شیخ محمدرضا نجفی

شیخ محمدرضا نجفی

شهرت :

نجفی
تاریخ وفات :
24/01/1362
مزار :
تکیه مادر شاهزاده
زمینه فعالیت :

شیخ محمّدرضا نجفى

علاّمه فقیه اصولى متكلّم و ادیب شاعر ریاضى دان، از نوابغ روزگار و مفاخر علمى شیعه و مدرسین بزرگ حوزه علمیة اصفهان.

  تولّد و خاندان؛ وى در روز 20 محرّم 1287 در نجف اشرف متولّد شد. پدرش فقیه عارف شیخ محمّد حسین اصفهانى و مادرش دختر سید محمّدعلى معروف به آقا مجتهد فرزند فقیه محقق سید صدرالدین عاملى است. مادر پدرش دختر سید صدرالدین عاملى، همسر حاج شیخ محمّدباقر نجفى، است و مادر مادرش دختر سید محمّد باقر شفتى، همسر سید محمّدعلى آقا مجتهد، است.

 جدّش حاج شیخ محمّد باقر نجفى و جدّ اعلایش محقق نامدار حاج شیخ محمّدتقى رازى، صاحب «هدایة المسترشدین»، شاگرد برجسته و داماد شیخ الطائفة شیخ جعفر نجفى است.

پدرش تحصیلات علوم دینی را نزد پدر خود آغاز کرد. در نوجوانی به عتبات عالیات هجرت نموده و در نجف اشرف نزد شیخ راضی نجفی، حاج میرزا حبیب الله رشتی و میرزا باقر شکی و دیگران به کسب فیض پرداخت و در سامرا نزد میرزا حسن شیرازی تحصیلات خود را تکمیل نمود و به مقام اجتهاد رسید. سپس به اصفهان مراجعت نموده و به تدریس و ترویج دین و حل مشکلات مردم مشغول شد؛ اما چندی نگذشت که ترک محراب و منبر و تدریس نمود. انقلابی در درون او باعث شد که از ریاست و عناوین دنیوی به یکباره کناره گیری کند و به تکمیل نفس و ریاضت بپردازد. او در اواخر سال1300ق به همراه پدر به نجف بازگشته و پس از وفات پدر بقیة عمر خویش را در نجف اشرف به عبادت و ریاضت گذراند. از وی آثار چندی برجای مانده است.

تحصیلات؛ شیخ محمّدرضا نجفى در سن ده سالگى از نجف اشرف به اصفهان رفت و پس از سه سال اقامت در آنجا، در سال 1300ق به همراه پدر بزرگوار و جدّ عالى مقدارش به نجف اشرف مراجعت نمود. جدّش حاج شیخ محمّدباقر نجفى در سوم ماه صفر 1301ق و پدرش شیخ محمّدحسین نجفى در اول محرّم 1308ق وفات یافتند.

وى تا سال 1333ق در آن شهر مقدّس به كسب علوم و فضائل پرداخت و پس از وصول به مقامات عالیة علم و اجتهاد و تبحّر در فنون شعر و ادب و كسب اجازات روایتى و اجتهاد به اصفهان مهاجرت نمود و به ترویج و تدریس و اقامه جماعت و ارشاد و هدایت مردم و دیگر شؤون روحانیت پرداخت.

اساتید؛ شیخ محمّدرضا نجفى در نجف اشرف از محضر بسیارى از بزرگان علم و فضیلت و ادب استفاده نموده و در دو شرح حال خود نوشت كه از ایشان در دست است به نام آنان اشاره كرده است: 1. سید ابراهیم تنكابنى قزوینى؛ علاّمه نجفى در سنین قبل از بلوغ نزد ایشان مراحل عالى علم نحو را به صورت خارج فراگرفت. 2. شیخ محمّد حسین نجفى؛ 3. میرزا فتح اللّه شیخ الشریعه اصفهانى؛  4. آخوند ملاّ محمّدكاظم خراسانى؛5. آقا سید محمّدكاظم یزدى؛6. سید اسماعیل صدر؛ 7. سید محمّد فشاركى اصفهانى؛ 8. حاج میرزا حسین نورى؛ نجفى علوم حدیث را از محضر وى آموخته و در سال 1320ق در كربلاى معلى از او به اخذ اجازه نقل حدیث نایل گشته. 9. ملاّ على نهاوندى؛

  1. حاج آقا رضا همدانى؛ علامه نجفى در كتاب «نجعة المرتاد» از او با تعبیر «شیخنا الفقیه» نام برده است . 11. ملاّ حسینقلى همدانى12. سید مرتضى كشمیرى؛ 13. ملا على محمّد نجف آبادى 14. حاج میرزا حبیب اللّه ذوفنون اراكى؛ عالم جامع و فیلسوف و منجم معروف كه علاّمه نجفى علوم ریاضى و هیئت را از او فراگرفته است. 15. سید جعفر حلّى؛ شاعر شهیر و نابغه ادیب، صاحب دیوان «سحر بابل».  

مشایخ اجازه؛ شیخ محمّدرضا نجفى از مشایخ ذیل اجازه نقل حدیث دریافت نموده است: 1. حاج میرزا حسین نورى؛ 2. میرزا فتح الله شیخ الشریعه اصفهانى؛ 3. سید مرتضى كشمیرى؛ 4. سید حسن صدر كاظمى؛ 5. سید محمّد قزوینى حلّى؛ 6. سید حسین قزوینى حلّى؛ 7. شیخ محمّد باقر بهارى همدانى.

معاشران و مباحثات علمى؛ دوران تحصیل فقه و اصول علامه نجفى نزد استادان بزرگ نجف به مدت 16 سال (از سال 1300 تا 1316ق ) طول كشید و پس از آن، دوران مباحثات و مذاكرات علمى وى با فضلاى آن دیار در جلسات منظم و مستمر شروع شد و تا سال (1333ق) به مدت 17 سال به طول انجامید. در این مدت طولانى عالمان و فقیهان صاحب نامى در جلسات علمى با علامه نجفى به طور منظم شركت مى كردند. دوران مباحثات علمى علامه نجفى با فقیهان نجف اشرف، در واقع دوران شكوفایى علمى او است. برخى از معاشران و هم بحثان علامه نجفى عبارتند از: 1. میرزا محمّدحسین نائینى؛ 2. حاج شیخ عبدالكریم حائرى یزدى؛3. میر سید على مدرس نجف آبادى؛4. شیخ حسن كربلایى اصفهانى؛ 5. حاج میرزا مصطفى تبریزى؛ 6. سید محمّدباقر طباطبائى؛ 7. شیخ محمّدجواد بلاغى.

بازگشت به اصفهان؛ شعله هاى آتش جنگ جهانى دوم كه از اروپا شروع شده بود، آسیا را نیز فرا گرفته و عراق نیز از آثار شوم این جنگ طولانى بى نصیب نبود. سایه سیاه این جنگ به صورت قتل، غارت و ناامنى بر شهرهاى این كشور افكنده شده بود، به گونه اى كه تاب و تحمل آن براى مردم بسیار سخت شده و موجب مهاجرت عده اى از علما از عراق شد. علامه نجفى كه در سال هاى آخر اقامت خود در عتبات، ساكن كربلاى معلى شده بود، در اواخر سال 1333ق با حاج شیخ عبدالكریم حائرى یزدى همسفر شده و به سمت ایران آمد. وى در اراك از رفیق شفیق خود جدا شد و در اول محرم 1334ق به اصفهان رسید و مورد استقبال مردم و عالمان و خواص شهر اصفهان قرار گرفت و تا آخر عمر در آن اقامت گزید.

درآن زمان زعیم دینى اصفهان حاج آقا نوراللّه اصفهانى، عموى او، بود كه خدمات دینى و اجتماعى و مساعى جمیله او در نهضت مشروطه خواهى ایران در تاریخ ثبت است.

 وى در ابتداى ورود شیخ محمّدرضا تمامى مناصب شرعى خود، از قبیل اقامه جماعت و تدریس و وعظ و غیره را به او سپرد و در تعظیم و ترویج از او نهایت اهتمام را به كار برد. طلاب علم نیز پروانه وار گرد وجود منور آن عالم بزرگ جمع گشته و به استفاده از منبع سرشار علوم او مشغول شدند.

 

 مقامات علمى نجفى از دیدگاه بزرگان؛ وی از اجلة علماى عصر خود، و فقیهى اصولى حكیم متكلّم ریاضى عروضى، جامع معقول و منقول، حاوى فروع و اصول و شاعرى ماهر بود.

عموم كسانى كه علاّمه نجفى را دیده اند، او را به جامعیت و عظمت علمى ستوده اند. از جمله: 1. امام خمینى، رضوان اللّه علیه، كه در دوران اقامت علاّمه نجفى در قم از محضر او استفاده كرده و از او اجازه نقل حدیث دریافت نموده در آغاز اثر بى همتا و ارجمند خود «شرح چهل حدیث» مى نویسد: «اخبرنى اجازة مكاتبة ومشافهة عدة من المشایخ العظام والثقات الكرام. منهم: الشیخ العلامة المتكلم الفقیه الاصولى الادیب المتبحر الشیخ محمّدرضا آل العلاّمه الوفی الشیخ محمّدتقى الاصفهانى، ادام الله توفیقه، حین تشرفه بقم الشریف».

  1. سید شهاب الدین مرعشى نجفى استاد ارجمند خود را از نوابغ روزگار در ادبیات و فقه و ریاضى و دیگر علوم دانسته و از او با لقب مجموعه فضائل، گنجینه علوم و كعبة ادبا و فقها و مفسّرین و محدّثین و متكلّمین و ریاضیین نام مى برد و در «المسلسلات» مى نویسد: «من روزگارى دراز با او معاشرت داشتم، جز نیكى از او ندیدم و محبّت و اخلاصم به او روز به روز بیشتر مى شد».

 ایشان از استاد خود با عنوان: «پروردگار شعر و ریاضى و فقه و حدیث و بیشتر معارف در زمان خود» یاد كرده و مى نویسد:« او از بزرگان و اركان روزگار است و سزاوار است كه از اطراف و اكناف براى استفاده از او بار سفر بسته شود؛ ولى افسوس كه او در سرزمینى واقع شده كه ارزشى براى علم و دانش قائل نیستند».

خصوصیات اخلاقى؛ شیخ محمّدرضا نجفى علاوه بر فضایل علمى به مكارم اخلاقى نیز آراسته بود. وى در نجف اشرف از محضر پرفیض فقیه اخلاقى آخوند ملاّ حسینقلى همدانى بهره برده بود. بسیار خوش اخلاق، خوش محاوره، شوخ طبع و لطیفه گو بود و چنان كه سید مصلح الدین مهدوى مى نویسد: «در معاشرت و حسن خلق بر بسیارى از معاصرین خود امتیاز داشت».

تألیفات؛ 1. «اداء المفروض»، در شرح ارجوزة عروض منظوم سرودة دوست ادیبش میرزا مصطفى تبریزى.

  1. «استیضاح المراد من الفاضل الجواد»،
  2. «رسالة امجدیه»، 4. «الایراد و الاصدار »،
  3. تعریب رساله «سیر و سلوك» ، 6. «جلیة الحال»، در دو مسأله وضع و استعمال،
  4. «حاشیه بر شرح دیوان متنبّى»، 8. حواشى بر «روضات الجنات»،

 9.« حلى الدهر العاطل»،

  1. «ذخائر المجتهدین»، در شرح كتاب«معالم الدین فى فقه آل یاسین»
  2. رد بر كتاب «فصل القضا»، رساله «فصل القضا فى عدم حجیة فقه الرضا» نوشتة سید حسن صدر است.
  3. «الروض الاریض»،
  4. «الروضة الغناء، فى تحقیق معنى الغناء».

14.« السیف الصنیع لرقاب منكرى علم البدیع».

  1. «العقدالثمین»، در جواب سؤالات فقهى شیخ شجاع الدین
  2. «غالیة العطر»، فى حكم الشعر. 19.«نجعة المرتاد»، در شرح رساله فقهى «نجاةالعباد» شیخ محمّد حسن صاحب «جواهر»
  3. «نقد فلسفة داروین». مشهورترین اثر علمى نجفى كه آن را در دوران جوانى نگاشته است.

  21.« النوافج و الروزنامج»،

  1. «وقایة الاذهان و الالباب، و لباب اصول السنّة و الكتاب».

  تدریس در قم؛ شیخ محمّدرضا نجفى در سال 1346ق در قیام حاج آقا نوراللّه اصفهانى كه به عنوان اعتراض به اقدامات غیر اسلامى دولت به قم مهاجرت نمودند، به همراه عده اى دیگر از علماى بزرگ اصفهان به قم رفته و به مدّت شش ماه در حوزه علمیه قم به اصرار مؤسس بزرگوار آن حاج شیخ عبدالكریم حائرى به تدریس پرداخت. آیة اللّه مؤسس، عظمت خاصّى براى او قائل بود و او را شیخ بهائى زمان مى دانست.

 حضرت امام خمینى، رضوان الله علیه، از ایشان نقل فرموده كه اگر شیخ محمّدرضا ذوفنون نبود، شیخ مرتضاى انصارى زمان بود.

شیخ محمّدعلى اراكى نیز از آیت اللّه حائرى نقل كرده كه ایشان فرموده بود: «به اعتقاد من آقاى شیخ محمّدرضا اوّل فاضل در كره زمین است و از او بالاتر نیست».

 به نوشته میرزا محمّد ثقفى (از شاگردان و مجازین از علاّمه نجفى): « در اوّل ورود علاّمه نجفى به قم، آیت اللّه حائرى در منبر پس از توصیف مقامات عالیه ایشان در حد اعلى، فرمود: من هم از ایشان اجازه (نقل حدیث) دارم».

 عده اى از طلاّب فاضل آن زمان كه بعداً هریك به مقامات بلند علمى و دینى نایل شدند از محضر علامه نجفى استفاده كرده یا از او مجاز گردیدند. از جمله سید احمد شبیرى زنجانى؛ سید احمد خوانسارى؛ حاج میرزا خلیل كمره اى؛ سید محمّدرضا گلپایگانى؛ سید على اكبر برقعى قمى؛ سید شهاب الدین مرعشى نجفى و سیّد روح الله خمینی.

تدریس در اصفهان؛ نجفى از سال ورود به اصفهان (1334ق) تا سال وفات (1361ق) به مدّت 27 سال به تدریس دروس عالى فقه و اصول پرداخت و شاگردان بسیارى را تربیت نمود.

 وى در دوران خفقان رضاخانى نیز دست از تدریس برنداشت و در منزل به انجام این وظیفه دینى پرداخت. بدون شك حوزة علمیة اصفهان مرهون همّت بلند آن بزرگ مرد است و با تلاش بى دریغ او و برخى دیگر از علماى آن زمان حوزه كهن سال اصفهان از فروپاشى نجات یافت و خیل عظیمى از فضلا در آن پرورش یافتند.

 وى قبل از ظهرها در مسجد نو بازار و عصرها در مدرسة صدر بازار اصفهان و در سال هایى كه حكومت رضاخانى عرصه را بر روحانیت تنگ كرده بود، در منزلش به تدریس اشتغال داشت و هیچ گاه دست از نشر معارف دینى بر نداشت و حتى در سخت ترین شرایط به تربیت شاگردان پرداخت.

 ایشان به جز ایام درسى، روزهاى پنجشنبه و جمعه نیز در منزل به تدریس احادیث اهل بیت، علیهم السلام، و تبیین معارف معصومین مى پرداخت كه جمعى از فضلا از جمله آیت الله شیخ مرتضى مظاهرى در آن شركت مى كردند.

 آقا بزرگ تهرانی در این باره مى نویسد: «وكان للطلاب علیه زحام غریب وقد تخرج علیه جمع من الافاضل و الاعلام. و كان محبوبا عند سایر الطبقات لبشاشة وجهه و حسن اخلاقه و ظرافته. اما تدریسه فقد ولع به الكثیرون لبلاغة تعبیره و حسن تقریره و لجامعیته ایضا فقد كان یشفع اقواله بالادلة والاستشهاد باشعار العرب والفرس واقوال اللغویین والاكابر من السلف. و مع تلك المكانة العلمیة والشهة لم تكن حالته المادیة على ما یرام فكان غیر مرتاح دائما كما كان یبدو ذلك من مكاتیبه لى».

شاگردان؛ از میان یکصد نفر از شاگردان او که تاکنون مشخص شده و در اصفهان از محضر وی استفاده نمودند برخی عبارتند از: میرزا محمّدابراهیم نواب؛سید ابوتراب مرتضوى درچه اى؛ میرزا ابوالحسن قهى؛ شیخ ابوالقاسم اشراقى؛ شیخ ابوالقاسم نورایى سدهى؛ سید احمد مقدس بیدآبادى؛ سید اسدالله مستجاب الدعواتى؛ شیخ احمد فیاض سدهى؛ شیخ اسماعیل گزى؛ سید اسماعیل هاشمى؛ شیخ اسماعیل كلباسى؛ شیخ امان الله كوجانى؛ حاج امیر آقا فلاورجانى؛ سید محمّدباقر آیت اللهى؛ شیخ محمّدباقر نجفى؛ شیخ محمّدباقر كمره اى؛ سید محمّدباقر رجائى؛ شیخ محمّدباقر امینى نطنزى؛ سید جلال الدین فارقلیطى؛ شیخ محمّدجواد اصولى فریدنى؛ سید حسن علوى خوراسكانى؛ سید حسن مدرس هاشمى؛ شیخ محمّدحسین فاضل كوهانى؛ شیخ محمّدحسین شریعت هرندى؛ سید محمّدحسین مهدوى اردكانى؛ سید حسین موسوى بیدآبادى؛ شیخ حیدرعلى صلواتى؛ شیخ داود مصاحبى نائینى؛ سید محمّدرضا خراسانى؛ شیخ مصطفى ارسطویى؛ شیخ نورالدین اشنى قودجانى و شیخ هبة الله هرندى.

 اجازات؛ علاّمه نجفى به عدّه زیادى از علما و فضلاى زمان اجازه اجتهاد یا نقل روایت داده است كه تعداد قابل توجهى از این اجازات جمع آورى شده است. که از آن جمله میرزا محمّد ثقفى و میرزا عطاءالله فقیه امامی را می توان اشاره کرد.

وفات؛ سرانجام علاّمه نجفى در بامداد روز یكشنبه 24 محرّم 1362ق پس از عمرى پربار كه در ترویج شریعت مطهره و تحقیق و تدریس در فقه اهل بیت، علیهم السلام، طى كرد وفات یافت و پس از تشییعى عظیم در تكیة مادرشاهزاده مدفون گردید.

میرزا حسن خان جابرى مى نویسد: «رحلت حجة الاسلام آقا شیخ محمّدرضا، كه به خاندان مرحوم حجة  الاسلام حاج شیخ محمّدباقر در این اواخر،

 سه روز در وفاتش بازارها و محاضر علمى بسته بود. اندك زمانى نگذشته بود كه حجت الاسلام آقاى سید على مدرس نجف آبادى، مدرّس معقول و منقول از دنیا گذشته؛ چون آن بزرگ در فقه و اصول استاد، و در تقوا و قناعت از امجاد بود و خاصّ و عام را به او اراداتى در نهاد، چند روزى تعطیل مدارس و مجالس شد و از خرد و بزرگ تشكیل دسته هاى عزادارى به هر محله جالس، بنده هنوز از بستر بیمارى برنخاسته و اندوه وحید[دستگردى] و آقا شیخ محمّدرضا را داشته كه به زارى و سوگوارى آن بزرگ نشسته» 


مشروح زندگی نامه

شیخ محمّدرضا نجفى

علاّمه فقیه اصولى متكلّم و ادیب شاعر ریاضى دان، از نوابغ روزگار و مفاخر علمى شیعه و مدرسین بزرگ حوزه علمیة اصفهان.

  تولّد و خاندان؛ وى در روز 20 محرّم 1287 در نجف اشرف متولّد شد. پدرش فقیه عارف شیخ محمّد حسین اصفهانى و مادرش دختر سید محمّدعلى معروف به آقا مجتهد فرزند فقیه محقق سید صدرالدین عاملى است. مادر پدرش دختر سید صدرالدین عاملى، همسر حاج شیخ محمّدباقر نجفى، است و مادر مادرش دختر سید محمّد باقر شفتى، همسر سید محمّدعلى آقا مجتهد، است.

 جدّش حاج شیخ محمّد باقر نجفى و جدّ اعلایش محقق نامدار حاج شیخ محمّدتقى رازى، صاحب «هدایة المسترشدین»، شاگرد برجسته و داماد شیخ الطائفة شیخ جعفر نجفى است.

پدرش تحصیلات علوم دینی را نزد پدر خود آغاز کرد. در نوجوانی به عتبات عالیات هجرت نموده و در نجف اشرف نزد شیخ راضی نجفی، حاج میرزا حبیب الله رشتی و میرزا باقر شکی و دیگران به کسب فیض پرداخت و در سامرا نزد میرزا حسن شیرازی تحصیلات خود را تکمیل نمود و به مقام اجتهاد رسید. سپس به اصفهان مراجعت نموده و به تدریس و ترویج دین و حل مشکلات مردم مشغول شد؛ اما چندی نگذشت که ترک محراب و منبر و تدریس نمود. انقلابی در درون او باعث شد که از ریاست و عناوین دنیوی به یکباره کناره گیری کند و به تکمیل نفس و ریاضت بپردازد. او در اواخر سال1300ق به همراه پدر به نجف بازگشته و پس از وفات پدر بقیة عمر خویش را در نجف اشرف به عبادت و ریاضت گذراند. از وی آثار چندی برجای مانده است.

تحصیلات؛ شیخ محمّدرضا نجفى در سن ده سالگى از نجف اشرف به اصفهان رفت و پس از سه سال اقامت در آنجا، در سال 1300ق به همراه پدر بزرگوار و جدّ عالى مقدارش به نجف اشرف مراجعت نمود. جدّش حاج شیخ محمّدباقر نجفى در سوم ماه صفر 1301ق و پدرش شیخ محمّدحسین نجفى در اول محرّم 1308ق وفات یافتند.

وى تا سال 1333ق در آن شهر مقدّس به كسب علوم و فضائل پرداخت و پس از وصول به مقامات عالیة علم و اجتهاد و تبحّر در فنون شعر و ادب و كسب اجازات روایتى و اجتهاد به اصفهان مهاجرت نمود و به ترویج و تدریس و اقامه جماعت و ارشاد و هدایت مردم و دیگر شؤون روحانیت پرداخت.

اساتید؛ شیخ محمّدرضا نجفى در نجف اشرف از محضر بسیارى از بزرگان علم و فضیلت و ادب استفاده نموده و در دو شرح حال خود نوشت كه از ایشان در دست است به نام آنان اشاره كرده است: 1. سید ابراهیم تنكابنى قزوینى؛ علاّمه نجفى در سنین قبل از بلوغ نزد ایشان مراحل عالى علم نحو را به صورت خارج فراگرفت. 2. شیخ محمّد حسین نجفى؛ 3. میرزا فتح اللّه شیخ الشریعه اصفهانى؛  4. آخوند ملاّ محمّدكاظم خراسانى؛5. آقا سید محمّدكاظم یزدى؛6. سید اسماعیل صدر؛ 7. سید محمّد فشاركى اصفهانى؛ 8. حاج میرزا حسین نورى؛ نجفى علوم حدیث را از محضر وى آموخته و در سال 1320ق در كربلاى معلى از او به اخذ اجازه نقل حدیث نایل گشته. 9. ملاّ على نهاوندى؛

10. حاج آقا رضا همدانى؛ علامه نجفى در كتاب «نجعة المرتاد» از او با تعبیر «شیخنا الفقیه» نام برده است .  11. ملاّ حسینقلى همدانى12. سید مرتضى كشمیرى؛  13. ملا على محمّد نجف آبادى 14. حاج میرزا حبیب اللّه ذوفنون اراكى؛ عالم جامع و فیلسوف و منجم معروف كه علاّمه نجفى علوم ریاضى و هیئت را از او فراگرفته است. 15. سید جعفر حلّى؛ شاعر شهیر و نابغه ادیب، صاحب دیوان «سحر بابل».  

مشایخ اجازه؛ شیخ محمّدرضا نجفى از مشایخ ذیل اجازه نقل حدیث دریافت نموده است: 1. حاج میرزا حسین نورى؛ 2. میرزا فتح الله شیخ الشریعه اصفهانى؛ 3. سید مرتضى كشمیرى؛ 4. سید حسن صدر كاظمى؛ 5. سید محمّد قزوینى حلّى؛ 6. سید حسین قزوینى حلّى؛ 7. شیخ محمّد باقر بهارى همدانى.

معاشران و مباحثات علمى؛ دوران تحصیل فقه و اصول علامه نجفى نزد استادان بزرگ نجف به مدت 16 سال (از سال 1300 تا 1316ق ) طول كشید و پس از آن، دوران مباحثات و مذاكرات علمى وى با فضلاى آن دیار در جلسات منظم و مستمر شروع شد و تا سال (1333ق) به مدت 17 سال به طول انجامید. در این مدت طولانى عالمان و فقیهان صاحب نامى در جلسات علمى با علامه نجفى به طور منظم شركت مى كردند. دوران مباحثات علمى علامه نجفى با فقیهان نجف اشرف، در واقع دوران شكوفایى علمى او است. برخى از معاشران و هم بحثان علامه نجفى عبارتند از: 1. میرزا محمّدحسین نائینى؛ 2. حاج شیخ عبدالكریم حائرى یزدى؛3. میر سید على مدرس نجف آبادى؛4. شیخ حسن كربلایى اصفهانى؛ 5. حاج میرزا مصطفى تبریزى؛ 6. سید محمّدباقر طباطبائى؛ 7. شیخ محمّدجواد بلاغى.

بازگشت به اصفهان؛ شعله هاى آتش جنگ جهانى دوم كه از اروپا شروع شده بود، آسیا را نیز فرا گرفته و عراق نیز از آثار شوم این جنگ طولانى بى نصیب نبود. سایه سیاه این جنگ به صورت قتل، غارت و ناامنى بر شهرهاى این كشور افكنده شده بود، به گونه اى كه تاب و تحمل آن براى مردم بسیار سخت شده و موجب مهاجرت عده اى از علما از عراق شد. علامه نجفى كه در سال هاى آخر اقامت خود در عتبات، ساكن كربلاى معلى شده بود، در اواخر سال 1333ق با حاج شیخ عبدالكریم حائرى یزدى همسفر شده و به سمت ایران آمد. وى در اراك از رفیق شفیق خود جدا شد و در اول محرم 1334ق به اصفهان رسید و مورد استقبال مردم و عالمان و خواص شهر اصفهان قرار گرفت و تا آخر عمر در آن اقامت گزید.

درآن زمان زعیم دینى اصفهان حاج آقا نوراللّه اصفهانى، عموى او، بود كه خدمات دینى و اجتماعى و مساعى جمیله او در نهضت مشروطه خواهى ایران در تاریخ ثبت است.

 وى در ابتداى ورود شیخ محمّدرضا تمامى مناصب شرعى خود، از قبیل اقامه جماعت و تدریس و وعظ و غیره را به او سپرد و در تعظیم و ترویج از او نهایت اهتمام را به كار برد. طلاب علم نیز پروانه وار گرد وجود منور آن عالم بزرگ جمع گشته و به استفاده از منبع سرشار علوم او مشغول شدند.

 

 مقامات علمى نجفى از دیدگاه بزرگان؛ وی از اجلة علماى عصر خود، و فقیهى اصولى حكیم متكلّم ریاضى عروضى، جامع معقول و منقول، حاوى فروع و اصول و شاعرى ماهر بود.

عموم كسانى كه علاّمه نجفى را دیده اند، او را به جامعیت و عظمت علمى ستوده اند. از جمله: 1. امام خمینى، رضوان اللّه علیه، كه در دوران اقامت علاّمه نجفى در قم از محضر او استفاده كرده و از او اجازه نقل حدیث دریافت نموده در آغاز اثر بى همتا و ارجمند خود «شرح چهل حدیث» مى نویسد: «اخبرنى اجازة مكاتبة ومشافهة عدة من المشایخ العظام والثقات الكرام. منهم: الشیخ العلامة المتكلم الفقیه الاصولى الادیب المتبحر الشیخ محمّدرضا آل العلاّمه الوفی الشیخ محمّدتقى الاصفهانى، ادام الله توفیقه، حین تشرفه بقم الشریف».

2. سید شهاب الدین مرعشى نجفى استاد ارجمند خود را از نوابغ روزگار در ادبیات و فقه و ریاضى و دیگر علوم دانسته و از او با لقب مجموعه فضائل، گنجینه علوم و كعبة ادبا و فقها و مفسّرین و محدّثین و متكلّمین و ریاضیین نام مى برد و در «المسلسلات» مى نویسد: «من روزگارى دراز با او معاشرت داشتم، جز نیكى از او ندیدم و محبّت و اخلاصم به او روز به روز بیشتر مى شد».

 ایشان از استاد خود با عنوان: «پروردگار شعر و ریاضى و فقه و حدیث و بیشتر معارف در زمان خود» یاد كرده و مى نویسد:« او از بزرگان و اركان روزگار است و سزاوار است كه از اطراف و اكناف براى استفاده از او بار سفر بسته شود؛ ولى افسوس كه او در سرزمینى واقع شده كه ارزشى براى علم و دانش قائل نیستند».

خصوصیات اخلاقى؛ شیخ محمّدرضا نجفى علاوه بر فضایل علمى به مكارم اخلاقى نیز آراسته بود. وى در نجف اشرف از محضر پرفیض فقیه اخلاقى آخوند ملاّ حسینقلى همدانى بهره برده بود. بسیار خوش اخلاق، خوش محاوره، شوخ طبع و لطیفه گو بود و چنان كه سید مصلح الدین مهدوى مى نویسد: «در معاشرت و حسن خلق بر بسیارى از معاصرین خود امتیاز داشت».

تألیفات؛ 1. «اداء المفروض»، در شرح ارجوزة عروض منظوم سرودة دوست ادیبش میرزا مصطفى تبریزى.

 2. «استیضاح المراد من الفاضل الجواد»،

3. «رسالة امجدیه»، 4. «الایراد و الاصدار »،

 5. تعریب رساله «سیر و سلوك» ، 6. «جلیة الحال»،  در دو مسأله وضع و استعمال،

7. «حاشیه بر شرح دیوان متنبّى»، 8. حواشى بر «روضات الجنات»،

 9.« حلى الدهر العاطل»،

 10. «ذخائر المجتهدین»، در شرح كتاب«معالم الدین فى فقه آل یاسین»

 11. رد بر كتاب «فصل القضا»، رساله «فصل القضا فى عدم حجیة فقه الرضا» نوشتة سید حسن صدر است.

12. «الروض الاریض»،

 13. «الروضة الغناء، فى تحقیق معنى الغناء».

14.« السیف الصنیع لرقاب منكرى علم البدیع».

15. «العقدالثمین»،  در جواب سؤالات فقهى شیخ شجاع الدین

16. «غالیة العطر»، فى حكم الشعر. 19.«نجعة المرتاد»، در شرح رساله فقهى «نجاةالعباد» شیخ محمّد حسن صاحب «جواهر»

20. «نقد فلسفة داروین». مشهورترین اثر علمى نجفى كه آن را در دوران جوانى نگاشته است.

  21.« النوافج و الروزنامج»،

 22. «وقایة الاذهان و الالباب، و لباب اصول السنّة و الكتاب».

  تدریس در قم؛ شیخ محمّدرضا نجفى در سال 1346ق در قیام حاج آقا نوراللّه اصفهانى كه به عنوان اعتراض به اقدامات غیر اسلامى دولت به قم مهاجرت نمودند، به همراه عده اى دیگر از علماى بزرگ اصفهان به قم رفته و به مدّت شش ماه در حوزه علمیه قم به اصرار مؤسس بزرگوار آن حاج شیخ عبدالكریم حائرى به تدریس پرداخت. آیة اللّه مؤسس، عظمت خاصّى براى او قائل بود و او را شیخ بهائى زمان مى دانست.

 حضرت امام خمینى، رضوان الله علیه، از ایشان نقل فرموده كه اگر شیخ محمّدرضا ذوفنون نبود، شیخ مرتضاى انصارى زمان بود.

شیخ محمّدعلى اراكى نیز از آیت اللّه حائرى نقل كرده كه ایشان فرموده بود: «به اعتقاد من آقاى شیخ محمّدرضا اوّل فاضل در كره زمین است و از او بالاتر نیست».

 به نوشته میرزا محمّد ثقفى (از شاگردان و مجازین از علاّمه نجفى): « در اوّل ورود علاّمه نجفى به قم، آیت اللّه حائرى در منبر پس از توصیف مقامات عالیه ایشان در حد اعلى، فرمود: من هم از ایشان اجازه (نقل حدیث) دارم».

 عده اى از طلاّب فاضل آن زمان كه بعداً هریك به مقامات بلند علمى و دینى نایل شدند از محضر علامه نجفى استفاده كرده یا از او مجاز گردیدند. از جمله سید احمد شبیرى زنجانى؛ سید احمد خوانسارى؛ حاج میرزا خلیل كمره اى؛ سید محمّدرضا گلپایگانى؛ سید على اكبر برقعى قمى؛ سید شهاب الدین مرعشى نجفى و سیّد روح الله خمینی.

تدریس در اصفهان؛ نجفى از سال ورود به اصفهان (1334ق) تا سال وفات (1361ق) به مدّت 27 سال به تدریس دروس عالى فقه و اصول پرداخت و شاگردان بسیارى را تربیت نمود.

 وى در دوران خفقان رضاخانى نیز دست از تدریس برنداشت و در منزل به انجام این وظیفه دینى پرداخت. بدون شك حوزة علمیة اصفهان مرهون همّت بلند آن بزرگ مرد است و با تلاش بى دریغ او و برخى دیگر از علماى آن زمان حوزه كهن سال اصفهان از فروپاشى نجات یافت و خیل عظیمى از فضلا در آن پرورش یافتند.

 وى قبل از ظهرها در مسجد نو بازار و عصرها در مدرسة صدر بازار اصفهان و در سال هایى كه حكومت رضاخانى عرصه را بر روحانیت تنگ كرده بود، در منزلش به تدریس اشتغال داشت و هیچ گاه دست از نشر معارف دینى بر نداشت و حتى در سخت ترین شرایط به تربیت شاگردان پرداخت.

 ایشان به جز ایام درسى، روزهاى پنجشنبه و جمعه نیز در منزل به تدریس احادیث اهل بیت، علیهم السلام، و تبیین معارف معصومین مى پرداخت كه جمعى از فضلا از جمله آیت الله شیخ مرتضى مظاهرى در آن شركت مى كردند.

 آقا بزرگ تهرانی در این باره مى نویسد: «وكان للطلاب علیه زحام غریب وقد تخرج علیه جمع من الافاضل و الاعلام. و كان محبوبا عند سایر الطبقات لبشاشة وجهه و حسن اخلاقه و ظرافته. اما تدریسه فقد ولع به الكثیرون لبلاغة تعبیره و حسن تقریره و لجامعیته ایضا فقد كان یشفع اقواله بالادلة والاستشهاد باشعار العرب والفرس واقوال اللغویین والاكابر من السلف. و مع تلك المكانة العلمیة والشهة لم تكن حالته المادیة على ما یرام فكان غیر مرتاح دائما كما كان یبدو ذلك من مكاتیبه لى».

شاگردان؛ از میان یکصد نفر از شاگردان او که تاکنون مشخص شده و در اصفهان از محضر وی استفاده نمودند برخی عبارتند از: میرزا محمّدابراهیم نواب؛سید ابوتراب مرتضوى درچه اى؛ میرزا ابوالحسن قهى؛ شیخ ابوالقاسم اشراقى؛ شیخ ابوالقاسم نورایى سدهى؛ سید احمد مقدس بیدآبادى؛ سید اسدالله مستجاب الدعواتى؛ شیخ احمد فیاض سدهى؛ شیخ اسماعیل گزى؛ سید اسماعیل هاشمى؛ شیخ اسماعیل كلباسى؛ شیخ امان الله كوجانى؛ حاج امیر آقا فلاورجانى؛ سید محمّدباقر آیت اللهى؛ شیخ محمّدباقر نجفى؛ شیخ محمّدباقر كمره اى؛ سید محمّدباقر رجائى؛ شیخ محمّدباقر امینى نطنزى؛ سید جلال الدین فارقلیطى؛ شیخ محمّدجواد اصولى فریدنى؛ سید حسن علوى خوراسكانى؛ سید حسن مدرس هاشمى؛ شیخ محمّدحسین فاضل كوهانى؛ شیخ محمّدحسین شریعت هرندى؛ سید محمّدحسین مهدوى اردكانى؛ سید حسین موسوى بیدآبادى؛ شیخ حیدرعلى صلواتى؛ شیخ داود مصاحبى نائینى؛ سید محمّدرضا خراسانى؛ شیخ مصطفى ارسطویى؛ شیخ نورالدین اشنى قودجانى و شیخ هبة الله هرندى.

 اجازات؛ علاّمه نجفى به عدّه زیادى از علما و فضلاى زمان اجازه اجتهاد یا نقل روایت داده است كه تعداد قابل توجهى از این اجازات جمع آورى شده است. که از آن جمله میرزا محمّد ثقفى و میرزا عطاءالله فقیه امامی را می توان اشاره کرد.

وفات؛ سرانجام علاّمه نجفى در بامداد روز یكشنبه 24 محرّم 1362ق پس از عمرى پربار كه در ترویج شریعت مطهره و تحقیق و تدریس در فقه اهل بیت، علیهم السلام، طى كرد وفات یافت و پس از تشییعى عظیم در تكیة مادرشاهزاده مدفون گردید.

میرزا حسن خان جابرى مى نویسد: «رحلت حجة الاسلام آقا شیخ محمّدرضا، كه به خاندان مرحوم حجة  الاسلام حاج شیخ محمّدباقر در این اواخر، اعلم از او كس نبود و علاوه بر منقول و معقول، در ریاضیات پیرو شیخ بزرگوار بهائى و به ادبیات نظم و نثرِ، گفتارش شیرین تر از ابونباتة مصرى، و ابن سكّره عصر. 35 سال با مؤلف لطفش بى منتها و در محاظرات منظومه لطیفى گران بها داشتند[...] در فاجعه رحلتشان مریض بودم، تا شنیدم چنان به خود لرزیدم كه بیم فجأه رفته؛ پس از ساعتى گفته:

 لقد افل الكواكب مذ توفّى

رئیس العلم فى ذاك الزمان

 محمّد الرضا الغروى شیخ

سما علما لاهل الاصبهان

 ولما راح راح الروح عما

به شاد البیان من المعانى

 تمنّى «الجابرى» ان یورّخ

و كلّ لسانه عند البیان

 اذاً جاء البشیر وقال ارّخ

لقد آوى الرضاء بالجنان

 سه روز در وفاتش بازارها و محاضر علمى بسته بود. اندك زمانى نگذشته بود كه حجت الاسلام آقاى سید على مدرس نجف آبادى، مدرّس معقول و منقول از دنیا گذشته؛ چون آن بزرگ در فقه و اصول استاد، و در تقوا و قناعت از امجاد بود و خاصّ و عام را به او اراداتى در نهاد، چند روزى تعطیل مدارس و مجالس شد و از خرد و بزرگ تشكیل دسته هاى عزادارى به هر محله جالس، بنده هنوز از بستر بیمارى برنخاسته و اندوه وحید[دستگردى] و آقا شیخ محمّدرضا را داشته كه به زارى و سوگوارى آن بزرگ نشسته».

مراثى؛ به جز مرثیه میرزا حسن خان جابرى، ادیب فاضل میرزا حبیب اللّه «نیر» نیز در سوك آن عالم ربّانى چنین سروده است:

 ایا دهرا ذهبت بآیة اللّه

غدرت بنا فوا اسفا ولهفاه

 محمّد الرضا الغروى ابوالمجد

مضى نحو الجنان بقرب مولاه

 اراد «النیر» استیضاح فوته

ففى شهر المحرّم طاب مثواه

 فارّخ بعد نقض الست للعام

رضا النجفى لبّى داعى اللّه

همچنین میر سیّد علی علامه فانی اشعاری در وفات وی سروده است