعالیت های اجتماعی و فرهنگی او همزمان با انقلاب اسلامی بود.

    در تظاهرات و راهپیمایی ها علیه رژیم پهلوی شركت می كرد و خود را برای مبارزات بعدی آماده می نمود. در زمان ریاست جمهوری بنی صدر او به همراه دوستانش به افشاگری علیه او پرداختند و بیشتر شب ها جهت فعالیت های فرهنگی، شعار و پخش اعلامیه از خانه بیرون می رفت.

    با شروع جنگ تحمیلی علیه ایران در حالی که 14سال بیشتر نداشت با دست بردن در کپی شناسنامه خود توانست با گذراندن دوره آموزشی به جبهه اعزام شود و به مدت 6 سال در جبهه جنگید و رشادت هایی از خود بر جای گذاشت و در لشکر امام حسین(ع) خدمت را شروع کرد. ابتدا تک تیرانداز بود و سپس در عملیات  طریق القدس آزادسازی بستان، چزابه، فتح المبین، بیت المقدس، رمضان ، والفجر2 و4 با مسؤولیت های مختلفی از جمله فرماندهی گروهان و همچنین معاونت گردان موسی بن جعفر(علیه السلام) شركت داشت و در این مدت چند بار نیز ترکش خورد و مجروح گردید و هر بار پس از بهبودی خود را به جبهه می رساند. وی در عملیات خیبر و بدر شرکت داشت.

شهادت:

 سرانجام پس از  عملیات والفجر8 و آزادسازی فاو در تاریخ 9/2/1365ش  بر اثر اصابت ترکش به سرش به حالت سجده روی زمین قرار گرفت و به شهادت رسید و پیکر پاکش در گلستان شهدای اصفهان، قطعه والفجر2/8، ردیف5، شماره 15 به خاك سپرده شد.

 

سیره و اخلاق شهید عباسعلی؛

به زندگی این دنیا علاقه ای نشان نمی داد، روزی مادرش به وی گفت:« تا کی می خواهی برای جنگ بروی کمی هم به  فکر سرو سامان دادن زندگیت باش» او در جواب گفت:« تا جنگ هست من و ما زنده ایم. وظیفه ماست که از کشور اسلامی مان دفاع کنیم، من دوست ندارم در رختخواب بمیرم، دلم می خواهد در راه خدا شهید شوم».

 وی در یکی از دفاتر خاطرات خود نوشته بود:« خدایا دوست دارم آنقدر در جبهه و در سنگرها بمانم و با دشمنان بجنگم تا تمامی گناهانم مانند عرق از بدنم جدا شود و بعد با رضایت تو به شهادت برسم» بیشتر اوقات تنهایی خود را با قرآن سپری می کرد و به سخنرانی های استاد مطهری و آقای انصاریان گوش می داد. درباره مسؤولیت هایش در جبهه سخنی نمی گفت و می گفت مواظب باشید هر کاری می کنید فقط برای خدا باشد. شیطان می خواهد عمل خوب شما را از میان ببرد.  بسیار مواظب حلال و حرام بود و سعی می کرد از اموال عمومی استفاده نکند. به نماز اول وقت و جماعت بسیار اهمیت می داد و سه روز در هفته روزه بود و اهل زهد و تهجد بود.

    فرازی از وصیت نامه شهید؛

 شما باید توجه داشته باشید كه یكی از خصائص خون شهید مسؤولیت زا بودن خون شهید است و این شما هستید كه باید این مسؤولیت ها را شناخته و نسبت به مقطع زمان بسنجید و به نحوی كه دین شهدا را ادا كرده باشید، انجام وظیفه كنید.

    این جنگ یك بوته آزمایشی است برای همه ما. از آن بچه ای كه عقلش به حدی رشد كرده كه خوب و بد را تشخیص می دهد تا آن پیری كه هنوز قدرت و توان فكر كردن داشته باشد كه هر كسی به نحوی مورد آزمایش پروردگار قرار می گیرد تا مؤمنان و مجاهدان در راه خدا از مدعیان ایمان جدا شوند.