محمد ریاحی

محمد ریاحی

شهرت :

محمد ریاحی
تاریخ وفات :
1348/02/14
مزار :
تکیه سادات بهشتی
زمینه فعالیت :
طبیب
فرزند عبدالوهاب، متولد1277ش در قریه چالشتر، دوران تحصیل را با وجود تنگدستی و تحمل مشکلات به انجام رسانید. سال ها در مناصب مختلف به امر پزشکی و رسیدگی به بیماران پرداخت. به اتفاق همه منابع، وی انسانی وارسته و با مناعت طبع بود و دوستدار علما و خدمتگزار ضعفا و در معاشرت دارای حسن خلق بود. پایبند به امور شرع و با دقت و توجه بسیار، موازین اسلامی را رعایت می کرد. زمانی که دانشگاه طی نامه ای به او اطلاع می دهد که 500 متر زمین دولتی به او تعلق گرفته است. طی نامه ای چنین پاسخ می دهد. «جواباً به مراسلة [...] معروض می دارد که خود و همسرم دارای خانه شخصی می باشیم و چهار فرزند پسر نیز داریم و لذا احتیاجی به زمین دولتی نداریم». وی به دلیل مبارزات سیاسی و مخالفت هایی که علیه رژیم شاه انجام می داد، مدتی به زندان افتاد، ولی به دلیل انتساب به خاندان سلطنتی، از زندان آزاد گردید. او در14 اردیبهشت 1348ش وفات یافت.
مشروح زندگی نامه
فرزند عبدالوهاب در سال 1277ش در قریة چالشتر از محال چهارمحال بختیاری متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در اصفهان و متوسطه را در دارالفنون تهران در سال 1298ش به پایان رسانید. گرچه دوران تحصیل او با مشقات ناشی از نابسامانی اقتصادی و تنگ دستی توأم بود، لیکن دلسرد نشد و در سخت ترین شرایط، تحصیل و تحقیق را رها نکرد. فرزند او در این باب می گوید: « چنانچه شنیده ام پدرم در دوران تحصیل متوسطه، شب ها برای مطالعه، از نور چراغ آبریزگاه مسجد رحیم خان اصفهان استفاده می کرده و در هنگام اشتغال به تحصیل در دارالفنون تهران نیز، در ازاء دریافت مبلغی ناچیز، شیفت همکاران خود را اداره می کرده است». سرانجام این عزم و خستگی ناپذیری موجب شد که در سال 1299ش وارد مدرسة طب تهران گردد و این دوره را با احراز رتبه اول در سال 1303ش به پایان رساند. وی در ضمن تحصیل، اکسترن و انترن بیمارستان دولتی نیز بوده است. بعد از کودتا که بیمارستان دولتی و احمدیه جزو ارتش گردید، با درجة ستوان سومی وارد ارتش شد و به پاداش درمان شاه جزو دستة دوم محصلان اعزامی به مدرسه پزشکی ـ نظامی لیون فرانسه اعزام گردید و دورة تحصیلات پزشکی را مجدداً از ابتدا شروع و پس از پایان طب نظامی لیون، به اخذ دیپلم « دتا » ( دولتی ) نائل آمد. سپس دورة تخصصی در جراحی عمومی را در پاریس در بیمارستان « وال دوگراس » گذرانید. نامبرده همچنین دارای دیپلم تخصصی طب قانونی از دانشگاه لیون است. در سال 1310ش به ایران مراجعت کرد و با سمت ریاست جراحی بیمارستان شمارة سه و بعداً شماره یک ارتش در تهران مشغول کار شد و در ضمن، رئیس بهداری نیروی هوایی شاهنشاهی نیز گشت. سپس به بلوچستان و آذربایجان مأموریت یافته و بعداً با درجه سرهنگی به بیمارستان لشکر 10 اصفهان منتقل شد و همزمان جراح بیمارستان خورشید نیز بود و درنهایت به سمت ریاست بهداری لشکر اصفهان منصوب گردید. ریاحی پس از تبعید در سال 1323ش طبق تقاضای شخصی در ارتش معاف شد و برای اشتغال به کار طبابت راهی اصفهان شد. رژیم شاه اقدام به استعفاء از ارتش توسط مرحوم دکتر ریاحی را نوعی ابراز مخالفت و عناد تلقی می کرد و آن گونه که از پروندة استخدامی او بر می آید، از آن پس سابقة 25 سال خدمت او در ارتش نادیده گرفته شده است و اعتراضات وی نیز به جایی نرسید. وی در این هنگام به دلیل مبارزات سیاسی و مخالفت هایی که علیه رژیم شاه انجام داد، به زندان افتاد. لیکن به دلیل انتساب به خاندان سلطنتی، از زندان آزاد شد و به کردستان تبعید گردید. از سال 1323 تا مهر 1342 که زمان بازنشستگی وی است، عهده دار این مسئولیت ها بود: در سال 1325 دانشیار کالبدشناسی آموزشگاه عالی بهداری اصفهان بود، در سال 1336 انتقال به دانشکده پزشکی اصفهان یافت و سمت استاد کالبدشناسی موضعی انتخاب شد. وی که در زمرة اولین بنیانگذاران دانشگاه اصفهان بود از تاریخ پنجم مهر 1340 تا دوازدهم اسفند 1341ریاست دانشگاه اصفهان را عهده دار بود و پس از آن به علت کسالت، تقاضای بازنشستگی نمود و در تاریخ 27 مهر1342 با تقاضای بازنشستگی وی موافقت شد.
دکتر محمدریاحی، در مدت اقامت در اصفهان، بارها دستورالعمل هایی دریافت داشته و موظف شده است که در مراسم استقبال از شاه و تشریفات مربوطه شرکت نماید. لیکن هر بار با بهانه هایی پایین بودن فشار خون، تب شدید و غیره از این کار امتناع ورزیده است.
وی به اتفاق همة منابع، انسانی وارسته و با مناعت طبع بود. در حسن معاشرت و اخلاق بی نظیر و در دیانت و تقوی کم نظیر بود و ارادت به عالم ربانی آیت الله حاج آقا رحیم ارباب داشت و با وی بسیار مصاحبت می نمود. وی در میان تمام طبقات محبوبیتی ویژه داشت. مصالح مردم برایش بسیار مهم بود و بیماران و مستمندان را با کمال جوانمردی معالجه می کرد و هیچ چشمداشتی در قبال طبابت خود بخصوص از ضعفا و مستمندان نداشت.
وی علاوه بر بخشندگی و مناعت طبع و قناعت نفس، بویژه بسیار صریح الهجه بود. بر خلاف ابتلا به بیماری های بسیار زیاد هیچگاه شکوه ای نکرد و ترش رویی ننمود. اقدامات خیر و مردمی او خود، مقاله ای دیگر می طلبد.
دکتر ریاحی، انسانی متشرع و پاینده به حلال و حرام بوده و با دقت و توجه بسیار، موازین اسلامی و آلوده نشدن به مناهی را رعایت می کرده است. چنانچه در نامه ای به دانشگاه می نویسد: «چون اینجانب پزشک بانک رهنی و بانک کشاورزی نیز هستم و حق الزحمه ای را دریافت می دارم، خواهشمند است درصورتی که این دو مؤسسه، از بنگاه های دولتی محسوب می شود و حق الزحمه دریافتی، خلاف مقررات است اطلاع فرمایید تا استعفای خود را به این دو مؤسسه اطلاع دهم و نیز زمانی که دانشگاه طی نامه ای به او اطلاع می دهد که 500 متر زمین دولتی به او تعلق گرفته است و از او دعوت می-کند که جهت ثبت آن مراجعه نماید، طی نامه ای چنین پاسخ می دهد. « جواباً به مراسلة 602 مورخه 27/1/40 معروض می دارد که خود و همسرم دارای خانه شخصی می باشیم و چهار فرزند پسر نیز داریم و لذا احتیاجی به زمین دولتی نداریم».
وی پس از عمری تلاش و خدمت در 14 اردیبهشت 1348ش/ 1389ق وفات یافت و در تکیه بهشتی تخت فولاد اصفهان دفن شد.