ناصر فرهمند

ناصر فرهمند

شهرت :

فرهمند- حیدر
تاریخ وفات :
1349/02/19
مزار :
تکیه ایزدگشسب
زمینه فعالیت :
هنرمند
فرزند محمدرضا، متولد1297ش در بروجن، استاد هنر تئاتر اصفهان، پس از تکمیل تحصیلات و فراگیری زبانهای فرانسه، انگلیسی و روسی به آموختن هنر تئاتر از طریق دیدن تئاتر و همچنین حضور در نمایشها پرداخت. وی گروه تئاتری سپاهان را تشکیل داده، در عرصة پیش پرده خوانی نیز فعال بود. وی گروه تئاتر اصفهان را تشکیل داد، که با ارایه نمایش «بینوایان» افتتاح شد. برنامه های تئاتر اصفهان با مضامین اخلاقی، تربیتی و ملی در سبک های مختلفی چون کمدی انتقادی، تراژدی و درام ساخته می شد. وی علاوه بر بازیگری و کارگردانی، نمایشنامه های زیادی را نوشت. او در 19 اردیبهشت 1349ش در تهران وفات یافت و در تکیة ایزدگشسب بین قبور پدر و مادرش دفن شد.
مشروح زندگی نامه
حیدر، ناصر فرهمند، معروف به ناصر فرهمند، استاد هنر تئاتر اصفهان در 10 مهر 1297ش در بروجن متولد شد. پدرش محمدرضا تاجر و ملاک بود. ناصر در کودکی همراه با خانواده اش به شهر اصفهان آمد و ساکن شد. وی در مدرسة علیه و دبیرستان کالج، تحصیل کرد و دیپلم کار و تجارت را در سال1318ش دریافت نمود. او زبانهای فرانسه، انگلیسی و روسی را نیز فرا گرفت.
اگرچه سابقة تئاتر در منطقة جلفای اصفهان، نسبتاً طولانی است و از اواخر دورة ناصرالدین شاه آغاز می شود، اما این هنر در داخل شهر اصفهان، با تأخیر و به کندی شکل گرفت. تا اوایل دهة1320ش، تماشاخانه دائمی وجود نداشت. گهگاه در برخی اماکن، از جمله سالن دبیرستانها، سینماها و چند فضای موقت، آثاری اجرا می شد. گروههای متشکل و بادوام نمایشی نیز بوجود نیامده بود. شهر، مرکزی برای آموزش نمایش نداشت. ناصر فرهمند، بدون داشتن استاد، با دیدن تئاتر و همچنین حضور در نمایشهایی که در دبیرستانها اجرا می شد، به تجربه اندوزی و آموختن فن نمایش پرداخت.
به سال1320ش، دوران خدمت نظام را در گرگان به پایان رساند. علاقة شدید فرهمند به تئاتر باعث شد که حضور در این عرصه را به عنوان شغل خود برگزیند و تمام وقتش را برای بازیگری، کارگردانی و نمایشنامه نویسی بگذارد. به همین سبب، عده ای او را اولین هنرمند حرفه ای تئاتر در اصفهان می دانند.
در اسفند1322ش باشگاهی ورزشی به همت مهدی روشن ضمیر(کارگری) راه اندازی شد. این باشگاه در چهارباغ عباسی، مقابل مدرسة چهارباغ در زمین پشت هتل جهان قرار داشت. پس از حدود سه ماه در 3/3/1323ش، با تلاش ناصر فرهمند و کریم غفاریان که دورة مدرسه تئاتر تهران را دیده بود و البته با حمایت مالی و تدارکاتی روشن ضمیر و حیدرقلی والی پور( مدیر باشگاه)، بخشی از باشگاه المپ، به تماشاخانه تبدیل شد بدین منظور که هر هفته در آن جا به ارائه نمایش بپردازد.
آغاز به کار تماشاخانة المپ، نقطة عطفی در تاریخ تئاتر شهر اصفهان بود و به مقدمه ای برای تشکیل گروههای حرفه ای تئاتر و همچنین ایجاد اماکنی مخصوص اجرای نمایش، تبدیل شد. در افتتاحیه تماشاخانه، نمایش« دربار خلیفه» با بازی ناصر فرهمند، دکتر دخانی و عده ای دیگر که بیشتر آنها تازه کار بودند، به روی صحنه رفت. زندگی هنر پیشگی ارحام صدر نیز با این نمایش آغاز شد. همکاری فرهمند با تئاتر المپ، چندان دوام نیافت. بعد از حدود یک ماه و پس از اجرای چند نمایش مانند« دختر رومی» که فرهمند در آن به عنوان کارگردان و بازیگر حضور داشت، مسائلی از جمله اختلافات مالی سبب جدایی او از تماشاخانة المپ شد. محمدعلی کازرونی که از ثروتمندان اصفهان بود و به تئاتر علاقه داشت. زمینی در اختیار ناصر فرهمند و گروهش قرار داد. آن زمین در کوچه سپاهان کنونی، در چهارباغ کنار مهمانخانة گلزار. مقابل ادارة نظام وظیفه قرار داشت. در تیرماه 1323ش با کمکهای مالی علی صدری، پسر عموی رضا ارحام صدر و همت دست اندرکاران تئاتر که از تماشاخانة المپ جدا شده بودند، سالن تابستانه تماشاخانة سپاهان در زمین کازرونی ساخته شد. علی صدری مدیریت مالی و ناصر فرهمند مدیریت هنری آن تماشاخانه را بر عهده داشتند.
در اواخر تیرماه گروه تئاتری سپاهان به سرپرستی ناصر فرهمند و البته با بازی او نمایش « دربار خلیفه» را برای افتتاح تماشاخانه اجرا کردند. ساخت سالن زمستانی به تداوم کار گروه سپاهان، کمک نمود. « شاه عباس کبیر» از جمله نمایشهایی بود که فرهمند در آن سال به روی صحنه برد.
او در عرصة پیش پرده خوانی نیز فعال بود. برای نمونه با اعلام پایان جنگ جهانی دوم در اردیبهشت 1324ش، فرهمند پیش پردة « مرد بعد از جنگ» را خواند. وی هچنین در سالنهای دیگر، برنامه هایی ارائه داد. نمایشی در تماشاخانة «اتحادیه کارگران» به روی صحنه رفت که فرهمند تنظیم آن را برعهده داشت. نمایش «بینوایان» اثر ویکتور هوگو با ترجمة منصور منصوری، در دبیرستان سعدی اجرا گشت. فرهمند، کارگردان و بازیگر نقش ژان والژان بود.
فرهمند، معتقد به اجرای نمایشها در بالاترین سطح هنری بود؛ اما علی صدری اجرای نمایشهای کمدی رایج اصفهانی را به منظور کسب درآمد بیشتر خواستار شد. این اختلاف، موجب جدایی ناصر فرهمند از تئاتر سپاهان گردید. او به همراه دکتر دخانی، مهدی ممیزان، دکتر حیدران و عزت الله نوید گروه« تئاتر اصفهان» را تشکیل داد و تماشاخانة اصفهان، با مدیریت ناصر فرهمند آغاز به کار کرد. این سالن جدید، واقع در دروازه دولت، کنار کاخ شهرداری( در محل سابق سینمای شمال چهلستون). در آذر 1325ش با ارائة نمایش« بینوایان» افتتاح گشت. روزنامة نقش جهان اعلام کرد که در آنجا هر هفته نمایشهایی با موضوعات اخلاقی، اجتماعی و کمدی برای اصلاح معایب جامعه و پرورش افکار مردم عرضه می شود.
« ساده لوح»، « میشل استروکف»، « شهربانو» و همچنین، نمایشهایی با حضور برخی بازیگران تهرانی مانند« عدالت هارون الرشید» از جمله آثار اجرا شدة تماشاخانة اصفهان در ماههای آغاز تأسیس بودند.
با کمک مالی یکی از متمولین اصفهان به نام «رضا محمودیه» سالنی جدید برای تماشاخانة اصفهان ساخته شد. فرهمند در بنای این ساختمان مدرن که شامل دو سالن تابستانه و زمستانه بود از کمک مالی پدرش نیز استفاده کرد. سالن تابستانه مذکور در مرداد 1326ش با یکی از پرشکوه ترین و مشهورترین نمایشهای تئاتر اصفهان به نام « تخت جمشید در آتش» افتتاح گشت. ناصر فرهمند (بازیگر نقش اسکندر) و مهدی ممیزان (نویسنده و بازیگر نقش داریوش) به همراه سایر هنرپیشگان و عوامل، اثری تحسین برانگیز، عرضه کردند. فرهمند « بهترین استعداد و قدرت هنرپیشگی خود را ظاهر کرد». او « در رژیس این نمایش و در تهیة لباسها و دکور و ظروف و اثاثیه به طرز هخامنشی منتهای زحمت و دقت را که ممکن بود در اصفهان بلکه در ایران به عمل آید، متحمل شده بود...». فرهمند برای اجرای نمایش مزبور، نشان درجه یک هنری را دریافت نمود.
فرهمند، معتقد بود بهتر است پس از عرضة یک اثر درام سنگین، یک نمایش کمدی، روی صحنه برود. وی معروفترین سریال نمایشی تماشاخانه اصفهان را که با محوریت شخصیت« حاج عبدالغفار» نوشته شده بود در سالهای 1326 و 1327ش ساخت. این مجموعه، مشهورترین حاجی بازی انتقادی تئاتر اصفهان به شمار می آید. حاج عبدالغفار (با بازی فرهمند) رندی بود که از همایونشهر با قیافة مضحک و لهجة محلی آنجا و دوچرخه-ای که زنگوله برآن بسته شده به اصفهان می آید تا از دختری اصفهانی، خواستگاری کند. شکل مواجهة آن دهاتی ظاهراً ساده لوح با مردم شهرنشین و طرح برخی مسائل انتقادی باعث شهرت و البته تداوم اجرای آن با نمایشنامه های دیگر، مانند حاج عبدالغفار در تهران، حاج عبدالغفار در بغداد، در آفریقا، در پاریس و حاج عبدالغفار در کرة مریخ ارایه می شود. « سلطنت حاجی» پایان دهندة سری حاج عبدالغفار بود. روزنامة اصفهان، ضمن تمجید از نمایش « حاج عبدالغفار در کره مریخ» که فرهمند، نویسنده اش نیز بود و در آن حاج عبدالغفار با حفظ همان سادگی، فرمانروای مطلق کره مریخ می شود، به جنبة ممتاز صنعتی صحنه اشاره می کند و می نویسد: «از جنبة صنعتی می توان گفت، عالی ترین و بهترین نمایشی است که تا کنون در اصفهان داده شده...» .
ناصر فرهمند، جدیدترین مجلات تئاتری آن زمان اروپا و اولین ترجمه های نمایشنامه های نویسندگان پیشرو اروپا مانند «سارتر» را مطالعه می کرد. به جز «بینوایان» شاخص ترین نمایش خارجی اجرا شده در تماشاخانة اصفهان، «اتللو» اثر شکسپیر با کارگردانی او بود که در فروردین 1328ش به روی صحنه رفت و در زمستان 1329ش نیز تکرار شد. نمایش «اتللو» با وجود امکانات محدود از هر نظر با اجراهای هم عصر اروپایی خود برابری می کرد. نقش اتللو را فرهمند بازی نمود. مهارت بالای او در ایفای آن نقش، سبب شد که جشنوارة استراتفورد انگلستان (جشنواره آثار شکسپیر که تمامی اجراهای اتللوی جهان را به مناسبت سال اتللو بررسی کرده بود) ناصر فرهمند را به عنوان بهترین اتللوی جهان از تئاتر اصفهان به همراه «سرلارنس اولیویه» از تئاترلندن و « سرگئی باندار چوک» از تئاتر مسکو مورد تقدیر قرار دهد. « تاجر ونیزی» اثر شکسپیر،« بازرس» اثر گوگول، «خرس» اثر چخوف و « فاوست» اثر گوته از جمله دیگر نمایشهای غربی اجرا شده در آن تماشاخانه بودند که گویی در صحنه بهترین تئاترهای اروپا تنظیم شده اند.
برنامه های «تئاتر اصفهان» با مضامین اخلاقی، تربیتی و ملی، در سبکهای مختلفی چون «کمدی انتقادی»، «تراژدی» و «درام» ساخته می شدند. گاه داستانهای تاریخی و گاه مسائل روز جامعه، مطرح می گشت. در اینجا به چند نمونه از آنها اشاره می شود: «ساده لوح» ( نمایش معایب دستگاه قضایی).
« عدالت بشر» ( راجع به مستمندان و بینوایان و نشان دادن مفاسد اجتماعی و اداری).
«خندة سوزناک»( انتقاد از عدم توجه به فقرا و یتیمان).
اپرت «ایران پر آشوب» (با جنبه های سیاسی، اخلاقی، انتقادی و میهنی) که در آن به عقب ماندگی ایران و مسأله آذربایجان، پرداخته شده است.
« مهرگیاه» (انتقاد از خرافات و مفاسد تمدن مصنوعی غرب و سوء استفاده از آزادی).
«کلاغ سیاه» ( انتقاد از پول پرستی).
ایفای نقش اُوستا باقر (پینه دوز دوره صفوی) توسط وی به عنوان شخصیتی کمدی و انتقادی از دیگر آثار ماندگار فرهمند بود.
اما در تماشاخانه اصفهان نیز، مسائل انتقادی، فقط از طریق اجرای نمایشنامه، مطرح نمی شد بلکه پیش پرده خوانی هم، مجالی برای طرح مشکلات روز جامعه بود. بخصوص در فضای نسبتاً آزاد آن سالها اعتراضات سیاسی نیز فرصت بروز داشت. برخی از پیش پرده ها را ناصر فرهمند می-خواند مانند:« خواب وکالت» ( پیرامون انتخابات مجلس پانزدهم شورای ملی).
« اسکناس» ( باز درباره انتخابات مجلس پانزدهم شورای ملی و انتقاد از وکلای بی وطن چپ و راست).
« نفت».
« نفت» نام یکی از مهمترین نمایشهای تماشاخانه اصفهان نیز بود که مهدی ممیزان کارمند شرکت نفت، آن را نوشت و از تابستان1330ش به روی صحنه رفت و اجرای آن، ماهها در اصفهان و آبادان ادامه یافت. در نمایش مذکور، به عملکرد انگلستان و عمال آنها در شرکت نفت، انتقاد شد. طبق آفیش« نفت» این اثر «اجتماعی، سیاسی و کمدی» به منظور بیدار نمودن افکار عمومی ساخته شده تا «سرمشقی برای پیشرفت و کمک به اجرای کامل خلع ید و ملی کردن صنعت نفت» باشد. روزنامة اصفهان، پیرامون بازی فرهمند در این نمایش چنین نوشت: «فرهمند در نقش نوکر، موسوم به « ملت» و سپس در نقش« مهندس» یا افکار عمومی به طوری مهارت و لیاقت از خود بروز می دهد که به کرات مورد تشویق تماشاچیان قرار می گیرد».
فرهمند همچنان در دیگر سالنهای شهر، حضوری فعال داشت. برای نمونه، نمایش «فاوست» را در دبیرستان سعدی و « آقای شکم پرست» را در باشگاه افسران اجرا نمود.
سالهای 1325ش تا اوایل دهة 1330ش اوج شکوفائی تماشاخانه اصفهان با مدیریت ناصر فرهمند بود. وی تئاتر را از موقعیت تفننی و افتخاری به سمت حرفه ای شدن کشاند. او تئاتری مردمی داشت که با وجود داشتن سبکهای مختلف، توانست، «بدون نزدیک شدن به ذره ای ابتذال و بدون نشستن بر قلة تئاتر انتلکتوئل، مورد استقبال هزاران تماشاگر قرار گیرد». از ویژگیهای شاخص و برجستة فرهمند مهارت و قدرت بالای او در ارائه موفق نمایشها، چه به سبک کمدی و چه به سبک درام و تراژدی بود. « مؤسس تماشاخانه در اصفهان»، «پیشوای نهضت تئاتر در اصفهان»، « پدر تئاتر در اصفهان» تعدادی از القابی هستند که روزنامه های آن روزگار به فرهمند دادند. محمد سپاهانی در اوایل تأسیس تماشاخانه اصفهان، چنین می نویسد: «ناصر فرهمند، هنرپیشه مبتکر و باذوق معروفی است که هم توانایی او در فن هنرپیشگی، قولی است که جملگی برآنند و همچنین صفات عالی و برجستة اخلاقی اش. فرهمند برای تأسیس تماشاخانه دائمی در اصفهان، رنجها کشید و خساراتی را متحمل شد[...] چون پیر کارآزموده و با تجربه، به روحیه مردم، طرز تفکر مردم، عادات و حرکات زشت مردم آشناست و با اینکه با ادارات دولتی کمتر سر و کار دارد، بیشتر به خرابی تشکیلات کشور، واقف و کمتر کسی می تواند در سالن نمایش تحت تأثیر حرکات و بیاناتش واقع نشود. هم مردم را می گریاند و هم می خنداند. هم متأثر می کند و هم بر سر نشاط می آورد. در هر فنی از فنون نمایش، ماهر و زبردست است[...] پیش پرده هایی که می خواند، همه جالب توجه و شنیدنی است[...]».
تماشاخانة اصفهان و تماشاخانة سپاهان دو سالن اصلی تئاتر در اصفهان بودند و با یکدیگر رقابت داشتند. پرویز ممنون، معتقد است تماشاخانة اصفهان در ابتدای کار خود به دلایلی مانند وجود ناصر فرهمند به عنوان تنها کارگردان قوی، آگاه و مقتدر در وضعیتی برتر قرار داشت. روزنامة اصفهان در اسفند1329ش پیرامون اهمیت نقش و تأثیر ناصر فرهمند چنین نوشت: «باید بیش از هر کس، ممنون آقای فرهمند و لیاقت و کفایت او بود که توانسته است فن تئاتر را در شهر عقب افتادة اصفهان تا این درجه رو به جلو سوق دهد که بدون شک با هیچ یک از ترقیات اجتماعی و فرهنگی شهر ما قابل قیاس نیست و می توان گفت، اصفهان در این قسمت از فرهنگ و هنر به نسبت خود از تمامی شهرهای ایران، مقدم می باشد».
بازیگران باسواد، طراحان دکور و صحنه و سایر کارکنان در موفقیت تماشاخانه، مؤثر بودند. فرهمند پیش از اجرای یکی از نمایشهایش در سخنانی از هنرپیشگان تماشاخانة اصفهان به عنوان افرادی تحصیل کرده و با اصالت خانوادگی تمجید کرد. بازیگرانی همچون ممیزان، دخانی، حیدران، کهنموئی، نامجو، شفیع، سراج و خانمها ناهید پران و کلارا از جمله بازیگرانی بودند که سالها در تماشاخانه اصفهان به ایفای نقش پرداختند. فرهمند، شاگردان بسیاری درعرصه بازیگری تربیت کرد. مشهورترینشان، رضا ارحام صدر بود. او که فعالیت خود را در تماشاخانه سپاهان، ادامه داد، ناصر فرهمند را استاد خود معرفی نمود.
از دهة 1330ش به تدریج، کیفیت کار تماشاخانه اصفهان، دچار افول نسبی شد که برخی، آن را به عنوان « افتادن در دام اتراکسیون» تعبیر کرده-اند. تشدید قوانین ممیزی، مشکلات مالی، اختلافات فرهمند با بعضی بازیگران که منجر به جدایی آنها از تماشاخانه اصفهان شد در تضعیف جایگاه « تئاتر اصفهان» مؤثر بودند.
فرهمند در فروردین1327ش، محمدعلی کازرونی و رضا محمودیه را تنها کسانی معرفی کرد (از میان سرمایه داران اصفهانی) که به فن تئاتر کمک نمودند.
اجاره نامه تماشاخانه اصفهان به نام خود او نوشته شد. در مرداد1336ش به سبب اختلافاتی که بر سر پرداخت اجاره بین وی و خانوادة محمودیه بوجود آمد، سالن تماشاخانه، از فرهمند گرفته شد اما او توانست از فروردین 1337ش در سالنی واقع در قسمت دیگر دروازه دولت به کار خود ادامه دهد.
فعالیت تئاتری فرهمند در این دوره که تا پایان عمرش ادامه داشت، کاهش یافت. گرایش به انزواطلبی، نسبتاً در او تقویت شده بود. کارشکنی های برخی هنرمندان تئاتر که به فکر منافع و سود و صرفة مالی خود بودند و همچنین عدم تمایل فرهمند به اجرای آثار مبتذل و دارای سطح کیفی پائین از دلایل کم کاری او بود.
نمایشهایی با کیفیتی پایین تر از گذشته با بازی هنرپیشگانی مانند وحید و صادقی به روی صحنه می رفت. «تربیت ناقص» و « انقلاب اداری» از جملة نمایشهای این دوره بودند که با کارگردانی خود فرهمند اجرا شدند. او در دهة 1340ش در کار تدریس و فعالیتهای نمایشی دانشکده ادبیات اصفهان حضور داشت و گاه همراه با گروه« تئاتر اصفهان» به ارائه آثار مناسبتی در تالار دانشکده پرداخت.
وی علاوه بر بازیگری و کارگردانی، نمایشنامه های زیادی را نیز نوشت. برخی از آنها عبارتند از: «جام جم یا سوغات فرنگ»، «حافظ و گوته»، « بزم ابوالحسن افسانه شرقی»، « عطش گرگ در لباس میش» و «انقلاب اداری».
از آثار هنرمندان خارجی در تماشاخانة اصفهان می توان به اجرای آثار« چارلز دیکنز» اشاره کرد که املین ویلیامز، بازیگر، نویسنده و کارگردان انگلیسی به روی صحنه برد.
فرهمند در امور خیریه اصفهان نیز شرکت داشت. جمع آوری پول در لباس نمایش و از محل درآمد تئاتر برای تهیه لوازم التحریر دانش آموزان و دانشجویان بی بضاعت و همچنین کمکهای مالی جهت بنای ساختمان شهرداری و تأسیس پرورشگاه و شیرخوارگاه از جمله اقدامات او بودند.
فرهمند در آخرین روزهای عمر خود به دنبال ایجاد استودیویی بود تا از نمایشهای گروه « تئاتر اصفهان» فیلمبرداری شود. در این زمینه با مهندس بدیع، مسؤول استودیو بدیع، مذاکره کرد اما ناگهان در 19 اردیبهشت 1349ش بر اثر سکته قلبی به هنگام خواب، در تهران وفات یافت. او در تکیة ایزدگشسب بین قبور پدر و مادرش دفن شد. در وفات او شعرای اصفهان از جمله حسن تاجمیر ریاحی و مشفق ضرغام مرثیه سروده اند و مشفق در ماده تاریخ فوت او چنین می سراید:
مشفق ضرغام با غم سال این ماتم نوشت/کاز فرهمند توانائی هنرور آه آه
بعد از مرگ فرهمند فعالیت تماشاخانه اصفهان، همچنان ادامه داشت و سرانجام در فروردین1353ش شهرداری به منظور ایجاد فضای باز ساختمان تماشاخانه را خراب کرد.
محمدرضا و علیرضا فرزندان ناصر فرهمند هستند. محمدرضا فرهمند، مدرس سینما و تئاتر در تهران است.