میرزا عبدالرحیم افسر

میرزا عبدالرحیم افسر

شهرت :

میرزا عبدالرحیم افسر
تاریخ وفات :
1/01/1318
مزار :
تکیه مادر شاهزاده
زمینه فعالیت :
شاعر,خوشنویس

      میرزا عبدالرحیم خوشنویـس و شاعـر متخلص به «افسـر»، فرزنـد ادیـب شاعـر میرزا محمد علـی، متخلّص به « مسکین » ( 1303- 1200ق) برادر میرزا شکرالله «منعم» (1360 ـ 6/1285ق) است. او در نزد پدر خود و نیز در  انجمن­های مرسوم زمان مانند: «انجمن ابوالفقرا » و « انجمن عنقا » فنون ادب و شعر را آموخت و خط را نیز از استاد مسلّم نستعلیق­، آقا محمد باقر سمسوری فرا گرفت، و نیز تحت­تأثیر خطوط استادان متقدّم، مانند میرعلی­هروی، میرعماد و محمدصالح بسیار مشق کرد؛ چنانکه از آثار به جای ماندۀ او پیداست، استادی این خط را در کتابت خفی نزدیک به غبار و کتیبه نویسی کسب کرده است و خطش بر شعرش برتری دارد.

    او سپس شاگردانی مانند فرزندش، میرزا فتح الله جلالـی، میرزا ابـوالقاسـم طـرب شیـرازی و میـرزا عبدالوهاب (اول) را به استادی خط رسانید. حتی برخی، اکثر خـوشنویسـان نستعـلیـق اصفهـان در قــرن سیزدهم را ـ بی واسطه و با واسطه ـ شاگرد او می­دانند، و نصج و تکوین خط شکسته نستعلیق را نیز مرهون او  می­شمارند و تا آن جا مقام او را برمی­کشند که به وی لقـب «میرعمـاد ثانی» یا «میـرثانی» داده­اند، اما حقّاً تأثیر او بر شاگردانش فراتـر از خـط می­رفـت تا آن جـا که افسـر را چـون مرادی تکریم و تعظیم می­کردند.

   از یادگارهای به جای مانده از او در خط، عنوانهای شماره­های اول روزنامۀ فرهنگ، سنگ نبشتۀ بی­بدیل سر در آب انبار مسجد مصلّی در تخت فولاد، اشعار و ماده تاریخ ورودی بقعۀ شاه رضا در قمشه (شهرضا) و تعداد زیـادی سیاه مشق و چلیپا در مجموعه­های شخصی است کـه از تسـلط بی­مانند او در خـط نستعلیـق و همردیفی در کنار بزرگـانی، چون کلهر و حجاب شیرازی حکایت دارد. او قطعات خط خود را برای تمایز و تشخّص، اغلب با « هوالرحیم » آغاز نموده است.

     از اشعار به جای مانده از او نیز یکی قصیدۀ نسبتاً فاخری است که به همراه قصیده­ای از پدرش به یادبود اهدای نشان افتخار مملکت روم سروده بود. این دو متن در نسخۀ خطی کائتانی، در کتابخـانۀ آکادمی ملـی لینچـه­ای در روم نگهـداری می­شود و هر دو به خط افسر است. نشان را پاپ پیئوس، در حدود سال 1281ق به امام جمعه وقت میر سید محمد امام جمعـه (م: 1291ق) اهـدا کـرد و دلیـل آن سپاس­گـزاری از الطاف امـام جمعـه در حـق مسیحیان جلفای اصفهان بود که در آن زمان مظلوم و مرعوب واقع شده بودند. مطلع چکامة افسر چنین است:

آمد از پـاپ معظم به دو صد حشمت و فر/هدیه در انجمنِ زادة سلطان بشر

    شعر افسر در سبک بازگشت و مانند خطش به شیوۀ سرایندگان اصفهانی­دورۀ قاجار است.او همچنین از اعضای فعال و صدر نشینان انجمن ابوالفقـرا مـلا محمد باقـر بن محمـد تقی گـزی ( م: 1286ق) بود که معاریفی، مانند عمان و دهقان سامانـی، عنقـا و پرتـو تشکیـل می­شـد. عمّـان (م:1322ق) در قصیدۀ انجمنیه از افسـر، چنین یاد می­کند:

و آن دگر افسر که می­شاید به بـازار سخن/رشتة اشعار او را گـوهر جان ها ثمن

خاطرش را هر چه اندر روضـة بـاغ ارم/خامه­اش را هر چه اندر ناف آهـوی ختن

جناب می­نویسد: حالت گوشه نشینی داشت، خانوادة او از سلف و خلف در مراتب شعر و شاعری استاد بوده و هستند

    او عاقبت در منزل مسکونی خود، در محلة باغ همایون ـ حدود امام زاده اسماعیل ـ درگذشت و در تکیه مادرشاهزاده، در قسمت جنوبی قبر حاج میرزا صادق تخت فولادی بدون سنگی در خور، در کنار پدر و فرزندش دفن­گردید. بر خلاف عموم تاریخ های گفته شده برای فوت او ( 1315ق)، مرقعی از او تاریخ 1318ق را ثبت کرده است.


مشروح زندگی نامه

      میرزا عبدالرحیم خوشنویـس و شاعـر متخلص به «افسـر»، فرزنـد ادیـب شاعـر میرزا محمد علـی، متخلّص به « مسکین » ( 1303- 1200ق) برادر میرزا شکرالله «منعم» (1360 ـ 6/1285ق) است. او در نزد پدر خود و نیز در  انجمن­های مرسوم زمان مانند: «انجمن ابوالفقرا » و « انجمن عنقا » فنون ادب و شعر را آموخت و خط را نیز از استاد مسلّم نستعلیق­، آقا محمد باقر سمسوری فرا گرفت، و نیز تحت­تأثیر خطوط استادان متقدّم، مانند میرعلی­هروی، میرعماد و محمدصالح بسیار مشق کرد؛ چنانکه از آثار به جای ماندۀ او پیداست، استادی این خط را در کتابت خفی نزدیک به غبار و کتیبه نویسی کسب کرده است و خطش بر شعرش برتری دارد.

    او سپس شاگردانی مانند فرزندش، میرزا فتح الله جلالـی، میرزا ابـوالقاسـم طـرب شیـرازی و میـرزا عبدالوهاب (اول) را به استادی خط رسانید. حتی برخی، اکثر خـوشنویسـان نستعـلیـق اصفهـان در قــرن سیزدهم را ـ بی واسطه و با واسطه ـ شاگرد او می­دانند، و نصج و تکوین خط شکسته نستعلیق را نیز مرهون او  می­شمارند و تا آن جا مقام او را برمی­کشند که به وی لقـب «میرعمـاد ثانی» یا «میـرثانی» داده­اند، اما حقّاً تأثیر او بر شاگردانش فراتـر از خـط می­رفـت تا آن جـا که افسـر را چـون مرادی تکریم و تعظیم می­کردند.

   از یادگارهای به جای مانده از او در خط، عنوانهای شماره­های اول روزنامۀ فرهنگ، سنگ نبشتۀ بی­بدیل سر در آب انبار مسجد مصلّی در تخت فولاد، اشعار و ماده تاریخ ورودی بقعۀ شاه رضا در قمشه (شهرضا) و تعداد زیـادی سیاه مشق و چلیپا در مجموعه­های شخصی است کـه از تسـلط بی­مانند او در خـط نستعلیـق و همردیفی در کنار بزرگـانی، چون کلهر و حجاب شیرازی حکایت دارد. او قطعات خط خود را برای تمایز و تشخّص، اغلب با « هوالرحیم » آغاز نموده است.

     از اشعار به جای مانده از او نیز یکی قصیدۀ نسبتاً فاخری است که به همراه قصیده­ای از پدرش به یادبود اهدای نشان افتخار مملکت روم سروده بود. این دو متن در نسخۀ خطی کائتانی، در کتابخـانۀ آکادمی ملـی لینچـه­ای در روم نگهـداری می­شود و هر دو به خط افسر است. نشان را پاپ پیئوس، در حدود سال 1281ق به امام جمعه وقت میر سید محمد امام جمعـه (م: 1291ق) اهـدا کـرد و دلیـل آن سپاس­گـزاری از الطاف امـام جمعـه در حـق مسیحیان جلفای اصفهان بود که در آن زمان مظلوم و مرعوب واقع شده بودند. مطلع چکامة افسر چنین است:

آمد از پـاپ معظم به دو صد حشمت و فر/هدیه در انجمنِ زادة سلطان بشر

    شعر افسر در سبک بازگشت و مانند خطش به شیوۀ سرایندگان اصفهانی­دورۀ قاجار است.او همچنین از اعضای فعال و صدر نشینان انجمن ابوالفقـرا مـلا محمد باقـر بن محمـد تقی گـزی ( م: 1286ق) بود که معاریفی، مانند عمان و دهقان سامانـی، عنقـا و پرتـو تشکیـل می­شـد. عمّـان (م:1322ق) در قصیدۀ انجمنیه از افسـر، چنین یاد می­کند:

و آن دگر افسر که می­شاید به بـازار سخن/رشتة اشعار او را گـوهر جان ها ثمن

خاطرش را هر چه اندر روضـة بـاغ ارم/خامه­اش را هر چه اندر ناف آهـوی ختن

جناب می­نویسد: حالت گوشه نشینی داشت، خانوادة او از سلف و خلف در مراتب شعر و شاعری استاد بوده و هستند

    او عاقبت در منزل مسکونی خود، در محلة باغ همایون ـ حدود امام زاده اسماعیل ـ درگذشت و در تکیه مادرشاهزاده، در قسمت جنوبی قبر حاج میرزا صادق تخت فولادی بدون سنگی در خور، در کنار پدر و فرزندش دفن­گردید. بر خلاف عموم تاریخ های گفته شده برای فوت او ( 1315ق)، مرقعی از او تاریخ 1318ق را ثبت کرده است.