شیخ محمدتقی رازی

شیخ محمدتقی رازی

شهرت :

شیخ محمدتقی رازی
تاریخ وفات :
15/10/1248
مزار :
تکیه مادر شاهزاده
زمینه فعالیت :
فقیه و مجتهد,عالم ربانی,محقق

شیخ محمّد تقی رازی
عالم ربانی و فقیه صمدانی، محقق مدقق و اصولی نامدار، فرزند محمّد رحیم بیک فرزند محمّد قلی بیک استاجلو، اهل ایوان کی از بلوک ورامین است. پدر محمدقلی بیک، میرزا مهدی مأمور تعمیر صحن و تذهیب قبّة نجف اشرف و تذهیب گنبد کربلا از طرف نادرشاه بود و اسم او در یکی از کتیبه های صحن نجف اشرف نوشته شده است. بنا بر قولی، میرزا مهدی از اهل فلوجه، از دهات بغداد، بوده که در زمان استیلای نادرشاه بر عراق، به تهران کوچانده شده اند. محمد رحیم بیک (م: 1217ق در نجف اشرف ) در ایوان کی حاکم بوده؛ ولی آن را ترک کرده و با اهل و اولاد به عتبات عالیات مشرف شده و در کربلای معلی سکونت نمود. محمدرحیم از دختر الله وردی بیک حاکم کرمانشاه دو پسر آورد که یکی شیخ محمّد تقی رازی، و دیگری شیخ محمّد حسین حایری، صاحب کتاب« الفصول الغرویة» در علم اصول است. وی دارای دو دختر نیز بود که دختر بزرگ او زن آقا احمد کرمانشاهی، فرزند آقا محمّد علی بهبهانی، است.
از تحصیلات مقدماتی و متوسط علامه رازی اطلاعی نداریم. وی تحصیلات عالیة خود را ابتدا در کربلای معلی نزد آقا محمّد باقر وحید بهبهانی خواند و در ادامه در نجف اشرف از شیخ جعفر نجفی کاشف الغطاء، سید محمّد مهدی بحر العلوم، سید علی طباطبایی حایری، سید محسن اعرجی کاظمی، شیخ اسدالله کاظمی دزفولی و شیخ احمد احسایی استفاده نمود و مورد توجه اساتید خود به خصوص شیخ الطائفة شیخ جعفر کاشف الغطاء نجفی قرار گرفت و به پیشنهاد این استاد با یکی از دختران با فضیلت او ازدواج نمود .
هشت سال پس از ازدواج، به ایران مهاجرت نمود و در اصفهان ساکن شد. نوشته اند: وی مبتلا به ضعف قلب بود و از دیدن آلات جنگ، متوحش می گردید. با این وصف، در زمان حمله وهابیه به نجف اشرف کمال کوشش را نمود و سپس جهت معالجه به ایران مهاجرت کرد.
او ابتدا به مشهد مقدس رضوی مشرف شد. در آنجا میرزا داود خراسانی فرزند حاج میرزا مهدی خراسانی (مشهور به شهید رابع ) او را میهمانی نمود و به مدت شش ماه نزد او به تحصیل پرداخت و قرض های او را که حدود یک هزار تومان بود، ادا نمود.
وی از مشهد مقدس به یزد رفت و پس از مدتی به اصفهان آمد. ابتدا در مسجد ایلچی واقع در محلة احمدآباد اقامة جماعت و تدریس نمود. سپس به محلة حصارلله بیک واقع در جنوب غربی مسجد شاه ( مسجد امام فعلی ) نقل مکان کرد و تا آخر عمر در آن مسجد به اقامة جماعت و تدریس پرداخت.
در آن زمان ریاست دینی اصفهان بر عهدة سید محمد باقر شفتی، حاج محمد ابراهیم کلباسی و امام جمعه بود و علمای بسیاری نیز تحت الشعاع آنان در این شهر می زیستند.
چندی پس از ورود شیخ به اصفهان و تشکیل جلسة درس، شهرت و آوازه علم و فضیلت او سراسر ایران را فرا گرفت و طالبان علم از هر سو برای استفاده از محضر پربار او روی به اصفهان نهادند، سید حسن صدر به نقل از پدر خود، تعداد حاضرین در مجلس درس علامه رازی را حدود چهارصد نفر ذکر کرده است.
علامه رازی از اکابر و فحول علمای امامیه در قرن سیزدهم هجری است که به نوشتة شاگردش، میرزا محمّد باقر چهار سوقی: « در فقه و اصول بر تمام علمای زمان خود برتری داشته؛ بالخصوص در اصول فقه دارای تبحّری بی نهایت و گویا طینت او از افکار دقیقه و انظار عمیقه سرشته بوده است».
شیخ محمد تقی در تمام مدت عمر گرفتار فقر و پریشانی و اختلال معاش بود ولی با کمال عفت و مناعت می زیست. در یکی از سفرهای فتحعلی شاه به اصفهان، روزی از تالار عالی قاپو طلاب زیادی را مشاهده کرد که از مسجد شاه به سمت میدان بیرون می آمدند، سبب جمعیت را پرسید، عبدالله خان امین الدوله سبب اجتماع را حضور در درس شیخ بیان نمود و با توضیحی کامل از شیخ و بی بضاعتی او، دستخط واگذاری قریة شهاب آباد لنجان را جهت مدد معاش شیخ به امضای شاه رساند؛ ولی شیخ هنوز از محصول آن مزرعه نچشیده، در نیمه شوال 1248ق وفات نمود.
شهرت و اهمیت وجود شیخ در زمان حیات به علم و تقوای او بود که در مجلس درسش حدود چهارصد نفر طلبة فاضل حاضر می شدند و پس از وفاتش تا به امروز شرح محققانه و بی نظیر وی، « معالم الاصول »، یکی از مهم ترین کتب علم اصول فقه شیعه به شمار می رود.
آخوند ملا عبد الکریم گزی در « تذکرة القبور» می نویسد: جلالت شأن و مقام آن بزرگوار در علم و عمل محتاج به بیان نیست. مجاهدات و ریاضات و کمالات نفس آن بزرگوار و بعضی استبصارات و ختومات از او در نزد اهل معرفت معروف است.
به نوشتة نوادة او محمّد باقر الفت: « وی یک قسم از میل و مذاق عرفانی و اشتغال به سیر و سلوک طریقت نیز داشته و نسبت به شخصی از مردان راه، موسوم به درویش کافی که سیدی گوشه نشین در قصبة نجف آباد بوده، ارادت می ورزیده است».
الفت می نویسد: « شرح طریقت و احوال زندگانی درویش مزبور را کاملاً نمی دانم، این قدر معلوم است که او سیدی به جلالت قدر معروف، ساکن نجف آباد بوده، اولادش هنوز در آن حدود هستند. شیخ محمّد تقی همه هفته از شب پنج شنبه تا عصر جمعه را محض ملاقات این درویش به نجف آباد می رفته. انس و الفت این دو نفر به یکدیگر، یعنی طرز ارادت کیشی یک نفر مجتهد زمان نسبت به یک درویش بی سواد هنوز بر زبان ها به غرابت یاد می شود؛ بلکه از قرار مذکور حاج سید محمّد باقر رشتی نیز در خفیه از جمله ارادت کیشان این درویش بوده ».
علاقه مندی شیخ محمّدتقی به مراتب سیر و سلوک در حدی بوده که بعضی از کتاب های شیخ عطار را به خط خود نوشته است.
الفت می گوید: « نظر به این که درویش مرقوم را جز یک نفر عابد گوشه نشین نیافته ایم، مریدان او را اهل طریقت نمی توان شمرد. بلی تصدیق می کنم که بعد از شیخ محمّدتقی، اولادش اغلب میل به سیر و سلوک می نموده اند».
حاج شیخ حسنعلی اصفهانی نخودکی نیز مقامات بلند معنوی درویش کافی و ارادت این دو مجتهد بزرگ به او را تأیید کرده و می نویسد: « در این اواخر شاه کافی ظهور نمود که مثل شیخ محمّد تقی صاحب حاشیه و ملا علی اکبر اژه ای حلقة ارادت او را به گوش داشتند».
میرسید علی جناب در مورد شاه کافی می نویسد: « اسم او درویش حسن معروف به شاه کافی. خانوادة او از اهل چهارمحال بختیاری و لر بوده اند. مهاجرت به نجف آباد کرده و در آن جا توطن جستند. درویش حسن مشهور به درویش کافی، طرف ارادت شیخ محمدتقی سرسلسله مشایخ نجفی و ائمة کنونی مسجد شاه بود. سبب این ارادت را بعضی، علاوه بر مکارم اخلاق درویش کافی، پاره ای خوارق عادات دانسته اند که شیخ محمدتقی از او مشاهده نموده است. درویش کافی بی آلایش زندگانی می کرد و به همین سبب خود را درویش می نامید. غالباً اشخاصی که با او ملاقات می کرده اند برای ملکات پسندیده و گفتارهای معقولانه به او ارادت پیدا می کردند».
آثار؛ علامه رازی سراسر عمر پر برکتش را وقف تحصیل، تدریس و تألیف نمود و در این راه آثار ارزشمندی از خود به یادگار گذاشت.
1- « هدایة المسترشدین » در شرح اصول« معالم الدین »؛ معروف ترین تألیف او و از منابع مهم اصول فقه شیعه در مباحث الفاظ.
محدث نوری می گوید: « این کتاب در بین کتب اصول همچون فصل بهار در بین فصول است».
آخوند گزی می نویسد: « در میان علما، حاشیة شیخ و حاشیة مطلق که گویند، این کتاب است. بس است در بلندی تحقیق و بلندی تبحر ذهن و فکر او، که می توان گفت اکثر تحقیقات اصولیه این زمانها در پیش علما مأخوذ از آن بزرگوار است»؛
2-« تبصرة الفقهاء»، فقه استدلالی ارزشمندی است. این کتاب شامل بخش اعظم کتاب الطهارة و بحث اوقات صلات و بخشی از کتاب زکات و بیع است و اخیرا در قم به چاپ رسیده است.
3- « تقریرات علامه سید مهدی بحر العلوم»، در شرح طهارت از کتاب وافی علامه فیض کاشانی؛
4-« رساله صلاتیه » در احکام نماز به فارسی که رسالة عملیه ایشان است؛
5- « رساله در عدم مفطر بودن تن برای روزه دار»؛
6 - « رساله در فساد شرط ضمن العقد»؛
7-« زبدةالاقارن»، در فقه و تاریخ به زبان فارسی؛
محضر درس علامه رازی با شکوه ترین درس آن زمان در تمامی حوزه های علمیة شیعه بود. صاحب «روضات الجنات» که از استاد خویش علامه رازی به استاد الکّل فی الکّل تعبیر نموده با تصریح به این که نزدیک به سیصد نفر از فضلا و بزرگان در مجلس درس او حاضر می شدند.
برخی از شاگردان ایشان عبارتند از:
ملا احمد خوانساری؛ حاج ملا حسینعلی تویسرکانی ؛ شیخ محمّد حسین اصفهانی حائری؛ ملا زین العابدین گلپایگانی؛ حاج ملا علی قزوینی زنجانی؛ میرزا محمّد باقر چهار سوقی، صاحب روضات الجنات؛ شیخ محمّد طهرانی؛ میر سید حسن مدرس؛ ملا محمد باقر شکی؛ شیخ محمدتقی گلپایگانی؛ سید جواد رضوی؛ مولی محمدتقی هروی؛ میرزا محمدحسن شیرازی؛ سید محمدحسن مجتهد موسوی؛ حاج ملا محمدصادق قمی؛ سید محمد شهشهانی.
علامه نجفی پس از سال ها تلاش علمی و ریاضت و مجاهده و تدریس و تألیف در روز جمعه 15 شوال 1248ق وفات یافت و حاج محمد ابراهیم کلباسی بر او نماز گذارد و در بقعة تکیة مادرشاهزاده به خاک سپرده شد. گفته شده که شاهزاده سیف الدوله که در اعزاز و اکرام آن بزرگوار دقیقه ای کوتاه نمی نمود و در ایام تعزیه اش مخارج بسیار کرده، نعش او را در مزار تخت فولاد در تکیة والده خود دفن نمود.
قبر شیخ محمّد تقی بر سکوی بزرگ مجللی با سنگ های مرمر سفید یک پارچه بسیار عالی است. سنگ لوح شیخ، قطعة هجده بیتی ماده تاریخ وفات وی به طبع و خط ملا محمّد حسین ضیاء اصفهانی (شاعر، خطاط و ریاضیدان معروف اصفهان در عصر خود) است.
حجاری این سنگ از کارهای برجسته استاد محمّد رضا بن محمّد علی حجار اصفهانی است که پدر و پسر هر دو از اساتید نامی عهد خود بوده اند.
علامه میرزا محمد باقر چهارسوقی بیست بیت در مرثیة وفات وی سروده است و در آخر تاریخ آن را چنین آورده:
طابت ثراه کما اتی تاریخه/ طارت کراک الی نعیم السرمدی
شیخ محمّد تقی از نسمه خاتون دختر شیخ جعفر کاشف الغطاء دارای یک فرزند پسر و دو دختر بوده است. حاج شیخ محمّد باقر نجفی تنها فرزند پسر او است.
حاج میرزا حسن خان جابری می نویسد که: « آن بزرگوار بهار علم و عمل و در اعلای لوای شریعت به حدّی ساعی بود که مزیدی متصور نبود. در ریاستش بر مسند شرع، قاطبه مردم به راحت گذراندند. قحطی 1288ق که آدم خوری باب گشت، املاک خود را فروخته و جان فقرا را خریده؛ با آن همه جلال قدر، اگر جزئی بدعتی از دولت امر می شد، به رفعش رهسپار دار الخلافه گردیده، سفر آخر که به عتبات مشرف آمد سال 1301ق به رحمت الهی نایل گردید؛ بیست هزار تومان قرض و علمای عاملین و ذکر مخلّد از آن بزرگوار مخلف ماند».
دختران شیخ محمّد تقی، یکی شهربانو همسر عالم فاضل شیخ محمّد طهرانی خواهر زاده و شاگرد اوست که از علما و مدرسین بزرگ تهران بوده است. دختر دیگر شیخ را حاجی عبدالکریم شیرازی تزویج کرد و از او صاحب فرزندی به نام شیخ محمد حسین شد که در تکیه مادر شاهزاده مدفون است.


مشروح زندگی نامه

شیخ محمّد تقی رازی
عالم ربانی و فقیه صمدانی، محقق مدقق و اصولی نامدار، فرزند محمّد رحیم بیک فرزند محمّد قلی بیک استاجلو، اهل ایوان کی از بلوک ورامین است. پدر محمدقلی بیک، میرزا مهدی مأمور تعمیر صحن و تذهیب قبّة نجف اشرف و تذهیب گنبد کربلا از طرف نادرشاه بود و اسم او در یکی از کتیبه های صحن نجف اشرف نوشته شده است. بنا بر قولی، میرزا مهدی از اهل فلوجه، از دهات بغداد، بوده که در زمان استیلای نادرشاه بر عراق، به تهران کوچانده شده اند. محمد رحیم بیک (م: 1217ق در نجف اشرف ) در ایوان کی حاکم بوده؛ ولی آن را ترک کرده و با اهل و اولاد به عتبات عالیات مشرف شده و در کربلای معلی سکونت نمود. محمدرحیم از دختر الله وردی بیک حاکم کرمانشاه دو پسر آورد که یکی شیخ محمّد تقی رازی، و دیگری شیخ محمّد حسین حایری، صاحب کتاب« الفصول الغرویة» در علم اصول است. وی دارای دو دختر نیز بود که دختر بزرگ او زن آقا احمد کرمانشاهی، فرزند آقا محمّد علی بهبهانی، است.
از تحصیلات مقدماتی و متوسط علامه رازی اطلاعی نداریم. وی تحصیلات عالیة خود را ابتدا در کربلای معلی نزد آقا محمّد باقر وحید بهبهانی خواند و در ادامه در نجف اشرف از شیخ جعفر نجفی کاشف الغطاء، سید محمّد مهدی بحر العلوم، سید علی طباطبایی حایری، سید محسن اعرجی کاظمی، شیخ اسدالله کاظمی دزفولی و شیخ احمد احسایی استفاده نمود و مورد توجه اساتید خود به خصوص شیخ الطائفة شیخ جعفر کاشف الغطاء نجفی قرار گرفت و به پیشنهاد این استاد با یکی از دختران با فضیلت او ازدواج نمود .
هشت سال پس از ازدواج، به ایران مهاجرت نمود و در اصفهان ساکن شد. نوشته اند: وی مبتلا به ضعف قلب بود و از دیدن آلات جنگ، متوحش می گردید. با این وصف، در زمان حمله وهابیه به نجف اشرف کمال کوشش را نمود و سپس جهت معالجه به ایران مهاجرت کرد.
او ابتدا به مشهد مقدس رضوی مشرف شد. در آنجا میرزا داود خراسانی فرزند حاج میرزا مهدی خراسانی (مشهور به شهید رابع ) او را میهمانی نمود و به مدت شش ماه نزد او به تحصیل پرداخت و قرض های او را که حدود یک هزار تومان بود، ادا نمود.
وی از مشهد مقدس به یزد رفت و پس از مدتی به اصفهان آمد. ابتدا در مسجد ایلچی واقع در محلة احمدآباد اقامة جماعت و تدریس نمود. سپس به محلة حصارلله بیک واقع در جنوب غربی مسجد شاه ( مسجد امام فعلی ) نقل مکان کرد و تا آخر عمر در آن مسجد به اقامة جماعت و تدریس پرداخت.
در آن زمان ریاست دینی اصفهان بر عهدة سید محمد باقر شفتی، حاج محمد ابراهیم کلباسی و امام جمعه بود و علمای بسیاری نیز تحت الشعاع آنان در این شهر می زیستند.
چندی پس از ورود شیخ به اصفهان و تشکیل جلسة درس، شهرت و آوازه علم و فضیلت او سراسر ایران را فرا گرفت و طالبان علم از هر سو برای استفاده از محضر پربار او روی به اصفهان نهادند، سید حسن صدر به نقل از پدر خود، تعداد حاضرین در مجلس درس علامه رازی را حدود چهارصد نفر ذکر کرده است.
علامه رازی از اکابر و فحول علمای امامیه در قرن سیزدهم هجری است که به نوشتة شاگردش، میرزا محمّد باقر چهار سوقی: « در فقه و اصول بر تمام علمای زمان خود برتری داشته؛ بالخصوص در اصول فقه دارای تبحّری بی نهایت و گویا طینت او از افکار دقیقه و انظار عمیقه سرشته بوده است».
شیخ محمد تقی در تمام مدت عمر گرفتار فقر و پریشانی و اختلال معاش بود ولی با کمال عفت و مناعت می زیست. در یکی از سفرهای فتحعلی شاه به اصفهان، روزی از تالار عالی قاپو طلاب زیادی را مشاهده کرد که از مسجد شاه به سمت میدان بیرون می آمدند، سبب جمعیت را پرسید، عبدالله خان امین الدوله سبب اجتماع را حضور در درس شیخ بیان نمود و با توضیحی کامل از شیخ و بی بضاعتی او، دستخط واگذاری قریة شهاب آباد لنجان را جهت مدد معاش شیخ به امضای شاه رساند؛ ولی شیخ هنوز از محصول آن مزرعه نچشیده، در نیمه شوال 1248ق وفات نمود.
شهرت و اهمیت وجود شیخ در زمان حیات به علم و تقوای او بود که در مجلس درسش حدود چهارصد نفر طلبة فاضل حاضر می شدند و پس از وفاتش تا به امروز شرح محققانه و بی نظیر وی، « معالم الاصول »، یکی از مهم ترین کتب علم اصول فقه شیعه به شمار می رود.
آخوند ملا عبد الکریم گزی در « تذکرة القبور» می نویسد: جلالت شأن و مقام آن بزرگوار در علم و عمل محتاج به بیان نیست. مجاهدات و ریاضات و کمالات نفس آن بزرگوار و بعضی استبصارات و ختومات از او در نزد اهل معرفت معروف است.
به نوشتة نوادة او محمّد باقر الفت: « وی یک قسم از میل و مذاق عرفانی و اشتغال به سیر و سلوک طریقت نیز داشته و نسبت به شخصی از مردان راه، موسوم به درویش کافی که سیدی گوشه نشین در قصبة نجف آباد بوده، ارادت می ورزیده است».
الفت می نویسد: « شرح طریقت و احوال زندگانی درویش مزبور را کاملاً نمی دانم، این قدر معلوم است که او سیدی به جلالت قدر معروف، ساکن نجف آباد بوده، اولادش هنوز در آن حدود هستند. شیخ محمّد تقی همه هفته از شب پنج شنبه تا عصر جمعه را محض ملاقات این درویش به نجف آباد می رفته. انس و الفت این دو نفر به یکدیگر، یعنی طرز ارادت کیشی یک نفر مجتهد زمان نسبت به یک درویش بی سواد هنوز بر زبان ها به غرابت یاد می شود؛ بلکه از قرار مذکور حاج سید محمّد باقر رشتی نیز در خفیه از جمله ارادت کیشان این درویش بوده ».
علاقه مندی شیخ محمّدتقی به مراتب سیر و سلوک در حدی بوده که بعضی از کتاب های شیخ عطار را به خط خود نوشته است.
الفت می گوید: « نظر به این که درویش مرقوم را جز یک نفر عابد گوشه نشین نیافته ایم، مریدان او را اهل طریقت نمی توان شمرد. بلی تصدیق می کنم که بعد از شیخ محمّدتقی، اولادش اغلب میل به سیر و سلوک می نموده اند».
حاج شیخ حسنعلی اصفهانی نخودکی نیز مقامات بلند معنوی درویش کافی و ارادت این دو مجتهد بزرگ به او را تأیید کرده و می نویسد: « در این اواخر شاه کافی ظهور نمود که مثل شیخ محمّد تقی صاحب حاشیه و ملا علی اکبر اژه ای حلقة ارادت او را به گوش داشتند».
میرسید علی جناب در مورد شاه کافی می نویسد: « اسم او درویش حسن معروف به شاه کافی. خانوادة او از اهل چهارمحال بختیاری و لر بوده اند. مهاجرت به نجف آباد کرده و در آن جا توطن جستند. درویش حسن مشهور به درویش کافی، طرف ارادت شیخ محمدتقی سرسلسله مشایخ نجفی و ائمة کنونی مسجد شاه بود. سبب این ارادت را بعضی، علاوه بر مکارم اخلاق درویش کافی، پاره ای خوارق عادات دانسته اند که شیخ محمدتقی از او مشاهده نموده است. درویش کافی بی آلایش زندگانی می کرد و به همین سبب خود را درویش می نامید. غالباً اشخاصی که با او ملاقات می کرده اند برای ملکات پسندیده و گفتارهای معقولانه به او ارادت پیدا می کردند».
آثار؛ علامه رازی سراسر عمر پر برکتش را وقف تحصیل، تدریس و تألیف نمود و در این راه آثار ارزشمندی از خود به یادگار گذاشت.
1- « هدایة المسترشدین » در شرح اصول« معالم الدین »؛ معروف ترین تألیف او و از منابع مهم اصول فقه شیعه در مباحث الفاظ.
محدث نوری می گوید: « این کتاب در بین کتب اصول همچون فصل بهار در بین فصول است».
آخوند گزی می نویسد: « در میان علما، حاشیة شیخ و حاشیة مطلق که گویند، این کتاب است. بس است در بلندی تحقیق و بلندی تبحر ذهن و فکر او، که می توان گفت اکثر تحقیقات اصولیه این زمانها در پیش علما مأخوذ از آن بزرگوار است»؛
2-« تبصرة الفقهاء»، فقه استدلالی ارزشمندی است. این کتاب شامل بخش اعظم کتاب الطهارة و بحث اوقات صلات و بخشی از کتاب زکات و بیع است و اخیرا در قم به چاپ رسیده است.
3- « تقریرات علامه سید مهدی بحر العلوم»، در شرح طهارت از کتاب وافی علامه فیض کاشانی؛
4-« رساله صلاتیه » در احکام نماز به فارسی که رسالة عملیه ایشان است؛
5- « رساله در عدم مفطر بودن تن برای روزه دار»؛
6 - « رساله در فساد شرط ضمن العقد»؛
7-« زبدةالاقارن»، در فقه و تاریخ به زبان فارسی؛
محضر درس علامه رازی با شکوه ترین درس آن زمان در تمامی حوزه های علمیة شیعه بود. صاحب «روضات الجنات» که از استاد خویش علامه رازی به استاد الکّل فی الکّل تعبیر نموده با تصریح به این که نزدیک به سیصد نفر از فضلا و بزرگان در مجلس درس او حاضر می شدند.
برخی از شاگردان ایشان عبارتند از:
ملا احمد خوانساری؛ حاج ملا حسینعلی تویسرکانی ؛ شیخ محمّد حسین اصفهانی حائری؛ ملا زین العابدین گلپایگانی؛ حاج ملا علی قزوینی زنجانی؛ میرزا محمّد باقر چهار سوقی، صاحب روضات الجنات؛ شیخ محمّد طهرانی؛ میر سید حسن مدرس؛ ملا محمد باقر شکی؛ شیخ محمدتقی گلپایگانی؛ سید جواد رضوی؛ مولی محمدتقی هروی؛ میرزا محمدحسن شیرازی؛ سید محمدحسن مجتهد موسوی؛ حاج ملا محمدصادق قمی؛ سید محمد شهشهانی.
علامه نجفی پس از سال ها تلاش علمی و ریاضت و مجاهده و تدریس و تألیف در روز جمعه 15 شوال 1248ق وفات یافت و حاج محمد ابراهیم کلباسی بر او نماز گذارد و در بقعة تکیة مادرشاهزاده به خاک سپرده شد. گفته شده که شاهزاده سیف الدوله که در اعزاز و اکرام آن بزرگوار دقیقه ای کوتاه نمی نمود و در ایام تعزیه اش مخارج بسیار کرده، نعش او را در مزار تخت فولاد در تکیة والده خود دفن نمود.
قبر شیخ محمّد تقی بر سکوی بزرگ مجللی با سنگ های مرمر سفید یک پارچه بسیار عالی است. سنگ لوح شیخ، قطعة هجده بیتی ماده تاریخ وفات وی به طبع و خط ملا محمّد حسین ضیاء اصفهانی (شاعر، خطاط و ریاضیدان معروف اصفهان در عصر خود) است.
حجاری این سنگ از کارهای برجسته استاد محمّد رضا بن محمّد علی حجار اصفهانی است که پدر و پسر هر دو از اساتید نامی عهد خود بوده اند.
علامه میرزا محمد باقر چهارسوقی بیست بیت در مرثیة وفات وی سروده است و در آخر تاریخ آن را چنین آورده:
طابت ثراه کما اتی تاریخه/ طارت کراک الی نعیم السرمدی
شیخ محمّد تقی از نسمه خاتون دختر شیخ جعفر کاشف الغطاء دارای یک فرزند پسر و دو دختر بوده است. حاج شیخ محمّد باقر نجفی تنها فرزند پسر او است.
حاج میرزا حسن خان جابری می نویسد که: « آن بزرگوار بهار علم و عمل و در اعلای لوای شریعت به حدّی ساعی بود که مزیدی متصور نبود. در ریاستش بر مسند شرع، قاطبه مردم به راحت گذراندند. قحطی 1288ق که آدم خوری باب گشت، املاک خود را فروخته و جان فقرا را خریده؛ با آن همه جلال قدر، اگر جزئی بدعتی از دولت امر می شد، به رفعش رهسپار دار الخلافه گردیده، سفر آخر که به عتبات مشرف آمد سال 1301ق به رحمت الهی نایل گردید؛ بیست هزار تومان قرض و علمای عاملین و ذکر مخلّد از آن بزرگوار مخلف ماند».
دختران شیخ محمّد تقی، یکی شهربانو همسر عالم فاضل شیخ محمّد طهرانی خواهر زاده و شاگرد اوست که از علما و مدرسین بزرگ تهران بوده است. دختر دیگر شیخ را حاجی عبدالکریم شیرازی تزویج کرد و از او صاحب فرزندی به نام شیخ محمد حسین شد که در تکیه مادر شاهزاده مدفون است.

توصیف استاد همایی از شیخ محمدتقی رازی

وى به تمام معنى روحانى متفقّه متزهّد بود و با کمال فقر و قناعت به سر مى‏برد و از مال دنیا غیر از خانه محقّر خشت و گل و کتابخانه اى مختصر هیچ نداشت. فتحعلى شاه در سفرهایى که به اصفهان مى‏آمد از قبیل سال 1245 عهد حکومت سیف الدوله که وى به اتفاق آخوند ملا على نورى حکیم معروف، تا قریه گز سه فرسنگى اصفهان به استقبال شاه رفتند و فتحعلى شاه شش روز در اصفهان متوقف بود و از آن جا روانه فارس گردید. شهرت شیخ محمد تقى را شنیده و به مقام و منزلتش پى برده، او را پسندیده و به دیدارش راغب شده بود. تا در سال 1247 یک سال قبل از وفات شیخ، باز سفرى به اصفهان آمد و در همان کلبه فقیرانه به دیدن وى رفت و براى این که پیرمرد عالم را از زحمت فقر نجات بدهد مزرعه شاه آباد درچه پیاز لنجان را از خالصه دولت بدو بخشید؛ اما شیخ از محصول این ملک نخورد