سید محمدحسین مدرس صادقی

سید محمدحسین مدرس صادقی

شهرت :

مدرس صادقی
تاریخ وفات :
6/01/1389
مزار :
تکیه شهدا
زمینه فعالیت :
شاعر
فرزند سید محسن بن سید محمدباقر بن میر سید علی حسینی، شاعر و ادیب فاضل. در سال1304ق در اصفهان متولد شده و تحصیلات مقدماتی خویش را در اصفهان انجام داد و سپس به کار در یکی از تجارت-خانه های اصفهان مشغول شد. او نزد برادرش میرزا عبدالله ثقة الاسلام نیز تحصیل نموده و خط نسخ را نیکو می نوشته و قرآن مجید را کتابت می نمود. وی همچنین شعر را نیکو می سرود و «مدرس» تخلص می کرد. از آثار او «دیوان اشعار» و «گلشن نجات» و «اسرار محبین» به طبع رسیده است. وی در زهد و تقوا و حُسن خلق ممتاز بود.
سید کاظم مدرس (مقدمة گلشن نجات) می نویسد: «اواخر عمر دو مجموعه از اشعار موعظه و اندرز و توحید و نبوت و مناقب و مراثی ائمه اطهار، علیهم السلام، به نام دیوان مدرس صادقی سرودند و به یادگار گذاشتند و سه مجلد قرآن به خط شریف مرقوم داشتند».
سید محمدحسین مدرس در 6 محرم1389ق وفات یافت و در تکیة سادات میر محمدصادقی واقع در تخت فولاد مدفون شد.

مشروح زندگی نامه
فرزند سید محسن بن سید محمدباقر بن میر سید علی حسینی، شاعر و ادیب فاضل. در سال1304ق در اصفهان متولد شده و تحصیلات مقدماتی خویش را در اصفهان انجام داد و سپس به کار در یکی از تجارت خانه های اصفهان مشغول شد. او نزد برادرش میرزا عبدالله ثقة الاسلام نیز تحصیل نموده و خط نسخ را نیکو می نوشته و قرآن مجید را کتابت می نمود. وی همچنین شعر را نیکو می سرود و «مدرس» تخلص می کرد. از آثار او «دیوان اشعار» و «گلشن نجات» و «اسرار محبین» به طبع رسیده است. وی در زهد و تقوا و حُسن خلق ممتاز بود.
از اشعار اوست:
ای یار پری چهره که خود روح روانی/دل می بری از خلق ولی خویش ندانی
هر جا نگرم روی خوش و طلعت زیبا/از هر چه مرا در نظر آید به از آنی
چشم تو بود فتنه و زلفین تو جادو/هر عضو تو را می نگرم آفت جانی
سید کاظم مدرس (مقدمة گلشن نجات) می نویسد: «اواخر عمر دو مجموعه از اشعار موعظه و اندرز و توحید و نبوت و مناقب و مراثی ائمه اطهار، علیهم السلام، به نام دیوان مدرس صادقی سرودند و به یادگار گذاشتند و سه مجلد قرآن به خط شریف مرقوم داشتند».
سید محمدحسین مدرس در 6 محرم1389ق وفات یافت و در تکیة سادات میر محمدصادقی واقع در تخت فولاد مدفون شد. محمدحسین صغیر اصفهانی در وفاتش مرثیه ای سرود که ماده تاریخ آن چنین است:
صغیر می طلبد دایم از سر اخلاص/شود فزوده علو مقامش از داور