شهید سید حمید شهیدی

شهید سید حمید شهیدی

شهرت :

شهیدی
تاریخ وفات :
1360/03/23
مزار :
تکیه شهدا
زمینه فعالیت :
دفاع مقدس

فرزند سید محمود به تاریخ 12/12/1336ش در خانواده ای مذهبی و کشاورز در محله مارنان متولد شد. وی تحصیلاتش را تا مقطع دیپلم ادامه داد و پس از آن در رشته نقاشی ساختمان مشغول به كار شد. در اوقات فراغت به عبادت و كارهای مردمی می پرداخت.

برای تأسیس كتابخانه بلال در مسجد قینان در محله اش تلاش مستمری داشت و با تأسیس كتابخانه شروع به مطالعه كرد و بدون اینكه دیگران بفهمند به افراد بی بضاعت كمك های مالی و معنوی می كرد.

در رژیم پهلوی به خدمت سربازی رفت و با پیام تاریخی امام خمینی مبنی بر فرار از سربازخانه به پادگان آمد. چرا كه می گفت:« من نباید تنها فرار كنم و باید چند تن از دوستانم را نیز با خود ببرم»؛ لذا او با عده ای از سربازان فرار كرد و به تهران رفت و در آنجا مشغول به فعالیت های سیاسی شد.

با پیروزی انقلاب اسلامی و شرکت در مراسم استقبال از امام به اصفهان برگشت و با دستور امام مبنی بر بازگشت سربازان به پادگان ها او نیز به خدمت بازگشت و می گفت: « ما مسؤولیم از بیت المال مردم مواظبت كنیم» .

 در زمان بنی صدر نوشته هایی كه علیه او بود را بین دوستانش پخش می كرد. او كاملاً مخالف وی بود چرا كه بنی صدر را مانع بزرگی برای اهداف انقلاب اسلامی می دانست.

پس از پایان خدمت، مدتی مشغول به كار شد ولی از آنجایی كه احساس مسؤولیت داشت، وارد سپاه شد و در قسمت آوارگان عراقی در باغ ابریشم مشغول به كار شد؛ تا اینكه آنها به اصفهان انتقال داده شدند و سید حمید در اولین فرصت به غرب كشور رفت و در کردستان فعالیت کرد.

پس از آغاز جنگ تحمیلی یك دوره كوتاه سلاح سنگین دید و به جنوب كشور اعزام شد و از نیروهای نخستین خط مقدم در منطقه دارخوین بود. وی حدود نه ماه در منطقه دارخوین به سختی تلاش و کوشش می کرد. یک بار نیز در خط شیر زخمی شد که تا مدتی در بیمارستان اهواز بود ولی به مرخصی نرفت. پس از بهبودی دوباره به خط مقدم بازگشت.

آخرین باری که برادرش او را در اصفهان به پای اتوبوس رساند به وی گفته بود: « این آخرین باری است که مرا می رسانی زیرا ما مشغول کندن کانالی هستیم که می خواهیم عملیات کنیم و من در این عملیات شهید خواهم شد».

شهادت:

سرانجام در عملیات فرمانده کل قوا فرمانده قسمتی از نیروها گردید و پس از عملیات مسؤولیت محور پدافندی بر عهده وی گذاشته شد؛ ولی همان روز اول عملیات بر اثر اصابت ترکش به سرش به شدت مجروح شد و سرانجام در تاریخ 23/3/1360ش به شهادت رسید و پیکر پاکش در گلستان شهدای اصفهان، قطعه فرمانده كل قوا، ردیف3، شماره9 به خاك سپرده شد.


مشروح زندگی نامه

فرزند سید محمود به تاریخ 12/12/1336ش در خانواده ای مذهبی و کشاورز در محله مارنان متولد شد. وی تحصیلاتش را تا مقطع دیپلم ادامه داد و پس از آن در رشته نقاشی ساختمان مشغول به كار شد. در اوقات فراغت به عبادت و كارهای مردمی می پرداخت.

برای تأسیس كتابخانه بلال در مسجد قینان در محله اش تلاش مستمری داشت و با تأسیس كتابخانه شروع به مطالعه كرد و بدون اینكه دیگران بفهمند به افراد بی بضاعت كمك های مالی و معنوی می كرد.

در رژیم پهلوی به خدمت سربازی رفت و با پیام تاریخی امام خمینی مبنی بر فرار از سربازخانه به پادگان آمد. چرا كه می گفت:« من نباید تنها فرار كنم و باید چند تن از دوستانم را نیز با خود ببرم»؛ لذا او با عده ای از سربازان فرار كرد و به تهران رفت و در آنجا مشغول به فعالیت های سیاسی شد.

با پیروزی انقلاب اسلامی و شرکت در مراسم استقبال از امام به اصفهان برگشت و با دستور امام مبنی بر بازگشت سربازان به پادگان ها او نیز به خدمت بازگشت و می گفت: « ما مسؤولیم از بیت المال مردم مواظبت كنیم» .

 در زمان بنی صدر نوشته هایی كه علیه او بود را بین دوستانش پخش می كرد. او كاملاً مخالف وی بود چرا كه بنی صدر را مانع بزرگی برای اهداف انقلاب اسلامی می دانست.

پس از پایان خدمت، مدتی مشغول به كار شد ولی از آنجایی كه احساس مسؤولیت داشت، وارد سپاه شد و در قسمت آوارگان عراقی در باغ ابریشم مشغول به كار شد؛ تا اینكه آنها به اصفهان انتقال داده شدند و سید حمید در اولین فرصت به غرب كشور رفت و در کردستان فعالیت کرد.

پس از آغاز جنگ تحمیلی یك دوره كوتاه سلاح سنگین دید و به جنوب كشور اعزام شد و از نیروهای نخستین خط مقدم در منطقه دارخوین بود. وی حدود نه ماه در منطقه دارخوین به سختی تلاش و کوشش می کرد. یک بار نیز در خط شیر زخمی شد که تا مدتی در بیمارستان اهواز بود ولی به مرخصی نرفت. پس از بهبودی دوباره به خط مقدم بازگشت.

آخرین باری که برادرش او را در اصفهان به پای اتوبوس رساند به وی گفته بود: « این آخرین باری است که مرا می رسانی زیرا ما مشغول کندن کانالی هستیم که می خواهیم عملیات کنیم و من در این عملیات شهید خواهم شد».

شهادت:

سرانجام در عملیات فرمانده کل قوا فرمانده قسمتی از نیروها گردید و پس از عملیات مسؤولیت محور پدافندی بر عهده وی گذاشته شد؛ ولی همان روز اول عملیات بر اثر اصابت ترکش به سرش به شدت مجروح شد و سرانجام در تاریخ 23/3/1360ش به شهادت رسید و پیکر پاکش در گلستان شهدای اصفهان، قطعه فرمانده كل قوا، ردیف3، شماره9 به خاك سپرده شد.