شهید مهدی شفیعیون

شهید مهدی شفیعیون

شهرت :

شفیعیون
تاریخ وفات :
1362/04/29
مزار :
تکیه شهدا
زمینه فعالیت :
دفاع مقدس

فرزند محمد رحیم یکم آذرماه 1342 در شهر اصفهان به دنیا آمد. وی در خانواده ای مذهبی تربیت یافت و تحصیلات خود را با موفقیت تا مقطع دیپلم ادامه داد.

 19 ساله بود که 2 تا از برادرهایش در جبهه شهید شدند و مهدی هم به خانواده اش گفت: اگر مخالف هم باشید من حتماً باید به جبهه بروم و بالاخره راهی جبهه شد. در منطقه از ناحیه پا مجروح شد و قرار شد که پایش را قطع کنند. با انتقال او به تهران و جراحی پایش تا حدودی بهبودی پیدا کرد ولی اجازه نداد که مادرش از این واقعه آگاه شود. تا اینکه به اصفهان برگشت و مدتی در منزل ماند. هنوز بهبودی پیدا نکرده بود که گچ پایش را باز کرد و دوباره رهسپار جبهه شد.

یک بار به همراه یک اتوبوس که عراقی ها گرفته بودند، او هم اسیر شد و همه در فکر چاره بودند که مهدی یک کلت کمری در لباسش پنهان کرده بود و آن را روی سر راننده می گذارد و رزمنده های را از اسارت نجات می دهد. گفته شده که به دلیل فعالیت های مهدی عراقی ها سخت دنبالش بودند و حتی برای سرش هم جایزه گذاشته بودند.

شهادت:

 سرانجام در عملیات والفجر دو در منطقه پیرانشهر در تاریخ 29/4/1362به شهادت رسيد و در گلستان شهداي اصفهان، قطعه فرمانده کل قوا، رديف9، شماره6 به خاك سپرده شد.

فرازی از وصیتنامه شهید؛

سلام بر پیغمبر اسلام محمد(ص) و سلام بر دوازده امام عزیز... ای وای بر آنهایی که برای آینده خود در دنیا توشه جمع می کنند ولی در سفر آخرت دست خالی از دنیا میروند. سخنی با شورای محل که به جای مسائل اقتصادی کمی به جنبه های فرهنگی رسیدگی بشود...، بلکه بیشتر کار آنها باید تبلیغات اسلامی و فرهنگ اسلام باشد. انشاءالله برادران از این به بعد رعایت می کنند و مردم هم با آنها همکاری لازم را انجام می دهند. دیگر سخنم این است خواهران عزیز حجاب اسلامی را رعایت کنید تا این شهر از حالت کفرانی بدر آید...

دیگر سخنم بر این منافقین از خدا بی خبر این حزب کثیف توده اگر به اسلام برگشتید که چه بهتر و گرنه به خدا قسم به زودی های زود نابود خواهید شد. این نویدی است که خدا در قرآن به مسلمانان داده که ما دشمنان شما را نابود خواهیم کرد انشاءالله.


مشروح زندگی نامه

فرزند محمد رحیم یکم آذرماه 1342 در شهر اصفهان به دنیا آمد. وی در خانواده ای مذهبی تربیت یافت و تحصیلات خود را با موفقیت تا مقطع دیپلم ادامه داد.

 19 ساله بود که 2 تا از برادرهایش در جبهه شهید شدند و مهدی هم به خانواده اش گفت: اگر مخالف هم باشید من حتماً باید به جبهه بروم و بالاخره راهی جبهه شد. در منطقه از ناحیه پا مجروح شد و قرار شد که پایش را قطع کنند. با انتقال او به تهران و جراحی پایش تا حدودی بهبودی پیدا کرد ولی اجازه نداد که مادرش از این واقعه آگاه شود. تا اینکه به اصفهان برگشت و مدتی در منزل ماند. هنوز بهبودی پیدا نکرده بود که گچ پایش را باز کرد و دوباره رهسپار جبهه شد.

یک بار به همراه یک اتوبوس که عراقی ها گرفته بودند، او هم اسیر شد و همه در فکر چاره بودند که مهدی یک کلت کمری در لباسش پنهان کرده بود و آن را روی سر راننده می گذارد و رزمنده های را از اسارت نجات می دهد. گفته شده که به دلیل فعالیت های مهدی عراقی ها سخت دنبالش بودند و حتی برای سرش هم جایزه گذاشته بودند.

شهادت:

 سرانجام در عملیات والفجر دو در منطقه پیرانشهر در تاریخ 29/4/1362به شهادت رسيد و در گلستان شهداي اصفهان، قطعه فرمانده کل قوا، رديف9، شماره6 به خاك سپرده شد.

فرازی از وصیتنامه شهید؛

سلام بر پیغمبر اسلام محمد(ص) و سلام بر دوازده امام عزیز... ای وای بر آنهایی که برای آینده خود در دنیا توشه جمع می کنند ولی در سفر آخرت دست خالی از دنیا میروند. سخنی با شورای محل که به جای مسائل اقتصادی کمی به جنبه های فرهنگی رسیدگی بشود...، بلکه بیشتر کار آنها باید تبلیغات اسلامی و فرهنگ اسلام باشد. انشاءالله برادران از این به بعد رعایت می کنند و مردم هم با آنها همکاری لازم را انجام می دهند. دیگر سخنم این است خواهران عزیز حجاب اسلامی را رعایت کنید تا این شهر از حالت کفرانی بدر آید...

دیگر سخنم بر این منافقین از خدا بی خبر این حزب کثیف توده اگر به اسلام برگشتید که چه بهتر و گرنه به خدا قسم به زودی های زود نابود خواهید شد. این نویدی است که خدا در قرآن به مسلمانان داده که ما دشمنان شما را نابود خواهیم کرد انشاءالله.