سید علی اکبر پرورش

سید علی اکبر پرورش

شهرت :

سید علی اکبر پرورش
تاریخ وفات :
1392/10/06
مزار :
تکیه شهدا
زمینه فعالیت :
سیاستمدار,نویسنده,محقق

فرزند سید حسین، متولد 1321ش، از پیشتازان نهضت امام خمینی، فعال سیاسی و نویسنده محقق. پس از تحصیلات دبیرستان، در دوره دانشسرای عالی شرکت نموده و تا مقطع کارشناسی ارشد در رشته ادبیات و کارآموزی دبیری ادامه داد. فعالیت های فرهنگی دینی خود را در کسوت افسر وظیفه در اصطهبان و نیریز دنبال کرد، که با استقبال فوق العاده مردم روبرو شد و به همین دلیل اطلاعات شهربانی کل کشور وی را از هرگونه سخنرانی تا پایان خدمت وظیفه منع کرد. از سال 1347تا 1357ش همزمان با اشتغال در آموزش و پرورش اصفهان، فعالیت های فرهنگی، سیاسی گسترده ای را در اصفهان و دیگر شهرها دنبال نمود. از سال1350ش با چند سازمان نظامی و سیاسی انقلابی ارتباط برقرار نمود و ارتباطات خود با یاران امام خمینی به ویژه شهید بهشتی و شهید آیت، گسترش داد. در سال های56 و 57 مدتی به زندان افتاد. پس از آزادی به همراه عده ای از فرهنگیان اقدام به تأسیس جامعه معلمان اصفهان نمود که در سازماندهی اعتصابات و تظاهرات فرهنگیان استان نقش به سزایی داشت. با پیروزی انقلاب اسلامی در مجلس بررسی نهایی قانون اسلامی، نماینده مردم اصفهان بود و پس از انتخابات، به نمایندگی دوره اول مجلس شورای اسلامی به سمت نایب رییس مجلس و همزمان با آغاز جنگ تحمیلی به عضویت شورای عالی دفاع انتخاب شد. وی در دوران ریاست جمهوری شهید رجایی و آیت الله خامنه ای به سمت وزیر آموزش و پرورش منصوب شد. در همین دوران، به قائم مقامی دبیر کلی حزب جمهوری اسلامی انتخاب شد. در دوره های سوم و چهارم مجلس شورای اسلامی نیز نماینده مردم اصفهان بود. همچنین قائم مقام دبیر کل حزب مؤتلفه اسلامی را برعهده داشت. او یک عارف به تمام معنا بود. سخنرانی های انقلابی و کوبنده و روشنگرانة او در طول نهضت انقلاب اسلامی، مایة دلگرمی تمام انقلابیون اصفهان بود. از سخنان اوست که می گفت: «انسان خوب است معروف باشد نه مشهور» و اضافه می کرد که معروف برای اهل آسمان شناخته شده است و مشهور برای اهل زمین. اهل تهجد و شب زنده داری بود. از ویژگی های دیگر وی اخلاص او بود. شهید جلال افشار از شاگردان او در وصیت نامه اش می نویسد: «استادم پرورش، شما بااخلاصتان مرا سوزاندید».
شهید مرتضی مطهری در کتاب «سیری در نهج البلاغه» می نویسد: چندی پیش سفری کوتاه به اصفهان اتفاق داد. در آن اوقات روزی در محفلی از اهل فضل، بحث زهد مطرح شد و جوانب مختلف مطلب با توجه به تعلیمات همه جانبة اسلام مورد توجه واقع شد. همگان می خواستند تعبیری جامع و رسا برای زهد به مفهوم خاص اسلامی پیدا کنند.
در آن میان دبیری فاضل آقای اکبر پرورش که بعد معلوم شد دست در کار رساله ای در این موضوع است و یادداشتهای خود را در اختیار من گذاشت، تعبیری نغز و رسا کرد، گفت «زهد اسلامی عبارت است از برداشت کم و بازدهی زیاد».
این تعبیر برای من جالب بود. آن را با تصورات و استنباط قبلی خودم که در طی چند مقاله از این سلسله مقالات شرح دادم منطبق یافتم. فقط با اجازة آن مرد فاضل، تصرف مختصری کرده می گویم: «زهد عبارت است از برداشت کم برای بازدهی زیاد».
از حالات معنوی وی، حکایت دیدن بهشت و مظاهر آن، در هنگام بوسیدن و مالیدن چشم بر کف پای مادرش است. از آثارش «اصحاب کهف» و «قرآن و خطوط نفاق» است. وی پس از عمری مجاهدت صادقانه در6 دی ماه 1392ش فوت نمود


مشروح زندگی نامه

فرزند سید حسین، متولد 1321ش، از پیشتازان نهضت امام خمینی، فعال سیاسی و نویسنده محقق. پس از تحصیلات دبیرستان، در دوره دانشسرای عالی شرکت نموده و تا مقطع کارشناسی ارشد در رشته ادبیات و کارآموزی دبیری ادامه داد. فعالیت های فرهنگی دینی خود را در کسوت افسر وظیفه در اصطهبان و نیریز دنبال کرد، که با استقبال فوق العاده مردم روبرو شد و به همین دلیل اطلاعات شهربانی کل کشور وی را از هرگونه سخنرانی تا پایان خدمت وظیفه منع کرد. از سال 1347تا 1357ش همزمان با اشتغال در آموزش و پرورش اصفهان، فعالیت های فرهنگی، سیاسی گسترده ای را در اصفهان و دیگر شهرها دنبال نمود. از سال1350ش با چند سازمان نظامی و سیاسی انقلابی ارتباط برقرار نمود و ارتباطات خود با یاران امام خمینی به ویژه شهید بهشتی و شهید آیت، گسترش داد. در سال های56 و 57 مدتی به زندان افتاد. پس از آزادی به همراه عده ای از فرهنگیان اقدام به تأسیس جامعه معلمان اصفهان نمود که در سازماندهی اعتصابات و تظاهرات فرهنگیان استان نقش به سزایی داشت. با پیروزی انقلاب اسلامی در مجلس بررسی نهایی قانون اسلامی، نماینده مردم اصفهان بود و پس از انتخابات، به نمایندگی دوره اول مجلس شورای اسلامی به سمت نایب رییس مجلس و همزمان با آغاز جنگ تحمیلی به عضویت شورای عالی دفاع انتخاب شد. وی در دوران ریاست جمهوری شهید رجایی و آیت الله خامنه ای به سمت وزیر آموزش و پرورش منصوب شد. در همین دوران، به قائم مقامی دبیر کلی حزب جمهوری اسلامی انتخاب شد. در دوره های سوم و چهارم مجلس شورای اسلامی نیز نماینده مردم اصفهان بود. همچنین قائم مقام دبیر کل حزب مؤتلفه اسلامی را برعهده داشت. او یک عارف به تمام معنا بود. سخنرانی های انقلابی و کوبنده و روشنگرانة او در طول نهضت انقلاب اسلامی، مایة دلگرمی تمام انقلابیون اصفهان بود. از سخنان اوست که می گفت: «انسان خوب است معروف باشد نه مشهور» و اضافه می کرد که معروف برای اهل آسمان شناخته شده است و مشهور برای اهل زمین. اهل تهجد و شب زنده داری بود. از ویژگی های دیگر وی اخلاص او بود. شهید جلال افشار از شاگردان او در وصیت نامه اش می نویسد: «استادم پرورش، شما بااخلاصتان مرا سوزاندید».
شهید مرتضی مطهری در کتاب «سیری در نهج البلاغه» می نویسد: چندی پیش سفری کوتاه به اصفهان اتفاق داد. در آن اوقات روزی در محفلی از اهل فضل، بحث زهد مطرح شد و جوانب مختلف مطلب با توجه به تعلیمات همه جانبة اسلام مورد توجه واقع شد. همگان می خواستند تعبیری جامع و رسا برای زهد به مفهوم خاص اسلامی پیدا کنند.
در آن میان دبیری فاضل آقای اکبر پرورش که بعد معلوم شد دست در کار رساله ای در این موضوع است و یادداشتهای خود را در اختیار من گذاشت، تعبیری نغز و رسا کرد، گفت «زهد اسلامی عبارت است از برداشت کم و بازدهی زیاد».
این تعبیر برای من جالب بود. آن را با تصورات و استنباط قبلی خودم که در طی چند مقاله از این سلسله مقالات شرح دادم منطبق یافتم. فقط با اجازة آن مرد فاضل، تصرف مختصری کرده می گویم: «زهد عبارت است از برداشت کم برای بازدهی زیاد».
از حالات معنوی وی، حکایت دیدن بهشت و مظاهر آن، در هنگام بوسیدن و مالیدن چشم بر کف پای مادرش است. از آثارش «اصحاب کهف» و «قرآن و خطوط نفاق» است. وی پس از عمری مجاهدت صادقانه در6 دی ماه 1392ش فوت نمود

استاد پرورش نمادی از تواضع

استاد مرتضی نجفی قدسی می نویسد: شهید آیت الله بهشتی احترام خاصی برای استاد پرورش قائل بودند و گهگاهی هم در مجلس و دیدار دوستان، تعاریف زیبایی از استاد پرورش داشتند که از جمله آنها در سفری که به اصفهان داشتند، فرمودند: «این انقلاب بر سکوی بلند تواضع نشسته است و هر کس تواضع کرد، جایگاه بلندی دارد و هر کس تکبر کرد، سقوط می کند و جناب آقای پرورش برای همة ما نمادی از تواضع هستند»

گره گشایی سوره یس

استاد مرتضی نجفی قدسی می نویسد: روزی در معیت استاد پرورش به دیدار حضرت علامه محمدرضا حکیمی (دامت برکاته) رفتیم، اولا این دو بزرگوار از دیر زمان با یکدیگر انس و آشنایی و علاقه متقابل داشتند و دیدار این دو مرد الهی واقعاً دیدنی بود.
از جمله مطالبی که در آن ملاقات مطرح شد، بحث سورة «یاسین» بود و به همین مناسبت استاد پرورش نیز خاطره ای از گره گشایی های «یاسین» را بیان داشتند.
استاد پرورش اظهار داشتند در زمانی که بنده نائب رئیس مجلس شورای اسلامی بودم، شبی استاد مرتضی مطهری را خواب دیدم و ایشان یکی از بانوان نمایندة مجلس را به بنده نشان دادند و فرمودند آقای پرورش! شما مشکل این خانم را رسیدگی کنید و حل نمایید.
ایشان می گفتند: من در همان حال که جناب آقای مطهری این را به بنده فرمودند، احساس کردم امر ثقیلی است و گاهی می خواهم منصرف شوم، اما شهید مطهری (رحمه الله) مانند تکیه گاهی با دستشان پشت مرا گرفته اند تا مبادا من عقب نشینی کنم.
فردای آن روز آن نمایندة مجلس را خواستم و عرض کردم: خانم شما چه مشکلی دارید؟! من آماده خدمتگذاری هستم، اگر کاری از دست من بر می آید بفرمایید تا انجام دهم.
این خانم پرسید چطور؟! شما بر چه اساسی این صحبت را می فرمایید؟ من عرض کردم استاد شهید مطهری (رضوان الله علیه) را دیشب خواب دیدم و ایشان به بنده توصیه فرمودند تا مشکل شما را حل کنم.
تا این سخن را گفتم، آن خانم به گریه افتاد و گریه ای طولانی کرد بطوری که من به او گفتم: خانم شما بفرمایید بیرون بعد از اینکه حالتان آرام شد و توانستید صحبت بفرمایید، تشریف بیاورید.
این خانم رفت بیرون و پس از مدتی که گریه کرد، مجدداً آمد و گفت: حقیقت این است که من مدتی است با شوهرم اختلاف داریم و این اختلاف عمیق شده است و گاهی قهر می کنیم و پس از چندی آشتی می کنیم و دوباره همین وضع ادامه پیدا می کند و خلاصه من دیگر خسته شده ام و نمی دانم چکار کنم تا اینکه به ذهنم آمد به قم بروم و ضمن زیارت حضرت معصومه (ع)، سوره یاسینی نزد مزار شهید مطهری بخوانم، بلکه روح ایشان مرا مدد فرماید و به برکت سورة یاسین مشکل من حل شود و این کار را همین دیشب انجام دادم و سورة یاسین را بر سر مزار ایشان در حرم مطهر قرائت کردم و عجیب آنکه همین دیشب استاد شهید مطهری به خواب شما آمده اند و از حضرتعالی تقاضا کرده اند مشکل مرا حل نمائید!
استاد پرورش فرمودند: من بنا به توصیه شهید مطهری خیلی تلاش کردم که مشکل این خانم و آقا را حل کنم، البته از این کارها زیاد کرده بودم، ولی این یکی واقعاً صعب و مشکل بود، بارها آقا را خواستم و صحبت کردم، خانم را جداگانه و گاهی با هم دعوتشان کردم و خلاصه خیلی تلاش کردم و کم کم داشتم ناامید می شدم و گاهی می خواستم از این کار منصرف شوم اما یاد خواب استاد شهید مطهری می-افتادم که با دستشان، پشت مرا محکم گرفته بودند تا من عقب نشینی نکنم، به هر حال مباحث را ادامه دادم تا به لطف الهی مسائل فیمابین این خانم و آقا مرتفع شد و آشتی واقعی کردند و اکنون نیز سالها است که به خوبی و خوشی زندگی می کنند.