فتح الله خان جلالی

فتح الله خان جلالی

شهرت :

فتح الله خان جلالی
تاریخ وفات :
1/10/1336
مزار :
تکیه مادر شاهزاده
زمینه فعالیت :
شاعر,خوشنویس
شاعر و خوشنویس، فرزند میرزا عبدالرحیم افسر و نوۀ میرزا محمد علی مسکین. در سال 1289ق / 1251ش متولد شد. در خوشنویسی، شاگردی پدرش را تا آن جا پیش برد که به درجه استادی رسید و در نزد آخوند کاشی علوم عربیّت و ادبیت را آموخت. در سیر و سلوک رسمی نیز در سلک ارادتمندان سلسله گنابادی، بویژه حاج ملا سلطان علی گنابادی در آمد.
از جمله برجسته ترین شاگردانش، می توان از میرزا اسدالله رجالی(م:1372ق)، میرزا عبدالجواد خطیب (م: 1350 ق)، میرزا عبدالوهاب ( دوم ) – نوادۀ آقا غلامعلی خطاط اصفهانی- که از آزادی خواهان روشنفکر عهد مشروطیت به شمار می رفت و عباس خان شیدا نام برد.
از آثار به جای مانده جلالی در خط، بجز مرقعات و مشقهای فراوان، یکی کتابت مثنوی ارزشمند گنجینة الاسرار اثر میرزا نورالله عمّان سامانی(م: 1323ق) است که بجز خط، نثر مقدمه نیز به قلم فاخر جلالی است و در سال 1306ق در اصفهان به چاپ سنگی رسیده است. دیگر دیوان ظهیر فاریابی است که حاج میرزا موسی انصاری، آن را به طبع و نشر رسانید و البته، همه اشعار آن مجموعه از ظهیر فاریابی نیست و شاید تسامح جلالیِ خطاط باعث این خلط شده است. همچنین عنوان نویسی شماره های متأخّر روزنامه فرهنگ (پس از افسر) و نیز کتیبه های ضریح مطهر مرقد آیت الله سید محمدباقر شفتی در جوار مسجد سید اصفهان و اشعاری در کاشیکاری آن مسجد و مسجد رکن الملک در تخت فولاد اصفهان از اوست. ترجمه قرآنی را نیز به خط خوش نگاشت که موجود است.
در شاعری نیز آثار به جای ماندۀ او، نشان دهندة ذوق جلالی است.
نام او درصدر شعرای انجمن ادبی میرسید علی نقی خان اوحدی ( سرتیپ ) ثبت شده است.
نثر جلالی نیز استوار و منشیانه، امّا با اطناب همراه است. همان گونه که یاد شد، مقدمه گنجینةالاسرار را چنین آغاز می کند:
« ای آن که تو را نه مثل و نه یار بود/معشوقی و عاشق کشی ات کـار بود
هر دل که شد از عشق تو پر خون به جهان/آن دل نــه، کــه گنجینــه اســـرار بــــود
عاشقان صادق را، جان یافتن در کوی یکتا معشوقی، سزاست، که هرذرّه از ذرّات کائنات به حرکاتِ عشقی در اوج هوای محبتش سرگردان، و قاطبۀ موجودات در موج خیز عمّان معرفتش مستغرق و حیران اند... »
سرانجام، این شاعر عارف خطاط در اول شوّال 1336ق که ایام سخت قحط و مجاعه اصفهان بود، فوت نمود و پیکرش را در صحن تکیه شیخ محمد تقی رازی (مادر شاهزاده) در کنار پدر و جدّش به خاک سپردند.

مشروح زندگی نامه
شاعر و خوشنویس، فرزند میرزا عبدالرحیم افسر و نوۀ میرزا محمد علی مسکین. در سال 1289ق / 1251ش متولد شد. در خوشنویسی، شاگردی پدرش را تا آن جا پیش برد که به درجه استادی رسید و در نزد آخوند کاشی علوم عربیّت و ادبیت را آموخت. در سیر و سلوک رسمی نیز در سلک ارادتمندان سلسله گنابادی، بویژه حاج ملا سلطان علی گنابادی در آمد.
از جمله برجسته ترین شاگردانش، می توان از میرزا اسدالله رجالی(م:1372ق)، میرزا عبدالجواد خطیب (م: 1350 ق)، میرزا عبدالوهاب ( دوم ) – نوادۀ آقا غلامعلی خطاط اصفهانی- که از آزادی خواهان روشنفکر عهد مشروطیت به شمار می رفت و عباس خان شیدا نام برد.
از آثار به جای مانده جلالی در خط، بجز مرقعات و مشقهای فراوان، یکی کتابت مثنوی ارزشمند گنجینة الاسرار اثر میرزا نورالله عمّان سامانی(م: 1323ق) است که بجز خط، نثر مقدمه نیز به قلم فاخر جلالی است و در سال 1306ق در اصفهان به چاپ سنگی رسیده است. دیگر دیوان ظهیر فاریابی است که حاج میرزا موسی انصاری، آن را به طبع و نشر رسانید و البته، همه اشعار آن مجموعه از ظهیر فاریابی نیست و شاید تسامح جلالیِ خطاط باعث این خلط شده است. همچنین عنوان نویسی شماره های متأخّر روزنامه فرهنگ (پس از افسر) و نیز کتیبه های ضریح مطهر مرقد آیت الله سید محمدباقر شفتی در جوار مسجد سید اصفهان و اشعاری در کاشیکاری آن مسجد و مسجد رکن الملک در تخت فولاد اصفهان از اوست. ترجمه قرآنی را نیز به خط خوش نگاشت که موجود است.
در شاعری نیز آثار به جای ماندۀ او، نشان دهندة ذوق جلالی است.
نام او درصدر شعرای انجمن ادبی میرسید علی نقی خان اوحدی ( سرتیپ ) ثبت شده است.
نثر جلالی نیز استوار و منشیانه، امّا با اطناب همراه است. همان گونه که یاد شد، مقدمه گنجینةالاسرار را چنین آغاز می کند:
« ای آن که تو را نه مثل و نه یار بود/معشوقی و عاشق کشی ات کـار بود
هر دل که شد از عشق تو پر خون به جهان/آن دل نــه، کــه گنجینــه اســـرار بــــود
عاشقان صادق را، جان یافتن در کوی یکتا معشوقی، سزاست، که هرذرّه از ذرّات کائنات به حرکاتِ عشقی در اوج هوای محبتش سرگردان، و قاطبۀ موجودات در موج خیز عمّان معرفتش مستغرق و حیران اند... »
سرانجام، این شاعر عارف خطاط در اول شوّال 1336ق که ایام سخت قحط و مجاعه اصفهان بود، فوت نمود و پیکرش را در صحن تکیه شیخ محمد تقی رازی (مادر شاهزاده) در کنار پدر و جدّش به خاک سپردند.