سید سراج الدین صدرجبل عاملی

سید سراج الدین صدرجبل عاملی

شهرت :

صدرجبل عاملی
تاریخ وفات :
1314/01/01
مزار :
تکیه مادر شاهزاده
زمینه فعالیت :
روزنامه نگار
متولد 1290ق، عالم فاضل و از آزادی خواهان مشروطه و روزنامه نگار، از سال 1324ق، روزنامه «انجمن مقدس ملی اصفهان» به مدیریت او انتشار یافت. او نویسنده ای توانا بوده، از گفتار و کردار و خدمات صادقانه ای برخوردار بود، لذا همواره از او به عنوان «سید المجاهدین» و «مدیر روشن ضمیر» یاد می کردند. وی در سال 1314ش وفات یافت.
مشروح زندگی نامه
از زندگی او اطلاع چندانی در دست نیست. آنچه معلوم است و مشخص است اینکه، ایشان به سال 1252ش (1290ق) متولد شده و قسمتی از عهد سلطنت ناصرالدین شاه قاجار( 1313-1264ق) را درک کرده است. عالم فاضل آزادیخواه در این شهر نزد جمعی از علما از جمله شیخ محمدتقی آقا نجفی تحصیل کرد. از اوایل عمرش تا شروع انقلاب مشروطیت، که دورة رشد و ظهور کمالات علمی و ادبی وسیاسی اوست، ایام را به تحصیل گذرانده است. با شروع حرکتهای مردمی برای کسب آزادی و استقرار حکومت قانونی و برچیده شدن بساط ظلم و خودسری او نیز برای نیل به این اهداف و آرمانها، تلاش و کوششهای فراوانی انجام داد.
با فرمان تأسیس مجلس شورای ملی برای استقرار نظام مشروطه و تدوین نظامنامة قانون اساسی، مخالفتهایی در بی ارزش جلوه دادن آن و به طورکلی مقابله با اصل نظام مشروطه، صورت گرفت. لذا رهبران مشروطه، به منظور انتخاب نمایندگان مجلس و همچنین حمایت و پیشتیبانی از انقلاب و آشنا ساختن مردم به مقررات و قوانین جدید، اقدام به تأسیس تشکیلاتی تحت عنوان « انجمن های ایالتی و ولایتی» در تهران و سایر شهرهای کشور نمودند. در اصفهان نیز در همان بدو امر، این مجلس تشکیل و شروع به کار نمود. اعضای مؤسس و ارکان آن عبارت بودند از: حاج آقا نور الله نجفی، شیخ الاسلام، میرزا رضا خان نائینی، حجاب الدوله، حاج مشیر الملک و دیگران.
وی در جلسات انجمن ولایتی پیوسته شرکت می جست و همیشه در کنار میرزا علی آقا خراسانی(جهاد اکبر) مدیر روزنامه جهاد اکبر و پایین تر از حاج آقا نورالله رئیس انجمن، سید حسن ملاذ روضاتی نایب رئیس و فردی که نماینده حکومت بود، در جایی معین می نشست.
این انجمن جلسات خود را در کاخ چهلستون به طور مرتب هفته ای یک بار برگزار می کرد. لذا برای اطلاع مردم از مذاکرات و نعیمات صورت گرفته، روزنامه ای ضروری بود که تأسیس چنین امری را به عهده یکی از اعضای انجمن، آقا سراج الدین صدر عاملی واگذار کردند.
بدین خاطر روزنامة « انجمن اصفهان» در 21 ذی القعده 1324 با مدیریت وی در چهار صفحه تا هشت صفحه به صورت هفتگی منتشر می شد. این روزنامه در سال 1325ق به نام «انجمن مقدس ملی اصفهان» و «انجمن مقدس ولایتی اصفهان» انتشار می یافت و بعد از استبداد محمدعلی شاه که سال سوم آن شروع شد، تحت عنوان «انجمن اصفهان» منتشر می گردید. مندرجات آن ابتدا یک سر مقاله و سپس گزارشات و مذاکرات انجمن مقدس ملی اصفهان و اخبار و امور سیاسی مملکت و اوضاع اصفهان بود. جذاب ترین قسمت این روزنامه مبحثی تحت عنوان« مناظره شیخ و شاب» بود. انجمن اصفهان تا به توپ بستن مرتب منتشر می شد. بعد از فتح اصفهان مجدداً سال سوم خود را شروع کرد و تا چندین شماره از سال پنجم ادامه داشت .
از طرز نگارش وی، که در مقالاتی با عنوان « انجمن» آمده است، یا تذکرات و توضیحاتی که جای جای روزنامه وجود دارد، می توان پی برد که فردی نکته سنج و دارای طبعی روان بوده است، به طوری که نثر نسبتاً ساده و بی پیرایه اش به خوبی پاسخ گوی نیاز زمانه و شایسته یک روزنامه مردمی است.
آقا سراج الدین جسارت یک روزنامه نگار اصلاح طلب را داشت و آشکارا اعلام می کرد:« [...] به حقِ حق در عالم جریده نگاری اغماض نمی کنیم. اگر اهل طباع از کلام ما مشمئز می شود، فردا می فهمد تمام را صحیح گفته ام. دوست آن است که بگوید گفتم، دشمن است آن که اغماض می کند و می گوید می خواستم بگویم».
چند سال بعد با تعطیلی این روزنامه، سراج الدین گوشه نشینی و عزت را اختیار کرده و سرانجام در سال 1314ش( 1354ق) دیده از جهان فروبست و پیکرش را در تخت فولاد اصفهان، تکیة مادر شاهزاده به خاک سپردند.
صدر عاملی از گفتار و کردار و خدمات صادقانه ای برخوردار بود، لذا همواره از او به عنوان «سید المجاهدین» و «مدیر روشن ضمیر» یاد می کردند. وی معتقد بود ایرانیان در فراست و ذکاوت به مراتب از اروپائیان افزونترند ولی به واسطة استبداد و خودخواهی اولیاء امور که خواست آنها محض ریاست است و همه باید کور و کر مادر زاد آنها باشند، از کار عقب مانده اند. ما باید برای رسیدن به ترقی، جهازات عقول را پرواز دهیم و جهاز اتحاد را محکم سازیم و دانش و عمله ایجاد معلم خانه ها و آوردن معلمان صحیح اروپایی را پیشة خود سازیم. اگر کشتی آسمانی خود را محکم نگاه داریم و به دستور العمل او رفتار کنیم وحقیقت «وَجادلهُم» را به عنوان صحیح فراهم کنیم، همانا رشتة اتحاد و سکوت درکشتی اسلامی که نتیجه اش عدل و مساوات و تکمیل صفات و تجرد از رذایل است؛ بدست خواهد آمد. آگاه باشید که تفرقه و بی دانشی است که ما را دچار خذلان کرده است .
«لازمة رسیدن ما به کمالات در دو چیز است: اول علم و معلم و سپس مشوق، علم که پیدا نمودیم و مشوق، همه چیز داریم». وی همچنین معتقد است: «اساس ترقی ملت و ثروت دولت بر سه چیز است: زراعت، صناعت، تجارت و چون این سه چیز در مملکتی ترقی کند، ملت و دولت در سعادت قرین و اقبال هم نشین باشند». «اگر تجارت گشترش یابد، آن وقت صناعت وسعت می یابد، در این حال است که دولت مقتدر می شود. اقتدار دولت پابرجا نمی ماند؛ مگر دولت و ملت یکی شوند».