آیت الله میرزا محمدجواد حسین آبادی

آیت الله میرزا محمدجواد حسین آبادی

شهرت :

میرزا محمدجواد حسین آبادی
تاریخ وفات :
1/11/1312
مزار :
تکیه مادر شاهزاده
زمینه فعالیت :
فقیه و مجتهد

میرزا محمّد جواد حسین آبادی در حدود سال 1232 ق در شهر اصفهان متولّد شد. پدرش میرزا محمّد حسن نام داشت که دارای خطی بسیار زیبا بود و عمدتاً به کتابت قرآن کریم و متون اسلامی و نیز تابلوهای خطی اشتغال داشت.
میرزا محمدجواد مقدمات علوم را در اصفهان گذرانید و سپس علی رغم مشکلات فراوان جهت ادامة تحصیل به نجف اشرف عزیمت نمود. او دوران تحصیل خود را با فقری طاقت سوز و نهایت عسرت و مشقت به پایان برد و به درجات عالی علم و فضیلت نایل گردید. نقل است که در آن ایام، زمانی کفش های ایشان گم شد و او مدت های زیادی بدون کفش راه می رفت و استطاعت تهیه کفش دیگری را نداشت. همچنین از حاج ملا علی کنی تهرانی، که با ایشان هم دوره بوده، نقل است که ایشان فرموده بود: من و میرزا محمّد جواد اکثر شب ها در حجره هایمان گرسنه می خوابیدیم.
میرزا محمّد جواد در نجف اشرف از شاگردان مبرّز و مورد توجه شیخ محمد حسن نجفی، صاحب جواهر، و سید ابراهیم قزوینی، صاحب ضوابط الاصول، بود و از صاحب جواهر به دریافت دو اجازة اجتهاد و نقل روایت نایل گردید. او پس از آن به اصفهان بازگشت و به تألیف و تدریس و انجام وظایف دینی و اجتماعی پرداخت.
میرزا محمّد جواد از فقهای بزرگ زمان و عالمی غیور، متعصب در امر دین و مروّج شریعت و در عین حال زاهد، با ورع و صاحب اخلاق ستوده و صفات پسندیده بود.
صاحب جواهر در اجازة اجتهادی که برای او نگاشته، وی را فرزند و نور چشمان خود دانسته (همان، ص17) و می نویسد:« انه ممن اختاره الله تعالی شأنه و سبحانه علما للشیعة و کهفا للشریعة، فوهبه الملکة القدسیة و المحنة الربانیة المسماة بالاجتهاد، مقرونة بالرشاد و السداد؛ فهو حینئذ مقبول الفتوی نافذ الحکم و الراد علیه کالراد علی الله و علی رسوله و الائمه المیامین الطیبین الطاهرین... ».
میرزا محمدباقر خوانساری صاحب « روضات الجنات » در اجازه ای که برای شیخ احمد مجتهد بیدآبادی نگاشته، از پدرش، آیت الله میرزا محمد جواد، با عنوان : « البارع العلامة والفقیه الفهامة » یاد کرده است.
و همچنین میرزا محمدهاشم چهارسوقی نیز در اجازة اجتهاد شیخ احمد، پدر او را :« مولانا الاجل الافخم الفقیه النبیه العلامه المیرزا محمد جواد » نموده است.
میرزا محمّد جواد در سال 1304ق از طرف ناصرالدین شاه از اصفهان به تهران فرا خوانده شد و چندین سال در آن شهر به حالت تبعید به سر برد. ظاهراً علت تبعید ایشان اقامة حدود شرعی در اصفهان بوده که موجب خشم ناصرالدین شاه گردیده است.
وی در تهران به اقامة جماعت می پرداخت و در عین حال به وظایف دینی خود عمل می نمود. گویند: « در بین راه ایشان تا مسجدی که در آن اقامه جماعت می کرد یک مشروب سازی قرار داشت که متعلق به فردی ارمنی بود و مشروب های دربار قاجار از آنجا تأمین می شد. روزی ایشان به اتفاق جمعی از نمازگزاران وارد آنجا شد و خود خمره های بزرگ مشروب را در چاه خالی می کند و مردم نیز بقیة شراب ها را خالی می کنند».
از شاگردان این فقیه تنها چهار نفر را می شناسیم که عبارتند از: شیخ احمد مجتهد بیدآبادی، فرزندانش؛ شیخ محمّد علی شاه آبادی، سید هدایت الله چهارسوقی (م:1345ق) فرزند صاحب روضات و حجت الاسلام سید حسن فانی یزدی، واعظ محدث خبیر (م:1338ق) نیز از میرزا محمّد جواد اجازة نقل حدیث دریافت کرده و متن آن را در پایان کتاب فلاح الایمان و زناد الاشجان (چاپ سنگی) آورده است.
تألیفات بسیار زیادی از میرزا محمّد جواد به یادگار مانده است.
وی در اجازة اجتهادی که برای فرزندش، شیخ احمد مجتهد بیدآبادی نگاشته، دربارة تألیفات خود می گوید:« تعداد آنان به قدری زیاد است که اگر تصریح به آن نماید ممکن است دیگران نگارش این تعداد را به دست یک نفر نپذیرفته و منکر آن شوند».
وی تا پایان عمر به تألیف و تصنیف اشتغال داشته و با نشاطی عجیب از هر فرصت ممکن برای نگارش آثار علمی خود بهره می برده؛ چنانچه « تربیت خلاصة الاقوال » را در سن هشتاد سالگی، هنگامی که به امراض گوناگون مبتلا بوده نگاشته است.
وی می نویسد: « این ترتیب را در مجامع جلساتی که امکان مطالعه و تفکر فراهم نبوده، فراهم آورده است. چرا که نگارش آن محتاج فکر و فراغت بال نبوده است»
از این جملات برمی آید که میرزا محمدجواد از لحظه لحظة عمر خود استفادة کامل را برده و دایماً به تفکر و تأمل در مسائل عمومی اشتغال داشته است .
نکتة مهم تر این که علاقة او به علم و تألیف موجب کناره گیری او از اجتماع نمی شده و انجام وظایف اجتماعی و شرکت در جلسات عمومی نیز مانع کارهای علمی او نبوده است .
برخی از تألیفات ایشان عبارتند از:1.« بحر البکاء فی مصائب المعصومین النجباء»، این کتاب در چهار مجلد به شرح ذیل بوده است. جلد اول، شامل سی مجلس در تفسیر سورة فاتحه الکتاب و جلد دوم، در تفسیر سورة یوسف وجلد سوم، در تفسیر سورة واقعه و جلد چهارم، در احوال حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) موسوم به بحر البکاء الفاطمیة؛ 2.« السراج الوهّاج »، در شرح کتاب «نتائج الافکار» استادش آیت الله سید ابراهیم قزوینی، در اصول فقه. 3.« کنوز اللئالی»، در اصول فقه. 4.« ترتیب خلاصة الاقوال» علامه حلّی در علم رجال. 5.«ترجمه نجاة العباد»، رساله عملیة استادش صاحب جواهر، به فارسی؛ 6.« الخزائن فی الفقه»، در اصول فقه. 7.« بساتین الریاحین»، در اصول فقه؛8.« الریاحین»، در فقه استدلالی « الرسالة الاحمدیة».
از آیت الله حسین آبادی هفت اولاد ذکور باقی ماند که سه نفر از آن ها به نامهای شیخ احمد مجتهد بیدآبادی، شیخ محمدعلی شاه آبادی و میرزا علی محمد شریف موفق به تحصیل علوم اسلامی و نیل به درجات عالی علمی گردیدند.
میرزا محمّد جواد پس از حدود شش سال اقامت در تهران تصمیم به زیارت کربلای معلّی گرفت و به اصرار بستگان خود از جمله فرزند بزرگش میرزا احمد مجتهد بیدآبادی به اصفهان رفت تا پس از صلة ارحام به عتبات عالیات مشرف شود، ولی در اصفهان دچار بیماری شد و پس از دو سال اقامت در آنجا در ذی القعدة 1312ق به عالم بقا رحلت نمود.
مدفن ایشان در سردابة واقع در صحن جنوبی تکیة مادرشاهزاده در قبری که حاج شیخ محمّد باقر نجفی برای خود مهیا نموده بود، قرار دارد و فاقد سنگ نوشته است.


مشروح زندگی نامه

میرزا محمّد جواد حسین آبادی در حدود سال 1232 ق در شهر اصفهان متولّد شد. پدرش میرزا محمّد حسن نام داشت که دارای خطی بسیار زیبا بود و عمدتاً به کتابت قرآن کریم و متون اسلامی و نیز تابلوهای خطی اشتغال داشت.
میرزا محمدجواد مقدمات علوم را در اصفهان گذرانید و سپس علی رغم مشکلات فراوان جهت ادامة تحصیل به نجف اشرف عزیمت نمود. او دوران تحصیل خود را با فقری طاقت سوز و نهایت عسرت و مشقت به پایان برد و به درجات عالی علم و فضیلت نایل گردید. نقل است که در آن ایام، زمانی کفش های ایشان گم شد و او مدت های زیادی بدون کفش راه می رفت و استطاعت تهیه کفش دیگری را نداشت. همچنین از حاج ملا علی کنی تهرانی، که با ایشان هم دوره بوده، نقل است که ایشان فرموده بود: من و میرزا محمّد جواد اکثر شب ها در حجره هایمان گرسنه می خوابیدیم.
میرزا محمّد جواد در نجف اشرف از شاگردان مبرّز و مورد توجه شیخ محمد حسن نجفی، صاحب جواهر، و سید ابراهیم قزوینی، صاحب ضوابط الاصول، بود و از صاحب جواهر به دریافت دو اجازة اجتهاد و نقل روایت نایل گردید. او پس از آن به اصفهان بازگشت و به تألیف و تدریس و انجام وظایف دینی و اجتماعی پرداخت.
میرزا محمّد جواد از فقهای بزرگ زمان و عالمی غیور، متعصب در امر دین و مروّج شریعت و در عین حال زاهد، با ورع و صاحب اخلاق ستوده و صفات پسندیده بود.
صاحب جواهر در اجازة اجتهادی که برای او نگاشته، وی را فرزند و نور چشمان خود دانسته (همان، ص17) و می نویسد:« انه ممن اختاره الله تعالی شأنه و سبحانه علما للشیعة و کهفا للشریعة، فوهبه الملکة القدسیة و المحنة الربانیة المسماة بالاجتهاد، مقرونة بالرشاد و السداد؛ فهو حینئذ مقبول الفتوی نافذ الحکم و الراد علیه کالراد علی الله و علی رسوله و الائمه المیامین الطیبین الطاهرین... ».
میرزا محمدباقر خوانساری صاحب « روضات الجنات » در اجازه ای که برای شیخ احمد مجتهد بیدآبادی نگاشته، از پدرش، آیت الله میرزا محمد جواد، با عنوان : « البارع العلامة والفقیه الفهامة » یاد کرده است.
و همچنین میرزا محمدهاشم چهارسوقی نیز در اجازة اجتهاد شیخ احمد، پدر او را :« مولانا الاجل الافخم الفقیه النبیه العلامه المیرزا محمد جواد » نموده است.
میرزا محمّد جواد در سال 1304ق از طرف ناصرالدین شاه از اصفهان به تهران فرا خوانده شد و چندین سال در آن شهر به حالت تبعید به سر برد. ظاهراً علت تبعید ایشان اقامة حدود شرعی در اصفهان بوده که موجب خشم ناصرالدین شاه گردیده است.
وی در تهران به اقامة جماعت می پرداخت و در عین حال به وظایف دینی خود عمل می نمود. گویند: « در بین راه ایشان تا مسجدی که در آن اقامه جماعت می کرد یک مشروب سازی قرار داشت که متعلق به فردی ارمنی بود و مشروب های دربار قاجار از آنجا تأمین می شد. روزی ایشان به اتفاق جمعی از نمازگزاران وارد آنجا شد و خود خمره های بزرگ مشروب را در چاه خالی می کند و مردم نیز بقیة شراب ها را خالی می کنند».
از شاگردان این فقیه تنها چهار نفر را می شناسیم که عبارتند از: شیخ احمد مجتهد بیدآبادی، فرزندانش؛ شیخ محمّد علی شاه آبادی، سید هدایت الله چهارسوقی (م:1345ق) فرزند صاحب روضات و حجت الاسلام سید حسن فانی یزدی، واعظ محدث خبیر (م:1338ق) نیز از میرزا محمّد جواد اجازة نقل حدیث دریافت کرده و متن آن را در پایان کتاب فلاح الایمان و زناد الاشجان (چاپ سنگی) آورده است.
تألیفات بسیار زیادی از میرزا محمّد جواد به یادگار مانده است.
وی در اجازة اجتهادی که برای فرزندش، شیخ احمد مجتهد بیدآبادی نگاشته، دربارة تألیفات خود می گوید:« تعداد آنان به قدری زیاد است که اگر تصریح به آن نماید ممکن است دیگران نگارش این تعداد را به دست یک نفر نپذیرفته و منکر آن شوند».
وی تا پایان عمر به تألیف و تصنیف اشتغال داشته و با نشاطی عجیب از هر فرصت ممکن برای نگارش آثار علمی خود بهره می برده؛ چنانچه « تربیت خلاصة الاقوال » را در سن هشتاد سالگی، هنگامی که به امراض گوناگون مبتلا بوده نگاشته است.
وی می نویسد: « این ترتیب را در مجامع جلساتی که امکان مطالعه و تفکر فراهم نبوده، فراهم آورده است. چرا که نگارش آن محتاج فکر و فراغت بال نبوده است»
از این جملات برمی آید که میرزا محمدجواد از لحظه لحظة عمر خود استفادة کامل را برده و دایماً به تفکر و تأمل در مسائل عمومی اشتغال داشته است .
نکتة مهم تر این که علاقة او به علم و تألیف موجب کناره گیری او از اجتماع نمی شده و انجام وظایف اجتماعی و شرکت در جلسات عمومی نیز مانع کارهای علمی او نبوده است .
برخی از تألیفات ایشان عبارتند از:1.« بحر البکاء فی مصائب المعصومین النجباء»، این کتاب در چهار مجلد به شرح ذیل بوده است. جلد اول، شامل سی مجلس در تفسیر سورة فاتحه الکتاب و جلد دوم، در تفسیر سورة یوسف وجلد سوم، در تفسیر سورة واقعه و جلد چهارم، در احوال حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) موسوم به بحر البکاء الفاطمیة؛ 2.« السراج الوهّاج »، در شرح کتاب «نتائج الافکار» استادش آیت الله سید ابراهیم قزوینی، در اصول فقه. 3.« کنوز اللئالی»، در اصول فقه. 4.« ترتیب خلاصة الاقوال» علامه حلّی در علم رجال. 5.«ترجمه نجاة العباد»، رساله عملیة استادش صاحب جواهر، به فارسی؛ 6.« الخزائن فی الفقه»، در اصول فقه. 7.« بساتین الریاحین»، در اصول فقه؛8.« الریاحین»، در فقه استدلالی « الرسالة الاحمدیة».
از آیت الله حسین آبادی هفت اولاد ذکور باقی ماند که سه نفر از آن ها به نامهای شیخ احمد مجتهد بیدآبادی، شیخ محمدعلی شاه آبادی و میرزا علی محمد شریف موفق به تحصیل علوم اسلامی و نیل به درجات عالی علمی گردیدند.
میرزا محمّد جواد پس از حدود شش سال اقامت در تهران تصمیم به زیارت کربلای معلّی گرفت و به اصرار بستگان خود از جمله فرزند بزرگش میرزا احمد مجتهد بیدآبادی به اصفهان رفت تا پس از صلة ارحام به عتبات عالیات مشرف شود، ولی در اصفهان دچار بیماری شد و پس از دو سال اقامت در آنجا در ذی القعدة 1312ق به عالم بقا رحلت نمود.
مدفن ایشان در سردابة واقع در صحن جنوبی تکیة مادرشاهزاده در قبری که حاج شیخ محمّد باقر نجفی برای خود مهیا نموده بود، قرار دارد و فاقد سنگ نوشته است.

شکستن شیشه های شراب

میرزا محمّد جواد در سال 1304ق از طرف ناصرالدین شاه از اصفهان به تهران فرا خوانده شد و چندین سال در آن شهر به حالت تبعید به سر برد. ظاهراً علت تبعید ایشان اقامة حدود شرعی در اصفهان  بوده که موجب خشم ناصرالدین شاه گردیده است.

وی در تهران به اقامة جماعت می­پرداخت و در عین حال به وظایف دینی خود عمل می­نمود. گویند: « در بین راه ایشان تا مسجدی که در آن اقامه جماعت می کرد یک مشروب سازی قرار داشت که متعلق به فردی ارمنی بود و مشروب­های دربار قاجار از آنجا تأمین می شد. روزی ایشان به اتفاق جمعی از نمازگزاران وارد آنجا شد و خود خمره­های بزرگ مشروب را در چاه خالی می­کند و مردم نیز بقیة شراب­ها را خالی می­کنند»

سختی و مشقت در راه تحصیل علم

میرزا محمدجواد مقدمات علوم را در اصفهان گذرانید و سپس علی­رغم مشکلات فراوان جهت ادامة تحصیل به نجف اشرف عزیمت نمود. او دوران تحصیل خود را با فقری طاقت سوز و نهایت عسرت و مشقت به پایان برد و به درجات عالی علم و فضیلت نایل گردید. نقل است که در آن ایام، زمانی کفش­های ایشان گم شد و او مدت های زیادی بدون کفش راه می­رفت و استطاعت تهیه کفش دیگری را نداشت. همچنین از حاج ملا علی کنی تهرانی، که با ایشان هم دوره بوده، نقل است که ایشان فرموده بود: من و میرزا محمّد جواد اکثر شب­ها در حجره هایمان گرسنه می­خوابیدیم.