میرزا حسن فرمان آرا رأفت الملک

میرزا حسن فرمان آرا رأفت الملک

شهرت :

فرمان آرا رأفت الملک
تاریخ وفات :
2/11/1358
مزار :
تکیه مادر شاهزاده
زمینه فعالیت :
شاعر
فرزند میرزا اسداللّه خان و نوادة ابراهیم خان بلوچ است. ابراهیم خان سرکردة قشون نادرشاه افشار و مأمور تعقیب اشرف افغان، هنگام فرار به طرف زرقان فارس بوده است. با کشتن اشرف و فرستادن سر او به درگاه نادر، مورد ملاطفت او قرار گرفت و به سردارى بلوچستان منصوب شد. اولاد او نیز بعدها همین منصب را عهده دار بوده اند.
پدرش، میرزا اسدالله خان، مردی بخشنده بود که در صحن تکیة مادرشاهزاده مدفون است. بر سنگ مزارش اشعاری از میرزا شکرالله «منعم» آمده است:
باری خطاب ارجعی از حق چو آمدش/وز این جهان برفت به صد شوق در نعیم
منعم بگفت از پی تاریخ فوت او: اندر بهشت پاک اسدالله شد مقیم
بر اساس خود نوشت میرزا حسن خان، وی در ده سالگی پدر خود را از دست داده و تحت کفالت برادرش، میرزا محمد علی خان، مشغول تحصیل شده بود. مقدمات عربی را نزد حاجی آخوند، که یکی از فضلا و علمای عصر خود و مورد توجه عموم علما بلکه تمام اعیان و اشراف و اهالی شهر بود، آموخت. حاجی آخوند در اخلاق و صفات حمیده و روش زندگانی و معاشرت مردم نظیر نداشت، تا حدی که او را هیچ وقت، آسوده نمی گذاشتند.
سپس جهت امرار معاش مشغول کار شد و در اصفهان و تهران و رشت به کارهای دولتی پرداخت. در دوران اقامت در رشت به مدت دو سال از محضر آقا سید علی خدا که از علمای معمر و گوشه نشین بوده و قبلاً در مدرسة صدر، تحصیل حکمت نموده و با پدر میرزا حسن خان، دوستی کامل داشته؛ بهره برد. پس از وفات او و شروع انقلاب مشروطه به فعالیت و همراهی با مشروطه خواهان پرداخت و در رشت کتابخانه ای نیز دایر نموده و به انجام وظایف ملی پرداخت. پس از حملة روس ها به اصفهان آمده و به ریاست مالیة گلپایگان و کمره و خوانسار رسید.
وی 15 سال سمت منشى باشى کنسولگرى انگلیس را در اصفهان برعهده داشت. پس از جنگ جهانی و ورود آلمان ها به اصفهان متواری شد و پس از بازگشت دوباره به اصفهان، به ریاست دفتر شهرداری منصوب شده و سپس در فرمانداری مشغول به کار شد.
وى مردى فاضل، خوش بیان و گشاده دست و مشهور به حسن سلوک بود. خانة او همواره مجمع شعرا و نویسندگان و اهل ذوق و ادب بود.
خود او طبع روانی در شعر داشت و از اعضاى انجمن ادبى شیدا بوده و چند نمونه از اشعارش در دوره اوّل « مجله دانشکده» به چاپ رسیده است. خود نیز انجمنى به نام انجمن محبّت را تأسیس کرد.
او همچنین خطوط مختلف مخصوصاً خط نسخ را خوش می نوشت. نمونه ای از خط او ( آیة الکرسی) با رقم « کتبه العبد الاقل حسن بن میرزا اسدالله خان اصفهانی 1321» همچنین نسخه ای از قرآن کریم نزد فرزندش ابراهیم فرمان آرا موجود است.
وى در دوم ذى القعده 1358ق درگذشت و در یکى از اطاق هاى شمالى تکیة مادرشاهزاده دفن شد.

مشروح زندگی نامه
فرزند میرزا اسداللّه خان و نوادة ابراهیم خان بلوچ است. ابراهیم خان سرکردة قشون نادرشاه افشار و مأمور تعقیب اشرف افغان، هنگام فرار به طرف زرقان فارس بوده است. با کشتن اشرف و فرستادن سر او به درگاه نادر، مورد ملاطفت او قرار گرفت و به سردارى بلوچستان منصوب شد. اولاد او نیز بعدها همین منصب را عهده دار بوده اند.
پدرش، میرزا اسدالله خان، مردی بخشنده بود که در صحن تکیة مادرشاهزاده مدفون است. بر سنگ مزارش اشعاری از میرزا شکرالله «منعم» آمده است:
باری خطاب ارجعی از حق چو آمدش/وز این جهان برفت به صد شوق در نعیم
منعم بگفت از پی تاریخ فوت او: اندر بهشت پاک اسدالله شد مقیم
بر اساس خود نوشت میرزا حسن خان، وی در ده سالگی پدر خود را از دست داده و تحت کفالت برادرش، میرزا محمد علی خان، مشغول تحصیل شده بود. مقدمات عربی را نزد حاجی آخوند، که یکی از فضلا و علمای عصر خود و مورد توجه عموم علما بلکه تمام اعیان و اشراف و اهالی شهر بود، آموخت. حاجی آخوند در اخلاق و صفات حمیده و روش زندگانی و معاشرت مردم نظیر نداشت، تا حدی که او را هیچ وقت، آسوده نمی گذاشتند.
سپس جهت امرار معاش مشغول کار شد و در اصفهان و تهران و رشت به کارهای دولتی پرداخت. در دوران اقامت در رشت به مدت دو سال از محضر آقا سید علی خدا که از علمای معمر و گوشه نشین بوده و قبلاً در مدرسة صدر، تحصیل حکمت نموده و با پدر میرزا حسن خان، دوستی کامل داشته؛ بهره برد. پس از وفات او و شروع انقلاب مشروطه به فعالیت و همراهی با مشروطه خواهان پرداخت و در رشت کتابخانه ای نیز دایر نموده و به انجام وظایف ملی پرداخت. پس از حملة روس ها به اصفهان آمده و به ریاست مالیة گلپایگان و کمره و خوانسار رسید.
وی 15 سال سمت منشى باشى کنسولگرى انگلیس را در اصفهان برعهده داشت. پس از جنگ جهانی و ورود آلمان ها به اصفهان متواری شد و پس از بازگشت دوباره به اصفهان، به ریاست دفتر شهرداری منصوب شده و سپس در فرمانداری مشغول به کار شد.
وى مردى فاضل، خوش بیان و گشاده دست و مشهور به حسن سلوک بود. خانة او همواره مجمع شعرا و نویسندگان و اهل ذوق و ادب بود.
خود او طبع روانی در شعر داشت و از اعضاى انجمن ادبى شیدا بوده و چند نمونه از اشعارش در دوره اوّل « مجله دانشکده» به چاپ رسیده است. خود نیز انجمنى به نام انجمن محبّت را تأسیس کرد.
او همچنین خطوط مختلف مخصوصاً خط نسخ را خوش می نوشت. نمونه ای از خط او ( آیة الکرسی) با رقم « کتبه العبد الاقل حسن بن میرزا اسدالله خان اصفهانی 1321» همچنین نسخه ای از قرآن کریم نزد فرزندش ابراهیم فرمان آرا موجود است.
وى در دوم ذى القعده 1358ق درگذشت و در یکى از اطاق هاى شمالى تکیة مادرشاهزاده دفن شد.
سنگ نوشته مزارش چنین است:
حسن بن اسدللّه چو رفت
با ولاى اسداللّه ز جهان
هاتفى گفت که فرمان آرا
رفت از دار فنا سوى جنان
کرد بیرون سر از جنّت و گفت
پى تاریخ وفات: الغفران